روي شانه هاي ما تكیهكن!

به بهانه قطع شدن پاي استانکو

Piroozi - - صفحه اول -

پروین را که برداشتند، پنداری روح پرسپولیس از کالبدش خارج شــد. قبال هم چنین کرده بودند اما فشار هوادار در گود صدهزار نفری آزادی تابشــان را بریده بود. اینبار ولی ســمبه جدیدها پرزورتر بود. پروین همه چیز پرســپولیس بود، روح و جسم و هدف و اراده اش. حاال اما به هربهانه باید میرفت تا برای سالها خانه نشین شود، به تعداد شماره پیراهنش.

عابدینی که آمد، سودای تیمی را در سر داشت که تا کرانه پیوســتن به آن در جوانی پیش آمده بود و جز جرعه ای از آن افسانه اساطیری نصیبش نشده بود. بازسازی میراث افسانه های پیشین که ســالها بر دوش پروین حمل شده بود، کار ساده ای

نبود. نه یورگن گده ناشــناخته و نه مثلث طالیی دهه شــصت پرســپولیس یعنی درخشــان ـ پنجعلی ـ محمدخانی، چنین ظرفیتی بروز نداده بودند.

آنگاه بود که مرد میانســال ناشــناس کروات پا در منزل سرخها گذاشت. تیم پوست انداخته و پراستعداد اما بی روحیه ودرهم ریخته پرسپولیس را تحویل گرفت ومعمار بنایی شد که نیمه دوم دهه هفتاد را یکســره در ســیطره قدرت خود داشت و چنان شــخصیتی در آن تیم دمید که حتی ســلطان، به گاه بازگشــت، از ســفره گســترده او بهره برد و بر نمای پر ابهت پرسپولیس افزود.

اســتانکو پوکله پوویچ، تنها کسی بود که اهتزاز شال قرمز رنگش در آســمان آزادی، یگانه بود و پذیرفته شــد و به یادها ماند. نه وینگو و نه وینگادا و نه هیچکس دیگر... این روزهای طرفداران پرسپولیس، وامدار دیگر هم میهن پیرمرد محبوبی است که مرزها را در نوردیده و تاریخ میسازد. اما حافظه تاریخی ما، هرگز روزهای پر امید و شورانگیز استانکو را از خــود نمیزداید. اندوهبار اینکــه خبر بد بیماری پیرمرد را باید سکاندار و جانشین شایسته اش به ما برساند.

تو را فراموش نکرده ایم پیرمرد... شــاید این جبر تاریخی و جغرافیایی اســت و دست نامرد روزگار است که بین ما فاصله انداخته، اما گوشه قلب هر هوادار پرسپولیس، مادام العمر، برای تو پیش گزیده شــده است. کاش میتوانستیم دوباره تو را سرپا ببینیم، حتی حاال که میگویند یک پای خود را از دســت داده

ای. اما چه باک... شــانه های خاطراتمان همیشــه برای تکیه کردن و برپا ایستادنت آماده اند.

کاش بشــود که قله آسیا را فتح کنیم، و آن روز تو هم در جمع ما باشی و ببینی ماموریت نیمه تمامی که میشد به دست تو بیش از دو دهه پیش انجام شود، به پایان رسیده است. کاش چنین بشــود و تو هم بیایی... غصه برپا ایستادن را نخور... به شانه های ما تکیه خواهی کرد پیرمرد... به قلبهایی که همیشه دوستت خواهند داشت. ***

و اي کاش شاگردان ایراني در پرسپولیس و تیم ملي کمي بیادت بودند و حاال که شــنیده اند پایت قطع شده در پیج هاي خود پستي منتشــر ميکردند و سکوت همه آنهایي که فوتبال شــان را مدیون تو هستند براي ما دردآور است. از مهدوي کیا و میناوند گرفته تا ترابیان، دایي، باقري، شــاهرودي، پیرواني و خیلي ها و خیلي هاي دیگر.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.