همه دردهای بیماران روان

درباره حمایتهای درمانی از مبتالیان به اختالالت اعصاب و روان

Jameh Pouya - - چشم‌اندا‌ز سالمت - مهسا علیبیگی

آمارهــا تأملبرانگیز اســت؛ قریب بــه یکچهارم جمعیت کشور و نزدیک به یکسوم جمعیت کارگری به بیماریهای اعصاب و روان مبتال هستند. آماری که گاه از سوی برخی کارشناسان رد و گفته میشود کمتر از آنچه هســت، اعالم میشــود. حتی اگر این انتقاد را هم نادیده بگیریم، 20 میلیون نفر از جمعیت کشور از اختالالت اعصاب و روان رنج میبرند که بخش عمدهای از آنها کارگران هســتند؛ کارگرانی که براساس مصوبه شورای عالی کار، حداقل دستمزدشان برای امسال 929 هزار و 931 تومان است. این اعداد زمانی خودشان را به رخ میکشند که یادآوری کنیم براساس مصوبه شورای مرکزی ســازمان نظام مشــاوره و روانشناسی کشور، تعرفه روانشناسان و مشاوران در سال گذشته برای یک جلسه 45 دقیقهای روانشناسی با مدرک دکتری، 60 تا 100 هزار تومان بوده اســت؛ مبلغی که هنوز تحت پوشش بیمهها نیست. داروهای سالمت روان البته غالبا تحت پوشش بیمهها هستند، قیمتها هم چندان باال نیست؛ هر بسته «نورمازین» ســاخت داخل که برای درمان اســکیزوفرنی استفاده میشود، به گفته سازمان غذا و دارو 41هزار تومان است. هر بسته «کاربامازپین» ساخت داخل که کاربردش در درمان اختالل دوقطبی است، 13 هزار تومان است. «فلوکستین» و «آلپرازوالم» ایرانی هم که برای درمان افســردگی و اضطراب تجویز میشوند، بهترتیب بستهای هفت و ششهزار تومان به فروش میرسد.

هزینهکمرشکنبستری

کمرشــکنتر از همه هزینههای بستریکردن است که بیمهها فقط هزینه 56 روز بســتری در سال را برای بیماران اعصاب و روان پرداخت میکنند.

تأمین تمام این هزینهها ازسوی سازمانهای بیمهگر که براســاس آخرین آمارهای وزارت بهداشــت، بدهی 9هزار میلیارد تومانی به مراکز درمانی دارند، توقع زیادی است.

ازسوی دیگر آنطور که سامان توکلی، رئیس انجمن علمی رواندرمانی ایران و نماینده وزارت بهداشــت در شورای مرکزی سازمان نظام مشاوره و روانشناسی، به «جامعه پویا» میگوید: «بر اساس برآوردهای اعالمشده ازســوی وزارت بهداشت، بودجه اختصاص دادهشده به سالمت روان کمتر از میزانی است که بتواند پاسخگوی ابعاد این اختالالت باشد و فقط سه درصد از کل بودجه سالمت کشور به سالمت روان اختصاص پیدا میکند. البته این موضوع در کشــورهای دیگر هم وجود دارد و بر اساس نتایج به دســتآمده از پروژه اطلس سالمت روان که سازمان جهانی بهداشت در سال 2014 منتشر کرده است، در تمام کشورهایی که در این پروژه بررسی شدهاند و کشــورهایی از گروههای درآمدی مختلف، با درآمد باال، متوسط و پایین را شامل میشوند، میزانی از بودجه دولتی که صرف سالمت روان شده است، کمتر از پنج درصد است. البته در ســالهای اخیر، برخی از کشورها الزم دیدهاند ســرمایهگذاری بیشتری در این حوزه داشته باشند و حدود ‪11 01،‬ درصد از کل بودجه سالمت را به این امر اختصاص دادهاند».

