محمدامین قانعیراد در گفتوگو با «جامعه پویا» مطرح کرد نیاز به حکمرانی خوب در قلمرو آب

بهعنوان یک جامعهشناس، چند سالی میشود که مسئله محیط زیست و بحران آب را بهعنوان موضوع مهم جامعه امروز و آینده ایران بررسی میکند. او جامعه ایران و بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیاش را بهخوبی میشناســد و معتقد اســت یکی از راهکارهای حل بحران آب، اجتماعیکرد

Jameh Pouya - - چشم‌انداز‌ ‌‌محیط‌زیست - زهرا سلیمانی

راهبردهایی پیدا کنند. این نیروها میتواند بخش دولتی باشــد یا مربوط به جامعه مدنی یا بخش خصوصی. درهرصورت افــرادی که میتوانند در این مسئله مشارکت داشته باشند، در سه بخش جامعه، بازار و دولت تقسیمبندی میشوند؛ اما در وضعیت کنونی حتی دولت هم بهعنوان یک کلیت خیلی در طرح مسئله آب دخالت ندارد.

مشــکالتی که در اینجا «مسئله» آب را تشکیل میدهند، دقیقا چیست؟ یعنی این «مسئله» دقیقا به چه چیزی اشاره دارد؟ مسئله، کمبود آب و خشکسالی است که ما با آن مواجه هستیم. مسئله درک این است که درگیری ما با کمبود آب و خشکســالی اساســاً هنوز در سطح یک دغدغه کوچک است یا به یک بحران بزرگ تبدیل شده است. باید ببینیم چگونه ما مسئله را تعریف میکنیم. ابعاد مسئله چیست و عواملی که در ایجاد مسئله مشــارکت داشتند، چه هستند؟ وقتی ما مسئله را تعریف میکنیم باید ببینیم چه ابعاد، عوامل، فاکتورها و عللی در شکلگیری آن مؤثر هستند. «مسئله» هم طبیعتاً همین کمبود و بحران آب و خشکسالی در کشور است. اجتماعیکردن یعنی اینکه ببینیم این علل و عوامل چیســت و تا چه میزان اجتماعی است؟ چه مقداری اقلیمی است و چه مقداری ناشی از مدیریت است؟ چقدر ناشی از عملکرد دولت، چه مقدار ناشی از بخش خصوصی و چه مقدار ناشــی از عملکرد گروههای مختلف مردم است؟ ازاینرو نخســت باید مســئله را تعریف کنیم تا ببینیم عوامل دخیل چه هستند و فقط این نباشد که دائم بگوییم کمبــود آب و بحران داریم. مثال سراغ عوامل دخیل در این قضیه برویم و ببینیم ازلحاظ تاریخی چه مســائلی وجود داشته تا این بحران شکل بگیرد. حداقل در 50 سال اخیر کدام عوامل مؤثرتر بودهاند و سهم هرکدام از این عوامل چه میزان است و اینکه با توجه به تأثیر این عوامل برای بیرونآمدن از این وضعیت چه راهکارهایی میتوانیم داشته باشیم. بعد بپرسیم این راهبردها باید به چه چیزهایی توجه کند؟ به چه چیزهایی بپردازد؟ چه اولویتهایی را باید در نظر بگیرد؟ آیا ما برای حل مسئله باید به مردم آموزش بدهیم؟ از مردم صرفهجویــی بخواهیم؟ یا اینکه به قول برخی که صحبــت از رفتار ریاضتی در ارتباط با آب میکنند، مردم را تشویق به ریاضت بکنیم؟ آن دست از راهکارهایی که فقط مردم را تشویق به رفتار ریاضتی و صرفهجویی میکند، قطعا نقش نهادها، سازمانهای دولتی، وزارتخانهها حتی نقش قوانین و مقررات و وضعیت نهادهای مختلف درگیر در این قضیه را در پیدایش بحران نادیده میگیرد. آنهــا در این میان فقط جامعه را مقصر میدانند؛ خاص ازنظر علمی یا ســازمان یــا وزارتی خاص دربیاوریم و در نظر داشــته باشیم این موضوع با بازندگی عمومی شهروندان در ارتباط است. اینکه مثال فقط مهندسان آب به این قضیه بپردازند و وزارت نیرو بهطور انحصاری بخواهد به این قضیه رسیدگی کند یعنی خصوصیکردن مسئله آب. ما میگوییم مسئله آب باید در گستره وسیعتری صورتبندی بشود تا اصال ببینیم با چه مسئلهای مواجه هستیم و چه ابعادی دارد. در این موضوع بایــد نیروهای اجتماعی گوناگــون و همچنین تخصصها و دانشهای مختلف مشارکت داشته باشــند تا بتوانند مسئله را صورتبندی و برایش

