مسئله ايران و گفتمان گفتوگو

Salnameh Shargh - - یادداشت - هادي خانيكي استاد دانشگاه

)1 در روزهــاي آخــر دي ســال 1395 کــه جامعــه ایــران ســوگوار آیــتاهلل هاشميرفســنجاني بود، صــداي دعوت عــام رئیسجمهــور دوران اصالحــات طنیــن گســتردهاي یافــت. ایــن ســخن بــا برجستهترشــدن آثــار سیاســتهاي ضدایرانــي و ضداســالمي دونالد ترامپ در آســتانه سيوهشتمین سالگرد پیروزي انقالب اسالمي تکرار شد و همین تکرار به ضرورت و اهمیت موضوع در قیاس ملي افزود. همبستگی و نیاز به گفتوگوی ملی بیش و پیش از آنکه تنها در سطح سیاست روزمره دیده شود، مفهومي گفتماني است که دالیــل ورود مؤثر به آن را مجموعهاي از عوامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سیاسي موجه ميکنند. این مؤلفهها وقتی ویژگــی «گفتماني» بیابنــد و به ضرورتي تبدیل شــوند که بر سر آن میان نخبگان و عموم نوعي اشــتراك نظر وجود دارد، راه خــود را در سیاســتورزيهاي معطوف به عمل روزمــره نیز پیدا ميکنند. گفتمان مجموعه عناصر، لوازم و شــرایطي است که چنانچه گرد هم آیند، سخن یا متني را به وجود ميآورند؛ بنابراین متن و ســخن، حال و نتیجه گفتمان اســت. به این سبب ميتــوان گفت «گفتوگــوی ملی» براي امروز ما فرایندي اســت که سخن و متنی از جنــس زدودن کدورتهــا و تقویــت همبستگی، فراورده آن است. ضرورتها و اقتضائات گوناگون و تهدیدها و فرصتهایي که پیشِروي ما قرار دارند همگي حاکــي از آناند که ایــن گفتمان، چشماندازي راهگشا براي جامعه و نظام ماست؛ چشماندازي که در آن نهتنها هیچ جریانی زیان نميبیند، بلکه از رهیافتها و رهاوردهایــش همگان نفع ميبرند و از مخاطرهها دور ميشوند. )2 شب ســيویکم خرداد 95 که فرصتي فراهم آمده بود تا به مناسبت میالد مبارك امام مجتبي(ع) فعاالن سیاســي کشــور بــا رئیسجمهور دیــدار و گفتوگو کنند، نگارنده به عنوان عضو کوچکي از خانواده اصالحات در آن مراسم به طرح دغدغهاي پرداخت که ميتواند براي گفتوگو بر سر اهمیت گفتمان آشــتي باشــد. آن شب، خطاب بــه رئیسجمهور محتــرم گفتم: «اصالحطلبــان، جامعــه ایــران را امروز تنهــا در معــرض تهدیدها و کاســتيها نميبیننــد. در آن فرصتها و ظرفیتها را هــم بهوضــوح ميبینند. ازایــنرو به دشــواريهای پیــشِروي نظــام و موانع پیشِروي دولت، هم در سطح بینالمللي و منطقهاي و هم در ســطح ملي، آگاهي دارند. اما ميخواهند کــه از فرصتهاي شــتابنده به موقع و بهتر اســتفاده شود و تهدیدها به اعتبار تجارب روشن کم شود. شــما با وجود موانع فراوان در این ســه سال سایه مخاطرات بزرگي مثل تهدید و تحریم را با تدبیر از سر کشور دور کردهاید و متناســب بــا آن فضاهایــي از امید به بهبود فضاي کسبوکار و رونق اقتصادي به وجود آوردهاید. سخن امروز این است که با همان رویکرد گفتوگویــي و منطــق ميتــوان عرصه را بــه دو عالــم سیاســت و اقتصــاد هم تعمیــم داد و بــه آن تحرك بخشــید. در همین جمع اصولگرایانــه، اعتدالگرایانه و اصالحطلبانه بهیقین توافق کلي بر سر دو موضوع ضرورت و سودمندي «تحزب» و «رونــق اقتصــادي یــا بهبــود فضاي کســبوکار» وجود دارد. پس چه بهتر