حرفهایم درددل کارگران بود

گفتوگو با معدنکاری که در حضور رئیسجمهور اعتراض کرد

Jameh Pouya - - پرونده گزارش - سولماز خیاطی

تقریبامبلغ32 میلیون به هر خانواده پرداخت شده و مستمریحدود یکمیلیونوصدهزار تومان برایشان در نظر گرفتندوهمچنین وزیر مسکن قول پرداخت05 میلیون تومان برای مسکن هر خانواده را داده است

عصر 13 اردیبهشت 1396 خبری روی خط خبرگزاریها قرار گرفت که فاجعهای عظیم را گزارش میکرد؛ اولین خبر حاکی از آن بود معدن «زمســتانیورت» در آزادشهر گلستان منفجر شده و بیش از 40 معدنچی در آن گرفتار شدهاند و تعدادی جسد نیز بیرون آورده شده است. عمق فاجعه آنقدر بود که در اوج رقابتهای انتخاباتی و زمانی که ثانیهها آرای مردمی را بهنفع یا زیان کاندیداها باال و پایین میکرد، این خبر تب داغ رقابت انتخاباتی را کنار بزند و ســر خط خبرها قرار گیرد. گزارش اولیه هرچند عصر روی خبرگزاریها قرار گرفت؛ اما اخبار رسیده نشان میداد این معدن ساعت 9 صبح منفجر شده و تا بعدازظهر گزارشی از آن بیرون نیامده بود. سه روز بعد از این حادثه حسن روحانی رقابتهای انتخاباتی را رها کرد و به معدن یورت رفت. فیلمی از آن سفر منتشر شد که مردی با خطوط عمیق روی صورت که غم و خشم را نشان میداد، فریاد میزد آقای رئیسجمهور من درد دارم میخواهم حرف بزنم؛ اما حمله به ماشین رئیسجمهوری که عدهای میگفتند توســط معدنچیان اتفاق افتاده است، حرفهای این پیر معدن را نیمهتمام گذاشت. رسول علیخانی که 20 سال از عمرش را در معدن زغال سنگ کار کرده است، همان مرد میکروفون به دستی است که درد را فریاد زد؛ اما نگذاشتند حرفهایش را تمام کند و بعدها از آن استفادههای تبلیغاتی هم شد. او برایمان میگوید آن روز در معدن زمســتانیورت چه اتفاقی افتاد. چطور میکروفون به دســتش رســید و چرا نتوانست حرفهایش را به رئیسجمهوریبزند.

مثال یک سال کار میکنیم شش ماه بیمه پرداخت میکنند و ما را بیمه معدن نمیکنند. سالهای پیش به دادگاه مراجعه کردیم؛ اما با ما برخورد شد و گفتند چرا تجمع میکنید. پارسال بهدلیل پرداختنشدن حقوقمان با خانوادههای خود به فرمانداری مراجعه کردیــم تا تحصن کنیم؛ ولی در این ســالها هیچ مشکلی حل نشد. Ï

پاسخ رئیسجمهور به صحبتهای شما چه بود؟ ایشان پاســخی ندادند، درواقع به علت شرایطی که پیش آمد مجبور شدند محل را ترک کنند. Ï

احساس شما از رویارویی با رئیسجمهور چه بود؟ درواقع بهدلیل اتفاقی که افتاده بود و صحنههایی که دیدیم، بهشدت ناراحت بودیم، از سوی دیگر با توجه به زندگی سخت کارگران، فکر میکردم بیتوجهی به آنها و مشکالتشــان ادامه مییابد؛ اما همین که رئیسجمهور آمد، انگار ناراحتیام تخلیه شد. Ï

