روایت زنان فراموششده

نگاهی به فیلم «ویالییها» اولین ساخته منیر قیدی رفتوآمد ون هایس، ازجمله نکات قابلتوجه در این اثر است. علی شادمان، رزمنده، راننده این هایس است و برای اهالی این ویال خبر آمدن همسر یا غذا و مایحتاج را میآورد؛ اما در ادامه با پیشرفتن اثر مخاطب با دیدن هایس دچا

Jameh Pouya - - فرهنگی سینمای ایران - سمیرامیس محمدی

زنان رزمندگان از نکات مهم این اثر است.

از نــکات دیگر مهــم در این فیلم وجــود قاب و صحنههای درست و زیبا از بمباران این شهرک است. هرچند در هیچکدام از این صحنهها، نویسنده هیچکدام از زنان این شهرک را حذف نمیکند؛ اما این موضوع از تلخی جنگ نمیکاهد. کارگردان بهجای نشاندادن مستقیم اصابت گلوله و شهادت، با نشاندادن شستن ملحفههای خونین بیمارســتان نزدیک ویال به دست زنان داســتان و ورود هایس و آوردن خبر شــهادت، سختی و تلخی جنگ را نشان میدهد.

در «ویالییها» شاهد بازی نسبتا همسطح بازیگران هستیم، البته بازی ثریا قاسمی و پریناز ایزدیار با فاصله از دیگران بهتر اســت؛ اما خدشــهای به سطح کلی بازیها ایجاد نمیکند. در این فیلم صابر ابر با حضور در چند سکانس کوتاه بازی خوبی ارائه میدهد.

«ویالییها» روایتهای مختلفــی دارد؛ اما یکی از تأثیرگذارتریــن آنهــا که تعلیق ایجــاد میکند، داســتان مادرشوهر با رزمنده شــهید است که او را در بیمارستان بهجای مادر واقعی خود میپذیرد. در این صحنه ضمن بازی تأثیرگذار ثریا قاسمی متوجه عشــق عروس به داوود حکیمی و خوشــحالی او از شهیدنشدن همسرش هستیم، حسی که در ابتدای فیلم دچار ابهام بود اما در ادامه قوت میگیرد. با آمدن خبر شهادت صابر ابر و رفتن خانم خیری از شهرک، مســئولیت رسیدگی به شــهرک بهنوعی به عروس داستان واگذار میشود؛ شخصیتی که در ابتدای فیلم تمایلی به حضور و سکونت در این شهرک نداشت و جان خود و فرزندانش را در خطر میدید؛ اما بهدوراز شعارزدگی کمکم با این فضا انس میگیرد. در پایان نیز با وجود آمدن هایس مخاطب متوجه نمیشود که داوود حکیمی آمده یا خبر شــهادت او، این موضوع حکایت از پایان باز این اثر دارد. گویا نویســنده قصد نداشته روایت تازه خود را از جنگ با یک پایانبندی شیرین خراب کند.

در مجمــوع «ویالییها» بهعنــوان اولین تجربه کارگردانــی، اندکــی تأملبرانگیز اســت و با وجود انتقادهایی که به بخشهای مختلف آن وارد اســت، بسیار قابل دفاع است و لحظات خوبی را برای تماشاگر در سینما ایجاد میکند. ساخت این اثر حکایت از ورود یک فیلمساز زن خوب دیگر به سینمای ایران دارد. ســر میزند و با خردهداســتانهایی روبهرو میشویم که هرکدام یک داستان مجزا و شاید سوژه یک فیلم باشند.

ویالییها بههیچوجه سعی در القای نگاه تکبعدی یا شــعارزده از جنگ ندارد. با حضور طناز طباطبایی بهعنوان عروس، شاهد تعارض دیدگاه او نسبت به جنگ با دیگر زنان ســاکن ویال هستیم. او در شروع داستان فقط به دنبال گرفتن پاســپورت خود و فرزندانش از مادرشــوهر و مهاجرت است و درباره احساس خود به (داوود حکیمی، همســرش) که تا انتهای اثر ما فقط اسم او را میشنویم نیز دچار ابهام است؛ احساسی که هرچه اثر پیش میرود، قوت میگیرد و نشــان داده میشــود که چگونه این عشق در سایه جنگ پنهان شده است.

رفتوآمد ون هایــس، ازجمله نکات قابلتوجه در این اثر است. علی شادمان، رزمنده، راننده این هایس اســت و برای اهالی این ویال خبر آمدن همسر یا غذا و مایحتــاج را میآورد؛ امــا در ادامه با پیشرفتن اثر مخاطب با دیدن هایس دچار اضطراب میشود؛ زیرا این ماشین حامل غذا و احتیاجات روزمره، در صحنههایی حامل خبر شهادت یکی از پاسداران به همسر اوست. در صحنهای از این فیلم با بــازی تأملبرانگیز پریناز ایزدیار، خانم خیری که سرپرستی زنان این شهرک را بر عهده دارد، میبینیم که با دیدن هایس و از نشنیدن خبر شهادت همسرش خوشحال میشود یا برخوردی که حکایت از شکلگیری یک رابطه عاشقانه میان دو نوجوان دارد یا همکاری زنان و وجود فقط یک پیراهن که در خانههای مختلف میچرخد ...و که حضور این صحنهها و نشاندادن زندگی معمولی و نه شعارگونه

«ویالییها» اولین ســاخته منیر قیدی، کارگردان جوان سینما برخالف عنوانش بههیچوجه قرار نیست مفاهیم تثبیتشــده از ویال و تفریح و مسائل دیگر را تصویر کند؛ بلکه کارگردان با وامگرفتن از این عنوان بهنوعی تعارض احوال و وضعیت زندگی ساکنان این ویالها را با مفاهیم ذهنی ما از ویال و ساکنان آن نشان میدهد.

اثر با مادرشوهری (ثریا قاسمی) آغاز میشود که به همراه نوههایش و با برداشتن پاسپورت عروس خود به شــهرکی با عنوان ویالیی، پشت جبهه در جنوب ایران آمده، اســت. در ادامه شاهد هستیم که عروس (طناز طباطبایی) به دنبال فرزندان و پاسپورت خود میآید. ساکنان این شــهرک، زنانی جوان به همراه فرزندانشان هستند که دلبستگی به خانواده و شهر و دیــار را در مقابل دیدن هفتهای یکبار همســران رزمنده خود و شنیدن خبری از آنان کنار گذاشتهاند و حتی بمباران نشــان میدهد که جانشــان را نیز کف دستشــان گرفتهاند. ویالییها برخالف آنچه از خالصه داستان استنباط میشود، بههیچوجه داستان چالشهای عروس و مادرشــوهر یا ساختن چهرهای سیاه از عروس در مقابل دیگر زنان پاسدار ساکن ویال نیست.

این فیلــم با موضوعــی که نزدیک به ســه دهه در آثار ســینمای دفاع مقدس غافل مانده، به دنبال نشاندادن چهرهای دیگر از جنگ و دفاع مقدس است. فیلمنامهنویس با فرار مادرشوهر و نوهها داستان را آغاز میکند. در ادامه به خانه تکتک ســاکنان این ویالها

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.