قانون کار دچار کاستی است

«نعمت احمدی» در گفتوگو با «جامعه پویا» مطرح کرد

Jameh Pouya - - پرونده گفتوگو -

تا زمانی که معدن نریخته بود، صدایی از آنها نشــنیدیم. چه کســی کارگران معدن زغال سنگ زمستانیورت گرگان را میشــناخت جز آوار؟ آواری که بر سرشــان خراب شد تا بعد بیایند و بگویند ماههاست حقوق نگرفتهاند. بیمه درستودرمانی نداشتهاند و بارها به وضعیت کاری معدن و ناایمنبودنش اعتراض کردهاند؛ اما صدایشان به جایی نرسیده و از ترس بیکارشدن سکوت کردهاند و بعد هم صدای 40 نفرشان زیر آوار جا مانده است. کارگران معدن اگرچه کارشان جزء مشاغل سخت و زیانآور است؛ اما بسیاری از آنها بیمه ندارند و حقوقشان ماههاست عقب افتاده. «نعمت احمدی»، حقوقدان و وکیل پایهیک دادگستری، میگوید: «مشکالتی که درحالحاضر جامعه کارگری ما با آن دست و پنجه نرم میکند، به ضعف اساسی در قانون کار برمیگردد، قانونی که در آن جایگاهی برای سندیکای کارگری دیده نشده و تأمین اجتماعی هم وظیفه درستی در آن ایفا نمیکند».

Ï

از ســال 1325 شمسی که نخستین قانون کار در مجلس شورای ملی تصویب شد تاکنون، این قانون پســتیها و بلندیهای بســیاری به خود دیده. درحالحاضر تا چه میزان کارگران میتوانند براساس این قانون مطالبهگری کنند؟ پیش از هرچیز باید بر این نکته تأکید کنم که از ابتدای بشــریت تاکنون، جدال و تضادی بین کارگر بهعنوان فروشنده نیروی بازو و سرمایهدار بهعنوان کسی که پول در اختیار دارد وجود داشته است. این نکته چه قبل از قانونگــذاری و چه پس از آن همواره وجود داشــته و همیشه هم طبقهای که دارای مالکیت ابزار تولید است و از توان و قدرت بیشتری برخوردار بوده، توانسته بیش از کارگران روی قانون کار تأثیرگذار باشد. از همان زمان تصویب قانون کار، قدرت قانونگذاری در دست ابزار کار بود. عمده گرفتاری ما نامتعادلبودن قانون کار با شرایط موجود است. Ï

این نامتعادلبودن در تمام ادوار تاریخی وجود داشته است؟ بله، حقوق کار ما کامال تقابلی است. از لحظه استخدام بین کارگر و صاحب ســرمایه تضــاد ایجاد میکند و آن دو با تقابل و تضاد با یکدیگر روبهرو میشــوند؛ اما ازآنجاییکه قوانین کار الزامآور هستند و در جامعهای که بیکاری بیداد میکند، کارگر مجبور است کارش را با هر شرایطی نگه دارد. کارگران معدن یورت هزارو 700 متر زیر زمین و در تونل کار میکردند، درحالیکه تعدادی از آنها ماهها حقوق نگرفته بودند. این یعنی شرایط نابرابر و وحشتناکی که سابقه نداشته است؛ اینکه کارگر مجبور باشد با هر شرایطی کار کند و حتی نتواند اعتراض کنند. Ï

