بیآبی و ریزگرد پیامد تخریب «شاهوار» با معدنکاوی

محیط زیست از سوی وزارتخانههای دولت محیط زیستی همچنان آسیب میبیند ...

Jameh Pouya - - اجتماع ‌ی محیط‌زیست - الهه موسوی

همهجا زمزمه کمآبی و هشــدار ورود بــه دوره بحران آب است. شهرها، حتی اســتانهای شمالی که پربارانترین نقاط ایران هســتند، وادار به جیرهبندی آب شــدهاند. چشمههای صدساله در ارتفاعات و ییالقها خشکیدهاند و فشار آب حتی در ساعتهای پایان جیرهبندی بسیار کم است. مسئوالن و مدیران تازه دارند بحران خشکســالی را باور میکنند. از آنسو دولت دوازدهم در همهجا صحبت از محیط زیســتی بودن میکند و عنوان «محیطزیســتیترین دولت تاریخ ایران» را برای خود برگزیده اســت. با این همه کوهها و جنگلها که منبع ذخیره آبهــای مردمان مناطق اطراف خود هســتند، همچنان زیر چرخهای توسعه نامتوازن و به بهانه اشتغال، تراشیده و تکهتکه میشوند. آن هم درست زمانی که ذخایر آبی وطن دارد آرامآرام ته میکشــد و همه آنهایی که تا امروز به هشــدارهای بیآبی میخندیدند و پاییز و زمستان پرباران و پربرف گذشته را دلیل نادرست بودن این هشدارها میدانستند، باور کنند که دیگر هیچ کاری از دست کسی برنمیآید.

از یکســو برای سدســازیها جنگلهایمان را میتراشیم و از ســوی دیگر برای معدنکاوی کوهستانهایمان را تکهتکه میکنیــم. حتی بدون مجوز شــروع بــه کار میکنیم. نه به هشدارها توجه میکنیم و نه اهمیتی برای اکوسیستمهایمان قائل هستیم. وزیر هم که باشیم؛ حتی وزیر دولت محیط زیستی، معنای اکوسیستم را به ســخره میگیریم و با تمسخر گالیه میکنیم از محیط زیست که «به خاطر چهار گورخر بیارزش، به یک فعالیت اقتصادی مهم معدنی مجوز نمیدهد». بعد که بحران آمد، میلیاردها میلیارد خرج میکنیم تا جلوی فراگیرتر شدن و پیامدهای بعدی آن را بگیریم و همهجا را رها میکنیم تا آنجا شورتر از این نشود؛ میگویید نه؟ نمونهاش دریاچه ارومیه!

حاال چند وقتی اســت شاهوار، بلندترین قله البرز شرقی و بام ســمنان و قلهای حیاتی برای تأمین آب دو استان گلستان و ســمنان که هر دو در لیست استانهای تنش آبی قرار دارند، قربانی معدنکاوی غیرقانونی برای استخراج بوکسیت شده است. قلهای که در دورههای مختلــف تاریخ نقش مهمی در تأمین آب منطقه داشــته و همواره پوشــیده از برف و یخ بوده و در ضربالمثلهایمردمانجاگرفته؛بهطوریکههرگاهمیخواهند به دارایی و ثروت تمامناشدنی فردی متمول و ثروتمندی حسابی اشاره کنند، میگویند «شــاهوار بی برف نیست». با این حال استانهای همجوار یعنی گلستان و سمنان کمآبند و خشک. همین االن هم که به نقشه پهنههای کمآب و بحرانی کشور نگاه کنید، هر دو استان با نقطه قرمز نشاندار شدهاند. سمنان را هم که دیگر همه میدانید؛ استانی خشک که برای تأمین آب شرب برخی شهرهایش ناچار به انتقال غیرقانونی آب از سرچشمههای زرین گل استان گلستان شده و نزدیک است کشمکش بر سر آب با استان همســایه را در چند سال اخیر تجربه کند. با این همه اما شاهوار، بیست و چهارمین قله مرتفع ایران دارد از دست میرود.

