ما را به خود واگذاريد

Salnameh Shargh - - یادداشت - ژاله شادىطلب جامعهشناس

معموال در ســالنامهها، راجع به آنچه بد یا خوب در یك سال گذشــته رخ داده است، مینویسند و اظهارنظر میکنند. اما در مسائل اجتماعی بسیار دشوار است بتوان وقایع یك سال اخیر را از گذشــته جدا کــرد و آن را مجزا از یــك فرایند حداقل 40 یا 05ســاله دید؛ بنابراین در این نوشــتار سعی میشود به این پرسش پاسخ داده شود که دستاوردهاى زنان کشور ما در یك ســال اخیر به تبع 40 سال گذشته چه بوده است؟ آیا در جهت تحقــق آن «جامعه مورد انتظار» که در آن انســانها برابرند، پیش رفتهایم؟ براى ارائه پاسخی کوتاه و روشن میتوان گفت: «خیر، از آنچه انتظار میرفت بسیار دور هستیم». در توضیح و تکمیل این پاسخ به چندین «اما» و «اگر» باید پرداخت تا روشن شــود در برخی زمینهها چند قدم به جلو حرکت کردهایم و در برخی اگر پســرفت نکرده باشیم، همچنان محکم ایستادهایم. براساس دادههاى در دســترس، دختران جوان کشور به دلیل گشــودهبودن تنها دروازه تحرك اجتماعی، بــه آموزش روى آوردهاند و این همان پیشــرفت قابل تحســینی است که همه دولتمردان و دولتزنان در مجامع داخلی و بینالمللی راجع به آن داد ســخن میدهند و در زمره افتخارات خود محسوب میکنند. گرچه برخی همین پیشــرفت را هم برنمیتابند و آن را بیــش از آنکه فرصــت تلقی کنند، تهدیــدى براى جامعه، بهویژه نهاد خانواده تفســیر میکنند. در فرایند کســب آگاهی زنان (و مردان)، دیگــر موجوداتی مطیع- که هر آنچه از آنان خواسته میشــود بدون چونوچرا انجام دهند- نخواهند بود و حقوحقــوق خود را حتی انــدك و محدود مطالبه میکنند، به ازدواجهاى طراحیشــده از ســوی دیگــران تن نمیدهند و در صورت ناموفقبودن تشــکیل خانواده، راه انســانیترى، یعنی «طالق توافقي» به جاى زدوخوردها و کشــمکشهاى دائمی میشناسند. اما تصمیمگیران، براى کاهش آسیبهاى خانواده ناپایــدار، به جاى اصالح قوانین بــه کنترل آن، یعنی

راههاي کاهش طالق توافقي روى میآورند که احتماال نتیجه آن خودســوزىهاى بیشــتر، فرار از خانههاى بیشــتر، مصرف مواد مخدر براى رهایی از فشــارهاى روانی بیشتر ...و خواهد بود. زنان با کسب «آگاهی» و مهارت، به دنبال حق خود براى اشتغال و اســتقالل اقتصادى هســتند، ولی برخی از متولیان امر هنوز با نگرش ســنتی و جنسیتی به بازار کار نگاه میکنند و این حق را برنمیتابند. در نتیجه ســهم اشــتغال زنان کشور ما تقریبا هنوز معادل ســهم پیش از انقالب اســالمی است و دانشآموختن زنان به استقالل اقتصادى آنان نینجامیده است. نارضایتی از ثابتماندن این ســهم براى ســالهای طوالنی به معناى نادیدهانگاشــتن جنگ و مشکالت اقتصادى ...و نیست، بلکه ناشی از عینیتیافتن نگرشهاى سنتی است؛ بهطورىکه حتی آگهیهاى استخدامی نهادهاى دولتی نیز در اشتغالهاى بهاصطالح متناســب با تحصیالت خانمهــا، آنها را از گردونه متقاضیان حذف میکنند؛ گاه آشکار و گاه پنهان. زنان با آگاهی از اهمیت مشــارکتهاى سیاســی در سرنوشت خود و کشور براى راهیابــی به خانه ملت تالش میکنند. گرچه دســتاورد

انتخابات اخیر و افزایش تعداد زنان در مجلس مایه خرسندى است، اما سنگاندازىها بر سر راه تحقق سهم 03درصدى در فهرستها، سبب شده هنوز از نظر سهم و تعداد به وضعیت گذشته نرسیم. جالبتر اینکه مباحث سالهاى نخستین پیروزى انقالب در تدوین قانون اساســی که آیا زنان میتوانند به مقام ریاستجمهورى برسند، همچنان ادامه دارد. اي کاش مردان آن دوره کلمــه «رجــل» را نمینوشــتند و تصمیم میگرفتند کــه باالخره زنان میتوانند یا نمیتواننــد. ما حتی از پس حل آنچــه را که آنها به آیندگان محول کردند، پس از گذشــت 40 سال برنیامدهایم و مسئله کماکان باقی است. نتیجه اینکه اگر تنهــا زمینه موفقیتآمیز، یعنی دســتیابی دختران به آموزش عالی را کنار بگذاریم، در ســایر زمینهها اتفاق امیدوارکنندهاى رخ نداده اســت. در نگاهی عمیقتر به ریشه عدم موفقیتها میتوان گفت غالبا در حوزههایی که دولتمردان باید در کسوت قانونگذار یا مجرى قانون اقداماتی را انجام دهند تا در جهت تحقق جامعه مورد انتظار پیش برویم، دچار توقف شــدهایم؛ بنابراین شاید نکوتر این باشد که ما را به خود واگذارند!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.