تهران پس از حملهتروریستی

بررسی تأثیر عملیات تروریستی بر سالمت روانی و اجتماعی

Jameh Pouya - - اجتماعی سالمت - سعید زاهدی

ترورهای تهران در چند ســاعت تمام شــد، اما بیگمان آثار روانی و اجتماعی این رفتار وحشیانه، به این زودیها از ذهن جامعه پاک نخواهد شــد. البته خیلی از اتفاقات میتواند چهارشنبه تلخ پایتخت را رفتهرفته از حافظه عمومی بشوید که قطعا قویترین اتفاق، گذشت زمان است. گذر زمان، مرهمی معجزهآساست که قادر اســت کوهی از خاطرات دردناک را آب کند.

عامل بعدی میتواند اتفاقات خوب و شادی باشد که در اطرافمان اتفاق میافتد. پیروزیهای ایران در بازیهای والیبال یا راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی، نمونهای از این اتفاقهای خوب چند وقت اخیر است که دوز تلخی ترورهای پایتخت را پایین میآورد.

در ایــن مســیر، میتوانیــم با خلق شــادیهای جدید، دوز تلخیهای ترور را خیلی ســریعتر پایین بیاوریم. یعنی منتظر نباشیم که اتفاق خوبی بیفتد، بلکه خودمان دست به کار شــویم و اتفاقات خوب را خلق کنیم.

فاکتور مهمی که میتواند زهر ترورهای پایتخت را در جامعه خنثی کند، تقویت اتحاد و همبستگی ملی است. در جامعهای که همه هوای همدیگــر را دارند و برای تحقق یــک هدف، همپیمان هســتند، ترورهــا نمیتواند بهراحتــی آرامش آن جامعه را مختل کند.

بدیهی است که پیشگیری، تشخیص عناصــر نامطلوب و مجموعــه اقدامات امنیتی هــم راهکار دیگری اســت که میتواند به جامعه این حس را القا کند که دیگر قرار نیست ترورهای دیگری اتفاق بیفتد.

مجموعهاینرفتارهامیتواندتاحدودی ذهن جامعه را از یــادآوری حوادث تلخ ترور منحرف کند، اما قطعا هیچکدام از ایــن راهکارها نمیتواند اختالل در آرامش روانی جامعــه را در بازهای کوتاهمدت مرتفع کند.

اختــالل روانــی در تروریستها شایع است

حادثه تروریســتی 17 خــرداد 96 به ســاختمان مجلس شــورای اســالمی و حرم امــام خمینی (ره) به شــهادت 17 شهروند و مصدومیت 52 نفر منجر شد. این حادثه تروریستی از زوایای بسیار مختلفی قابل بحث و بررسی اســت. یکی از مهمترین زوایای قابل بررسی در حادثه ترور تهران، تحلیل روانی عامالن حمله تروریســتی وابسته به داعش است.

فریبا نقــدی، روانشــناس و مدرس دانشــگاه، در گفتوگو با «جامعه پویا» تأکید دارد: در اینکه تروریستها اختالل روانی داشتند، شکی نیست. این اختالل روانــی در آنها بهحدی قوی بوده اســت که حس نوعدوستی به سایر انسانهای بیگناه هم در آنها کشته شده بود. بــه گفتــه ایــن روانشــناس، ذهن تروریســتها به شــکل کلیدی اســت کــه فقط دکمه خاموش و روشــن دارد. آنها نســبت به همه حوادث، دو تحلیل بیشتر ندارند. تحلیــل آنها از هر حادثهای به این شکل است که آیا ایــن حادثه از نگاه مکتبی که بــه آن اعتقاد دارند، پذیرفته است یا خیر. در صورتی که به این نتیجه برسند رفتارشان کامال به مواضع آنها نزدیک اســت، در آن صورت دیگر هر رفتاری را که به آن نتیجه ختم شود، مجاز میدانند. به همین دلیل است که از کشتن کودکان و افراد بیگناه، حس عــذاب وجدان ندارند، چون در ذهن یک تروریست افراطی، جان انسانها در برابر هدفی که برای آن تربیت شــدهاند، هیچ اهمیتیندارد.

عذاب وجــدان به گفته نقــدی، در شرایطی در ذهن به وجود میآید که فرد نسبت به جامعهاش احساس تعلق کند و در صورت ارتکاب رفتاری غلط، حس گناه به او دست بدهد، اما وقتی یک تروریست احساس میکند که در حال انجام عملی ثواب است، بنابراین در آن لحظه هر کاری حتی کشــتن آدمها هم در ذهن او گناه محسوب نمیشود. دقیقا به همین دلیل اســت که میگوییم ذهن تروریستهای داعش فقط دو حالت و دو دکمه بیشــتر ندارد، یعنی یا عملی ثواب است یا اینکه گنــاه دارد و هیچ حالت ســومی را هم متصورنیستند.

