اندر حکایت ابوجارچی و کیمیا

Jeem - - الصفحة الأولى -

در کتاب الاس �رار پیرنا و خفننا ابوجارچی ابن جیم ابن خراس �انی آمده است که روزی ابن جیم مش �غول تمرین با لانچیکو بود! که جمعی از مری �دان نزد وی آمدن �د. جملگی خندان و از شدت ش �عف چند تنشان در راه ترکیده بودند. ابوجارچی سبب این شادی پرسید. مریدان نفس زنان پاسخ دادند: »کیمیا «! ابوجارچی چون این بش �نید، بس �یار خوشحال شد و اش �ک شوق ریخت، و نقل است 40 روز اش �کش بند نیامد تا اینکه که گفت: »من میدونستم شما میتونید ونید علم کیمیا رو پیدا کنید! « مریدان چون این کلام ش �نیدند، نیدند، هارهار به ریش ابن جیم خندیدند ندیدند و گفتند: »یا خفن؛ منظور ما سریال ریال کیمیا بود، که طولانیترین سریال ایرانی یرانی اس �ت و اکن �ون در فرآیند س �اخت به س �ر میبرد و قرار است از رمضان 93 تا هفته دفاع مقدس، هر شب پخش شود. « راوی �ان آوردهان �د که پیرن �ا با ش �نیدن این خبر، لانچیکوي خویش در هوا چرخاند و بر س �ر مرید بخت برگش �ته فرود آورد و مرید از وسط چارقاچ ش �د. بعد از آن جامه درید و ش �روع به گریستن کرد. مریدان گفتند یا اس �تاد سبب گریه شما پول دیه باشد؟ گفت: نه! گفتند: ناکار شدن جوان مردم باشد؟ گفت: نه! گفتند: هک شدن نیویورک تایمز باشد؟ گفت:نه! عرضه داشتند: »خودتو لوس نکن، بگو چه مرگت شد؟ !« ابن جی �م گفت: از ب �رای کمبود آب و خشکسالی پیشرو گ گریانم، خ �دا بر ما رحم ک کند از میزان آبی که چنین س� س �ریالی لازم دارد. پ �س مری مریدان چون نکته را گرفتند جملگی جم گریان شدند و سر بر د در و دیوار کوبیده و راهی بیابان شدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.