که دو برنامه گفتوگو براي اقدام سیاســي و اقتصادي طراحي و به مرحله اجرا درآید. در الیههاي زیرین مسائل ملموس سیاسي و اقتصادي، مسائل اجتماعي قرار دارد. بنا بر اغلب تحقیقات و مطالعات انجامگرفته، مهمترین مســئله اجتماعي کشور، تهدید «انسجام اجتماعي» است که مصداقهاي آن را در سه سطح ميتوان دید. الــف. در ســطح نخبــگان و جریانهاي سیاسي که توافق بر سر معیارها، ارزشها و راهبردها کم است؛ ازاینرو توان سیاسي کشور و جامعه را گاه مصروف خنثيکردن یکدیگر و امکان اســتفاده از ظرفیتها و سرمایههاي ملي و معنوي را کم ميکند. ب. در ســطح جامعــه و دولــت؛ رشــد

... حرفم نسیمي از دیار آشتي بود در خارزار دشمنيها فریدون مشیري

حاشیهنشــیني اجتماعي و کالبدي، فقر و تبعیض، گستردگي و پراکندگي آسیبهاي اجتماعــي و لطمهدیدن طبقه متوســط جامعــه در فضاي بيرونقــي اقتصادي، خطر ایجــاد فاصله و پایینآمدن ســطح اعتماد را شکل ميدهد. باالرفتن ســطح شــکاف نگرشها و نظام ترجیحات ارزشي در جامعه به گونهاي که نهادهاي تقویتکننده انسجام اجتماعي و رسانهها و فرهنگ رسمي از اثربخشي الزم برخوردار نباشند؛ بهویژه در میان جوانان. در ایــن شــرایط، جامعــه نیــاز بــه گفتوگوهــاي فراگیــر و همهجانبــه، باالبردن ســطح نشــاط و امید و اعتماد اجتماعي و جلب مشــارکت شــهروندان در همــه زمینههــا دارد. فضاي فرهنگي و سیاســي جامعه با وجــود تالشهاي دولت، با تضییقات گوناگوني در دانشگاه و جامعه و محیطهاي هنري روبهروست که از تداوم آن، همه زیان ميکنند. ج. از موضــع اصالحطلبي تاریخي ایراني تقاضا دارم، دولت و دولتیان با صراحت و شجاعت بیشتري به این تحوالت و نیازهاي جامعــه و ابعاد آنها توجه کنند. مخالفان اصالحات و اعتدال مدام ميکوشند راه را بر توفیــق دولت به هر بها و بهانه ببندند. غافل از آنکــه ناکامي در پاســخگویي به مطالبات جامعه، ناکامي همه آنان است کــه دل در گرو ایــران و اســالم و انقالب اسالمي دارند. امروز کشــور فراتــر از هر نــگاه و رقابت سیاســي نیازمند تقویــت نهادهاي مدني و تداوم سیاســتهاي عقالني و اعتدالي اســت، جامعــه «کوتاهمــدت» و «دولت مســتعجل» درمانگــر دردهــاي مزمــن توسعه در ایران نیست. نیاز امروز و فرداي ما جامعــه پایدار و توانمنــد و حاکمیتي داراي اعتبار و اقتدار اســت که از «سرمایه اجتماعي» باال برخوردار بوده و در اندیشه حفاظــت از «ســرمایه انســاني» در کنار «ســرمایه طبیعــي و فیزیکي»، حســاس نســبت بــه «ســرمایههاي فرهنگــي» و پاسدار «سرمایههاي نمادین» باشد. همه نیروهاي سیاسي و همه نهادها باید در کنار دولت تالش کنند که کشــور بیش از این از شــخصیتهاي تأثیرگذار و مــورد وثوق و اعتماد جامعه محروم نباشد. د. باید درك مشترك و توافق عملي بر سر مسائل ملي، فرصتهاي ملي، تهدیدهاي ملي و منافع ملي در همه ســطوح نظام و جامعــه به وجــود آیــد و نزدیكترین راه، روآوردن به گفتوگوي ملي، آشــتي ملي و همــکاري ملي اســت. در این راه، اصولگرایي، اعتدالگرایي و اصالحطلبي، با دولــت، حکومــت و نهادهــاي مدني مسئولیتي مشترك دارند. دردهاي مشترك هرگز جدا جدا درمان نميشوند». )3 