بررسی یک آمار

32درصد جمعیت کل کشــور؛ آماری اســت که دکتر سیدحســن قاضیزاده هاشمی، وزیر بهداشــت، درمان و آموزش پزشکی کشور، زمســتان گذشته در آیین افتتاح همزمان هزار تخت روانپزشکی از مبتالیان به بیماریهای اعصــاب و روان ارائه کــرد. کمی بعد احمد جلیلی، رئیس سابق انجمن علمی روانپزشکان ایران به «جامجم آنالین» گفــت: «در رابطه با آماری که وزیر بهداشــت اعالم کرده است، ایشان تخفیف هم قائل شدهاند؛ چراکه آمارها باالی 03درصد هم گزارش شــده و این 32درصد را میتوان آمار متوسط دانست». حسین مدنی، معاون پیشگیری اداره کل امور اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نشست خبری بنیاد پیشــگیری از آسیبهای اجتماعی که هفته گذشته برگزار شد، از آمار تازهای پرده برداشته و گفته است: «اجرای طرح پیمایش ملی وضعیت شیوع اعتیاد در جامعه کارگری نشان داد 33درصد از کارگران، دچار انواع اختالالت روانی ازجمله افسردگی و اضطراب هستند و آمارها بیانگر این است که در مسئله سالمت روان کارگران وضعیت حاد و نگرانکنندهایداریم».

از اختالالت خفیف تا مشکالت شدید

رئیس انجمــن علمــی رواندرمانی ایــران و نماینده وزارت بهداشــت در شورای مرکزی سازمان نظام مشاوره و روانشناسی، در بررسی این آمارها میگوید: «نتایج پیمایش ملی سالمت روان که با حمایت وزارت بهداشت انجام شده است، نشان میدهد 6.32(بیستوسه و ششدهم) درصد از جمعیت 64-15 ساله کشور در یک سال گذشته دچار یکی از اختالالت روانپزشکی بودهاند. این آمار، اختالالت خفیف تا شدید را دربر میگیرد نه همه اختالالت؛ برای مثال اعتیاد و ســوءمصرف مواد مخدر و همچنین اختالالت شخصیت در این آمار نیســتند. به همین دلیل قاعدتا ممکن است با لحاظکردن این اختالالت، آمار بیشتر شود».

او همچنین معتقد اســت آمار 33درصدی از شــیوع اختالالت روان در میان کارگران دور از واقعیت نیســت و اضافــه میکند:«تأثیر عوامــل کالن اقتصادی و اجتماعی در سالمت روان امری شناختهشــده است و در طبقات و گروههای مختلف اجتماعی-اقتصادی ممکن است میزان شــیوع اختالالت روان متفاوت باشد. اساسا یکی از عواملی که منجر به شیوع بیشتر اختالالت روانپزشکی در سطح و زیرگروههای مختلف جامعه میشود، مسئله فقر، بیکاری و شکاف طبقاتی است. اگرچه از نحوه پیمایش و جزئیات انجام آن در میان کارگران بیاطالع هستم؛ اما به نظر میرسد این آمار 33درصدی آمار اشتباهی نباشد».

بشیر خالقی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اســالمی که ریاست بیمارستان روانپزشکی رازی تبریز را در سابقه خود دارد، معتقد است این آمار میتواند درست باشــد. او به «جامعه پویا» میگوید: «بیماریهای اعصاب و روان از نظر شــیوع درحالحاضر رتبه سوم را در جهان دارند و پیشبینی میشود در کل دنیا تا سال 2020 بیماریهای روانی از این نظر در رتبه اول قرار گیرند. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. ضمن اینکه ما نزدیک

به 200 نوع بیماری مرتبط با اعصــاب و روان داریم که از یک افسردگی خفیف تا بیماریهای مزمن را دربر میگیرد و از همین رو ممکن است بیماریهای روان بخش بزرگی از جامعه را درگیر کنند».

