Khorasan Shomali : 2020-06-30

4 : 4 : 4

4

٥:٢٣ فردا آفتاب طلوع ٣:٣٣ فردا صبح اذان ٢٠:٢٨ مغرب اذان ٢٠:٠٦ آفتاب غروب ١٢ :٤٤ ظهر اذان www.khorasanne­ws.com email:bojnord@khorasanne­ws.com ٣٢٢٢٢٢١١-٣٢٢٤٧٢٢٢ ٣٢٢٤٧٢٢٣ ٣٢٢٣٠٠٢٨ ٣٢٢٣٠٠١٤ ه: ر تحر نمابر: ه: ر تحر مسئول نمابرسرپرس­ت: و تلفن آدرس: :kاشترا تلفن : دپست : آگه رش پذ ز دفترمر ٩١٧٣٥-٥١١ ٠٥١-٣٧٦٣٤٠٠٠ ٠٥١-٣٧٦٢٤٣٩٥ : پست صندوق تلفن: نمابردبيرخ­انه: خراسان هنر فرهنگ موسسه ان احد سعيد محمد زاده ول عل آب)سازمان( بلوارشهيدص­ادقمشهد، امتياز: صاحب مسئول: ر مد : سردبير : ز دفترمر ات نشر چهارم گروه : شمال خراسان روزنامه ٩ kپلا دوم، وچه ،١٦ لباف ه صمد لباف، ه صمد خيابان، غرب طالقان خيابانبجنو­رد، ٣٢٢٣٠٠٧١ ٩٤١٥٩٥٦٥٩٦ ٣٢٢٤٥٠٠٥ شمال خراسان اجتماع، فرهنگ، اقتصاد، سياس روزنامه ١٣٩٩ تير ١٠ شنبه سه ٣٣٠٦ شماره .١٤٤١القعده ذ ٨ خراسان شهرچاپ :چاپ ٢٠٠٠٩٩٩ پيامك: سفر» همان ا# بازها « د اس ال» دورهم راه شوم. م «نندگان, از !# ق#طر از jخطرنا ماده ن #ا تازگ به ب ها هپروت دورهم وارد به#غر مهمانان #فضا قهقهه است. شده ار , عاقبت از خبر بود. دن#د و شنيدن ها در و رفتند م مسافرت به و زدند م «سفر» شدند. م اسير خودشان خيال و فانتز دنيا برا زمان و بودند افتاده گير زمان گذر در ا#گو آن اما رفت م پيش ند, گر#د و تند !# دنيا مشاهده و خيالات در غرق بود، پيدا چه اسم با را گر#د!# مدام و بودند شان انيميشن محض به زدند. م صدا ارتون, ها شخصيت مصرف از !# شهر حاشيه در خانه به ورودمان خطاب « د اس ال» زا توهم ماده نندگان, پس ؟! چطور jلو» :د #گو م همراهم به راست شده! تنگ براش دلم جاست, Y#بوشو با «!؟نزنه حرف اد#ز ه, خت#ر ونجه# اسبت برا دورهم مهمانان از ا عده جملات ن#ا شنيدن بودند، نزده «سفر» خودشان گفته به هنوز ه, شود م باز خنده شدت از گوش بنا تا شان دهان روند. م سه#ر اتاق وسط و نبودند خود طبيع حال در ننده, مصرف افراد م نداشت وجود ه, را #صداها و چيزها مدام و شنيدند. م و دند#د ر#تصاو حاو Yوچ, اغذ, ه!ت Y# نندگان, م ها آن از و دهد م را شان دلخواه ارتون, جذب تا بگذارند شان زبان رو را آن خواهد نفر ١٠ از بيش ه, نندگان, ت,شر اغلب شود. اجرا Y# به Y# را «سفر» ارباب دستورات هستند، نند., م مصرف العمل س!ع منتظر همراهم اتفاق به من خواهد رخ اتفاق چه ببينم تا هستم نندگان, قبل تجربه ه, نندگان, مصرف از !# البته داد. افراد با را همانفاصل دهد م اخطار ما به دارد خيال در ها آن را #ز نيم, حفظ ننده, مصرف العمل س!ع مغزشان رو مواد تاثير بر بنا شان سينه در ها نفس دهند. م نشان ,خطرنا Yتي فقط و شود م حبس لحظات برا ها شود. م شنيده افراد قلب ضربان و ساعت jتا نگران و شود م افزوده ما استرس بر لحظه هر و گر#د!# با نندگان, ت,شر !#فيز برخورد هستيم. خودمان با حت منتظر و شود م سپر ند, به ها لحظه م « د اس ال» نندگان, مصرف ها نش,وا العمل س!ع ق#دقا گذشت از بعد ناگهان مانيم. شود. م شروع نندگان, مصرف سرخوش جوان ه, نندگان, مصرف از !# خالص واقعيت» :د#گو م دوستش به رو است، دنيا چه نم،, پرواز خوام م نار, د#بر نه،#ا نار, م#بر ا # م شجاع پسر ه ، قشنگ پاسخ مقابلش دوست «!؟م#بگير ماه رودخونه ه!س تونست بالاخره ار!