فیل خوشبختی دراتاق تاریک دنیای مدرن

کشورها براساس کدام معیار به خوشبخت و کمترخوشبخت تقسیم میشوند؟

Jameh Pouya - - چشم‌انداز‌ ‌‌جهان - گردآوری‌و‌ترجمه:‌شیدا‌ملکی

برای کشــورهایی که معیارهای نشــاط و خوشبختیشان شاخص رفاه و میزان تولید ناخالص داخلی است، تالش کشور بوتانبرایاندازهگیریخوشبختیبرحسبشاخص«خوشبختی ملی» یک عمل متهورانه محسوب میشود. کشورهای مختلف در منطقه اسکاندیناوی با سیستم سخاوتمندانه رفاه اجتماعی که آغوشــش برای حمایت از تمامی اقشــار باز است، بهطور شگفتانگیزی «تقریبا» خوب کار میکنند. اگر از ایسلندیها بپرســید چرا کشورشــان بهصورت مرتب نمودهای شادی را بازتعریف میکند، برخی از آنها قدرتگرفتن زنان در جامعه و برخی دیگر شلوغی اســتخرهای فراوان آب گرم این کشور در فصل بهار را دلیل این امر میدانند. جواب هرچه باشد، حقیقت مسلم این است که شادی در سطح اجتماع در اینگونه جوامع تجربه نشــده اســت. درواقع کشــورهای حوزه اسکاندیناوی بهخاطر رفاه مردم در سطح زندگی روزمره بهعنوان شادترین و خوشبختترین کشورهای دنیا معرفی میشوند.

برای بهدســتآوردن الگوی شــادی در کشــورها باید با لنزی مناســب، دادهها را جمعآوری و تحلیل کرد. سالهاست اقتصاددانها به دنبال این هستند کشف کنند چگونه میتوان مردم یک کشور را حقیقتا خوشبخت کرد. پرسش نهایی که آنها به دنبال یافتن پاسخ آن هستند، این است: «چه کنیم تا حقیقتا شاد و خوشبخت شویم؟».

خوشبختی در جهان ناتساویها

ســال 2012 ســازمان ملل متحد بیســتم ماه مارس را بهعنوان «روز جهانی خوشبختی» نامگذاری کرد. هدف از این کار ایجاد ارتباط میان شــادی و رفــاه بهعنوان هدف و آرمانی جهانی در زندگی انسانها بوده است. سیاستگذاری برای ایجاد خوشــبختی مهمترین هدفی بود که سازمان ملل متحد برای انتخاب چنین روزی در نظر گرفته بود.

بانکیمون، دبیرکل وقت ســازمان ملل متحد، به همین مناسبتدربیانیهایبهاشتباهبودنانتخابشاخصتولیدناخالص داخلی برای قضاوت درباره شاد و خوشبختبودن کشورها اشاره کرد. به اعتقــاد بانکیمون تولید ناخالص داخلی پس از رکود اقتصادی بزرگ در ســال 1937 برای کشورها معیاری جهت بهتریــن عملکرد در زمینههــای اقتصادی است.

از حدود 23 سال قبل شاخصهای دیگری همانند شاخص توسعه انسانی برای جبران محدودیتهای اندازهگیری ابداع شد. یکی از منتقدان سرسخت استفاده از تولید ناخالص داخلی برای قضاوت درباره خوشبختی جوامع، سیمون کوزنتس، مخترع این شاخص بود. بااینحال حضور شاخص توسعه انسانی و گستردگی اموری که برای اندازهگیری در نظر میگرفت و نوع تفسیر این شاخص برای مفهوم توسعه حتی کوزنتس را هم نگران کرد.

در ســال 1971 کشور بوتان تصمیم گرفت از بازنشر تولید ناخالص داخلی بهعنوان شاخص خوشبختی دوری کند و آن را با شاخص خوشبختی ملی بسنجد. از نظر بانکیمون ایجاد ارتباط میان عواملی مانند دسترسی به آب و غذا، امنیت انرژی، میزان تغییرات آب و هوایی، شهرنشینی، فقر، نابرابری و توانمندسازی زنان در یک کشور برای اندازهگیری خوشبختی واقعی در اصل تفسیر دیگری از توسعه پایدار است که سازمان ملل سالها به دنبال ایجاد آن در تمامی کشورهاست.

