جدایی انسان امروز از اجتماع

هویت اجتماعی و تأثیر آن بر روان بشر امروز در گفتوگو با سعید معیدفر، جامعهشناس

Jameh Pouya - - چشم‌اندا‌ز گفت‌‌وگو -

بیمههاحمایتنکردند

نماینده وزارت بهداشت در این زمینه هم از دولت دفاع میکند و میگوید: «در اینباره نیز وزارت بهداشت از سال 1393 با بازبینی کتاب ارزش نسبی ســالمت، اقداماتی را آغاز کرد. در این بازبینی برخی از مداخالت رواندرمانی بــرای اولینبار تعریف و تعرفه آن مشخص شد؛ اما متاســفانه جایی که نیاز به حمایت سازمانهای بیمهگر داشت، با مانع روبهرو شد. یعنی مصوبه هیئت دولت را در این زمینه که مربوط به 94/1/1 و الزماالجرا بود، هنوز سازمانهای بیمهگر بهطور کامل اجرا نکردهاند. مشکل دیگر در زمینه خدمات و مداخالت رواندرمانی این است که چند سالی است تولیت وزارت بهداشــت در زمینه این خدمات از بین رفته است؛ به این معنا که سازمانهای دیگر در این زمینه وارد عمل شدهاند. شاهد این حرف موضوع بازگشت آموزش گرایشهای روانشناسی مرتبط با سالمت و درمان به وزرات بهداشــت بود که بهرغم اینکه نظر نهایی کمیته مشــترک وزارت علوم و وزارت بهداشت که ازسوی رئیسجمهور تشــکیل شــده بود، بر لزوم انجام این کار بود، اما به دالیل عمدتا غیرعلمی و منافع و تعصبات گروهی و صنفی هنوز این امر محقق نشده است. بالطبع با انجام این کار و بازگشت نظارت وزارت بهداشت در آموزش و ارائه خدمات این گروه از متخصصان ســالمت روان، باید تعیین تعرفه خدمات ارائهشــده ازسوی این گروهها و پوشش بیمهایشان نیز در دستورکار وزارت بهداشت قرار گیرد».

این روانپزشک تأکید میکند: «برخورداری از سالمت روان، از حقوق شهروندان و یکی از مهمترین مطالبات جامعه است. درواقع بیش از هر چیز نیاز است تمام بخشهای جامعه و حاکمیت بهدور از سیاستزدگی و منافع گروهی به مسائل حوزه سالمت روان توجه کنند. وزارت بهداشت به عنوان متولی رسمی و قانونی سالمت روان در این زمینه پیشگام باشد و تمام سازمانها و نهادهای مرتبط بر اساس سیاستها و خطمشیهای وزارت بهداشت عمل کنند تا در حرکتی موزون و هماهنگ به سمت حل این مشکل جامعه حرکت کنیم. همه، حتی خود ما متخصصان روان باید در این عرصه فعال باشــیم و از برج عاجمان پایین بیاییم و بدانیم که حل مشــکالت ســالمت روان با ویزیت بیماران و درمانشان در مطب و درمانگاه و بیمارســتان اتفاق نمیافتد. بخش مهمی از کار فرهنگسازی و آگاهسازی و ایجاد حساســیت هم در مردم و هم در مسئوالن، به عهده ماست. حل مسائل حوزه سالمت روان نیازمند یک عزم ملی است چراکه حوزه سالمت روان نه در ایران بلکه در تمام دنیا ازجمله حوزههایی است که به آن کمتر توجه شده و نیازمند اقداماتی است که میتوانیم آنها را در قالب اجرای «طرح تحول نظام سالمت روان» از دولت مطالبه کنیم». سعید معیدفر، جامعهشناس ایرانی و استاد بازنشسته دانشگاه تهران، معتقد است سبک زندگی ما باعث انقطاع ما از جامعه و تهدید هویت اجتماعی انسانهای امروزی شده است. هویتی که مشکالت آن بهشدت در مسائل روحی و روانی انسانها تأثیر دارد و مشهود است. انسان امروزی انسانی تنهاست که دچار گسست از هویت اجتماعی خود شده و این یعنی بروز مسائل حاد روانی و حتی تمایل به خودکشی. در گفتوگوی پیشرو معیدفر از جزئیات نسبت هویت اجتماعی و تأثیرات آن بر روان انسان امروزی میگوید.