تحول سالمت، اول جسم بعد روان

بزرگی آمار، اقدامات بزرگی را نیز طلب میکند؛ اقداماتی که احمد حاجبی، مدیرکل سالمت روانی، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت، در قالب بخشی از طرح تحول سالمت، در همان سال اول اجرای طرح قولشــان را داده بود. او از دو بسته بهداشــتی و درمانی صحبت کرده بود که در جریان اولی کارشناس مراقبت، خانواده بیماران را معاینه میکند و در صورت نیاز به کارشــناس سالمت روان، بیمار را به او ارجاع میدهد و در جریان دومی بیماران صعبالعالج مورد توجه قرار میگیرند. حاجبی کمبود تختهای روانپزشکی در کشور را نیز فراموش نکرده و گفته بود: «یکی از مشکالت موجود کمبود تختهای روانپزشکی است».

کمبود 40 هزار تخت برای بیماران روانی

حاجبی یک سال بعد خبر داد که تا پایان سال ،1394 600 کارشناس سالمت روان خدمات رایگان در مراکز جامع ســالمت ارائه کردهاند. این آمار در بهار امســال به بیش از هزار و 500 کارشناس رسید. وزیر بهداشت نیز سال گذشته از افتتاح هزار تخت روانپزشــکی در کشور خبر داد؛ اما در همان مراسم افتتاح این تختهای جدید گفت: «حدود 40 هزار تخت روانپزشکی بیمارســتانی در کشور نیاز داریم. درحالحاضــر همه تختهای موجود حدود هشــت هزار تخت اســت و قدمت بعضی از این تختها مربوط به صد سال گذشته است». با وجود این دستاوردها هنوز پوشش بیمهای برای خدمات مشــاوره و رواندرمانی به طور کامل محقق نشده و خبری از افزایش تعداد روزهای بستری تحت پوشش بیمه نیست.

رئیس انجمــن علمــی رواندرمانی ایــران و نماینده وزارت بهداشــت در شورای مرکزی سازمان نظام مشاوره و روانشناسی، در بررسی علل این کمبودها میگوید: «موضوع سالمت بهویژه سالمت روان موضوعی پیچیده است گرچه متولی رســمی و قانونی ســالمت روان در کشور ما وزارت بهداشت اســت، اما نه وزارت بهداشــت و نه هیچ نهادی بهتنهایی نمیتواند مشــکالت آن را حل کند. از همین رو پرداختن به این مسئله از وظیفه یک نهاد و یک سازمان فراتر است. از سوی دیگر ساختار جامعه باید بهگونهای باشد که پیش از آنکه آسیبی ایجاد شود، از بروز آن آسیب پیشگیری شــود. جلوگیری از مســائلی مثل فقر، شــکاف طبقاتی، تبعیضهای مختلف که بر سالمت روان اثرگذار است، فقط بر عهده یک نهاد نیست. درواقع اگر بخواهد اتفاقی روی دهد، باید پیش از اینکه تعداد زیادی بیمار اعصاب و روان تحویل نظام بهداشت و درمان شود، کل بخشهای جامعه نسبت به این موضوع حساس باشند و نقش خود را در زمینه عوامل کالن اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ایفا کنند. اگرچه متولی سالمت روان، وزارت بهداشت است و تعیین خطمشیها و سیاستگذاریهای این حیطه از سالمت نیز برعهده وزارت بهداشت است و باید هماهنگیهای بینبخشی و نیز وظیفه

گرچه متولی رسمی و قانونی سالمت روان در کشور ما وزارت بهداشت است، اما نه وزارت بهداشت و نه هیچ نهادی بهتنهایی نمیتواند مشکالت آن را حل کند. از همین رو پرداختن به این مسئله از وظیفه یک نهاد و یک سازمان فراتر است

حساسکردن بخشهای مختلف را برعهده داشته باشد».