در فهرست شاخصهای بانکیمون اگرچه همهچیز تقریبا آمده اســت؛ اما یک حقیقت مســلما نادیده گرفته شــده که میگوید در جهانی که همهچیز از اســاس نابرابر است، امکان رسیدن به شاخص خوشبختی برای تمامی کشورها وجود ندارد. در بیشتر کشورهای توسعهیافته، مردم وقت بیشتری را صرف فکرکــردن درباره قهوه و انــواع آن میکنند تا بخواهند درباره بحران آب و راهکارهای مبارزه با آن فکر کنند. بااینحال صرف وجود رفاه بهطور خودکار باعث ازبینرفتن اهمیت به موضوعات جهانی نمیشــود. در اکثر کشــورهای غربی بیشتر لطیفهها درباره «دغدغههای کشــورهای جهان اول» ســاخته میشود («قهوه آنقدر که باید گرم نبود» یا «انتخاب یک محله درست و حســابی برای زندگی واقعا کار مشکلی است»). این حقیقت که با برطرفشدن نیازهای اولیه غم و اندوه در کشورها از بین نمیرود، در قرن بیستویکم به حقیقتی مسلم برای کشورها تبدیل شده است.

اما و اگرهای معیار خوشحالی

«خوشــبختی، آرمان تمامی ابنای بشــر است»؛ نخستین گزارش شاخص خوشــبختی در کشورها در ســال 2013 با این جمله آغاز میشــود. نویســندگان گزارش پیش از آوردن آمار مربوط به میزان خوشــبختی تأکید کردهاند که در اندازهگیری میزان خوشبختی باید میان احساس نشاط (آیا درحالحاضر احساس شادی دارید؟) و ارزیابی رفاه انسانی در کل (آیا بهصورت کلی در از زندگی خود راضی هستید؟) تمایز قائل شد.

نخســتین گزارش کشــورهای شاد و خوشــبخت نتایج حیرتآوری داشت. بر همین اساس کشور یخ، یعنی دانمارک عنوان خوشبختترین کشور را در دنیا کسب کرد. قرارگرفتن کشــورهایی همانند توگو، بنین و برخی کشــورهای جنوب صحرای آفریقا در آخر این فهرســت، تأییدکننده تأثیر حقایق اقتصادی کشورها در نشــاط جوامع بود؛ اما مابقی نتایج این جدول الزاما این موضوع را تأیید نمیکرد. برای مثال کاستاریکا دوازدهمین کشور شاد و خوشبخت دنیا است و از کشور آلمان که در جایگاه بیستوششــم قرار دارد، باالتر اســت؛ اما از نظر اقتصادی بههیچعنوان نمیتوان این دو کشور را با هم مقایسه کرد.

یافتههــای کلی ایــن گــزارش، تحقیقات انجامشــده از ســوی یورواســتات، مرکز آمار اروپا را تأیید میکند. پاســخ پرسششــوندههای هر دو گزارش حاکی از آن بود که زندگی در جهان در 10 ســال گذشــته با وجود افزایش درگیریها و خشونتها به مکانی شادتر تبدیل شده است.

ایــن، همه نتایج گــزارش نبود. افزایــش درگیریها در خاورمیانه اثرات خودش را بر غمگینکردن مردم گذاشته است. در کشورهای سوریه، عراق، لیبی و مردم ساکن در فلسطین، خشونتهای هرروزه مردم را وادار کرده تا در پاسخ پرسشها اعالم کنند اصال از وضعیت زندگیشان راضی نیستند. از آنجا که گزارش خوشبختی سطوح رضایت شخصی را مدنظر قرار داده، روانشناسها در اولین مرحله از آن انتقاد کردند. از نظر آنها تمامی این پرسشها بر مبنای احساساتی تنظیم شده که کامال شخصی و البته گذرا هستند و میتواند در طول زمان بارها تغییر و نوسانات بسیاری را تجربه کند.

تقلیلدادن خوشبختی به چند معیار محدود و رتبهبندی آن، بســیاری از پیچیدگیها و رمز و رازهای احساسات را که در تعریف از خوشــبختی دخیل است، نادیده میگیرد. شادی، نشاط و خوشــبختی میتواند تحت تأثیر ژنتیک، شخصیت و حتی شانس قرار گیرد. تالش برای اندازهگیری نشــاط و خوشبختی سیســتمی جدید و خام است که با همهجانبهبودن فاصله فراوانی دارد. شــاید وجه مثبت این تالش ناقص انسانها، فقط تغییر مسیر تمرکز از ثروت بر رضایــت کلی از زندگی برای ایجاد تعریفی جدید از تجربههای درونی انسانیباشد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.