شــما در یکی از سخنرانیهای خود برای حل بحران آب بر این نظر بودید که مســئله آب را باید اجتماعی کرد. چرا فکر میکنید یکی از راهحلهای ممکن برای این مســئله اجتماعیکردن آن است؟ اجتماعی یا عمومیکردن یک مسئله به معنایی یعنی اینکه ما آن مســئله را از حالت خصوصی به یک مسئله عمومی یا اجتماعی تبدیل کنیم. منظورمان این است که مســئله آب را در وهله اول صورتبندی کنیم، اینکه مســئله آب اصال چیســت. دوم اینکه یافتن راهکارها و راهبردها بــرای حــل مســئله آب را از انحصار تخصصی

نباید پاسخ به مطالبات کوتاهمدت مردم به معناینادیدهگرفتن مشکالت آینده باشد. سیاستمداران، دولتمداران و احزاب ما باید افقهایی را ببینند که از دید یکشهروندمعمولی گاهی مواقع غایب است. نخبگان ما باید آیندهاندیش باشند و به آینده بپردازند و نباید اجازه بدهند سیاست عرصهرفتارهای پوپولیستیبشود

کشور میتواند سازمان حفاظت از محیطزیست را دور بزند؟ یعنی بخشی از دولت میتواند بخشی دیگر را دور بزند. متأسفانه ما سیاستی داریم که با توجه به نیازهای کوتاهمدت حرکت میکند و از چشــماندازهای بلندمدت غافل اســت. ما بایــد ببینیم چگونه از سیاســت پوپولیســتی میتوانیم عبور کنیم. خوشــبختانه در انتخابات اخیر نوعــی بلوغ در بخشــی از مردم دیده شــد که خیلــی فریفته برخی شعارهای پوپولیســتی بهخصوص درباره افزایش یارانهها نشدند. احزاب، نخبگان سیاسی، روشنفکرها و دانشگاهیها باید تقویت شوند تا با گسترش آگاهی و کنشگری مثبت در زمینههای مختلف بتوانیم بهنحوی دغدغه محیطزیست را برجسته کنیم و در برنامه و قوانین و مقررات به آن بپردازیم؛ مثال اکنون دولت روحانی بههیچوجه زیر بار پروژههایی که فاقد توجیهات زیستمحیطی هستند،نرود. بههرحــال ما در اجتماعیکردن مســئله آب به حکمرانــی خــوب در قلمرو آب نیــاز داریم که حکمرانی خوب هم به معنای دخالت گروههای اجتماعی بــا عالئق و منافع مختلف و همچنین دانشها و تخصصهای مختلف است که بتوانند پیچیدگی اوضاع را بررســی و با مســئله توسعه کشور و زیستمحیطی آن ساده برخورد نکنند.