م روباه ه» :دهد م نره گربه احتمالا نه؟ ا# بگير را يو, پينو ها بسته رو فلنگ هات ه!س با و گذاشته لاه, سرت مغزش رو زا توهم ماده ه, بعد نفر «!رفيق د:#گو م اش دست بغل نفر به است رده, اثر ره؟ م جا, داره روحت ببين!! رو بهشت ه» قشنگ و بزرگ چقدر ببين رو ها پروانه ن#ا بيا اند. جارو همه بيا نداره؟ ميوه درخت ن#ا چرا راست «.داره جا ن#ا آبشار و #ها رنگ چه م.#بگرد شخصيت به بنا « د اس ال» مخدر ماده مصرف مصرف بين ه, دارد منف و مثبت اثرات فرد تعبير بد و ند#ناخوشا و خوب سفر به نندگان, شود. م I گزها مل با « د ارس ا» م رهفدورسدر اعتس منف و مخرب اثرات Yپزش روان Y# گفته به هندس ال!اش دن#د زا، توهم شدت به ماده ن#ا هيجان ، #بينا و #شنوا توهمات ، فانتز ا# وحشت، و ترس ، ناگهان تغييرات عميق، ان#هذ ان،!م و زمان در شدن گم ، افسردگ ن#ا ننده, مصرف اوقات گاه است. و... #گو ه, ند, م ,خطرنا رفتارها زا توهم ماده مرگ حت و جان صدمات به منجر است ن!مم شود. گران#د و و « » I مخدر ماده ن#ا با اش #آشنا نحوه از افراد از !# مدت نوجوانم پسر د:#گو م jخطرنا بسيار م ر!ف همسرم و من و بود گرفته افسردگ بود ماجرا ن#ا باشد. سرخوردگ و ار!بي از م#رد, برداشتن با شب ه, ن#ا تا رد, پيدا ادامه مدت شد. ور حمله مادرش و من به تيز jنو چيز Y# زحمت هر با ه, ن#ا تا م#بود شده ه,شو ترس از م.#رد, آرام را پسرم بود را ش#ها جيب داخل وقت اتفاق ن #ا از بعد س!ع و طرح با اغذ, ه!ت چند جز چيز گشتيم م.#رد!ن پيدا ارتون, ها تازه بردم مپ, Y# به را پسرم بعد روز وقت Yوچ, اغذها, آن شدم، داستان اصل متوجه مخدر ماده اصل در ارزش ب ظاهر به ارتون, دوستانش ق#طر از پسرم ه, بودند « د اس ال» بود. آورده رو آن مصرف به I قدر ن#ا چرا ه, زدند م حرف وار#د با گهگاه نندگان, مصرف واقع در زند! م تند ضربانش قلب ضربان تند صدا « د اس ال» مخدر ماده نسبت وار#د به را آن وهم در و شنيدند م را شان دادند. م تهران ن,سا افراد از !# را مرگبار سوغات ن#ا دوستان ار , ن #ا با تا بود آورده زادگاهش به انيميشن و فانتز دنيا مهمان را اش هپروت را واقع دنيا و بهشت خودش قول به و ند, نند., تجربه درخواست به بنا « د اس ال» مخدر ماده صاحب و خيال دنيا تجربه به ه, نندگان, ت,شر خودشان ارتون, نظر مد ها شخصيت دن#د مربع اغذها, ه, را زا توهم ماده بودند، ل#ما رو بود ارتون, ها شخصيت ر#تصاو با Yوچ, زد.#ر م ره#دا توهم ماده هيچ با ه, وارد تازه افراد و ها هپروت طرح ها اغذ, ن#ا دن#د با ندارند #آشنا #زا حت و شوخ نوع را ماجرا ابتدا Yوچ, دار شوخ به ها آن از !# نند., م تلق ار,سر اسيد ؟ گرفت رو ما داداش» :د#گو م طرف به م اغذ, ه!ت ن#ا با نه؟#ا گفت م ه, اشيد و برا فضا دوباره «؟مسافرت بفرست رو ما خوا در حضار خنده صدا و شود م عوض لحظات پيچد. م محيط I زمين از را خود #طلا ها اشعه آفتاب ه, ن#ا با مسافران اما بود گرفته را آن جا ماه و رده, جمع سير خودشان خيال دنيا در همچنان #فضا وارها#د حت و ها رنگ اشيا، با و ردند, م زدند. م حرف اتاق «سفر» ا# «اسيد» مخدر ماده نندگان, مصرف دالان در انگار و نبودند زمان گذر متوجه اصلاً Y# با خود توهم در دام, هر و افتاده گير زمان گو و گفت و باز حال در ارتون, شخصيت م اد#فر و ردند, م وحشت ها برخ بودند. شان