ترامپ و نقش آن در انتخابات ايران

Salnameh Shargh - - یادداشت - سيدعلی خرم استاد حقوق بينالملل

هنگامی که دیوید کامرون، نخستوزیر پیشــین بریتانیا در مبارزات انتخاباتی، اعالم کرد خروج از اتحادیه اروپا را به همهپرسی میگذارد تا مردم این کشور تصمیم به ماندن یــا رفتن از اتحادیه اروپا را خــود بگیرند، بههیچوجه باور نمیکرد مــردم بریتانیا ایــن بلوف را جدی بگیرند و روزی در یک همهپرسی ایــن اتفــاق رخ دهــد و او مجبور به خروج از پســت نخســتوزیری شود. همینطــور هنگامی که دونالد ترامپ وارد مبارزه انتخاباتی شد، هیچکس در آمریکا و از جمله خودش و در سطح جهان این مرد بلوفزن و عوامفریب را جدی نگرفت تا اینکه آوار بر سر مردم آمریکا خراب شــد و تازه فهمیدند چه اتفاق مهیبی رخ داده است. در علوم سیاسی و روابط بینالملل میخوانیم وقتی یــک قدرت نوظهور در ســطح جهان یــا منطقه پا بــه عرصه وجود میگــذارد، ســاختارهای قبلی در هم میریــزد و تالطم به وجــود میآید تا سایر کشــورها این قدرت جدید را سر جای خود بنشانند یا منکوب قدرت او شوند و وجود قدرت جدید را بپذیرند. چنانچــه رأس قدرت بازیگران جهانی یا منطقهای هم کامال دگرگون شــود که سیاســت کامال جدیــدی را اتخاذ کند، همان تالطم بــه وجود میآید و ســاختارهای قبلی سیاســت جهانی دچار لــرزش میشــود تا بــه تدریج بتواند ثبات خــود را در پرتو تغییرات جدید به دســت آورد. اکنون تغییرات سیاســت در آمریکا و بریتانیا به ظهور رسیده اســت و آثار آن به تدریج ابتدا در اروپا و ســپس در سایر نقاط جهان مشــاهده خواهد شــد. هــر دو تغییر در آمریــکا و بریتانیا حاکــی از اتخاذ سیاستهای راست افراطی در این دو کشــور بود. بنابراین راست افراطی به عنوان یک روند در اروپا قدرت و انرژی گرفته اســت و دارد کل اروپا را تهدید میکند. اما آیا دونالد ترامپ میتواند با افکار راســت افراطی بــه کار خود ادامــه دهد؟ صحنه سیاســی آمریکا امکان دارد بــهزودی آمریکا و جهان را به ســوی فصلی جدیــد از تنش و بیثباتی سوق دهد. ترامپ در مقایسه بــا جــورج بــوش از قــدرت تخریبی بیشــتری برخوردار اســت و اگر بوش پسر، جنگ عراق و به نوعی افغانستان را به راه انداخت، ترامپ ممکن است دامنــه چنین جنگهایــی را عالوه بر منطقــه خاورمیانــه بــه قدرتهای جهانــی نظیــر چیــن و روســیه هم بکشاند. آقای ترامپ فاقد اندیشههای تجربهشده جهانی و اصول دیپلماتیک متداول بین کشورهاســت. هرکدام از کشــورهای جهــان در مقطعی، دچار پدیده پوپولیسم میشوند و خساراتی بــه منافع و امنیــت ملی آنــان وارد میشــود. گویــا این بار نوبــت ایاالت متحده آمریکاســت. ترامپ در صحنه داخلی آمریکا با مشــکالت متعددی روبهروســت و اشــتباهات مکرر وی باعث شــده جامعه آمریــکا و بهویژه اقشــار تحصیلکرده و متخصص این کشور نســبت به اشــتباهات سیاسی وی موضعگیــری کننــد. مطالبی که نامبــرده در فاصله مبارزات انتخاباتی گذشــته مطرح کــرده، نــه مقبول و محبــوب جامعه بینالمللی اســت و نه صاحبان اندیشه و تجربه در آمریکا آنهــا را تأییــد میکننــد. موضعگیری وی نســبت به اقلیتهــا در جامعه آمریــکا به عنوان یک اشــتباه فاحش تلقی شده زیرا تشکیل جامعه آمریکا اصوال بر اســاس قومیتهای مختلف از اقصــی نقاط جهان صــورت گرفته است. بر همین اساس هرگونه اشتباه نابخردانه میتوانــد جامعه آمریکا را دچار بیثباتیهای غیرمنتظره کند، به ترتیبی که امنیت ملی کشــور را تهدید کند. امــا ایــران بایــد در مقابــل هجمــه رئیسجمهور تــازهوارد چه دســتور کاری بــرای خــود تعریــف کنــد؟ او جانشین جمهوریخواهانی است که آقای «جورج بــوش» از آنها بود و از آنجا که ترامپ ناوارد و ناپخته اســت و حقــوق بینالملــل، دیپلماســی و سیاست خارجی نمیداند، دستوراتی کــه میدهــد، خیلــی زود از ســوی قانونگــذاران آمریــکا مورد ســؤال و ابطال واقع میشــود پس کافی است ما صبور باشــیم. تعجبآور نیست که دســتور آقای ترامپ درباره ممنوعیت ویزا برای هفت کشور، با احکام متعدد قضــات آمریکایی در ایــاالت مختلف نقض میشــود زیرا دستوری که آقای ترامپ داده، برخالف قانون اساســی آمریکا بود؛ همچنان که در دوره آقای «جورج بــوش» او دو دســتور ،)act( دو سیاســت یا دو مصوبه را تصویب کرد که برخالف قانون اساسی آمریکا بود؛ نخســت دربــاره شــنود تلفنی، ایمیلی و بقیه موارد و دومی در زمینه دستگیری مخالفان امنیتی آمریکا که برای امنیت آمریــکا مضر بودند. آنها را در هــر نقطهای از جهان دســتگیر میکردنــد و به قلمرویی کــه قوانین حقوق فــردی آمریکا شــامل حالش نمیشــد اما تحت نظارت این کشــور قرار داشــت -مثل زندان گوانتانامومیبردند و از آنها تحقیق و پرسوجو میکردند. اما در دوره «جورج بوش» هم این دو مصوبه یا دو عمل از سوی رئیس دیوان عالی آمریکا ابطال شــد و گفتنــد این برخالف قانون اساســی آمریکاســت؛ ارگانهــای مختلــف آمریکایي هم با جورج بوش مخالفت کردند. دســتوری که امروز ترامپ درباره این هفــت کشــور داده مبنــای منطقی، کارشناســی و قانونــی نــدارد زیــرا هیچیــک از این هفت کشــور، رد پایی در عملیات تروریســتی علیــه آمریکا، اروپا و علیه نقطهای دیگر نداشــتند. درحالیکــه آنهایی که رد پا داشــتند، مانند عربســتان، امــارات، کویت ...و از ایــن دســتور گریختند و بــه آمریکا وارد شــدند. بــه عنوان مثــال؛ «جان جهادی» که در داعش ســر میبرید، یک کویتی بــود؛ حال همین کویتیها، عربســتانیها و اماراتیهــا جســارت پیــدا کردهاند و درباره ایران ســخنان نابــاب میگویند. این در حالی اســت که اتباع و ارگانهای آنان جزء آنهایی بودند که از القاعده، تروریسم، داعش ...و حمایت میکردنــد. طبق گزارش محرمانه کنگره آمریکا، عربســتان در ســطح دولت در دو حادثه تروریستی جهان یعنی 11 ســپتامبر 2001 و ترور رفیق حریری شــرکت داشــته است. بنابرایــن این دســتور ترامپ نه مبنای منطقی- قانونی دارد و نه طبق قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهوری مجاز اســت اتباع کشــورهایی را به صورت فلــهای ممنوعالورود کنــد. حال اگر بگوید مثــال این 20 نفر به خاطر اینکه عضــو داعــش هســتند، نمیتوانند

وارد آمریــکا شــوند، ایــن توصیــف از نظــر حقوقــی پذیرفته میشــود؛ اما اگر بگویــد ایرانیهــا نمیتوانند، مســلمانان نمیتوانند ...