ایست!کیستی؟

Jameh Pouya - - بار - مهران فرجی

به محل زندگیشان صورت نمیگیرد؟ چرا از سربازها پیش از اعزام به خدمت تست ســالمت روان گرفته نمیشود؟ چرا در پادگانهــا محلی برای مطالعه یا انجام کارهــای مرتبط با تخصص و تحصیل سربازها وجود ندارد؟ آیا بعد از پایان دوره آموزش نظامی، امکان آموزش و کارورزی غیرنظامــی برای ســربازان وجود ندارد؟ چرا قانون پرداخت حقوق به ســربازان وظیفه اجرائی نمیشود؟ و اینکه آیا امکان تغییر در قوانین مربوط به خدمت ســربازی و استفاده از الگوی برخی کشورها در اختیاری بودن خدمت سربازی و پرداخت حقوق برای حضور در این دوره وجود دارد؟

شاید همه این سؤالها مانند سیاهی ناشناســی باشــد که به سمت برجک نگهبانیحرکتمیکند.ایست!کیستی؟ اسم شــب... . اسم شــب را برای پاسخ به این ســؤالها باید دولت، نمایندگان مجلس و کارشناسان نظامی بدانند.

جوانها بعد از پایان تحصیل، نزدیک بــه دو ســال در محیطی نظامــی قرار میگیرنــد؛ محیطی کــه در آن امکان آمــوزش، یادگیری، خواندن و نوشــتن، تمریــن و کارورزی آنچه در مدرســه و دانشــگاه آموختهاند، وجود نــدارد و اگر آموزشی هم هست، مسائل نظامی است. باید به این مدت دو ساله، مدتزمان انتظار ارسال دفترچه تا اعزام به خدمت و بیکاری احتمالی یکی دو ماهه بعد از پایان خدمت را هم اضافه کرد؛ دو ســالی که میتواند دورهای مفید باشد و حتی با وجود اجبار، کســی بهعنوان دورهای کســلکننده و کمحاصل به آن نگاه نکند.

نظام چرا ندارد. این را همان اول دورة آموزشی میگویند. پادگان است، پادگان! با کسی شــوخی ندارد. نظام چرا ندارد، اما حرف از ســربازی که میشود، این سؤال بزرگ به میان میآید که باالخره خدمت وظیفه برای پسرها مفید است یا تلفکردن وقت؟ فواید خدمت سربازی برای جوانها بیشــتر از خســارتهای احتمالــیاش اســت یــا برعکــس؟ فایدههایش چیســت و خسارتهایش از کجاســت؟ آیا کسانی که به خدمت ســربازی میروند، مرد میشوند؟ اصال مرد کیست؟ وقتی میگویند مرد یعنی پســری که دوره رفتارهای بچهگانه را پشت سر گذاشته و بزرگ شده؟ این مرد چه معیارهایی دارد؟ چگونه ثابت شده که مرد شدن نیاز به سربازی رفتن دارد؟ وقتی ســربازی نبود، پسرها چطور مرد میشدند؟ جاهایی که سربازی ندارند، چطور؟ کسانی که به سربازی نمیروند، چه؟ ســؤال دیگر اینکه آیا ســربازان وظیفه، سربازان حرفهای هستند که در مواقع بحران و جنگ به کار بیایند؟

پس نظــام چرا هم دارد. صدای چرا، آن طرف سیمهای خاردار بلند نمیشود، اما ناگهان حادثهای رخ میدهد؛ اتوبوسی بــه دره میافتد و 13 ســرباز کشــته میشوند، ســربازی اسلحه را برمیدارد و به ســمت همخدمتیهایش شلیک میکند، ســه نفر را به قتل میرساند و خــودش را هم میکشــد و... . ناگهان صدای چراها بلندتر میشود. چرا اعزام ســربازان به خدمت، با اولویت نزدیکی

عباس جدیدی، عضو شــورای پنجم تهران که همین تازگیها دبیردرگیروخبرســاز باعلیرضا شــده بود، این بار گفتوگویی چمرانداشت. جنجالبرانگیزبا ماجرا از اعتراضات جدیدی نسبت شــروع بهقالیباف،شهردار شد.اوناراحتبود تهران که نگذاشتند درباره گزارش قبلتوضیحاتی حسابرسیجلسه دهد و ســنگبنا به غلط گذاشته گزارشکمیسیون شدهاست. حقوقیو جدیدیاز نظارت انتقاد کرد و گفت: « قالیباف!مابا جنابآقای شــما دشمنی و تقابل نداریم. غیرنقد چراتااسمبودجه و نامههای ســرگردان من میآید که درباره واگذاری امالک به یکســری افراد خاص است، پاسخ ما را نمیدهید. ... آقای قالیباف شــما شهرداری را با سازمان زمین شهری اشتباه گرفتید. شما آمدید شهر را اداره کنید یا آنکه برای قراردادهای انتفاعی زمین بدهید. وقتی شهردار برای اهداف سیاسی کار کند، وضعش همین میشود». وســط این اعتراضات تند بود که آقای چمران به جدیدی تذکر داد که وقت او برای صحبت تمام شده است. این اعتراض همانــا و بههمریختن اعصاب جدیدی هم همانا. او گفت: نمیگذاریدمن «چرا حرف بزنم؟ بقیه که صحبت زاییده، میکنندراننهعقدی من را ننه صیغهای؟».

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.