اعتراضهای بسیاری به الیحه جدید قانون کار وارد شــده، اعتراضهایی که میگوید قانون کار برایناساس از زیرشاخه حقوق عمومی به زیرشاخه حقوق خصوصی خواهد رفت، این موضوع تا چه میزان میتواند زندگی کارگــران را بیشازپیش تحتالشعاعقراردهد؟ در تقسیمبندی علم حقوق، حقوق عمومی آن الیحهای اســت که در اراده دولت اســت و تخطی از آن ممکن نیست؛ اما وقتی زیرشاخه حقوق خصوصی باشد، این تخطیها بهراحتی امکانپذیر است. درحالحاضر نقد بزرگی که میتوان داشــت همین است که قانون کار را بــه بخش حقوق خصوصی بردهانــد و ایرادهایی در قانون کار و نوع نگاه به سندیکا وجود دارد. قراردادهای کار وقتی تنظیم میشــوند، این امکان را برای کارفرما نمیگذارند که از زیرش شانه خالی کند، برای همین هم کارفرما بهراحتی قرارداد موقت مینویسد و دست کارگر کوتاه میشــود و مجبور است تن بدهد، چون هیچ حامیای ندارد، هیچ سندیکایی نیست که حقش را بگیرد و بیکاری گسترده است. مهمتر از این مشکالت تأمین اجتماعی است، تأمین اجتماعی یک مجموعه متورم ضررده است با سوءمدیریتهای دائمی. خودش کارفرماســت درحالیکه باید حامی باشد. در گذشته کارگاههایکوچکقدرتبسیاریداشتند.درحالحاضر بقالی میترسد نیروی کار بیاورد، چون در این صورت کارش زیرمجموعه تأمین اجتماعی میشود و این باعث شده بخش عظیمی از هسته اولیه کاری تعطیل شود، زیرا کارگاههای کوچک از این اتفاق و سختگیریهای بیجایی که وجود دارد، میترسند. Ï

فــارغ از کارخانهها یا کارگاهها با کارگران زیاد، به نظر شما کارگاههای کوچک باید از زیرمجموعه تأمین اجتماعی خارج شوند؟ پیشنویس قانون را نخواندهام؛ اما از نظر من کارگاههای کوچک باید بهصورت توافقی اداره شوند. تمام مردم باید بیمههای خوداشــتغالی و خویشفرمایی و آزاد داشته باشــند تا این دلیلی برای شــکلنگرفتن کارگاههای کوچک نباشد و کارگران مدام دچار ترس ازدستدادن بیمه نشوند. کارفرما در کارگاههای کوچک از ترس بیمه سه ماه به سه ماه کارگر را اخراج میکند. باید بیمهای الزامی برای تمام مردم داشته باشیم که متأثر از کارگاه نباشد. Ï

در نهایت فکر میکنید کارگران معدن یورت در چه صورتی میتوانستند مطالبات خود را بهموقع و بهدرستیدریافتکنند؟ قانون کار در سه بخش دچار کاستی است؛ کاستیای که مانع معدنکاران یورت و ســایر کارگران است. باید اجازه دهند ســندیکاهای مستقل کارگری راه بیفتد. ســندیکا اجتماعی است برای بســتر مناسب کاری و سالمتی اشتغال. دومین مسئله تأمین اجتماعی است؛ تأمین اجتماعی با مقرراتی که دارد اولین خاکریز ضد کارگری اســت. باید مقررات کارگاههای کوچک را که معافیتهایی داشــتند به آنها بدهیم و در نهایت باید تعادلی بین دادهها و گرفتهها ایجاد شود. درحالحاضر هم کارگر ضرر میبیند و هــم کارفرما، چرا کارگران معــدن یورت با توجــه به این میزان حقــوق و عدم پرداخت مجبور شدند در اعماق زمین با شرایط ناایمن مشغول کار شوند؟ پس اشکال جایی است که باید آن را پیدا کرد. درحالحاضر خصولتیها وارد کار شدهاند و باید سوددهی داشته باشــند؛ سوددهی که به ضرر کارگر است؛ یعنی رفتن به اعماق زمین بدون دریافت دستمزد.

از نظر من کارگاههای کوچک باید بهصورت توافقی اداره شوند. تمام مردم باید بیمههایخوداشتغالی و خویشفرمایی و آزاد داشته باشند تا این دلیلی برای شکلنگرفتن کارگاههایکوچک نباشد و کارگران مدام دچار ترس ازدستدادنبیمه نشوند. کارفرما در کارگاههای کوچک از ترس بیمه سه ماه به سه ماه کارگر را اخراج میکند.بایدبیمهای الزامی برای تمام مردم داشته باشیم که متأثر از کارگاه نباشد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.