نزاع در غیاب آموزش مهارتهای زندگی

گفتوگو با «جعفر ابراهیمی»، آموزگار دوره متوسطه و پژوهشگر مسائل اجتماعی

Jameh Pouya - - چشم‌اندا‌ز گفت‌وگو - سعیده علیپور

نزاع و درگیری چه درون مدرسه، چه بیرون مدرسه، یکی از شکلهای رایج ارتباطی بین پسران نوجوان بوده و هست. بیشتر درگیریهای شدید و گاهی خونین این نوجوانان زمانی رخ نشان میدهد که پا از حیاط مدرسه بیرون میگذارند. دراینباره با «جعفر ابراهیمی»، آموزگار دوره متوسط دوم در شهرستان شــهریار، صحبت کردهایم. او کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی است و فعالیتهای پژوهشی نیز در حوزه آسیبهای اجتماعی انجام میدهد.

بوده است. آیا مدرسه میتواند دراینباره مداخله کند؟ این مداخله باید به چه شکلی باشد؟ مدرسه میتواند در این زمینه مداخله کند؛ اما ارادهای در سیســتم آموزشی ما برای مداخله جــدی وجود نــدارد. اگر دانشآمــوزی دچار مشــکل شــود و به مشــاور نیاز داشته باشد، در سال تحصیلی مشــاور و مددکار اجتماعی کاربلدی در مدرســه حضور ندارد. شــاهدیم خیلی از مشاوران بهجای استفاده از مهارتشان در این بخش، درگیر کار بوروکراتیک و ثبتنام کلیشــهای شدهاند. تجربه من در این 15 سال نشــان میدهد زمانی که مدرسه در نزاعهای دانشآمــوزان مداخله میکند و طرفین نزاع را پای میز مینشــاند و با آنها از بیهودهبودن این نزاع صحبت میکند، موفق بوده است. پیدا میکند، زمانی که طرف مقابل توان مقابله داشته باشد خودش وارد این نزاع میشود؛ اما گاهی آن نوجوان افرادی را از بیرون از مدرسه با خود همراه میکند. این نزاع هم ممکن است از یک مشت و لگد شروع شود تا به درگیریهای خطرناک با چاقو و دیگر سالحهای سرد بکشد که در انتها هم منجر به شــکایت میشــود و ازآنجاییکه خارج از مدرســه این اتفاق افتاده است، روند قضائیاش طی میشود و خانوادهها را درگیر خود میکند.

یعنی ریشه دعواها قومی و نژادی نیست؟ از ابتدا ماجرا ســر این نیست که بچه ایرانی با افغانستانی به دالیل نژادی دعوا دارند؛ اما ادامه دعوا به مسائل نژادی و دستهبندیهای قومی هم کشیده میشود.

نزاع بین پســران نوجوان همیشه رایج

دلیل اصلی نزاعهایی که دانشآموزان در محیط مدرسه یا بیرون از مدرسه درگیر آن میشوند،چیست؟ مدرســهای که من در آن تدریس میکنم در حاشــیه تهران است. در منطقهای مهاجرپذیر که با تنوع فرهنگی زیادی و البته فقر فرهنگی روبهروست. جزئیترین مسائل میتواند منجر به دستهکشی در مدرسه شود. مقدمات این نزاع معموال درون مدرسه و کالس ایجاد میشود و در بیرون از مدرســه ظهور و بروز پیدا میکند. دالیل این نــزاع اغلب خیلی عادی و معمولی اســت و ممکن است در همه جوامع بروز کند؛ اما شــکل واکنش به این نزاع گاهی بهقدری شدید میشود که به جرح هم منجر میشود؛ برای مثال بچهها ســر فوتبــال دعوا میکنند و کار به ناســزاگویی میرسد و جنبه حیثیتی

پسرها بسیاری از مسائلشان را عریان و علنی میکنند، از آزادیهای فردی تا مسائل دیگر که شایدبههمیندلیل نوع خشمشان هم علنیتراست.البته پسرانی هستند که در این شرایط دست به خودزنی میزنند؛ اما آن چیزی که بین دختران به شکل خونبازی متداول است در پسران دیدهنمیشود