اصال چطور شد که میکروفون را گرفتید که صحبتکنید؟ شب قبل از آمدن رئیسجمهوری، با وزیر کار صحبت کردم و درباره اینکه چه اتفاقی افتاده و چقدر در این ســالها اذیت شدهایم حرف زدم، آقای ربیعی گفت احتماال فردا رئیسجمهوری به محل میآید و قول داد مشــکالت را منتقل کند، من گفتم میخواهم خودم با رئیسجمهوری صحبت کنم، آقای ربیعی هم گفت اشــکالی ندارد، فردا صبحت کنید. فردای آن روز قرار بود رئیسجمهوری به دیدار خانوادههای کشتهشــدگان برود، من و معدنچیــان دیگر هم همگــی مقابل معدن یورت ایســتاده بودیم آن باال (اشاره به تپهای که در ورودی معدن آنجاست) منتظر بودیم رئیسجمهوری بیایــد و من به نمایندگی از معدنچیان صحبت کنم. به آقای ربیعی زنگ زدم پرســیدم رئیسجمهوری میآیــد؟ گفت بهلحاظ امنیتی خیلی مشکل است، میگویند پایین معدن عدهای جمع شــدهاند، من غافلگیر شــدم چون ما معدنچیان باال بودیم و منتظر رئیسجمهوری؛ بعد از چند دقیقه گفتند آقای روحانی خودش اصرار دارد که بیاید؛ وقتی هم ایشان رسید من دوباره با صدای بلند گفتم حرف دارم. آقای ربیعی به کسی که آنجا مسئول بود، گفت میکروفون را بدهید به علیخانی حرفش را بزند. بعد من میکروفون را گرفتم که حرف بزنم، باز به ماشــین رئیسجمهوری حمله کردند و نگذاشتند حرف بزنیم. آنهایی که به رئیسجمهوری حمله کردند خداوکیلی از معدنچیان نبودند، چون ما همگی باال بودیم و میخواستیم حرفمان را بزنیم تا دردمان درمان شــود. عدهای آمده بودند که کار را خراب کنند و متأسفانه نگذاشتند من بگویم چه دردهایی داریم. Ï

فارغ از تأثیر ایــن دیدار آیا از اینکه باالخره با وجود تالشم این اتفاق نیفتاد و بعد از اینکه فاجعه رخ داد و ما 43 نفر از عزیزانمان را به بدترین شکل از دســت دادیم و با وضعیت بسیار ناراحتکنندهای بعد از تقریبا یک هفته اجساد آنها را بیرون آوردیم، مســئوالن به ما توجه کردند. بههرحال ما بســیار ناراحت و عصبی بودیم. Ï

صحبتهایتــان در حضور رئیسجمهور چه بود؟ در مجموع که اجازه ندادند صحبت خاصی بکنم، فقط از مشکالت صحبت کردم. اگر عدهای که واقعا معلوم نبود از کجا هســتند، اگر دلشان برای معدنچیان میسوخت باید میگذاشتند ما حرفمان را بزنیم تا رئیسجمهوری بشنود؛ اما آنها اجازه ندادند. Ï

مشکالتی که اشاره کردید دقیقا چه هستند؟ حدود 13 ماه حقوق کارگران پرداخت نشده بود؛ برای

Ï

آیا از سفر رئیسجمهور اطالع داشتید؟ بله، بعد از صحبت با اســتاندار و دکتر ربیعی (وزیر کار) متوجه شــدیم روز بعد رئیسجمهور میآید و وقتی هم اینجا بودند دکتر ربیعی خودش خواست میکروفــون را به من بدهند و ما کارگران هماهنگ بودیم که بنده صحبت کنم؛ ولی متأسفانه صحبتم ناتمام ماند و کسانی که غیرمعدنی بودند، جو را به هم ریختند و نگذاشتند صحبتم را ادامه بدهم. Ï

امکانش هست توضیح بدهید دقیقا چه اتفاقی افتاد، در فیلم منتشرشده شما خیلی ناراحت و عصبانی هستید که البته با توجه به حادثهای که رخ داده طبیعی بود. من سالها سعی کردم مشــکالت کارگران معدن از جمله سختی کار، حقوق پایین و پرداختنشدن حقوقها را به گوش مسئوالن برسانم؛ اما متأسفانه