گوشتقربانی

به منطقه که وارد میشــوی، انگار با میدان جنگ مواجه شدهای. همهجا زخمی اســت و جابهجا منفجر شده؛ خاکها از جایی کنده و در جایی روی هم انباشــته شــدهاند. آنسوتر سرخدارها زیر خروارها خاک دفن شدهاند تا کسی آنها را نبیند. آخر ســرخدار گونهای ممنوعالقطع اســت که حتی شکستن شاخههایش جرم است و تاوانی سنگین دارد و پیمانکار معدن بوکسیت تاش، البد این را میدانسته که بعد از قطع درختها آنها را زیر خاک پنهان کرده است تا مبادا مأموران منابع طبیعی یا محیط زیست، آنها را ببینند و توبیخ یا جریمهاش کنند. غافل از آنکه تعداد این مأموران آنقدر کم اســت که اصال نمیتوانند به آنجاها بروند و اگر هم گذرشان به آن نقاط بیفتد و گزارشی بنویسند، با فشارهای مختلف از سوی برخی وزارتخانهها، بعضی نمایندههای مجلس یا دیگر کسانی که زورشان میرسد، راه به جایی برده نمیشود.

یکجــا جادهای مارپیچی زده اند دور تا دور کوه تا نوک قله، آنقدر عریض که ســه کامیون میتوانند همزمــان و با هم از آن جا عبور کنند. مگر بــرای معدنکاوی نیاز به احداث چند باند است که اینجا اتوبان ســاختهاند؟! در دو سوی جاده روی پوشش گیاهی را غباری غلیظ پوشانده است که بهتدریج همه آن درختها را خواهد کشت. آنسوتر، مسیر رودخانه هم عوض شده و درختهایی نیز قطع و در زیر خاک دفن شده است. حاال جنگلهایی که در پایین دست از این رودخانه سیراب میشدند، چه میشــوند؟ قطعا به مرور زمان میخشــکند. جنگلهای چندهزار ساله هیرکانی منطقه که وسیله ذخیره آب، دوام خاک و تلطیف هوا بودهاند.

جابهجا چشمت میافتد به خاکهایی که به شکل مخروط و کوههای مصنوعی روی هم تلنبار شدهاند؛ حاصل تراشیدن کوهها برای درآوردن رگههای بوکسیت. با یک باران، این خاکها که به فلزات سنگین آغشتهاند، به رودهای پاییندست و سفرههای آب زیرزمینــی نفوذ خواهند کرد و منابع آب را آلوده میکنند.

البته اگر در آینده نزدیک، آبی در آنجا باقی مانده باشــد. خطر سیالب برای روستای تاش بسیار جدی است. قطع درختان و تراشیدن خاکهایی که با یک بارش باران میتواند سیالبی شود در شــیب آن کوه ویرانشده و شهر و مردمانش را با هم ببرد. خاکها حتی با یک باد برمیخیزند و به گلوها و چشمها هجوم میآورند و چیزی را درست میکنند به نام ریزگرد که میتواند تمام مسئوالن را ناکارآمد کند و مردمان را بیچاره و از هیچکس هم هیچ کاری بر نیاید. میگویید نه؟ نمونهاش اهواز!

بیآبی و ریزگرد

حسین آخانی، گیاهشــناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، درباره اهمیت کوه شاهوار در تأمین آب کشور به «جامعه پویا» گفت: «البرز ذخیرهگاه آبی بخش بزرگی از کشور است و هر گونه آسیب و دستدرازی به آن، یعنی ویرانکردن منابع آب کشور. همچنین قله شاهوار نیز تأمینکننده آب چندین استان است و از سوی دیگر جنگلهای ارزشمندی در پایین دست از آب آن تغذیه میشوند. طبیعی است در صورت صدمه به شاهوار منابع آبی این استانها عالوهبر آلودگی، کاهش یافته و درنتیجه بحرانهای خشکسالی و بیآبی در آن مناطق که االن هم خشک و نیمهخشک هستند، تشدید خواهد شد. از سوی دیگر با چنین اوضاعی که معدنکاوی در آنجا پدید آورده، بروز پدیده ریزگرد دور از انتظار نیست. طبیعی است وقتی پوشش گیاهی را تخریب کنی و باعث بیابانزایی و خشکی زمین و مراتع بشوی، ریزگرد را توسعه میدهی».