وقتی سالمت روان وارد ادبیات کشور شد

توکلی ادامه میدهد: «در چهار ســال گذشــته وزارت بهداشــت و شــخص وزیر نسبت به ســالمت روان آگاه و حســاس بودهاند. درواقع این دوره از وزارت بهداشت، اولین سالهایی است که میبینیم در ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور و از زبان یکی از مسئوالن، موضوع سالمت روان مورد تأکید قرار میگیرد و این یعنی در این حوزه زمینهسازی و فرهنگســازی شروع شده است اما همچنان در ابتدای کار هستیم». توکلی معتقد است باید خدماتی که دولت یازدهم در این زمینه آغاز کرده، دیده و ارج نهاده شــوند: «یکی از اتفاقات مهمی که در این دوره روی داد، این بود که در طرح تحول سالمت، سالمت روان نیز گنجانده شد. افزایش پوشش افرادی که تحت خدمات ســالمت روان هســتند، کاهش هزینههای درمان ســالمت روان از جیب مبتالیان، تعیین تعرفه برای برخی از خدمات و مداخالت رواندرمانی در قالب کتاب ارزش نسبی سالمت و تالش برای پوشش بیمهای آنها، تالش برای پوشــش بیمهای گستردهتر داروهایی که تحت پوشش بیمه نبود، بهکارگیری کارشناسان سالمت روان در مراکز بهداشت شهری و روستایی که جمعیت حاشیهنشین و کمدرآمد را هدف قرار گرفته بود و افزایش تختهای ویژه بستری بیماران روانپزشکی از جمله این اقدامات است. اما اگر بخواهیم تناسب این اقدامات را با بزرگی مسئله بهداشت و سالمت روان مقایسه کنیم، این اقدامات هنوز متناسب با ابعاد مشکل نیست و شاید بتوان گفت تازه زمینه محکمی فراهم شــده است برای اقدامات بعدی. امیدواریم این توجه به ســالمت روان در دولت بعد هم ادامه پیدا کند و با تداوم مدیریت جناب دکتر هاشمی در دولت بعد این فرصت فراهم باشد تا شــکاف بین ارائه خدمات و میزان مشکالت و نیاز موجود در این زمینه کمتر شود».

انگ یک بیماری

خالقی،عضوکمیسیونبهداشتمجلس،دلیلبیتوجهی به بیماریهای اعصاب و روان را در جای دیگری جستوجو میکند. این نماینده مجلس معتقد است بخش عمدهای از توجهنکردن مسئوالن و نهادها به موضوع بهداشت و درمان روان مربوط به این است که هنوز بیماریهای اعصاب و روان در کشور ما بهعنوان یک انگ شناخته میشوند. او میگوید: «هزینه یک عمل جراحی بزرگ قلب با یک هفته بستری در بیمارستان، برابر است با هزینه یک سال بستری یک بیمار اعصاب و روان. درواقع مسئله اصلی این است که مسئوالن ما تاکنون بیش از بیماریهای روان به بیماریهای جسم توجه کردهاند. انگار بیماری روان عار است».

بااینحال وقتی کار به خدمات مشاورهای و روانشناسی میرسد، انگار اوضاع بدتر هم میشود. توکلی در این زمینه میگوید: «مبتالیان به اختالالت روانی نیاز به مراقبتهایی دارند که بخشی دارویی و بخشی نیز مداخالت غیردارویی اســت. عالوهبر این بخش مهمتری از بهبــود وجود دارد و آن بازتوانایی مبتالیان است. به این معنا که پس از کنترل و رفع عالئــم بیماری و بهبود عالمتی، افــراد باید بتوانند عملکرد شغلی، خانوادگی و اجتماعی خود را بازیابند. حوزه درمانهای غیردارویی و رواندرمانیها و توانبخشی بیماران مسئله بسیار مهمی است که متأسفانه اغلب مورد غفلت قرار میگیرد. درحالیکــه رواندرمانیها برای خیلی از بیماران درمان اصلی اســت و جایگزین دارویی ندارد. برای خیلی از بیماران نیز اگر عالئم بیماریشان با دارو کنترل شود، برای توانبخشی نیاز به رویکردهای رواندرمانی است که اگر اتفاق نیفتد، بار مالی زیادی برای خانوادهها و جامعه به دنبال دارد».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.