ســبک زندگی امروز ما چه نسبتی با هویت اجتماعی ما برقــرار میکند و آیــا میتوان مشکالت موجود در جامعه را با مشکالت مربوط به هویت مرتبط دانست؟ امروز ما وارد دنیایی شــدیم کــه الزامات خودش را دارد؛ دنیایــی که دســتاوردهای مهمی هم برای انســانها و هم جامعه داشــته، اما درعینحال این نوع زندگی آفات و مشکالتی نیز برای فرد و جامعه در بر دارد. جامعهشناســان از آغاز تأکیدشان بر این بود که تکنولوژی فرصتهای بســیاری برای رفاه و آسایش انسانها به ارمغان آورده و هرروز هم بیشتر و بیشــتر میشود. انســانها قبال محدودیتهایی برای زیستشان داشــتند که سعی میکردند این محدودیتها را با کمک و همراهی دیگران و اشتراک زندگی با آنها جبران کنند. کمک و دســتگیری از همدیگر، همیاری، همکاری و همبستگی پیوندهای عمیق اجتماعی در قالــب گروههای متعدد قومی، قبیلهای و طایفــهای تاحدی از درد و رنج انســان گذشــته در ضعف تکنولوژی عصر حمایت میکرد. اگرچه آدمها بــه لحاظ رفاهی موقعیــت امروز را نداشــتند؛ اما این خودش باعث پیوندهای دیگر و تقویت در عرصههای اجتماعی بود. انســان امروز به مدد منابع تازه نیازش به دیگران کم شــده؛ یعنی به قول جامعهشناســان، خود ایــن روند فردیت و جداشدن از جمع و گروهها را برای انسان دربر دارد. انسانها مثل قبل برای امکان زندگی به همکاری و پیوند عمیق با دیگران نیاز ندارند و یک فرد میتواند بدون هیچ نوع ارتباطی با دیگران یک زندگی مستقل داشته باشد. البته این هم نســبی است؛ چراکه بههرحال فرد در جامعه در تعامل با دیگران است؛ اما زیست اجتماعی و گروهیاش مانند قبل نیست. مثال میتواند در خانه تنها زندگی کند بدون اینکه ازدواج کند، فرزند داشته یا حتی نیازی به آنها داشــته باشد. میتواند بدون کمک پدر و مادر امرارمعاش کرده و مشکالت زیست خودش را برطرف کنــد. فرصتهایی که در دنیای تکنولوژیک و مبتنی بر فناوریهای پیشرفته برای انسان ایجاد شــده، از جهتی او را از دیگران بینیاز کرده و رفاه او را باال برده؛ ولی اتفاق دیگری که افتاده همین است که کمکم زیست اجتماعی او خدشهدار شده و آن همبستگی که برای رفع نیازهایش بوده، به حداقل رسیده است. هویت اجتماعی در یک مسیر بسیار تنگ و پر از مشکل قرار گرفته است. عدم نیاز انسان امروز به خانواده، قوم و طایفه که بماند و عدم نیــاز او به فرزند و والدین و بســیاری از افراد دیگر، همگی هویت اجتماعی او را در گروههای کوچک و به طریق اولی در گروههای بزرگتر با چالش روبهرو میکند.

اتفاقا جوامع شــلوغتر و بهتبع آن ارتباطها بیشتر شده اســت. این نوع ارتباطها زیست و هویت اجتماعی انسان را تأمین نمیکند؟ انسان امروز درواقع در انبوه شهرهای چندمیلیونی که در گذشــته نبوده، تنهاســت. درست است در زندگی روزمــره با عدهای ســروکار دارد و در انبوه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.