شما به نقش و اهمیت کار دولت در حفاظت از محیطزیست اشــاره کردید. با توجه به اینکه تا ماه آینده شهرداریهای جدید هم بر سرکار میآیند، از نقش شهرداریها بهعنوان بزرگترین نهاد بهاصطالح غیردولتی برای حفاظتازمحیطزیستبگویید. شهرداریها به شیوههای مختلف تالش میکنند از نظارت بگریزند. اتفاقی که در ایران افتاده، این است که شــهرداریها قبال زیر نظر وزارت کشور بودند، حاال شــوراهای شهر آمدند و شــهردار را انتخاب میکنند. وظیفه کنترل آن هم دست شورای شهر است؛ ولی ظرفیت این کنترل را ندارد که این خود دالیل مختلفی دارد و بحث مفصلی است. به همین دلیل پیله حفاظتی تهران ازنظر زیستمحیطی و نفسگاههــا از بین میرود یا همچنان روی کوهها ساختمان میسازند. همین گسترش بیرویه شهر تهران هم کیفیت زندگی را کاهش داده، هم فضای زیســتمحیطی را از بین برده و هم کمبودهایی ایجاد کرده که با وجود این حجم وسیع جمعیت معلوم نیست چگونه میشود امکانات الزم ازجمله آب، برق، گاز و ســایر خدمات شــهری را به اینها رساند. این نشان میدهد روی فعالیت شهرداریها هم کنترل وجــود ندارد؛ بنابراین ارتباط نهادهای نظارتی ازجمله سازمان حفاظت از محیطزیست با شهرداریها هم باید بازبینی شود. از درکنکردن شرایط نشــئت میگیرد یا اولویت داشتن دیگر مشکالت برای مردم؟ عامه مردم ما فکر میکننــد هرجایی کمبودی باشــد، دولت باید آن را رفع کند و دولت را غول قدری میدانند که میتواند با یک تصمیمگیری و بخشنامه خیلی از مســائل را حل کند. از نظر توده مردم فعال مشکالتی که برای ما حادتر است، اشتغال، دســتمزدها، تورم و به قول شما دغدغه نان است. به مسئله زیســتمحیطی، آلودگی هوا، بحران آب و حتی مســائلی مثل گســترش بیماریها در جامعه که بخشــی از مسئله زیستمحیطی هستند، کمتر توجه میشود. مصرف مواد غذایی غیرارگانیک و تولیدات صنایع غذایی کارخانهای، بیماریهای ناشی از شهرنشینی، ترافیک، آلودگی هوا و ریزگردها و حتی آلودگیهایی که از طریق آب منتقل میشود، سالمت ما را بهطور مستقیم هدف گرفتهاند. ما اینها را نمیبینیم به دلیل اینکه سیاست در ایران عوامگراست. معموال این سیاست هم سیاست غیرحزبی اســت و مبتنی بر برنامه نیست و نقش نخبگان سیاسی و فرهنگی هم در آن اندک است. بنابراین سیاســت هم روی خواستههای مردم و مطالبات اورژانســی آنها متمرکز میشود. نباید پاســخ به مطالبات کوتاهمدت مــردم به معنای نادیدهگرفتنمشکالتآیندهباشد.سیاستمداران، دولتمــداران و احزاب ما باید افقهایی را ببینند که از دید یک شهروند معمولی گاهی مواقع غایب اســت. نخبگان ما باید آیندهاندیش باشــند و به آینده بپردازند و نباید اجازه بدهند سیاست عرصه رفتارهای پوپولیستی بشــود. متأسفانه برخی از سیاستمدارهای ما فقط به مسائل حاد میپردازند و راهحلهایی را مطرح میکنند که گمراهکننده است. برای مثال من در همین صحبت اخیرم که شما به آن اشاره کردید، گفتم چگونه بحث تولید مواد پتروشیمی یکدفعه در انتخابات 96 بهعنوان راهحل نجات اقتصاد کشور مطرح شد که میتواند اشتغال را توسعه و درآمد ملی را افزایش بدهد و مشکالت مردم با این قضیه حل خواهد شد. من این موضوع را با عنوان پتروشیمیشــدن اقتصاد کشور مطرح کردم که دولت روحانی هم کموبیش در این مســیر پیش میرود. درحالیکه دوستان متوجه نیســتند و بر جریانی اصرار میکنند که بحرانهای زیستمحیطی زیادی را ایجاد میکند؛ زیرا صنایع پتروشــیمی نقش مهمــی در ایجاد آلودگیهای زیســتمحیطی دارد. چهارم مرداد امسال وزیر صنایع برای افتتاح مجتمع پتروشیمی دشتستان آنجا رفت و مردم اجازه ندادند این پروژه افتتاح بشود به دلیل اینکه مجوز زیستمحیطی نداشت. سؤال این است که چگونه وزارت صنایع درحالیکــه به نظر میآید جامعه کمترین نقش را دارد. یعنی افراد جامعه و شــهروندان بهعنوان فرد کمترین نقش را در ایجاد بحران دارند. مثال مســئلهای با عنوان کالنشــهرها نقش زیادی در افزایــش مصرف آب دارند ولــی خود پدیده کالنشهر را من بهعنوان شهروند ایجاد نکردهام. این پدیده تحت شرایط نهادینی شکل گرفته و آن شرایط نهادین است که باید اصالح بشود.

