ترامپ شگفتی يا شانس؟

Salnameh Shargh - - یادداشت - فریدون مجلسی تحليلگر روابط بينالملل

ترامپ رئیسجمهور آمریکا شــد! ســال گذشــته گفته بودم رقیبشــدن در مقابل ترامــپ، برای خانــم کلینتــون بزرگترین شانس است؛ زیرا در رقابتی نابرابر، بردش تضمین میشــود؛ یعنی موفقیت ترامپ را آنقــدر پرت و دور از ذهن میپنداشــتم کــه فکر میکردم اگر هــر کس دیگری به جــای او میبود، کار به رقابت میکشــید؛ امــا کابــارهدار میلیونــر را اصــال رقیــب خانــم کلینتون به حســاب نمــیآوردم. واکنــش اغلب مطبوعاتیهــا در آمریکا و در سراســر جهان تقریبا از همین دســت بود. اشــتباه نگارنده و دیگران این بود که گمان میکردیــم داوری همه مردم بر پایه خواندهها و مقاالت و بررسیهای عقالنی اســت. البته خانم کلینتــون نقاط ضعفی داشــت که بزرگترینش فقــدان کاریزما یا جاذبه و اثرگذاری شخصیتی بود. معموال این مشکل سیاســتمدارانی است که در رفتارشان بهاصطالح «خودشان نیستند»، تصنعی هســتند. اما ترامپ کامال خودش بــود؛ بااینحال بــه دالیل دیگــر او نیز از شــخصیتی دارای کاریزما یا فّره سلطهآور بیبهره بود. در عوض میتوانســت عوام را بــا امیدهای واهی، ماننــد اقتدار دوباره آمریکا و تضمین اشــتغال بــرای کارگران یا شــعارهای تحریکآمیز ناسیونالیســتی بفریبد. عوامی که روزنامهها و تحلیلهای مطبوعاتــی را نمیخوانند، بلکه اطالعات خــود را از طریــق شــبکههای اجتماعی، کسب و بر مبنای آن تصمیمگیری میکنند؛ شبکههایی که به چشــم ما نمیآیند. کم نبودند کســانی که وقایع تروریستی مشتی سلفی منحرف و بیمار را به حساب جامعه مســلمان میگذاشتند، اما با حفظ ظاهر و بشردوستانه سخن میگفتند، ولی در عمل و در رأی پنهانی خود، به کسی رأی میدادند که قول داده بود به حســاب مســلمانان برسد و همچنین با کشــیدن دیوار، جلوی مکزیکیهایی را بگیرد که میخواهند جا را برای اشتغال آمریکاییها تنگ کنند. سندرز، رقیب حزبی خانم کلینتون، از رفاه عمومی و دیدگاههای اجتماعی سخن میگفت که به نظر ترامپ افکار کمونیستی بود؛ هرچند اصوال از آنگونه ســخنان سر درنمیآورد. عوامــی که به او رأی دادند نیز از ســخنان ســندرز که به سود خودشــان بود، سر در نمیآوردنــد، اما از شــعارهای تهدیدآمیز ترامپ با واژگان محدودی که در حد درک آنان بود، سرمســت میشــدند. بااینحال، ترامــپ، اگر در هر کشــور دیگــری بود، با همین میزان آرا رئیسجمهور نمیشد؛ زیرا آراي خانم کلینتون در سراسر آمریکا بیش از دو میلیون بیشتر از آرای ترامپ بود و این تقسیمبندی ســهمیههای ایاالت در کالج انتخاباتی بود که ترامپ را به کاخ ســفید فرستاد. آیا میدانستید ترامپ نویسنده هم هســت؟ بله، همانطور که روزنامهنگاران و روزنامهخوانها از محتوای مبادلهشــده در شــبکههای اجتماعــی حامــی ترامپ بیخبر بودند، کتابخوانها نیز از شــبکه اجتماعــی عوامانه طرفــداران کتابهای ترامپ بیخبر بودند. وقتی شماره دیماه مجله جهان کتاب به دستم رسید، با اینکه شنیده بودم چند کتابی از ترامپ در سالیان پیش به فارســی ترجمه شــده است، اما کتابهای «آن نویســنده ناشــناس» هرگز برایم جایگاهی نداشت که آنها را خوانده یا حتی دیده باشم. اما اکنون او رئیسجمهور آمریکاســت و مجله دنیای کتــاب نیز به همیــن دلیل کتابهای ترجمهشــده او را بررسی و نقد کرده است. در واقع این بررسی جالب نشان میدهد با چه شخصیتی و چه افکار و اعتقاداتی سروکار داریم و صاحب چنان تفکراتی هنگام تصمیمگیری درباره مسائل جهانی به چه چیزهایی میاندیشد. اسامی کتابهای ترجمهشده او که بعضا به ترجمههای مکرر حتی از ســوی چهار مترجم هم رســیدهاند و بویی از سیاســت و کشــورداری در آنها به مشــام نمیرسد، حکایــت از اســتقبال خواننــدگان ایرانی مشتاق عقاید او و اهل معامله دارد: «صد و یک راه موفقیت در تجارت» با دو ترجمه؛ «مثل یک قهرمان فکر کن» و اسامی مشابه با چهار ترجمــه!