این استاد دانشگاه تهران در ادامه با تأکید بر نگرانکنندهبودن نابودی پوشش گیاهی منطقه در اثر فعالیتهای معدن بوکسیت تاش در زیســتگاه کامــًال منحصربهفرد البــرز گفت: «معدن بوکسیت تاش موجب تخریب کامل پوشش گیاهی اطراف قله شاهوار و مناطق اطراف آن خواهد شد و پوشش گیاهی مسیر معدن که نقش بسیار زیادی در تثبیت خاک ایفا و از فرسایش آن و وقوع سیالب جلوگیری میکند، بهصورت 100 درصدی تخریب شده و همچنین پوشش درختان ارس که در شیبهای منطقه قرار دارد نیز در اثر وقوع این پاکتراشیهای کوه دچار آسیب جدی شده است».

آخانی تأکید کرد: «اگر میخواهند این معدنکاوی را در آن منطقه ادامه دهند، باید از روشهایی استفاده کنند که کمترین میزان خسارت را به محیط وارد کند و تمام فعالیتها با لحاظ مطالعات ارزیابی زیستمحیطی باشد و اگر به موقع برخورد و اصالح فوری برای معدن بوکسیت شاهوار در نظر گرفته نشود، شاهد اتفاقات نگرانکننده و ناخوشایندی برای مردم روستای تاش خواهیم بود که وقوع سیالبها، پدیده ریزگردها و آلودگی منابع آبی از آن جمله اســت. اینها مســائلی نیست که بتوان بهراحتی از کنار آن گذشــت و ســکوت کرد و مدیران محیط زیست و منابع طبیعی کشور و استانهای مربوطه، باید در قبال آنها پاسخگو باشند.»

هیچکسپاسخگونیست

حنیف رضا گلزار، عضو جمعیت دیدهبان طبیعت شاهرود و همچنین از اعضای ستاد مردمیحفاظت از طبیعت شاهرود، درباره تخریبهای معدنکاوی در شاهوار به «جامعه پویا» گفت: «دو معدن بوکســیت در ارتفاعات شاهوار فعال هستند؛ تاش 1 و .2 برآورد ذخیرهای کــه کرده بودند، حدود 700 هزار تن بود که با توجه به آمارهای بهدستآمده تقریبا به اتمام رسیده اســت. ذخیره معدن تاش 2 حدود چهار میلیون تن است که قطعا بعد از بهرهبرداری تاش 1 به ســراغ آن میروند. اگر این اتفاق بیفتد، چیزی از شاهوار باقی نخواهد ماند؛ چراکه همین مقداری که تاکنون برداشــت کردهاند، تا ارتفاع بیش از 3800 متری از ســطح دریا باال رفته و جادهســازی کردهاند. بهشدت در حال تخریب هســتند و هفتهای چندین انفجار در آنجا رخ میدهد. بیل مکانیکی، لودرها و ماشینآالت سنگین در چندین شیفت، مشغول کار هستند و اگر قرار باشد آن چهار میلیون تن استخراج شود، ابعاد فاجعه چندین برابر افزایش پیدا خواهد کرد و میتوانیم با ضرس قاطع بگوییم دیگر چیزی از شاهوار باقی نخواهدماند».

این فعال محیط زیست از نگرانی برای جنگلهای هیرکانی ســخن میگوید و توجه همه را به بزرگترین ذخیرهگاههای ســرخداری جهانی جلب میکند. او میگوید: «نگرانی دیگری که وجود دارد، این است که بخشی از ذخیره این چهار میلیون تن، معدن تاش 2 در ارتفاعات ســیاه رودبار علیآباد کتول در استان گلستان است که شامل جنگلهای هیرکانی و رویشــگاه گونه منحصربهفرد و حمایتشده سرخدار میشود که اگر معدن تاش 2 کلید بخورد، فاجعهای برای دو استان در حوزههای مختلف آب، خاک و جنگل رخ خواهد داد».