آنطورکه مــن متوجه شــدم، درواقع اجتماعیکردنیعنیاینکهنیروهایاجتماعی مختلف، هم در درک مســائل دخیل در این بحران شرکت داشته باشند و هم در حل آن؟ بله، بحث این است که نیروهای اجتماعی بتوانند در طــرح، حل و البته شــناخت و راهبرد قضیه مشارکت داشته باشند تا بتوانند قضیه را بهخوبی تبیین کنند. نیروهای اجتماعی مختلف که شامل دولت، بخش خصوصی و جامعه مدنی هســتند در درون خودشــان طبقهبندی میشــوند. مثال درون خود دولت هم جریانهای مختلفی وجود دارد مثــل وزارت نیرو، وزارت کشــاورزی، جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیطزیست. بعد نهادهای حاکمیتی و شــهرداریها هستند که با ایجاد کالنشهرها و سیاستهای غلط شهرسازی بهنوعی در ایجاد بحران سهیم بودهاند؛ مثال وزارت نیرو به نحوی با برنامههایی که داشــته یا وزارت جهاد کشاورزی احتماال با مجوزهای بیرویهای که برای احداث چاههای عمیق در بخش کشاورزی داده است، به نحوی در این بحران نقش داشتهاند. در بخش خصوصی هم میشود همین بررسی را کرد. از سوی دیگر جامعه مدنی و گروههای مختلف مدنی از روستایی گرفته تا سازمانهای غیردولتی و شهروندان شهرنشین، هرکدام میتوانند هم در طرح مسئله و هم دادن راهبرد مشارکت داشته باشند. بحث دیگر هم ورود تخصصها و دانشهای مختلف است، بهویژه دو دانشی که به نظر میرسد کمتر به آنها توجه شــده یعنی علوم اجتماعی و زیستمحیطی که باید نقش بیشتری در تعریف مسئله و ارائه راهبردها داشته باشند.

در پس مســئله اجتماعیکردن آب نکته دیگــری نیز مطرح اســت و آن اینکه آب، بحرانهای مربوط به آن و کال محیط زیست باوجود اهمیت بســیار و نقش مهمی که در زندگی مــا دارد، هنوز برای افراد و گروههای اجتماعی و مدنی به دغدغه تبدیل نشــده اســت. چنانچه در انتخاباتهایی که صورت گرفت از ریاستجمهوری گرفته تا مجلس و شورای شهر، آنقدر که به شعارهای اقتصادی توجه میکردیم؛ شعار و اهداف منوط به حفظ محیطزیست را در نظر نمیگرفتیم. گویا غم نان داریم اما غم آب هنوز نداریم. این مسئله

جامعه مدنی و گروههایمختلف مدنی از روستایی گرفتهتاسازمانهای غیردولتیو شهروندانشهرنشین، هرکداممیتوانندهم در طرح مسئله و هم دادن راهبرد مشارکت داشتهباشند.بحث دیگر هم ورود تخصصهاودانشهای مختلفاست،بهویژه دو دانشی که به نظرمیرسدکمتر به آنها توجه شده یعنیعلوماجتماعی وزیستمحیطیکه بایدنقشبیشتری در تعریف مسئله و ارائه راهبردها داشته باشند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.