؛ «آیین میلیاردرشــدن» به نامی مشــابه، با دو ترجمــه؛ «چگونه مثل یک میلیاردر فکر کنید»، «دســتهای طالیــی» و «چــرا میخواهــم شــما هم ثروتمنــد باشــید». دو کتــاب هــم درباره اســتراتژیهای بازاریابی و فروش و مشابه آن از ســوی دیگران درباره ترامپ نوشــته شده که در شش ســال گذشته به فارسی ترجمه و منتشــر شده است! معلوم است ما خیلــی از مرحله پرت بودهایم که خیال میکردیم کتابخوان و کسی که پول برای کتاب بدهد، نداریم. معلوم میشود مانند پیشبینی نادرست نتیجه انتخابات آمریکا، بــاز هــم اشــتباه میکردیــم. کتابخوان داریم، اما نه آنهایی که بخواهند پولشــان را با خرید کتــاب دور بریزند، بلکه آنهایی که میخواهند کتابــی بخرند که به کمک

آن میلیونر شــوند. به لطف مفســر دنیای کتاب، بــه نقل دو جملــه از ترامپ اکتفا میکنیم: «قبــال میگفتم باید بهترینها را اســتخدام کرد و به آنان اطمینان داشت. اما امروز میگویم بهترینها را اســتخدام کــن، ولی به آنان اطمینــان .»...نکن حال معلوم نیست به چه دلیل باید به خود او اطمینان شــود! و آیا در گزینشهای مهم وزرا و مشاورانش پس از نشستن بر تخت ریاســتجمهوری نیز تابع همین طرز فکر بوده اســت؟ ترامپ در جــای دیگر، البد در نقش کارشناســی مجرب، اظهارنظری دربــاره ازدواج )!( دارد، بــا عنوان «تو که میدانی دوســتت دارم. پــس امضا کن!» و در واقع به حکــم پولداربودن به نامزد مــورد نظر حکم میکند. البــد او هم باید پاسخ دهد «چشــم قربان! این هم امضا» وگرنه...؟ و میافزاید: «مــن ازدواجهایی را دیدهام که زندگیها و کســبوکارهایی را نابود کرده اســت. اگر خــودم هم قبل از ازدواج قــراردادی با همســر اولم ایوانا و همســر دومم مارال، نداشتم امروز هیچ ثروتی برایم باقی نمانده بود». در واقع ظاهرا باید ایشان را طرفدار ازدواج کمزیــان از نوع صیغــه منقطعه بالمبلغ المعلوم دانســت کــه در هــر ازدواج، از همان آغاز تکلیف طالق را روشــن میکند که نشــان از دوراندیشی دارد! شاید همین تشابه طرز فکر، برخی از ایرانیان برجامستیز را از انتخابشــدن ترامــپ ذوقزده کرده باشــد. ترامپ از آغاز گفته بود میخواهد در مرز مکزیک دیوار بکشد، با قراردادهای بازرگانی منطقــهای و با تفاهمنامه برجام و قطعنامه شــورای امنیت دراینباره ســر ســتیز دارد، بــا قراردادهــای منطقهای و ســازمان تجــارت جهانی مخالف اســت و...؛ بنابرایــن اگر در نخســتین فرمانهای خود حکم بــه اجرای دیوار، ابطال قرارداد ترانــس پاســیفیک و مخالفت بــا صدور روادید برای ایرانیان و شش کشور اسالمی دیگر داده اســت، جای شگفتی نیست. ما تصور میکردیم ترامــپ رئیسجمهور با ترامپ نامزد ریاستجمهوری فرق خواهد کرد و تصمیمهای عقالنی و حسابشــده خواهد گرفت. شــگفتا که درنیافته بودیم که انتظار عقالنیت از ترامپ شگفتانگیز اســت. درباره ایران مشــخص اســت که بهشــدت تحت تأثیر نتانیاهــو و تبلیغات ایرانهراســانه داخلی و خارجی است که واکنشهایی از داخل ایران نیز آن را تشدید کرده است. اصوال رفتارش طوری مالکانه و خودکامانه اســت که گویی نهاد و مقام ریاســتجمهوری را با مدیرعاملی شرکت خودش اشتباه میگیرد. عجیب آنکه رفتار اطرافیان و دستیارانش نیز رابطهای خادم و مخدومی است. آمریکا هرچه هست، از دو مزیت پایهگذاری شده از زمان جنگهای استقالل برخوردار بوده است؛ یکی آزادی کالم کــه آزادی مطبوعــات را نیز تضمین میکنــد و دیگری رفتار بدون تکلف رئیس و مرئوســی که شــاید از نتایج محدودیت دو دورهای ریاســتجمهوری باشد. رفتار رؤســای جمهور آمریکا و معــاون و وزرا و دستیارانشان، بســیار صمیمانه و دوستانه بوده است و اغلب یکدیگر را با نام