دانشجو؛ کارگزار تغییر در افق همگرايی ملی

Salnameh Shargh - - يادداشت - عبداهلل مؤمنی سخنگوی ادوار تحکيم

جنبش دانشجويی ايران در حيات خود فرازونشيبهای زيادی داشــته اســت اما به دليل وجود عناصری مانند آرمانخواهــی و مردمگرايــی كه حامل آنهاســت و نيز مكانيســم طبيعی تغييرات نســلی ســيال آن، هميشه پويايی خود را حفظ كرده اســت و در مسير تاريخ حدود هفتدههای خود در نقش عنصر كارگزار تغيير و تحول گام برداشته است و همگام جنبشها و خواست تاريخی ملت بوده و نيروی مؤثر پيشبرنده در آن جنبشها بوده است. درواقع دانشجو دماســنج جامعه است. فعاالن دانشجويی مستقل از بافت اجتماع نيستند و درون سپهر كالن اجتماعی تنفس میكنند و حامالن و موزعان اصلی جنبش اصالحی هستند؛ اگر بتوانيم حداقل استنباطی از چشــمانداز و افق آتی و نيز فهم پروبلماتيک كشور ارائه كنيم، آنگاه میتوانيم نقش دانشــجو و دانشــگاه را در قاب شرايط ترسيم كنيم. به نظــر میرســد در پِس تــاری وضعيــت و ابهام در سياســتگذاریها، جامعــه مدنــی در ايران در مســير بــاروری و غنای نهادی خود گام برخواهد داشــت و در اين ســير بر نيروهای همراه و تســهيلگر خود در فضاي سياسی، همافزايی خواهد داشت. اين همراهی و تعامل متقابل ضرورتی بنيادين اســت. نقطه عطف اين تعامل در سال آينده، انتخابات رياستجمهوری و شوراهاست؛ به طوری كه ســمِت ايــن كنشورزی مدنی در ســپهر عمومــی در برايندی از خواســتها و مطالبات، جنبش بهبودخواهی را هم در ســاخت سياســی تقويت كند و هم در يک همافزايی واقعی بســتر كنشورزی مدنی را مساعدتر كند. بديهی است كه همه افق پيشرو در فعاليت در سازوكار انتخابات نخواهد بود؛ گرچه اهميتش بسی واضحتر از آن است كه حاجت به توضيح داشته باشد. اكنون بــا درک حداقلی از بزنگاه پيشرو میتوان به كار ويژه جنبش دانشجويی نظر انداخت و با فهم امكانات و توانمندیهــای آن بهمثابه يک عنصر انتقادی مجهز به رويكرد عقاليی، رويكردها و بايستههای آن را مدنظر قرار داد. با اين مقدمه به طور اجمالی به ذكر چند نكته آشنا میپردازم. ما در خأل زندگی نمیكنيم و ايران بخشی از جهان است؛ بنابراين از معــادالت جاری در آن تأثير میپذيريم؛ از اين رو افزايش حساســيت عمومی نسبت به وضعيت اخير نظام بينالملل و منطقه و تبيين ابعاد و پيامدهای آن بر كشور ما وظيفه همه نخبگان و مطلعان است. در پاسخ به وضعيت اخير، جنبش دانشجويی میتواند از مناديان همبستگی ملی از طريق سازوكار گفتوگوی همهگيری باشد كه میتواند در پرتو نگاهی روادارانه، دموكراتيک و روبهجلو تهديدات را به فرصتی نيكو برای حل مســائل بنيادين تبديل كند. با توجه به وضعيت اخير، دانشــجويان میتوانند بســتر مناســب بــرای گفتوگــو را در افق «ايــران برای همه ايرانيان» برای نيروهای اجتماعی و سياسی فراهم كنند تا اين گفتوگوها بتواند پشتوانهای برای ترويج رواداری و همچنين آگاهیهای دموكراتيک باشد كه اين امر، هم در دهه 80 در دانشگاهها سابقه داشت و هم در دو سال اخير نيز حيات مجدد يافته است. ديگــر كار ويــژهای كه میتــوان برای فعــاالن جنبش دانشــجويی متصور شــد، حركت در مــدار ملی تقويت گفتمــان اصالحطلبی و در جهــت همافزايی به برايند ايــن جنبش ملی اســت. ايــن حركــت میتواند وجه انتقــادی همدالنهای به خود گيرد و با بازخوانی حركت اصالحطلبانه 20 ســال اخير توأم باشد تا بتوان با فهم و تبيين چالشها و كاستیها و موانع به استقبال آيندهای بكر رفت. ناگفته پيداست اگر حركتی به اهميت جنبش اصالحــات در معرض بازخوانی و پرســش قرار نگيرد، موتــور آن به كندی حركت خواهد كرد و از ســوی ديگر ممكن اســت بــا تحليلهــای شــتابزده از آن در دام راديكاليســم متوهمانهای افتد كه نتيجهای جز افزايش هزينههای اجتماعی و سياســی برای آن متصور نيست. به باورم رويكرد راديكاليسم بیبنياِن ناشی از شتابزدگی بزرگترين تهديدی است كه جنبش دانشجويی را بهويژه در سالهای آتی تهديد میكند. آنچه به تجربه در دوران فعاليت سياســی و دانشجويیام دريافتهام اين است كه همتحليلی در حوزه اســتراتژيک و همگرايی نيروها در حوزه عمل سياســی، نتايج پايدارتری برای رشد و تثبيت گفتمان دموكراســیخواهی به بار خواهد آورد و ترويج رويههــای خــارج از توان و كشــش ميانگيــن عمومی نيروهای سياسی به اضافهبار و تکروی خواهد انجاميد. پيگيری عدالت و آزادی و عنصر آرمانخواهی و انتقادی، روح جنبش دانشجويی و دانشگاه است و از آن زدودنی نيســت و هر اعتراض و انتقاد او حاكی از مسائل جامعه است و اين به باور ما سياستورزی بیچشمداشتی است كه خير عمومی از آن منبعث میشود و شريفترين نوع سياســتورزی است. بنا نيســت كه دانشگاه فقط نهاد دانش فنــی و تجربی برای توليد مديران باشــد يا مانند برخی از دانشــگاهها به بنگاه توليد صــرف كارگزاران و

