روحانی، پای وعدههايش ايستاده

گفتوگو با اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهوري

Salnameh Shargh - - سياست -

نزديک به دو ماه از درگذشت آيتاهلل هاشمیرفسنجانی میگذرد. شخصيتی که فراتر از مناصب و جايگاه بیبديلش در انقالب اسالمی، موقعيتی ويژه هم در ميان اصالحطلبان داشت و هم اعتبار خاص در رأس نظام. فقدان آيتاهلل و لزوم پرکردن اين خأل، يکی از مسائل مهم پيشروی همه جريانهای سياسی کشور از جمله اصالحطلبان است. اسحاق جهانگيری، معاون اول رئيسجمهوری، در گفتوگو با «شرق» از تالش برای جبران اين فقدان میگويد و فعاليتهايی که به نمايندگی از اصالحطلبان انجام داده است. او هماکنون معاون اول رئيسجمهوری است و در سالهای دور، هم استانداری دولت سازندگی را تجربه کرده و هم وزيری دولت اصالحات را. او به عنوان چهره مورد وثوق اصالحطلبان و نظام، اين روزها عالوه بر ايفای مسئوليت خود در دولت، مأموريت ويژهای را بر عهده گرفته که برای آينده اصالحات و کشور حاِئز اهميت حياتی است. گفتوگوی گروه سياسی «شرق» با اسحاق جهانگيری، روز يکشنبه هشتم اسفند ماه سال 95 با تيتر «روايت اسحاق جهانگيری از يک ديدار- رابط اصالحطلبان با رهبری» به چاپ رسيد، اما به داليلی اين مصاحبه با برخي مشکالت فني همراه شده بود. به همين خاطر متن ويرايششده آن در سالنامه بازنشر میشود.

آنچــه عمال در اجرای اصــل 44 قانون اساســی رخ داد، نهتنها منجر به کاميابی نشــد بلکه به فساد هم منتهی شــد که نمونه بارز آن در رابطه با خريدار مخابرات پيش آمد. اين خصوصیسازی، توأم با فساد، بدون شفافيت و بدون اينکه رسانهای روی آن دقت کند، انجام شد. تجربه ما در 10 سال گذشته نشان داده است که اين نهتنها منجر به ايجاد کارايی نشده، حتی سياست را هم آلوده کرده است؛ نظر شما در اين رابطه چيست؟ اصل 44 قانون اساســی واقعا يک مانع جدی برای توســعه اقتصاد بود. زمانی که مــن وزير صنايع و معادن بودم، در هر ســفری که به خارج از کشــور داشــتيم و با ســرمايهگذاران صحبت میکرديم که در ايران ســرمايهگذاری مستقيم انجام دهند، میگفتند قانون اساسی شما اجازه سرمايهگذاری در کشورتان را به ما نمیدهد. آنها میگفتند شــما اقتصادتان دولتی است و ما چگونه ســرمايهگذاری کنيم. میگفتند اگر ما در صنعتی ســرمايهگذاری کنيم و بعد شــما تشــخيص دهيد که اين صنعت بزرگ اســت و طبق قانون اساســی بايد دولتی شــود، ما چه کار کنيم و تا زمانی که ايــن ابهامات برطرف نشــود، امکان ســرمايهگذاری نداريم. مــا آن دوره به وزارت معادن رفتيم و ظرفيت را مشــخص و تعريف کرديم که برای مثال اگر ذخيره معدن ســنگآهن زير 200 تن باشــد، کوچک و در غير اين صورت بزرگ است. خب هرکس میتواند برود، اکتشــاف بگيرد، محدودههايی را اکتشــاف و ادعا کند 180 تن است و تقاضای مجوز داشــته باشــد. به نظر من، مقام معظم رهبری تصميم شــجاعانه و بزرگی گرفتند. بههرحال با ابالغ سياســتهاي ذيل اصل 44 قانون اساسی که هيچ بخشــی نمیتواند با تمرکز بر يک بخش مانع توســعه کشور شود، ايشان گفتند اين تمرکز در بخش دولتی مانع توســعه کشور شده است و از اين جمله استفاده کردند و همــه را به بخش خصوصی واگــذار کردند. اين عمل بــرای اقتصاد ما يك گام و تصميم بزرگی بود و باعث رفع ابهام بزرگی از اقتصاد ايران شد و اينگونه واگذاریها شروع شد. من خودم به مقام معظم رهبری گفتم درصدی را از فوالد مبارکه واگذار کنيم و ايشان گفتند اين برگ بزرگی در تاريخ کشور است که بايد نوشته شود. باالخره اين سياســت به اين سمت حرکت کرد و حتی باالتر از فوالد مبارکه واگذار شد. بعدا هم جلسهای گذاشته شد و گفتند از اين جلسات انتظار يک انقالب اقتصادی در ايران میرود. االن شــما مشاهده میکنيد تقريبا 60 تا 70 بنگاه کشور واگذار شده است اما