این تروریســتها بــه اعتقــاد این روانشناس، بههیچوجه گذشتهای طبیعی نداشــتهاند و هرگز قدرت تحلیل، نقد و بررســی به آنها آموزش داده نشده است.

فاکتور مهمی که میتواند زهر ترورهای پایتخت را در جامعه خنثیکند،تقویت اتحاد و همبستگی ملی است. در جامعهای که همه هوای همدیگر را دارند و برای تحقق یک هدف،همپیمانهستند، ترورهانمیتواند بهراحتی آرامش آن جامعه را مختل کند

به همین دلیل هم ذهن آنها بهراحتی قابل شکلگیری است، دقیقا مثل ظرف خالی که بــرای دریافت هر تفکر خطا و باطلی آمادگی دارد.

به گفته این روانشناس، اختالل روانی موجب اختالل در عملکرد طبیعی افراد میشود و آنها را از قضاوت صحیح درباره پدیدههای اطراف دور میکند. مثال حتی در بروز اضطراب بهعنوان یکی از سادهترین و البته شایعترین اختالل روانی، فرد نگران مسئلهای اســت که نگرانی او نمیتواند کمکی به رفع مســئله و بهبود شــرایط کند. یعنی در تحلیل خود از رخدادهای پیرامون دچار خطای انتخاب میشود و با برگزیدن اضطراب بر سختترشدن حل مسئله دامن میزند و به خودش آسیب میرساند.

با این تعریف از اختالل روانی، نقدی بر این باور است که قطعا هر تروریستی دچار اختالل روانی اســت، زیرا قادر به تحلیل منطقی پدیدههای اطراف نیســت و به چنان مرزی از جنون، انزوا و جامعهزدگی رســیده است که برایش کشتن آدمها به مسئلهای عادی تبدیل میشود.

البته ایــن حرفها بههیچوجه به این معنی نیســت که اختالالت روانی حتما به افراطگرایی و تروریسم ختم میشود، زیرا هیچ نوع اختالل روانی بهتنهایی قادر نیست فردی را تروریست بار بیاورد؛ بلکه فقط میتوان از منظــر علمی گفت که وجــود اختالالت روانــی میتواند زمینه جذبشــدن افراد مبتال را به گروههای تروریستیتسریعکند.

تغییرات اجتماعی و روانی در شهرهای ترورزده

ترس از حضور در اماکن عمومی، یکی از شــایعترین اختالالتی است که پس از هر حادثه تروریســتی در هر نقطهای از دنیا اتفاق میافتد. «آگورافوبیا» نام علمی این اختالل اســت که فــرد از حضور در مکانهای شلوغ، بسیار مضطرب میشود و دوست دارد هرچه سریعتر آن مکان را ترک کند.

معموال در شــهرهایی کــه حوادث تروریستی در آنها اتفاق میافتد، شیوع این اختالل هم بیشــتر میشــود. تصور اینکه هر لحظه، فردی در دل یک جمعیت شــلوغ به انســان حمله کند و جان او را بگیرد، موجب میشود که خیلی از افراد مســتعد ابتال به این اختالل، خانهنشین شوند و خانه را امنترین نقطه دنیا بدانند.

طبیعی اســت که این افراد از زندگی اجتماعی و شغلی هم باز میمانند و حتی در موارد حاد، نیاز است که حتما این افراد از خدمات مشاوره و رواندرمانی نیز بهره ببرند.

ترس از حضور در پارک، سینما، مراکز تفریحی و تاریخی، مجتمعهای تجاری و اداری، اماکن مذهبی، سازمانهای دولتی و عمومی و کاهش استفاده از حملونقل عمومی، عارضه مشــترکی اســت که تا مدتها در شهرهای ترورزده جهان جریان دارد.

در این بین، نقش رســانهها و ســایر نهادهای اطالعرســانی بســیار حیاتی اســت، طوریکه این رسانهها میتوانند با اطالعرســانی دقیق، گفتــن حقایق، امیدآفرینی و تحکیم وحدت، نقش جدی در دوران پس از ترور داشته باشند. البته این امیدآفرینی باید توأم با بیان حقایق باشــد که خود هنری ناب است، اما اگر رســانهای با توجیه امیدآفرینی از گفتن حقیقت وقایع تروریســتی طفــره برود، این رفتار اتفاقا باعث ترس بیشــتر مردم میشــود، زیرا فرد با مراجعه به رسانهای دیگر در جریان اخبار ترور قرار میگیرد و در این حالت، سانسور اخبار در رسانههای رسمی را به معنی بزرگ بودن تهدیدهای تروریستیبعدیتعبیرمیکند،درحالیکه میتــوان هم حقایق را پنهان نکرد و هم آرامش را به جامعه برگرداند.