توجهی به شما شد احساس آرامش کردید؟ بله واقعا مردم حالشــان بهتر شــد، آرام شــدند، همدردی دیدند؛ به خانواده آســیبدیدگان کمک شــده؛ ولی این حادثه مشــکالت زیادی به دنبال داشــته که به حل آنها امیدوار نیستیم؛ برای مثال کارگران زیادی بیکار شدهاند، معدن تعطیل شده و برای راهاندازی آن فکری نمیکنند. با توجه به این مشکالت و شفافنبودن شرایط که حقوق کارگران در این مدت چه خواهد شــد، قــرارداد آنها به چه صورت باید باشــد، امیدی نداریم که بعد از مراسم چهلم این عزیزان به این مشکالت رسیدگی شود. Ï

چــه اقداماتی بــرای کمک بــه خانواده آسیبدیدگان شده است؟ تقریبا مبلغ 23 میلیون به هر خانواده پرداخت شده و مستمری حدود یکمیلیونو صد هزار تومان برایشان در نظر گرفتند و همچنین وزیر مسکن قول پرداخت 50 میلیون تومان برای مســکن هر خانواده را داده است. باید اشاره کنم تنها کسی که بعد از حادثه با من تا عمق هزارو 700 متری در تونل آمد و مشکالت را از نزدیک دید، دکتر ربیعی بود و یکسری قولها برای کمک به کارگران دادند. Ï

بهجز حادثه پیشآمده آیا با شخص وزیر کار و رئیسجمهوری راجع به شــرایط بد زندگی معدنچیان صحبت کردید؟ چون در فیلم هم اشــاره میکنید که دردهای زیادی دارید، این دردهاچیست؟ دکتر ربیعی و معاونان ایشان قول دادند من با هزینه وزارتخانه به تهران بروم و در جلسات وزارت کار در حضور شخص رئیسجمهور صحبت کنم. درمجموع مشکالت ما تمامشدنی نیست. آقای قرائتی، معاون وزیر کار، بعد از حادثه به محل آمدند و مشکالت را از نزدیک دیدند و بهقدری ناراحت شــدند که گریه کردند. Ï مشکالتچیست؟

بــا حقوق 900 هزار تومان و مشــکالت فرزندان از جمله خرج تحصیل، ازدواج و سربازی تقریبا زندگی غیرممکن اســت. من در این مدت شاهد مشکالت زیاد زندگی کارگران بودم؛ برای مثال یکی از کارگران برای خرج ســفر پسرش که سرباز بود و از گلستان به اهواز برای گذراندن دوران سربازی میرفت، پولی نداشت، به من گفت فالنی ببین از بچهها میتوانی پول جور کنی. من از کارگران دیگر 50 تومان تا 100 تومان پول جمع کردم و شــد 400 هزار تومان که به او دادم تا پسرش را راهی کند. حتی هزینههایی در این سطح هم از توان کارگران خارج است. اغلب اینها سالهاست با خانواده مســافرت نرفتهاند، ما کارگر داریم که 13 سال است نتوانسته برای زیارت به مشهد برود، این در حالی است که کارگران حتی جمعهها نیز سر کار میروند و تعطیلی ندارند. Ï

آیا رئیس و مدیرعامل معدن بعد از حادثه برای

همدردی به محل مراجعه کردهاند؟ قبل از حادثه که نمیآمدند، بعد از حادثه هم به علت خشم و ناراحتی خانوادهها جرئت حضور در محل را نداشتند. االن معدن بسته شده و اگر اقدامی نکنند، به ویرانه تبدیل خواهد شــد و حتی تا بازگشــایی معدن کارگران بیکار و بالتکلیف هستند. Ï

شما در همین معدن مشغول به کار بودید؟ من 20 ســال در معــادن کار میکنم. قبال در این معدن مشــغول به کار بودم که با توجه به پیگیری و تالشم برای رساندن مشکالت به گوش مسئوالن، یک ســال پیش به علت ناامنبودن این معدن به معدن دیگری اعزام شــدم. حدود یک سال پیش بــود که حتی فیلمش هم موجود اســت، بنده در اســتانداری با مدارک الزم توضیح دادم مدیر فعلی معدن صرفا سرمایهگذار است و تجربه معدن و کار معدن ندارد و همین باعث حادثه خواهد شــد که متأسفانه همینطور هم شد. Ï

