یکک نف

Jeem - - الصفحة الأولى -

س �ر خط تاکس �یها منتظر ظر یک مس �افر است تا حرک �ت کند. پش �ت یک پیکان یکان زرد نشس �ته و عرق میریزد. عکاس ما شروع می میکند به عکس گرفتن از تاکس �ی آق �ای »مصطفی یج جاویدی« که 2 42 س �ال دارد. زمان �ی که ما در حال پرس �یدن سوالا سوالات بودیم، مس �افران تاکسی ایشان شان مدام به در و پنج �ره میزدند که زود باش �ید دیگ دیگه، بریم دیگه، عجله کنید دیگه... ما هم که بیخیال خی حتی یک سوال نمی نمیشدیم س �ر را به نشانه ه» »آخرشه ، باشه« تکان میدادیم. دادی سوال آخر را که ه پر پرسیدیم و منتظر جواب آقای ای ج جاویدی بودیم همه مسافران از تاکس �ی پیاده ش �دند و نگاه خشمگینانهای مگ به م �ا انداختند. باور بفرمایید رمایی ما نمیخواس واس �تیم نان کسی را آجر کنیم! باز خدا خیر یکی از مسافران را بدهد که تا دید مصاحبهمان همان تمام ش �ده �د فوری برگشت و در تاکسی نشست. ت. مهنس 4 مس � دارل ااهس �ت ک �ه صابننحد ر همیاآکیسم تاکس ت � سیر

�ت . م مبار 8ص 8 یم س کار و تا 6 یا 7 بعد از ظهر مشغول غول کار هستم. م.

ش ناخ � غودلآگمااه ب هس گ � اونعها ت یآانس د �ت � رم ر تا م هک ر � مهضاه ب نطکومر ور میشود. بمییکشنتنرد ت کشه � بنیهشتمری مشو � قوع م. سپزحرش، پز کاسب ن زتیوجا صیه

سح ت و خاکشیر و ماست و کاهو بخوریم. وریم این طوری آب بدن کمتر در طول روز تحلیل لیل میرود. بول ه آ نتها تمیومصبیا � هخودیشکاننم م نم اکسه ک روزه بگیرند ولی یص شان ت. ارا گ حر �ر � تتعت تتعر ا مااسدتت. ب � اه اگخردام خد داشم با � حدوتاسحمل ش

ر اس ام ما اگ ت به ه ساعت باش �د اذیت یت میش یش �وی. � یک »یا حسین« ن« میگویم و حالم خوب وبب م میشود.

نه تاثیری نمیگذارد. نمیگذگ

بله باز هم کار می میکردم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.