یک قطعه شعر ناب و کمی پنجـــــــــــره

Manzel Magazine - - سبک زندگی ‬ -

نویسنده: طلوع حقیقت/ کارشناس زبان و ادبیات فارسی همیشــه به دنبال روزنهای بودهام که از پس آن بتوان جهــان را همانگونه که رویاهایم از من میخواهد ببینم. بتوانم هر آنچه را در ذهن خود دارم بر صفحه آبیرنگ و مقدســی نشان کنم که روحم را بر فراز خود به پرواز درآورد. این رویا همیشــه برایم دستیافتنی و لذتبخش بود. همیشه و همیشه وقتی نگاهم پر از حرف بود و واژهها درون خطوط کاغذهایم میرقصیدند به سراغ پنجره میرفتم و از پس آن، آسمان آب ِی خدا را مینگریستم. دروندلم چیزی خالی میشد و آرامتر و سبکتر از همیشه، آرزوهایم را بر ژرفای آبی آن نقاشی میکردم؛ آبی آرام بلند! در این مطلب از مجله منزل همراه من باشید تا با هم، پنجره را از منظری دیگر نگاه کنیم...

از بود ِن پنجره

وقتی خانهای ســاخته میشــود و رنگ و بوی زندگی به خود میگیرد، جای خالی نو ِر خورشی ِد خدا در آن احساس میشود. چه چیزی میتواند نهای ِت نو ِر زندگ ِی روز را درون هر خانهای مهمان کند؟ چه چیزی بهجز ارتباط خالصی میان آنچه در درون اســت و بیرون میتوانــد حق مطلِب روشــنا را ادا کند؟ جای «پنجــره» را هیچچیز دیگــری نمیتواند در داســتان خانههایمان پر کند. هیچچیز دیگری نمیتواند تداعیگر شکوه نور در قدمبهقدم خانه شود.

از تبارِ واژه

واژه پنجــره در ادوار مختلف و در فرهنگ و زبان فارســی بر مفاهیم متفاوتی داللت داشته است. پنجره که در انگلیسی window است از ریشه ،wind در اســپانیایی venrana و ریشه آن

viento اســت. ارتباط دیرینه زبانها در اروپا نشاندهنده این است که باد منشأ اصلی مفهوم لغت پنجره در این زبان است. واژه پنجره از panjara در سانسکریت بوده و به معنای قفس است که در اردو نیز pinjra و به همین معنی کاربرد دارد. واژه پنجره در معنای دریچهای مشبک احتماال از قرن چهارم قدم به زبان فارسی گذاشته اســت که بهمرورزمان نیز معنایی عام به خود گرفته است. در دوران زندیه و قاجاریه نیز بــه معنای دریچههای مشــبک فلزی بهکاررفته است.

در جوا ِر حضر ِت شعر

میتوان پنجره را از نمادهای مثبت شعر فارسی دانســت؛ چیزی که با توجه به بافت و ســاختار کلی شــعر، تجربههای شخصی شــاعر، ارتباط آن با ســایر کلمات و ترکیبات و زمینه سرودن آن میتواند نماد، رمز دیدگاه و بینش شــاعر و روشنفکران و دریچهای بهسوی آزادی و رهایی بهحساب آید. شاملوی بزرگ میگوید: بر شیشههای پنجره آشوب شبنم است َره بر نگاه نیست تا با درون درآیی و در خویش بنگری این فصل دیگری است که سرمایش از درون درک صریح زیبایی را پیچیده است این واژه نمادین میتواند از دل شــاعر نیز سخن بگوید؛ چنانچه در شــاهد مثالی دیگر شــاملو دلش را به پنجره تشبیه نموده است...

شب گرداگرد حصار کشیده است و من به تو نگاه میکنم از پنجرههای دلم به ستارههای تو نگاه میکنم این نماد در شــعر فروغ فرخزاد نیز با وســعت معنایی، تأویلهای گوناگونی به خود میگیرد: یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن یک پنجره مثل حلقه چاهی در انتهای خود به قلب زمین میرسد و باز میشود بهسوی وسعت این مهربانی مکرر آبیرنگ یک پنجره که دست کوچک تنهایی را از بخشش شبانه عطر ستارهها سرشار میکند ازآنجاییکه شاعر میخواهد با بینش، تفکر، نگاه عمیق و حسی شاعرانه به عالم روشن هنر برسد، میتوان پنجره را نماد دل شاعر دانست.