مقامات تبديل شود بلكه دانشگاه به تعبير هابرماسیاش عالوه بر آنكه نهاد توليد دانش كالســيک و مدرســهای اســت، نهاد توليد دانش رهايیبخش و كارگزار رهايی و تغيير نيز هست، بنابراين عالئمی كه در برخی رويكردها به طور سيستماتيک در سياستگذاریهای برخی نهادها مشاهده شد، سياستزدايی از دانشگاه بود كه البته ره به بیفرجامی خواهد برد. به باور من هوشــياری و تمهيد راهبــردی منطقی و فعاالنــه در چارچوبهای قانونی، صنفی و سياســی متعارف دانشــگاه آن رويكــرد را به حاشيه خواهد برد. گرچه بــه خاطر نبود تقســيم كار اجتماعی متناســب بــا كار ويــژه نهادی در ايــران به علت برخــی مضايق، اضافهبارهايی به دانشگاه حواله شده است - در برخی ادوار جنبش دانشجويی حتی كاركرد شبهحزبی به خود گرفته اســت كه صواب نيست- اما فارغ از آن نمیتوان دانشگاه و دانشجو را استحاله در بیآرمانی و بیتفاوت به سرنوشــت مردم و بیدغدغه نســبت بــه مطالبات تاريخی ايرانيان كرد؛ به طــور مثال چگونه میتوان اين همه فساد اقتصادی افسارگسيخته و نهادينهشده را ديد و نسبت به آن بیتفاوت بود؟ ديگــر مســئله بســيار مهــم كــه در ادواری از فعاليت انجمنهــای جنبش دانشــجويی مغفول بــود يا مانند مســئله در اولويت دوم به آن توجه میشــد، مســائل و مطالبات صنفی اســت كه اكنون در تلقیهای اجتماعی و غيركالسيک از سياست، وجه بايسته و پيشرويی به خود گرفته اســت و به باور من فعاليت در اين زمينه تمهيدی برای حضور صنفِی پسادانشجويی است كه اكنون تقويت آن ضرورتــی تاريخی و دورانی دارد. به باور ما دانشــگاه و دانشــجو در ايران تا اطالع ثانوی يک منبع بزرگ حامل آرمانهای اصالحی و بهبودخواهانه است و در اين مسير برای بازسازی نهادی خود در دو سال اخير با وجود همه محدوديتها گامهای خوبی برداشــته است و اين انتظار از دولــت آقای روحانی هنوز پابرجاســت كه خواســت انجمنهای دانشجويی اعم از توجه به مطالبات صنفی و درخواست تشكيل اتحاديههای دانشجويی و ايجاد فضای آزاد و كمهزينه برای فعاليتهای دانشجويی و تسهيل در اخذ مجوز مراسمهای دانشجويی را فراهم كند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.