و این نشانه نوعی قومســتیزی، اسالمهراســی و ایرانهراسی است که این مسئله طبق حقــوق بینالملــل و قانون اساســی آمریــکا خــالف آزادیهــای فردی و قومی است. وکالی حقوقی و قضات داخلــی آمریــکا بهخوبــی از عهده تناقضــات و تبعیضاتــی کــه ترامپ، چــه در این مورد و چــه در موردهای دیگر قائل شــود، برمیآیند. مهم این بود کــه ایــران از خــود واکنشهای احساسی نشــان نداد؛ تأمل کرد و این تأمل به نفع ایران تمام شد. از یک سو خوِد آمریکاییها به صورت نهادهای مدنی، پاســخ رئیسجمهوری خود را از نظــر قانونی دادند و از ســوی دیگر مردم آمریــکا نهتنها در قــاره آمریکا بلکه در کشــورهای دیگر هم به نفع مردم ایران تظاهــرات کردند، پالکارد در دســت گرفتند و یــک نوع حمایت افکار عمومــی از مردم ایران به خاطر ایــن اقدام ترامپ به وجود آمد. درس این اتفــاق این اســت کــه بدانیم بر اثر اشــتباهات ترامــپ، افکار عمومی آمریــکا به مــردم ایــران عالقهمندی نشــان دادنــد و بایــد ایــن فرصت را غنیمــت بشــمریم و آن را گســترش دهیــم. این از باب حقوقی و انســانی مسئله اســت، حال از باب سیاسِی آن هم ما یادمان نرود کــه ترامپ فردی شکســتخورده اســت که از روز دوم بر ســر کار آمدنش در 60 کشور جهان و در تمامی شــهرهای آمریکا علیه او تظاهرات شــده اســت. وی به دنبال محلی میگردد تا مشــکالت روحیروانی خود را آنجــا تخلیه کند، دنبال منطقــهای میگــردد که بــا تخریب و نابودکــردن آن، جهتگیــری افکار عمومی داخل آمریــکا و مردم جهان را از خــودش منحرف کنــد و ما نباید چنین فرصتی به وی بدهیم. ایران در قضیه ویزا برخوردی منطقی داشــت و امیــدوارم در قســمت هشــدارها، تحریمهــا و تهدیدات ترامــپ هم با همان انســجام و دوراندیشــی عمل کنیم. یعنی به جای برخورد تهاجمی، بدانیم کــه تمام دشــمنان منطقهای در مقابل مــا صف کشــیدهاند؛ حتی عربســتان، امــارات، قطر، اســرائیل و ترکیــه هزینــه مالی خواهنــد داد که فقط ترامپ با ایران وارد جدال شــود. پــس نباید دچار اشــتباه محاســباتی شــویم. باید دقیقا زوایــای منطقه را بدانیم و به مهلکه دیگران نیفتیم. به عبارت دیگر، آنان گردابی ســاختهاند و میخواهنــد مــا را در آن بیندازند، پس ما نباید بازی بخوریم. طرفداران ترامــپ و برخی افــراد غیرمتخصص کــه نمیتواننــد ظهور ترامــپ را در صحنــه سیاســی بزرگترین کشــور جهــان بــه عنــوان یــک عوامفریب راستگرای افراطی به درستی تفسیر کنند، مدعی هســتند ترامپ با حساب و کتــاب و از منظر مکتــب تهاجمی جکسونیسم وارد صحنه آمریکا شده اســت. درحالیکه این ادعا به دالیل بســیاری، بیپایــه و اســاس اســت. به طــور مثــال تمــام ایدئولوگهای جمهوریخــواه در جبهه مخالف وی هســتند؛ نظیر مککیــن، میت رامنی، کســینجر، جــورج بــوش، خلیلزاد ...و همــه اینها اعتقــاد دارند ترامپ دارد ضربههــای ســنگینی به حزب جمهوریخواه میزند. همچنین هیچ تیم متخصص و دارای تفکری پشــت سر ترامپ نیســت، به ترتیبی که وی برای جایگزینی ســههزارو 200 مقام آنقدر دچار فقر بود که مجبور شد از فــرط اجبار آنها را ابقا کند درحالیکه اگر او صاحب مکتب بود، عده زیادی ایدئولــوگ و متخصص او را همراهی میکردنــد. اصــوال او در لبــاس یک رئیسجمهــور دارای فکر و اندیشــه فرو نرفته اســت و به همین دلیل هر روز به مســائل پیشپاافتاده و سخیف متوسل میشود که موجب شرمندگی دولتمــردان آمریــکا شــده و خود را مضحکــه مطبوعــات جهان میکند. از سوی دیگر به همان ترتیب که موج احساساتی در بریتانیا چرخی را چرخاند و این کشــور را برخالف میــل برنامهریــزان و دولتمــردان، از اتحادیه اروپــا خــارج کــرد، در آمریــکا نیــز ترامــپ بر موج مشابه احساسات لجامگسیخته مردم سوار شد و به ریاستجمهوری