Jeem : 2020-07-02

الصفحة الأولى : 2 : 2

الصفحة الأولى

جـــــــ2ـ­ـ0ــارچي خﺒر مردم: تو رو خدا راستﺶ رو بگین. دیگه کی ﻗراره احساﺱ وﻇیﻔه کنه؟ ما تحملﺶ رو داریم. گرانی: من این همه مردم رو اﺫیت نﻜردم ﺁخرﺵ بگین فقط ﺁزارشون میدم. ﺿرﻏامی )ﻋﻀو شورای ﻋالی فﻀای مجازی(: جهانگیری)مﻌاون اوﻝ رییﺲجمهور(: اگر در انتخابات 1400 احساﺱ وﻇیﻔه کنم، کاندیدا خواهم شد. گرانی برای مردم ﺁزار دهنده است. مائدﻩسادات رئیﺲاﻟﺴادا­تی فوتوچاپ فرانک باباپور حسﺶنیست! یک ضربالمثلی هست که میگوید یک بنده خدایی یک سنگ را انداخت ته چاه بعد یک قومی را مچل خودش کرد تا آن سنگ را از ته چاه دربیاورند، حکایت این روزهای ماست! یک بنده خدایی پیش//نهاد س//اخت خانههای 25 متری داده و یک قومی بسیﺞ شدهاند که... اتفاقا مثل اینکه یک مجلس//ی آدم با این طرح موافقت کردهاند و قرار است عملی شود! حاال مثل اینکه همان مجلس توی تایید پیشنهادشان ماندهاند. از خدا که پنهان نیس/ت، از ش/ما چه پنهان، بﭽه که بودم وقتهایی که حال وحوصله این را نداشتم که در اتاق را ببندم، با حالت ملتمس/انهای خواهرم را صدا میزدم. بعد هم قیافهام را عین گربه ش/رک میکردم و میگفتم عزیزجان س/ر راهت همین در را ببند. البته خواهر بنده هم کم نمیگﺬاش/ت و با آرامش تمام در را نمیبست. در نتیجه بنده هم مجبور میشدم از تخت عزیزم دل بکنم و بهخاطر این نافرمانی تا سر کوچه دنبالش بدوم. این روزها حکایت سازمان هالل احمر و کوهنوردان نیز مانند من و خواهرم شده است. اخیرا رییس سازمان امداد و نجات هالل احمر گفته است: »برخی از کوهنوردان به باالی کوه که میرسند و حال برگشت به پایین را ندارند، اعالم میکنند که برایشان حادﺛه پیش آمده تا با هلیکوپتر به پایین برگردند.« بنده پیش/نهاد میکن/م هاللاحمر هم روش خواهر مرا پیشگرفت/ه و تا دم کوه بیاید اما کوهنوردان را با خود نبرد. یا اینکه کوهنوردان را سوار کند ببرد باالی کوه بلندتری رهایش/ان کند تا خودش/ان پایی/ن بیایند. البته قبل از هر کاری اینجانب دچار زخم بستر و از ناحیه کمر به پایین مصدوم شده ام، خواهرم هم پیش پای شما شوهر کرده و رفته. میشود یک هلیکوپتر برای بستن در اتاق بفرستید؟ چﻬرﻩ هفتﻪ مﺼﻄفیﺻاحبی مرﻍ تو فکر کن بهت میگن برو تو یه خونه زندگی کن به این اندازه! ازدواجت را ﻗورت بده برای/ان تریس/ی کتاب/ی دارد ب/ه اس/م »قورباغ/هات را قورت بده«. این روزها ازدواﺝ هم به قورباغهای تبدیل شده و قورت دادنش از ق/ورت دادن قورباغه ک/ه چه عرﺽ کنم، از قورت دادن خورش/ت بامیه هم سختتر شده اس/ت. مﺜال همین چند روز پیش یکی از اعﻀای کمیسیون فرهنگی مجلس گفته: »ازدواﺝ س/قوﻁ آزاد داش/ته و 40 درص/د کاه/ش پیدا کرده.« ب/ه همین منظور تمامی افراد موفق در امر ازدواﺝ، از ناصرالدین شاه با آن حرمسرایش تا جانی دپ با آن طالقهایش، دور هم گرد آمده و کتابی منتشر کردهاند به نام »ازدواجت را قورت بده«. در این کتاب جدیدترین و سادهترین راههای قورت دادن مشکالت ازدواﺝ به چش/م میخورد و جوانان قرار است جوری آن را قورت دهند که انگار ازدواﺝ راحتالحلقو­م است. این کتاب ش/امل چندین فصل اس/ت ک/ه در اینجا به بعﻀی از آنها اش/اره میکنیم: س/فره را بدون گوش/ت و مرغ بﭽینید، برای افزایش قیمتها برنامهریزی کنید، قانون 24 ساعت 7 روز هفته کار کردن را جدی بگیرید، از پیامد جواب خواهر شوهر/ برادر زن دادن غافل نشوید، چگونه سکه 8 میلیونی را قورت دهیم، گام به گام تا قورت دادن اجاره مس/کن و ده روش برای بستن دهان فامیل زن/شوهر. امید است با استعانت از این کتاب ازدواﺝ را عین هلو قورت بدهید. عوضش همه اینطوری میشینیم دور هم و تعامل توی خونواده بیشتر میشه. » قیمت مرغ باال رفت و به 19 هزار تومان رسید تا از دالر جا نماند!« بابا من تو خود مجلس به این بزرگی گفتم بهم میز و صندلی تکی و جدا بدن، تو خونه 25 متری میپوسم! زﻧگ اﻧشاء ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﻧﺸـــــــ­ــــ به نام خدا م/ا دیروز به خان/ه 25 متری خود اسبابکش/ی کردیم. در واقع اسبابکشی هم نه، فقﻂ توانستیم خودمان را بکشیم و حتی خواهر کوچیکمان هم روی زمین جا نشد و مجبور شدیم جای تابلو، به دیوار آویزانش کنیم. بابا هم که دید لوستر دیگر در اینجا جا نمیشود، یک ریسه به دور قنداق همین خواهرمان بست تا آن باال خیلی بیکار نباشد. جای خواب ما را هم ش/بها روی ماش/ین لباسشویی میاندازند تا راه رفت و آمد بابا به دستش/ویی و تختش باز بماند. مامان برایمان یک برنامه زمانی مراجعه به دستشویی آماده کردهاست که مجبور نشویم در حین ریختن فالن چیزمان، شکممان را فشار دهیم تا بتوانیم از کنار پای پدر رد شویم و به مقصد برسیم. راستش دیشب به عنوان اولین شب در خانه جدیدمان، نتوانستیم خوب بخوابیم. ت/ازه م/ا را زود خوابانده بودند که بیدار نباش/یم که یک دفعه دس/ته ماهیتابه همسایه بﻐلیمان از دیوار رد ش/د و به درون چش/م م/ا فرو رفت. داش/تیم آﺥ و اوﺥ میکردیم که بالفاصله دسته ایرباس اینقدری آوردم برات، بذارم برم؟ وجدانا من بخوام تو 25 متر جا راه برم که همش با شکم میرم تو در و دیوار!

© PressReader. All rights reserved.