سال سردار مصلحت

مهدی رحمانيان مدیرمسئول

Salnameh Shargh - - سرمقاله -

در کتاب مجموعه ســخنرانيهاي دکتر علي شریعتي با عنوان «علی، حقیقتی بر گونه اســاطیر» تقسیمبندی جالبی از آدمها وجــود دارد که نقل به مضمون چنین اســت: اول، آدمهایی که وقتی هستند، هستند و زمانی که نیستند دیگر نیستند؛ دوم، آدمهایی که وقتی هستند انگار نیســتند، زمانی هم که نیستند، اصال نیستند. آنان هرگز به چشــم نمیآیند و گویا مرده و زندهشــان یکی است. ســوم، آدمهایی هستند که هســتند و وقتی هم نیستند باز هستند. اینها انسانهایی سرشار از حضورند و در نبودشــان باز در زندگی دیگــران مؤثرند. آدمهای دســته سوم پر از خیر و برکتاند. ارزشافزودهای دارند که راه تعالی بشــریت را هموار میکند. اگر نبودند این آدمها، حیات جمعی بشــر راه تکامل را طی نمیکرد. اینهــا بیش از آنکه به فکر خودشــان باشــند، به فکر دیگران و مهمتر از همه به فکر جامعه انســانیاند. اگر نبودند این انسانها، دانش و تفکر، صنعت و تکنولوژی و علوم انسانی رشد نمیکرد و مهمتر از همه معرفت انســانی عقیم میماند. انسانهایي که انگشتشمارند اما زندگی انسانهای بیشماری را دستخوش دگرگونی و تغییــر میکنند. بــه تعبیري ميتــوان گفت جامعه انســانی بر دوش آنان ســوار اســت و گاه یکــی از این آدمهــا قدرت تغییــر و تحول در یــک جامعه بزرگ را دارد. بــه قولی «یکي مرد جنگی بِه از صد هزار». حتی در نبودشــان هنوز جامعه از آثار پرخیروبرکتشان سود میبرد. هر سال که میگذرد و هر سال که به بهار دلها نزدیکتر میشویم، در این دنیای پرآشوب بیش از پیش به یاد این انسانهای بزرگ میافتیم. انگار با شکوفایی دوباره طبیعت یاد و خاطره این آدمها در ذهن و ضمیر ما زنده میشود. ایــن خصلــت بهار اســت که میآیــد تا غبــار را از دلهــا بزداید؛ تا دوبــاره و دوباره همــه تالش کنند همچــون این آدمهــای بزرگ زندگی کننــد و زندگی را از چشــم اینــان ببینند. یکی از این انســانها که از خاطره جمعی ایرانیــان هرگز نخواهد رفت، آیتاهلل هاشمیرفســنجانی اســت. مردی از تبــار روحانیون انقالبی که مصداق «سیاســت ما عین دیانت ماست»

بود. شــاید بتوان این انســانهای بــزرگ را از طریق الگوی ذهنیشــان بهتر شــناخت و ناپیدای وجودی آنان را پیدا کرد. شــیفتگی آیتاهلل به امیرکبیــر به ما یاری میرســاند تا بــه آن بخش از ابعاد وجودی او که در گذر ســالها سیاستورزی پوشــیده مانده اســت، نفوذ کنیم. انگار تصادفی نیســت در روزی که متعلق به امیرکبیر است و در تقویم رسمی کشور به نام او ثبت شد. امیر انقالب اســالمی به دیدار ســردار محبــوب خود بشــتابد. اگر امیرکبیر تالش کرد در سیاســت و فرهنگ مدرنســازی کند و جامعه دوران خودش را از جهل و خرافه برهاند و مردم را با دنیای مدرن و پیشــرفتهایش آشــنا کند، آیتاهلل نیز ســعي داشت به عنوان روحانی انقالبي که هم دغدغه دینداری داشــت و هم کشورداری، هر دو را شانه به شــانه پیش ببرد، بیآنکه یکی را فدای دیگری کند. با مرور کارنامه سیاسی و زندگی خصوصی آیتاهلل که پیوندی موســع بینشــان برقرار اســت، نمیتوانید لحظهای را بیابید که او منفعل و خســته شــده و تن به عافیتطلبــی داده باشــد. اگر بخواهیم بر ســر یکی از ویژگیهای بارز هاشــمی توافق کنیم، بیتردید حضور توأمــان انقالبیگــری و مصلحتاندیشــی در وجــود اوســت. همانگونه که آیتاهلل دین را فدای سیاســت نکرد، سیاست را نیز فدای عقل مصلحتاندیش نکرد. انقالبی ماند و با مصلحتاندیشی و تدبیر سیاستورزی کــرد. آنگاه که پای مصالح جامعــه در میان بود، هیچ مصلحتی نمیتوانست او را از عمل انقالبی باز دارد و آن زمان که افراطيگری سوار بر اسب، به سمت زوال عقل میتاخت، جانب عقــِل مصلحتاندیش را میگرفت. او نه انقالبیگری را قربانی مصلحتاندیشــی کرد و نه با مصلحتاندیشــی تن به عافیتطلبــی داد. آیتاهلل یک بــاور عمیق داشــت. باوری که تیرک شــخصیتش شــده بود؛ ارتقای ایران در جایــگاه جهانی. او به ایران اسالمی و انقالب عشق میورزید. عشقی که او را از هر عشق دیگري ازجمله عشق به خانه و خانوادهاش جدا میکرد. او هرگز حاضر نبود مصالح کشــور و نظام را با عالیق شخصی و مســائل عاطفی خانوادگیاش تاخت بزنــد. آیــتاهلل هاشمیرفســنجانی در تالطمهای سیاســی بســیاری قرار گرفت. توفانهــای بزرگی را پشتســر گذاشت که میتوانســت کشتی سیاستش را غــرق کند یا به جزیرهای پرت و نامعلوم بکشــاند. امــا او در هیچ زمــان حتــی در توفانیترین لحظات سیاســی زندگیاش ســکان کشتی سیاســت را رها نکــرد و مانند ناخدای انقالبی در عرشــه سیاســت ماند. ازاینرو بود کــه در مرگش، موجهای عظیمی از مردم به یکدیگر پیوســتند تا او را ســوار بر کشتی اُخرویاش به منزل دوســت بدرقه کنند. این بدرقه درخور شأن و شخصیت سیاستمداری مانند او بود که هرگز پرســیدِن نشانی خانه دوست را از یاد نبرد. آیتاهلل هاشمیرفســنجانی راه خانه دوســت را از مسیر پرفرازونشــیب سیاست طی کرد و به سرمنزل مقصود رســید. پس اغراق نیســت اگــر بگوییم این سال، ســال او، سال ســردار مصلحت است. مردی کــه هنوز آرام نگرفته و حضور غایبش در سیاســت نقشآفرینی میکند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.