اندر باب از خجالت در آمدن

Jeem - - الصفحة الأولى -

در اح �والات پیرنا و خفنن �ا ابوجارچی ابن جیم ابن خراسانی نقل ل است؛ روزی مریدان نزد ابن جیم آمده، مده، س �ام گفته و پس از دریدن چند یقه و جامه به صورت نمادین، ادین، به پاچه خواری استادنا پرداختند، داختند، و چونان پاچه خواراندند دند که شلوار ابن جیم به شلوارک لوارک ب �دل گش �ت! پ �س از آن زمین بوس �یده و ب�ِ �ر و برِر برِ ب �ه ابوجارچ �ی زل زدند! اب �ن جی �م بان �گ زد: د: »چی میخواین لامصبا! ش �لوار مارکم رو به فن �ا دادید! « مریدان دان عرض کردند: »یا خفن، هزار ر متر زمین ناقابل! « پیرنا گفت: »قِر قر بده بیا بیا! !« « پس مریدان با حرکات ت ناموزون گفتن �د : »آن معاون بلن ن �د پایه، آن معرف جمشید چهار پایه، آن استاد �ز �گ س صور اح سی

ا اخِخ ب مایم

� گذا پیش

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.