اینکــه چرا باید ایــران در درون خود بــه ســوي گفتوگــوی ملی بــرود، در درجه نخست ناشــي از سطوح پردامنه دگرگونیهایی اســت که در متن جامعه ایراني رخ داده اســت. صداي این تغییر و عالئــم آن را بایــد در وراي بحــث و گفتوگوهاي رسمي و سیاسي و رقابتي شــنید و دید. این تغییرات تأملبرانگیز و هشــداردهندهاند و بایــد کموکیف آنها را در قــاب روندهاي بزرگ یــا اَبَرروندها که فراتر از تحــوالت مقطعي و منقطع، حدود دگرگونيهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سیاســي را در جامعه ایراني نشــان ميدهنــد و دال بر تحــول نظام ترجیحات ارزشي در عرصههاي مختلف نظام اجتماعي هســتند، دید. «پیمایش ارزشها و نگرشهــاي ایرانیان» که در ســال 1395 گــزارش موج ســوم آن از سوي دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشــاد اســالمي منتشر شــد، گزارش کشوري شــخصیت اجتماعي، فرهنگي و اخالقــي جامعه ایران (ســال )1395 و طرح ملي ســنجش سرمایه اجتماعي کشــور )1394( کــه از ســوي شــوراي اجتماعي کشــور به انجام رســید، اسناد معتبر و علمي براي نشاندادن چیستي و چگونگي این روندها و سمتوســوي آنها هستند. ایــن ابرروندها حاوي هشــدارهایي براي سیاســتگذاران و سیاســتورزان فراتر از گســتردگي و تنوع آســیبهاي اجتماعي هستند و ضرورت اصالح رویکردها و اتخاذ شیوههاي همگرایانه در حلوفصل مسائل جامعه را پیش ميآورند. دکتر محســن گــودرزي کــه «فردگرایي و تغییــرات نهــادي» را مهمتریــن شاخصهاي تغییرات فرایندي در جامعه ایراني ميداند (چشــمانداز ایران، شماره 69، فروردین )95 پیشافتادگي دو ارزش را بر ارزشهاي دیگر مهمتر ميداند. این دو «گسترش و عمومیتیافتن ارزشهاي مادي» و «رشــد ارزشهاي فردگرایانه» هستند. جامعهاي که شهروندان، گروهها و جریانهــا و نهادهایي با شــتاب رو به سوي ترجیح منافع مادي و مصالح فردي ميروند، نیازمند جســتوجو براي یافتن سازوکارهاي اجماع و حل اختالف است. گفتوگو، آشتي و همگرایي از جمله این سازوکار هستند. در شــرایطي کــه براســاس اولویــت ارزشهاي مادي، کنشهاي معطوف به پول، ســایر کنشهاي اجتماعي را تحت تأثیر قرار ميدهــد و «ترجیح ارزشهاي فــردي» بــه جــاي هرگونــه مرجعیت امر جمعي مينشــیند، باید نگــران بود کــه نهادهــاي اجتماعي هم به ســوي ناکارآمدي و ازهمگسستگي روند. تغییر ســیماي ارزشي جامعه و تضعیف نهادهاي ســاماندهنده و قوامبخشــي جامعــه در عرصــه آموزش، سیاســت، اخالق و عاطفــه ایجاب ميکنــد که به ضرورت و الزام «گفتوگو» و «آشتي» به جد بیندیشیم. اگــر ما بــا جهــان پســاترامپ و چیرگي بيخــردي بر خــرد در سیاســت جهاني روبــهرو نبودیــم و اگر منطقــه در عرض پیدایــش و رشــد «هویتهــاي مرگبار» قومــي و مذهبــي نبود، ما بــراي کاهش مخاطرههاي ناشــي از تحوالت اجتماعي نیازمنــد گفتوگــوی ملی بودیــم تا چه رســد به اینکه عالوه بر این مســئله ملي بــا دو تهدید بــزرگ جهانــي و منطقهاي هم روبهرو شــدهایم. پــس در بهاري که پیشِروست، باور کنیم که باید به نسیمي از دیار آشتي دل ببندیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.