فروغ فرخزاد میسراید:

یک پنجره برای من کافی است یک پنجره به لحظه آگاهی و نگاه و سکوت

ارسی، این رن ِگ پرشکوه

نوعی از پنجره کــه در فرهنگ و معماری ایرانی طرفــداران بســیاری دارد و شــهره معماری خود بهحســاب میآید، ارســی نام دارد. ارسی معموال با شیشــههای رنگی تزئین میشــود که همین مســئله نیز باعث جذابیت و زیبایی بیشازحد آن میشود. بد نیســت به این نکته نیز اشــارهکنیم که واژه ارسی در فرهنگ لغات عمید به معنای در اتاقی است که بر روی حیاط باز میشود. در ســاختمانهای اشــرافی، اماکــن مقدس، مساجد و همچنین کاخهای زمان قاجار اهمیت بیشتری به پنجرههای ارســی دادهاند و آنها را

با تزئینات قابلتوجهی آراســتهاند. تا جایی که میتوان شــاهد نقاشــی روی قابهای پنجره نیز بــود در این پنجرهها قاب شیشــههای آنها با طرحهای خاص هندسی به اشــکال زیبایی درآمدهاند و بهعالوه بهجای شیشــههای ساده و بیرنگ از شیشههای رنگارنگ و چشمنواز نیز استفاده شده است. از دالیل عمده اســتفاده نقشها و شیشههای رنگــی در پنجرههای این دوره عــالوه بر ایجاد فضــای نورگیر و دلچســب، امکان عــدم دید فضای داخلی از بیرون را فراهــم نموده و بدین ترتیب به حفظ درونگرایی معماری ایرانی نیز بهخوبی پرداختهاند.

پرازخاطراتترکخوردهایم...

جالب اســت بدانید که در سفرنامههای مربوط به دوران قاجار به ارســیها و شیشههای رنگی اشاره شده اســت که نمونهای از آن در سفرنامه مادام کارالسرنا به چشم میخورد: «دروازه «دولت» به خیابانی باز میشــود... در انتهای این خیابان، قصر شــاه واقعشــده... سر دِر قصر که با شیشــههای رنگین تزئین یافته، درست روبهروی دروازه دولت است». «باالخره بــه در ورودی قصر (کاخ گلســتانتهران) رسیدم. در ته حیاط... تاالر تخت(مرمر) قرار داشــت... پهلــوی آن ســاختمانی بود با ارسیهای بلند که شیشههای بسیار کوچک و ریز داشت». توصیف عبداهلل مستوفی از خانهای که در دوره قاجار در آن زندگی میزیســته نیــز اینگونه است: «بیرونــی دو اتاق روبهروی هم ... بنای ســمت شــمال کــه روبهقبله محســوب میشــد... سهدهنه ارسی که در حاشــیههای باالروهای شیشه خورده الوان کار کرده... تاالر ساختمان سمت شمال ارســی پنج دهنه و باالخانههای طرفین هــم هر یک، یک ارســی ســهدهنه و جلو تمام ارســیها پرده کرباســی داشت که تا باالرو ارسیها منظم تاشــده بود که با قرقره و بندوبساط باال کشیده بودند». با نگاه به هر آنچه در ســفرنامهها با این شــرح آمده اســت میتوان به این نتیجه رســید که با ورود شیشــههای رنگی از دوره صفویه از ونیز به ایران و شکســتن اکثر شیشــهها به دالیل مختلف ازجمله مسافت زیاد در بین راه، هنرمند خوشذوق و سلیقه مســلمان از شکستههای کوچک آن در تزئینات گــره چینی پنجرههای ارسی به زیباترین شکل بهره برده و آثاری بدیع و کمنظیری خلق نموده است.

اهالیفنمرتبطبااینحوزهدروبسایتچیدانه شرکتارسی گروهتخصصیآرتبوژان گروهساختمانیبرتر برایدسترسیبهاطالعاتتماسشرکتهایپیشنهادیبه«وبسایتچیدانه»مراجعهکنید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.