گلزار که یکی از فعاالن قدیمی محیط زیست سمنان اســت، درباره فعالیتهای انجامشده در اعتراض به تخریب فوق، خبر از کمیته ویژهای میدهد که چندی پیش، با تالش جمعیت دیدهبان طبیعت شاهرود در دفتر نماینده مردم شــاهرود در مجلس شورای اسالمیتشکیل شــد؛ اما نتیجهای دربر نداشت. وی میگوید: «این کمیته به محوریت فعالیت معدن تاش تشــکیل شد و نزدیک به هشتماه نشستهای هفتگی پیدرپــی در اینباره داشــتیم. تعدادی از مســئوالن اداره منابع طبیعی و محیط زیست و معدن صنعت تجارت شاهرود دعوت شدند و گفتوگوهایی در اینباره انجام شــد؛ ولی منتج به راهکار یا پاسخ درخوری نشد. نهتنها بهره برداری متوقف یا اصالح نشد؛ بلکه افزایش نیز پیدا کرد».

این فعال محیط زیست تأکید میکند:«ما بهعنوان کنشگران حوزه محیط زیست، با استحصال معدن و بهرهبرداری از طبیعت مخالف نیســتیم؛ به شرط آنکه بهرهبرداری در یک چارچوب و تحت مالحظات زیســت محیطی انجام بگیرد و خسرانهای بعدی برای ما نداشــته باشد. اتفاقی که االن در معدن تاش در حال رخدادن است، سرچشمههای منابع آب آشامیدنی شهرهای شــاهرود و بســطام را تخریب و آلوده میکند. درســت است رودخانههای تاش در ارتفاعات شــاهوار هستند؛ اما بسیاری از سرچشمههای آب این رودخانهها و نیز سفرههای آب زیرزمینی در دشت شاهرود و بسطام از نزوالت برف و باران شاهوار تغذیه میشوند. این دستبرد و بههمریختگی اکوسیستمی که در حد چند هکتار در منطقه رخ داده، منابع آبی ما را هم به لحاظ کمی دچار خسران خواهد کرد و هم به لحاظ کیفی». گلزار در توضیح تغییر کیفیت آب در اثر این معدنکاویها میگوید: «ترکیبات حاصل از اســتخراج بوکســیت، عالوهبر آلودهکردن آبهای سطحی، قطعا در منابع آب حل میشود و به ها نفوذ خواهد کرد».

ناامنی زیستگاهی برای حیات وحش

ناامنیبرایحیاتوحشیکهدرمنطقهزندگیمیکنند،یکی دیگر از پیامدهای قطعی و جبرانناپذیر فعالیتهای معدنکاوی در شاهوار است. حنیف رضا گلزار در اینباره میگوید:«ناامنی زیست محیطی و زیستگاهی برای حیات وحش منطقه مورد بهرهبرداری معدن تاش یکی دیگر از خسارتهای محیط زیستی است که اتفاق میافتد، اما متاسفانه به آن توجهی نمیشود. ما در ارتفاعات شاهوار گونه منحصربهفرد خرس قهوهای و کل و بز و قوچ و میش را داریم. طبیعی است انفجارهای پیدرپی که توسط معدنکاوان صورت میگیرد؛ تردد بســیار باالی ماشینآالت سنگینی که در منطقه انجام میگیرد؛ همه و همه یک ناامنی زیستی در آنجا ایجاد کرده است».

او از کارکنان معدن شاهد نقلقول میآورد که میگفتند در چندین عملیات انفجار، شاهد رمیدن گلههای چندصد رأسی کل و بز و قوچ و میش بودیم و حتی بر اثر استرســی که به بز ماده آبستن وارد شده بود، با کامیونهای عبوری برخورد کرده و بیهوش شــد و آنها توانستند او را بهراحتی زندهگیری کنند. این یک فاجعه زیســتی است که در آنجا ایجاد شده و سازمان حفاظت محیط زیست باید جلوی آن را بگیرد.»

ترانزیتشکار

گلزار میگوید: «بحث دیگر کامیونها و تریلرهایی است که بین معدن تاش و شــاهوار در تردد هستند و به ترانزیت شکار تبدیل شدهاند. یعنی شکارچی صبح سوار یکی از این کامیونها میشود، میآید، شکارش را میزند، الشه را میگیرد و برمیگردد به محل زندگی خودش. اینها معضلهای زیست محیطی است که ایجاد شــده و هیچکس هم متأسفانه پاسخگو نیست. بعد فردا که منابع آبی کاهش بیشتری پیدا کرد و خشکسالی که در استان سمنان بسیار شدید است، بیشتر پیشروی کرد، باید

میلیاردها تومان هزینــه صرف انتقال آب یا راهکارهای اصالح تخریب شاهوار بشود که البته امکان اصالح نیز وجود ندارد».