نمیتواند ایده کاهش خشــونت را جلو ببرد؛ حال اگــر فکر کنیم که ما کارها را با همراهی و همدلی و مدارا و مشــارکت انجام میدهیم، میتوانیم ادعا کنیم به سمت کاهش خشونت قدم برداشتهایم. االن نظام آموزشی ما ایده اول را پیــش میبرد؛ یعنی هرکــس پول و قدرت بیشتری دارد، هرکس میتواند امکانات بیشتری را خریداری کند، در مدرسه موفقتر است، در کنکور موفقتر است و فردا در جامعه نیز موفقتر خواهد بود. از سوی دیگر دانشآموزان فقط پنج تا شش ساعت از زمانشان را در مدرسه سپری میکنند و بقیه روز را تحت تأثیر خانواده، جامعه و رسانه هستند؛ مثال دانشآموزی از مسیر خانه تا مدرسه شاهد این است که پسرها، دخترها را مورد تعــرض کالمی قــرار میدهند یا در رسانه مناسباتی به تصویر کشیده میشود که تشدیدکننده این خشم است، یا خشونتهای خانگی کــه آمار آن کم هم نیســت. حال در این شرایط مدرســه چگونه باید آموزش دهد که دانشآموز در جامعه دچار تعارض نشــود. واقعیت این است که آن ارادهای که میخواهد در مدرسه اثرگذار باشد باید در جامعه هم اثر کند و مناسبتهای خشونتطلبانه را در جامعه کاهش دهد.

بــرای اینکه هم جامعه و هم مدرســه را بتوان همسو به ســمت کاهش نزاع و خشــونت پیش برد، نخستین راهکار چه میتواندباشد؟ ما در زمینه مددکار اجتماعی و مشاوره تربیتی و آموزش بســیار ضعیف عمل میکنیم. تا زمانی که رویکرد دولت این است که خدمات اجتماعی را کاالیی کند و به سمت پولیکردن این خدمات پیش برود، مدارس را هرچه بیشتر از محتوای انسانی و آموزشی خالی میکند و در نتیجه چشمانداز خوبی نمیتوان متصور شد. از ســوی دیگر یکی از بهترین کارهایی که آموزش و پرورش دراینباره میتواند انجام دهد این اســت که اطالعــات و آمار خود را منتشر کند و در مدارس را روی پژوهشگران مســتقل بهخصوص در حوزه آســیبهای اجتماعی باز کند تا پژوهشــگران مســتقل بتوانند تحلیلی از تأثیر آسیبهای اجتماعی بر دانشآموزان ارائه دهند. نظام آموزشی ما همواره بهعنوان اصلیترین سد و مانع پژوهش جدی در مدرســه بوده اســت تازمانیکه ما بخواهیم مسائل و مشکالت درون مدرسه را کتمان کنیم، قادر نخواهیم بود نگاه درستی به آن داشته باشیم و در نتیجه تمام برنامهها و طرحهای ما هم نمیتواند اثربخشی الزم را داشته باشد. نمیگــذارد طرحها و ایدههای پژوهشــگران مستقل وارد آموزش و پرورش شود؛ این اولین معضل اســت، این در حالی است که متأسفانه نگاه آموزش و پرورش نگاه بســته است و سایر نهادها با روی گشادهتری کمکهای بیرونی را پذیراهستند.

تجربه نشــان داده، درنظرگرفتن موارد درسی ازایندست هم خیلی موفق نیست؛ بهطوریکه معلم در ارائه آن درس فقط به مسائل تئوریک و حفظ موارد کتاب بسنده میکند و در نتیجه تأثیر محتوایی بر زندگی دانشآموزان ندارد. واقعیت این اســت که معلمها نیز باید آموزش ببینند. وظیفه معلم فقط این نیســت که سر کالس، درس مربــوط بــه خــود را ارائه کند، بلکه باید آداب رفتــاری را هم به دانشآموزان یاد بدهد. چــرا اغلب ما معلمان در این زمینه ناتوان هستیم، چون در تربیت دبیر، این تفکر حاکم نبوده اســت. اگر معلمی توانایی خاصی در برقراری ارتباط با دانشآموزان دارد، حاصل تالش فردی اســت، وگرنه نظام آموزشی ما از مرحله تربیت دبیر تا دورههای ضمن خدمت برنامههای مفیدی برای توانمندی آموزشگران خود نــدارد. این مانعی دیگر اســت که باعث میشود حتی اگر برنامههای خوبی هم مطرح شود، معلمان آموزشندیده در آموزش و پرورش ما آن را بهخوبی پیاده نکنند. آموزش در ایران مبتنی بر یکسری مناسبات خاص کاالیی شده که مدارس را به بنگاههایی تبدیل کرده است که دانشآموزان در آن وارد میشــوند و بعد از یک مدت نگهداری از سوی معلمان، با مدرک دیپلم یا دیپلم ردی از مدرسه خارج میشوند. آن چیزی که به آن توجه نمیشــود رســالت انسانی آموزش و پرورش است که مغفول مانده. طبیعی اســت که در این سیستم بحثهایی مثل مهارتهای زندگی، مهارتهای ارتباطی و خشونت مغفول واقع شود.