کوچک خطاب میکنند، اما به نظر میرسد ترامپ آن سنت را هم به هم ریخته است. رفتارها و کرنشهای دستبهســینه دستیارانش، یــادآور احترامات ســالطین مشــرقزمین اســت. ترامپ از آغاز مخالفــت خود را با برجام ابراز کرده بــود، اما در ایران برخورد برخــی از مخالفــان داخلــِی برجــام نیز چنان اســت که گویی تحریمهــا را که به ســمت قطع کامل صدور نفــت و هر نوع نقلوانتقال پول و انسداد کامل بنادر ایران میرفت، برای ایران سودمند میدانند و با برخی تحریکات از درگیری در جنگی نهایی و سرنوشتساز با اســرائیل و آمریکا از آن استقبال میکنند. اینان طرفداران برجام و اعتدال عقالنیت و صلح را ترسو و ضعیف و خودشــان را دلیر و جســور میپندارند و احتماال بهرهمندی از شیوه بیحسابوکتاب دوران بحرانــِی ایــام شــدت تحریــم زیر دندانشان مزه کرده اســت و توجه ندارند که شاید در بحران بعدی چنان درآمدهایی هم وجود نداشته باشد که به سهمی از آن بیندیشــند. منع صدور روادید برای ایرانیان که ســابقه طوالنــی دارد، نهفقط معدود مسافران عادی خواهان دیدار با فرزندان و خانــواده خود را ناامید کرده، بلکه موجب نگرانی دانشجویان ایرانی مشتاق تحصیل در مقاطع تکمیلی شــده است. صحبت از ممنوعیت تحصیل دانشــجویان ایرانی در دانشــگاههای آمریکایی اســت. وضعیت کنونی آمریکا یــادآور دوران ترس و دلهره فعالیت «کمیتــه مبارزه بــا فعالیتهای ضدآمریکایی» به ریاست سناتور مک کارتی و ریچــارد نیکســون در اوایــل دهه 1950 اســت که منجر به بازجویی و دستگیری و زندانیکــردن و تبعید هزاران روشــنفکر و هنرمند و هنرپیشه و نویسنده و روزنامهنگار آن دوران شده بود که دست راستیهایی با همین اندیشه ترامپی امروزی با شعارهای نژادپرســتانه و برتریجویانــه، عرصه را بر عقالنیت تنگ کرده و درهــا را برای ادامه تبعیضات نژادی گشوده بودند. در آن روز، رویارویــی بــا توســعهطلبی ایدئولوژیک شــوروی، بهانــهای دفاعی و امنیتی به دست راستیهای آمریکا میداد که حمایتشــان از کودتــای نظامیان ایران علیه دولت ضدغربی مصدق و روشهای مشابهی که در دوران بعد در ایران رخ داد نیز از همان جو تغذیه میشد. اما امروز که کمونیسم و توســعهطلبی شوروی وجود ندارد، تروریســم وهابی کــه ترامپ از آن به عنوان تروریســم اســالمی نام میبرد، گرچه خطرآفرین و زیانآور اســت، اکنون در حال اضمحالل اســت و فقط بهانهای برای ابراز خشــم آمریــکا، از این واقعیت افول قدرت بیبدیل پیشــین خود است. با سقوط شوروی آمریکا به ابرقدرت یکهتاز جهان تبدیل شــد. اکنون آن دوران به سر آمده اســت. چین و روسیه و اروپا و برزیل و هنــد و پــس از آنان کشــورهایی مانند ترکیه و ایــران و اندونزی و مالزی و تایلند و دیگــران ســر برمیآورنــد و تالشهای آمریــکا را بــرای ادامه َســروری بر جهان به چالش میِکشــند. اقدامات متعصبانه و نامعقــول ترامپ فقط موجــب انزوای آمریکا و جلب خصومت دوســتان پیشین میشــود. حمایت ترامپ از برکسیت که در دیــدارش بــا خانم می، نخســتوزیر بریتانیا مطرح شد، آن کشور را نیز میتواند در انزوای خودش شــریک کند. ترامپ در همان دیــدار از نزدیکی با روســیه اظهار امیدواری کرد که خانــم می با آن موافق نبود. پاســخ مکزیک به دستور دیوارکشی ترامپ این بود که رئیسجمهور آن کشور که به طور ســنتی از نخستین کسانی بود که به دیدار رئیسجمهور آمریکا میرفت، به عنوان اعتراض ســفر خود را لغو کرد. روابط ترامپ با روسیه و چین هم با توجه به سیاســتهای یکجانبه و خودکامانه و پرفرازونشــیب ترامپ معلوم نیست چه ســرانجامی داشته باشــد. بااینحال هنوز برای داوری زود اســت. باید دید ســامانه پیچیده فــدرال و ایاالت چگونه مقتضیات خود را به او تحمیل خواهند کرد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.