او درباره پاســخگو نبودن مدیران استان میگوید: «یکی از درخواســتهایی که در همان کمیته مردمــی دفتر نماینده شاهرود مطرح کردیم، این بود که مدیران و مسئوالن این معدن حدود کار خودشــان را مشخص کنند و بگویند ما میخواهیم مثال 100 هکتار یا 500 هکتار برداشــت داشــته باشیم. اصال هیچگونه تعیین حدودی نشده و اینها بیمحابا هر نقطهای را که تصور کنند رگهای از بوکسیت وجود دارد، با استفاده از لودر و بیل مکانیکی و انفجار تخریب میکنند تا به آن بوکسیت دست پیدا کنند. جالب است بدانید به ازای هر یک کامیون بوکسیتی که استخراج میکنند، حداقل چهار یا پنج کامیون نخاله تولید میشود. یعنی سنگ و الشه و خاک و پوشش گیاهی است که دارد از بین میرود». گلزار در پاسخ به سؤال «جامعه پویا» درباره اینکه آیا نماینده مردم شاهرود در مجلس مسئله را پیگیری کرد و توانست از مدیران پاسخ بخواهد و به نتیجه برسد، گفت: «از طریق دفتر ایشان هماهنگیهایی داشتیم و یکسری از مدیران ادارات را دعوت کردند و آمدند؛ ولی پیگیری جدی که بخواهد منتج به نتیجه بشود، متأسفانه ندیدیم».

این فعال محیط زیســت همچنین گفت کل این عملیات بدون ارزیابی محیط زیســتی بوده و با اینکه مجوز هم ندارند، هیچیک از متولیان با آنها هیچ کاری ندارند و آنها همچنان به کار خود ادامه میدهند و از هیچکس هیچ صدایی درنیامده است.

معدنکاویهای بیمجوز

ارتفاعات شاهوار در البرز در حالی مثله شده که نه گزارش ارزیابی زیســت محیطی آن تهیه شــده و نه موافقتی از سوی ســازمان حفاظت محیط زیســت و اداره کل سمنان برای آن صادر شده است. درحالیکه بر اساس ماده چهارم ضوابط زیست محیطی فعالیتهای معدنی، وزارت صنایع و معادن مکلف است برای صدور تمامی پروانههای اکتشاف، تمدید پروانه بهرهبرداری معادن داخل مناطق چهارگانه و صدور پروانه بهرهبرداری برای معادنی که نیاز به اکتشــاف ندارند، از سازمان حفاظت محیط زیست استعالم کند. عباسعلی دامنگیر، مدیرکل حفاظت محیط زیست ســمنان به «جامعه پویا» میگوید: تا امروز هیچگونه مجوزی برای فعالیت معدن بوکســیت تاش از ســوی محیط زیست استان سمنان یا کشور صادر نشده و فعالیت آنها از نظر این سازمان کامال غیرقانونی است.

دامنگیر تأکید میکند اساسا برای معدن تاش از محیط زیست استعالمی صورت نگرفته و صرفا به مجوزهای دادهشده از سوی ســازمان صنعت، معدن و تجارت بسنده شده و با همان مجوزها کار کردهاند و چون آنجا منطقه چهارگانه ما نیست و جزء عرصههای تحت مدیریت منابع طبیعی است، این ســازمان نیز باید واکنشهای الزم را داشته باشد. او در پاسخ به این سؤال «جامعه پویا» که پس چگونه بدون مجوز عملیات معدنکاوی در آنجا همچنان ادامه دارد، میگوید:« آنها مدعی هستند مجوزهای الزم را از سازمان صنعت، معدن و تجــارت دریافت کردهاند و مــا در بازدیدی که از منطقه داشتیم و عمق فاجعه را دیدیم، از آنها خواستیم که مطالعه ارائــه کنند. آنجا جزء مناطق چهارگانه حفاظتی ســازمان محیط زیســت نبوده و مربوط به ســازمان جنگلها و اداره کل منابع طبیعی اســت و آنها باید بیش از محیط زیست با

