ناگفتههای چوپان دروغگو

Jeem - - الصفحة الأولى - )قسمت آخر(

چوپ �ان دروغگو که با عنوان جعلی «دکتر چوپ �ان دروغگو » برای اس �تخدام به یک ش �رکت معتبر رفته بود، پس �ر ارشد خان عمو جان را پش �ت میز ریاس �ت دید! در حالی که مردم ده فک �ر میکردند او برای گرفتن سیکلش به ش �هر رفته است! وقتی عم �وزاده متوج �ه ش �د که چوپ �ان قصد دارد پت �ه اش را روی آب بری �زد، ب �ه او پیشنهادات ش �رم آوری داد. این دو نفر از هفت �ه پیش هویجوری لن �گ در هوا مقابل هم ایستادهاند تا ما قسمت آخر را تعریف کنیم. عم �وزاده گفت: «می خ �وای بمونی ش �هر که چه بش �ه، چوپی عزی �ز؟! برگرد ش �لمرود من خودم با خ �ان عمو صحبت میکنم، حتی نخبه معرفیات میکنم تا یه وام ازدواج 5 میلیون �ی تپ �ل بزنی به رگ، س �گ آقای پت �ی ول رو ب �رات میخرم تا موقع کار راح �ت بگیری بخوابی و نگران گوسفندات نباشی، یه کلبه مهر شلمرودی هم واس �ت ردیف میکنم، اصلا به بچهها میگم پرایدم رو گل بزنن واس �ه ماش �ین ع �روس، الکس فرگوس �ن رو هم مییارم واس �ه ساغدوش �ی، میگ �م دهنمکی فیلم عروسیت رو بگیره، حتی حاضرم داستانت رو از کتابهای درس �ی حذف کنم، دیگه چی می-خوای لعنتی؟ !» اما عموزاده وقتی دید چوپان سفتتر از این حرفاست، برگ برن �ده را رو کرد و گفت: «حالا بیا این یه مشت پسته رو بریز در جیبت، فشارت بیاد سر جاش! » و به همین راحتی مشت چوپان جلوی عموزاده وا ش �د و ب �ا او به توافق رسید. در همین هنگام خانم منشی که فال گوش ایس �تاده بود، وس �ط ماجرا پرید و گفت: «ما رو مس �خره خودت کردی؟ الان 5 هفته اس �ت که همه مخاطبان رو سرکار گذاش �تی، یه جواب دندون شکن بده که قابل چاپ باشه» این بود که چوپان به خاطر جیم پستهها را ریخ �ت و گفت: «نه من صداقتم رو به این چیزها نمیفروشم، الانم زنگ میزنم 124 تا بیان پتهات رو بریزن روی آب» س �پس برای همیشه در افق محو شد ...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.