مدرسه اگر وظیفه خود را بهعنوان یک نهاد پرورشی درســت انجام دهد، چقدر میتواند در کاهش نزاع و بهنوعی کاهش خشم در جامعه اثرگذار باشد؟ نباید خشونت در مدرسه را مستقل از خشونت کلی در جامعه بدانیم؛ یعنــی عالوه بر اینکه خشونت در مدرســه کنترل میشود باید در جامعه نیز کنترل شــود؛ اما مدرسه میتواند حامل این تغییر باشد، چراکه بسیاری از کسانی که در مدرسه هستند فردا وارد همین اجتماع میشــوند. حال اگر در مدرسه این ایده ترویج داده شــود که هرکس قویتر است و هرکس خشــونت باالیی دارد، محقتر و موفقتر است،

به نظر میرسد مدیران و معاونان مقتدری بتوانند خشونت را کنترل کنند. در مدارســی که نزاع کمتر رخ نشان میدهد، لزوما بهدلیل کنترل موفقیتآمیز خشــونت در مدرسه نیســت. خشونت در مدرسه رابطه مســتقیمی با اقتــدار مدیر و معــاون دارد، بهطوریکه بچهها گاهی در مدرســه از ترس مدیریت مدرســه دست به خشونت نمیزنند و این خشــونت را به بیرون از مدرسه منتقل میکنند که اتفاقا این موضوع عواقب بیشتری دارد که گرچه دیگر دامان مدرسه را نمیگیرد؛ اما جامعه را درگیر میکند.

در نوجوانی و ابتدای جوانی خشونت و خشم در اوج خودش است. نگاهی به آمار نزاع در کشــور نشان میدهد ما وضعیت مطلوب و کنترلشدهای دراینباره نداریم. این خشونت بیشتر در دختران به شکل خودزنی و در پسران به شکل نزاع بروز کند. آیا جز مداخله موردی روشی برای کنترل این حس خشم در این سنین وجود ندارد؟ پسرها بسیاری از مسائلشان را عریان و علنی میکنند، از آزادیهای فردی تا مسائل دیگر که شاید بههمیندلیل نوع خشمشان هم علنیتر است. البته پسرانی هستند که در این شرایط دســت به خودزنی میزنند؛ اما آن چیزی که بین دختران به شکل خونبازی متداول است در پســران دیده نمیشــود. البته این روزها ویدئوهایی هم درباره نزاع دختران مدرسهای در فضای مجاز منتشر میشود که نشان میدهد فضای نزاع در مدارس دخترانه و اساسا در جامعه افزایش پیدا کرده است که این هم ریشههای اجتماعــی و فرهنگی متفاوتــی دارد. چندی پیش درباره ریشههای آسیبهای اجتماعی در منطقه 15 تهران کاری تحقیقی انجام میدادم. این پژوهش نشــان میداد نزاع بعد از اعتیاد و بیکاری یکــی از اصلیترین دغدغههای مردم آن منطقه اســت. این نشــان میدهد مسئله نزاع فقط مربوط به مدرسه نیست، بلکه مسئله جامعه است. البته مدرسه میتواند در جامعه هم تأثیرگذار باشد؛ اما شاهد فقدان برنامههای جدی برای کاهش خشونت و باالبردن مهارت کنترل خشونت بین دانشآموزان هستیم. به نظر من میتوان خیلی از موارد درســی را که به مســائل بیخاصیت میپردازد حذف کرد و بهجــای آن مهارتهای زندگی را گنجاند و از این طریق روی مهارتهای ارتباطی و کنترل خشم و خشونت کار کرد؛ اما متأسفانه آموزش و پــرورش به همه طرحهایی که از بیرون ارائه میشوند به دیده شک نگاه میکند. فیلترهای آموزشوپــرورش بســیار بازدارنده اســت و

واقعیت این است که معلمها نیز باید آموزشببینند.وظیفه معلم فقط این نیست که سر کالس، درس مربوط به خود را ارائه کند، بلکه باید آداب رفتاری را هم به دانشآموزان یاد بدهد. چرا اغلب ما معلمان در این زمینه ناتوانهستیم،چون در تربیت دبیر، این تفکرحاکمنبوده است

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.