فردا که منابع آبی کاهش بیشتری پیدا کرد و خشکسالی که در استان سمنان بسیار شدید است، بیشتر پیشروی کرد، باید میلیاردهاتومانهزینهصرف انتقال آب یا راهکارهای اصالح تخریب شاهوار بشود که البته امکان اصالح نیز وجود ندارد» تخلفات برخورد میکردند. با این همه ما وظایف خود را انجام میدهیم و حساســیت الزم را روی منطقه داریم». او با بیان اینکه شرکت آب منطقهای و منابع طبیعی نیز باید به موضوع ورود کنند، میگوید: «فقط وظیفه محیط زیست نیست که جلوی این تخریبها را بگیرد و حتی به دلیل آلودهشدن منابع آبی و آبهای کشاورزی و نیز تخریب جنگلهای سرخداری متولیان آنها نیز باید وارد شوند».

اما آخانی در مقابل چنین پاســخی میگوید: «ســؤال اینجاست که چرا تاکنون سازمان حفاظت محیط زیست و سازمانهای جنگلها و مراتع، نسبت به حجم باالی تخریب جنگل و پوشش گیاهی و خاک و آب و زیستگاه حیات وحش سکوت اختیار کردهاند و معدنکاوی همچنان ادامه دارد؟ اگر این سازمانها مدعی هستند این عملیات غیرقانونی است، چرا تا امروز هیچ واکنش بازدارندهای از خود نشان نمیدهند و عملیات را متوقف نکردهاند؟». این گیاهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران تأکید میکند اگر طرحهای عمرانی و بهرهبرداری دارای پیوست زیستمحیطی نباشند، باید متوقف شوند و مقامات مســئول وظیفه قانونی خودشان را در این زمینه اعمال کنند و باید در اسرع وقت این معدن متوقف شود. سپس درباره اینکه فعالیت این معدن ادامهدار باشد یا خیر صحبت کنیم». او در ادامه به موضوعی اشاره میکند که ریشه بسیاری از مشکالت در استانهاست و میگوید: «اساسا این سازوکار که درباره مسائل ملی و طرحهای بزرگ که به منابع طبیعی و منافع ملی آسیب میزنند، نباید در استانها تصمیم گرفته و نظر نهایی را از استانها بخواهیم، باید تغییر کند و این گونه طرحها باید در کشور و در شورای عالی حفاظت محیط زیست تصمیمگیری شود؛ چراکه مدیران استانی ممکن است در معذوریتهای شهری و منطقهای نتوانند کار را بهدرستی پیش ببرند». مدیرکل حفاظت محیط زیســت سمنان نیز ضمن برشــمردن تخریبهای بزرگ و جبرانناپذیر فعالیت معدن بوکسیت تاش، در انتها آرزو میکند ای کاش دستکم برای جاده دسترســی معدن تاش، از نزدیک روستا واگذار و استفاده میشد تا هم درختان ارزشمند جنگلی قطع نشود و هم فرســایش خاک و خطر سیل و نیز تهدید منابع آبی نداشته باشیم». نحوه صحبت این مدیر محیط زیست نشان از انواع فشــارهایی دارد که از سوی دستگاههای مختلف بر تشکیالت محیط زیست استانها و حتی کشور وارد میشود و نیز نمایانگر سازمانهای ضعیف و کمامکان متولی جنگل و مرتع و خاک است. سازمانهایی که اگر به وظایف خودشان عمل کنند، متهم به محیط ایست بودن میشوند و اگر عمل نکنند، متهم به عوامل خرابترشدن اوضاع.

منابع طبیعی سمنان و گلستان پاسخ ندادند!

تماس ما با علی نقــی حیدریان، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری اســتان سمنان بینتیجه بود و او پاسخ تماسهای مکرر خبرنگار «جامعه پویا» را نداد.

همچنین به دلیل تأثیرپذیری و آســیب وسیع جنگلهای منطقه علیآباد کتول در اســتان گلستان و پاییندست در اثر تخریب رودخانههای باالدست با سیدهاشم موسوینژاد، معاون امور جنگل اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان تماس گرفتیم که او نیز پاسخ نداد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.