محمدامین ملکوتی، جامعهشــناس، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، در گفتوگو با «جامعه پویــا» از زاویه دیگری هم به ترورهــای اخیر در تهــران نگاه میکند و میگوید: درست اســت که ذات ترور، سراسر ســیاهی و پلیدی است، اما اتفاقا در دل این سیاهیها میتوان ترور را عامل تشدید وحدت و مودت مردم هم دانست.

به گفتــه ملکوتی، وقتی دشــمنی مشــترک در برابر جامعهای میایستد، در آن صــورت اختالفهــای درونــی و کشمکشهای داخلی در درون آن جامعه کمرنگتر خواهد شــد، زیرا مردم از هر جناح و گروه و دستهای، هدفی مشترکی خواهند داشــت که به حذف ریشه ترور خواهدانجامید.

ملکوتــی تأکیــد دارد کــه یکــی از آســیبپذیرترین گروههــا پــس از عملیاتهای تروریستی، کودکان هستند، آنها برخالف آنچه فکر میکنیم، تشویش اعضای خانــواده و جامعه را میفهمند و مضطرب خواهند شد.

اینکه خانوادهها اضطراب پس از ترور را بــه کودک خود منتقل نکنند، تصاویر خشــن از حادثه تروریســتی را همراه با کودک خود به تماشا ننشینند، ساعتها در حضــور کودک خود دربــاره حوادث تروریســتی بحث نکنند و تصاویر خشن حوادث تروریســتی را در فضای مجازی بازنشــر ندهند، راهکارهایی اســت که ملکوتی به آن اشاره دارد و معتقد است که میتوان با این راهکارهای ساده، سالمت روانی خانوادهها را حفظ کرد.

نبایــد از خاطــر برد کــه در حادثه تروریســتی تهران، 52 نفر هم مصدوم شــدهاند و صدها نفر نیز از نزدیک شاهد این وقایع تروریســتی بودهاند؛ بنابراین بهرهگیری از مشاوران و روانشناسان برای کمک روانی به مصدومان و شاهدان حادثه بایــد در اولویت قرار بگیــرد. نباید توقع داشــت فردی که از ســوی تروریستها مورد حمله قــرار گرفته و گلوله حوادث تروریستی، بدنش را شکافه است، به این زودیها بتواند از کابوس وقایع تروریستی خــالص شــود. مصدومان ایــن حادثه تروریستی، بسیار مستعد فوبیا، اضطراب و جامعهگریزی هستند که اگر به آنها کمک روانی نشود، معلوم نیست که اوضاع روحی و روانی آنها در ماههای بعدی چگونه باشد.

راهکار دیگری کــه باید برای آرامش پایدار جامعه به آن فکر کرد، نفود فکری و فرهنگی در بین حامیان تفکرات افراطی اســت. قطعا این کار، ضربههای بســیار مهلکتری به ســاختار گروههای افراطی مثل داعش خواهد زد.

براســاس مطالعــات «روانشناســی تروریســم»، خیلــی از تروریســتها با پیوســتن به گروههای افراطی به دنبال تعلق به گروه هستند تا از بیهویتی که احســاس میکنند در آن گرفتار شدهاند خارج شــوند، اما اگر با برنامههای فکری و فرهنگی در مســیری حرکت کنیم که افراد مستعد پیوستن به گروههای افراطی را تحت آموزش غیرمستقیم قرار دهیم و باورهای بنیادین آنها را زیر سؤال ببریم، در آن صورت قطعا شاهد ریزش نیرو در گروههای افراطی خواهیم بود.

واقعیت این است که خیلی از افرادی که به گروههای تروریســتی میپیوندند، از خانوادههــای فقیری هســتند که از کف امکانات هم محــروم بودهاند. در این شرایط با توزیع عادالنه ثروت در مناطق کمبرخوردار کشور میتوان ضربه بزرگی به سیستم جذب نیرو در گروههای افراطی زد. همچنین این روزها فرقههای افراطی همزمان با گسترش فضای مجازی، خود را بهروز کردهاند و تالش میکنند که از این فضا هم در کنار فضای سنتی برای جذب نیرو استفاده کنند. اینکه فضای مجازی را به حال خود رها کنیم و محتواهای فکری مفید برای مقابله با اندیشههای تروریسم و افراطگرایی تولید نکنیم، باختن در نبردی اســت که میتواند هم سالمت جسمی و هم ســالمت روانی جامعــه را به خطر بیندازد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.