شــما در ابتدا راجع به وضعیت بد اجساد گفتید، آیا طبق بعضی شنیدهها آنها زندهبهگور شدند؟ خیر، به نظر من به علت نشت گاز که باعث انفجار در معدن شد این عزیزان حداکثر به فاصله پنج دقیقه جانشان را از دست داده بودند. ما از طرف دیگری تونل زدیم و اجساد این عزیزان را پیدا کردیم که با توجه به زمانی که گذشته بود، حدود یک هفته، با شرایط بدی مواجه شدیم. Ï علت انفجار چه بود؟

گاز زیــادی در معدن جمع شــده بود و با توجه به اینکه معدن سیستم تهویه نداشت، انفجار رخ داد. اغلب مهندسان معدن جوانهایی هستند که تازه فارغالتحصیل شــدهاند و تجربه کافی ندارند، اگر مهندس باتجربه داشــتیم این اتفاق نمیافتاد. این معدن ســالهای گذشته به علت نداشتن سیستم تهویه تعطیل بود مهندســان قدیمی گفتند با این وضعیت کار نمیکنند، من هم گفتم این وضعیت ایمن نیست و همان باعث شد همگی از آن معدن بیرون بیاییم؛ ولی مهندسان جدیدی آمدند و کار را در همان شرایط شروع کردند. من هم در سالهای 94 و 95 پیگیر موضوع ناایمنبودن این معدن بودم که متأسفانه به معدنی دیگر فرستاده شدم. Ï

حضور رئیسجمهــور در محل معدن تأثیر مثبت داشت یا منفی؟ تأثیر بســیار خوبی داشت و مشکالت و ناراحتی ما را از نزدیک دید. بیشتر مسئوالن استان از رسیدن مشــکالت کارگران به گوش مســئوالن کشــور جلوگیری میکنند؛ برای مثال دکتر ربیعی از تحصن کارگران و خانوادههایشان جلوی فرمانداری بیخبر بودند، پس آمدن شــخص وزیر و رئیسجمهور به معــدن قطعا مؤثر بود. رئیسجمهور بعد از آنکه به معدن آمد و شــرایط آنجا را از نزدیک دید، با وجود توصیهها مبنی بر ترک محل بهدلیل فضای موجود، به اصرار خودشــان پیش خانوادههای معدنچیان رفتند و حرفهایشــان را شــنیدند که متأسفانه اتفاقاتی افتاد و ما هم ناراحت شــدیم و عدهای که از خانوادهها هم نبودند، صحبت من را قطع کردند. Ï

فکر میکردید رئیسجمهور به محل بیایند؟ ما به دکتر ربیعی گفتیم فضای اینجا مناسب نیست و این را به رئیسجمهور گفته بودند؛ ولی خودشان اصرار کردند به شــهرک و پیش خانوادهها بروند و رفتند.

Ï پس حضور ایشان مثبت بود؟

بله، خیلی مثبت بود. Ï

آیا صحبتکردن با رئیسجمهور شما را آرام کرد؟ من سالهاســت تالش میکنم این مشکالت را به گوش مسئوالن در تهران برسانم و بارها این مسائل را مطرح کردهام. البته حرفهایم در حضور ایشــان کمتر از یکسوم درد دل کارگران بود؛ ولی بههرحال آرام شدم که البته متأسفانه صحبتهایم قطع شد؛ ولی امیدوارم طبق وعدههای دادهشده فرصتی پیش بیاید و بهزودی به تهران بروم و در حضور مسئوالن و رئیسجمهور این مشکالت را کامل شرح دهم.

شب قبل از آمدن رئیسجمهوری،باوزیر کار صحبت کردم و درباره اینکه چه اتفاقی افتاده و چقدر در این سالها اذیت شدهایم حرف زدم، آقای ربیعیگفتاحتماال فردارئیسجمهوری به محل میآید و قول داد مشکالت را منتقل کند، من گفتم میخواهم خودم با رئیسجمهوریصحبت کنم، آقای ربیعی هم گفت اشکالی ندارد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.