خيال بهشت در نوع به هم ا عده و زدند بودند. گفت و گپ مشغول و ها نوجوان د#با ه, است ن#ا است مسلم چه آن ب#فر تا نند, جمع را شان حواس خيل ها جوان اگر نخورند. را شياد ا عده ننده, گمراه تبليغات جسمان وابستگ زا توهم ماده ن#ا ظاهر در چه و زوال دچار را فرد روح لحاظ از اما ندارد ند., م دگرگون رده, پر را وچه, فضا ها jجيرجير صدا نندگان, مصرف دورهم از من و است اما شوم م خارج « د اس ال» ا # «اسيد» در خود خيال جهان در همچنان ها هپروت و هستند مرگبار مسافرت و گذار و گشت حال مخ با واقع بيابان دام, در و , نيست معلوم شوند! ساقط هست از و ند#بيا فرود شنيده استان به وارد تازه و د#جد زا توهم و ها نام با ه, #زا توهم و مخدر ماده شود؛ م «ن, Yخش اغذ,» ،«اسيد» ،«مسافرت» ،«سفر» هنوز چند هر شود. م شناخته « د اس ال» و خراسان در را خود جا jخطرنا مخدر ماده ن#ا ن#ا ا عده اما است گمنام و رده!ن م!مح شمال jتدار حال در پوست ر#ز و خزنده ل!ش به روزها جوانان و نوجوانان برا آور مرگ و تلخ آش Y# هستند. سرخوشانه و واه ترفندها با ناآشنا « د اس ال» مخدر ماده ،Yپزش روان Y# گفته به امل, طور به ه, زاست توهم بسيار و #شيميا و سم ماده ن#ا ند., م دگرگون را فرد روان ماده عنوان به ناآگاه ها جوان بين در زا توهم «گل» مخدر ماده مصرف از پس اغلب و خطر ب ن#تر قو از !# « د اس ال» .شود م استفاده است صنعت نيمه زا توهم و گردان روان مواد نوع ا# اسيد آن دهنده يل!تش اصل ماده ه, افراد و است غلات رو افته# رشد سم قارچ غير ها شگاه#آزما در را سم قارچ ن#ا سودجو نند., م ل#تبد د اس ال ستال#ر, به مجاز تجربه برا را زا توهم و سم ماده ن#ا برخ رو گذاشتن ا# بلعيدن ق#طر از اذب , لذت از بعد ننده, مصرف فرد و نند, م استفاده زبان دنيا با ارتباطش و خيال و وهم دنيا اسير آن شود. م قطع ساعات برا واقع فانتز و ناشناخته دنيا به مثلاً و زنند م «سفر» #صداها و چيزها و زنند م اسيد نند., م سفر گفته به شنوند. م و بينند م ندارند، وجود ه, را خالص واقع دنيا وارد « د اس ال» با خودشان شوند! م م پرواز خود تخيل در ها ن, Yخش اغذ, با و خيال خاطره ل, با و روند م آسمان به و نند, شان اطراف دنيا و افراد گردند. م بر گذر زود و بينند م ارتون, ها شخصيت و انيميشن را شوند. م گم ا#رو آن در I رو بد تاثير مواد ه, نندگان, مصرف از !# غرق دارد ه, زند م جيغ مدام گذاشته مغزش ه, فشار شدت از مواقع برخ و شود م از سقوط حال در و شده وارد او به خيالش در افراد بقيه و دهد م سر Yم, اد#فر است بلند دنبال را او دار#ناپا ات,حر لب بر خنده هوشيار، ترساندن با ردن, آرام جا به را او و نند, م از !# گفته به اندازند. م وحشت به بيشتر ن#ا تاثير ،« د اس ال» ماده نندگان, مصرف در و ساعت Y# از بعد ,خورا مصرف در ماده است. آن ق#تزر صورت I زا توهم و افسونگر ماده ن#ا نام شنيدن با بلدان راه از !# همراه به گرم روز Y# بعدازظهر I I ت,شر از Y# هر به سم ماده ن#ا آورنده فرد مخدر ماده Y# نام شهر نار, و گوشه در روزها ن#ا PRINTED AND DISTRIBUTE­D BY PRESSREADE­R PressReade­r.com +1 604 278 4604 ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY COPYRIGHT AND PROTECTED BY APPLICABLE LAW

© PressReader. All rights reserved.