آمریکا رســید. اکنــون اکثریت مردم آمریــکا از اقدامــات و سیاســتهای ترامپ ناراضی و کمتــر از 34 درصد از او حمایت میکنند. یعنی بخشی از اکثریت که بــه او رأی داده بودند، به اقلیت پیوســته و مخالف او شدهاند. ترامــپ فاقــد اصــول و طــرح برای سیاســت خارجی و سیاســت داخلی اســت، نمیدانــد در صحنــه جهان چــه باید بکنــد و در صحنــه داخلی چه سیاســتی اتخاذ کنــد. تنها برخی ناراضیــان و اخراجیهــای دولــت اوبامــا اطــراف او را گرفتهانــد تا به نوعی از سیســتم سیاســی گذشته در آمریکا انتقام بگیرند. شــاید تیلرسون، رئیس ســابق شرکت اکســون و وزیر امور خارجه حاضــر، معقولترین فرد کابینه او باشــد. اما تنها ایدهای که در دوره مبارزه انتخاباتی از سوی ترامپ مطرح شد، بازگشت به درون مرزهای آمریکاســت. یعنی آمریکا میخواهد انزواطلبــی اتخاذ کنــد، کاری به کار امــور جهان نداشــته باشــد و درآمد مردم آمریــکا را داخــل آمریکا خرج کند. اگرچه در ابتدا به نظر میرســید این تفکــر نوعی بازگشــت به دکترین مونرو اســت که بیش از 150 ســال بر آمریــکا حکمرانی میکــرد و اعتقاد داشــت آمریکا همه مواهب را دارد و از نظر امنیتی هــم معارضی نخواهد داشت بنابراین بهتر است در چارچوب مرزهــای خود فعالیــت و هزینه کند. اگرچــه ایــن نظریه در پرتــو تحوالت تکنولوژیک و وابستگی اقتصادی مالی -صنعتی همه کشــورهای جهان به یکدیگر دیگر کاربــردی برای آمریکا و دیگران ندارد اما شعار ترامپ حتی در چارچوب دکترین مونرو هم نمیگنجد و خیلــی زود دربــاره چیــن، ایــران، خاورمیانه، اســرائیل، داعش، آلمان، اســترالیا، اوکراین و بقیه اظهارنظر و اعالم سیاســت کرد. در حقیقت همه آنچه را گفته بود، کمکم به فراموشی ســپرده و وارد صحنه عملی سیاست خارجی شده است. در صورت بررســی تأثیر سیاستهای ترامپ بر جمهوری اسالمی ایران، این موارد مشاهده میشود: -1 نامعقولــی، افراطــی و پیشبینیناپذیربــودن ترامــپ باعث شــده ایران جانب حــزم و احتیاط را (تــا لحظه نــگارش این یادداشــت) رعایت کند و به جای نشاندادن جنگ تبلیغاتی معمول، خویشتنداری کند تا حادثه غیرمنتظرهای پیش نیاید. -2 ضدیــت هیئت دولــت ترامپ با ایــران، مــا را در موقعیتی قــرار داده زیرا که جریانهای ضدانقالب نشــان دادهاند قصد دارنــد از بیثباتی رفتار ترامپ علیه ایران استفاده کنند. -3 مخالفــت همــه جمهوریخواهــان و ترامپ با توافق هســتهای نیز موضوع تأملبرانگیز دیگری اســت. تحریمهــای سیاســی و اقتصادی نباید با بهانهدادن به دســت غرب، بــار دیگر احیا شود. برخالف یک سال گذشته، اگر شــرایط آنطور که در این یادداشــت شرح داده شــد ادامه یابد، تا حدود زیــادی فشــار تندروها بر دولت دکتر روحانی کاهش مییابد. این بــه معنای این اســت کــه دکتــر روحانی در شرایط طبیعیتر میتواند انتخاب شود و شــانس او از سوی مردم باالتر از دیگران است. البته اگر ترامپ روند حاضــر را بــه هم بزند ممکن اســت معــادالت تغییر کند. امــا ترامپ هم بهتدریج آگاهتر یا مجبور به عاقلشدن میشود. ســطوح کالن در ایران نیز تمایل به ریســک ندارند و به دنبال برهمزدن شــرایط حاضر نیستند. پس با روند حاضــر میتوان به آینــده فضای سیاســی ایران و از جملــه پروســه انتخابات ریاســتجمهوری ســال 96 امیدوار بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.