بخش خصوصی در آن ناپيداســت. اين بنگاهها از نظر مديريتی بالتکليف هســتند. برای مثال معدن مس ديگر دولتی نيســت، ديوان محاسبات و سازمان بازرسی ديگر بــه اين معنا روی آن نظارت نــدارد ولی همچنان مدير آن از ســوی دولت انتخاب میشود.

منظور من کارايی شرکتهاست. 10 سال از اين قضيه گذشته است اما کارايی آنها افزايش پيدا نکرده و تماما با فساد همراه بوده است. بايد پذيرفت موضوع اصل 44 در خصوصیسازی از مسير خود منحرف شده است. نه بهرهوری افزايش يافته، نه بخش خصوصی توانمند شــکل گرفته است و عمدتا نهادهای عمومی غيردولتی بــزرگ و نيز نهادهای غيرمرتبط جای آنها را گرفتهاند. برای مثال نيرو را گرفتند و تحت عنوان خصوصیسازی به بنياد شهيد واگذار کردند کــه درواقع بدهی خود را اينگونه پرداخت کنند. درواقع هم آنها را گرفتار کرديم و هم دســتگاه اصلی را. موضوع دوم اصــل 44 اين بود که بخش خصوصی ابتدايی ورود کند و کارهای بزرگ راه بيندازد اما تنها جايی که بخش خصوصي ورود کرده، بانکهای خصوصی اســت. بانکهای بزرگ ديگری هم که واگذار کرديم، در همين راستاست. در ابتدا، بخش خصوصی توانمند شکل نگرفت و عليه بخش خصوصی صحبت کردند. بخش خصوصی با صحبتهايی که مســئوالن ردهاول کشور انجام میدهند، متوجه میشــوند که فضا به چه ســمتی میرود و بايد چه کار کنند. االن بايد يک آسيبشناســی از سياستهای اصل 44 انجام شود، علت آن هم اين است که اين سياســتها آثار تنگاتنگی روی اقتصاد مقاومتی دارد. اينکه فســاد در کشور زياد شــد، همه ناشــی از واگذاریها نبود. يکی از علتها، نبود رسانههاي تأثيرگذار بود که حضورشــان در صحنه کم بود و نتوانستند حضور جدی داشته باشند. نبود شــفافيت هم به فســاد کمک زيادی کرد. دولتیبودن اقتصــاد از قديم بوده و االن هم به نوع ديگری ادامه دارد؛ البته يکســری نظارتهای دولتی روی آنها بود. اين بنگاهها به همان شــکل مديــر دولتی ماندند و فقط از زير نظارتها خارج شــدند، تحــت بنگاههای غيرقابل نظارت و غيرقابل کنترل قرار گرفتند و نظارت ويژه ديگری بر آنها شکل نگرفت. در اين فضا و تحريمهايی که داشتيم، کشور با محدوديتهايی روبهرو شــد که همين محدوديتها فرصتي بزرگ برای افراد رانتجو ايجاد کرد که بياينــد و بگويند ما فالن کار را انجام میدهيم. کشــور هــم نيازمند بود و اينها هم وارد صحنه شــدند. من فکر میکنم مجموعه اين اتفاقات باعث شد فساد در کشور زياد شود.

در همين فضا بود که پديدهای مثل بابک زنجانی زاده شــد. ماجرا اين اســت که بيش از دو سال است که اين فرد در بازداشت به سر میبرد و حکم اعدام هم برای او صادر شده اســت. همه معتقدند اين حکم برای مملکت پول نمیشود و دولت هم بارها گفته بايد پشــت پردههای زنجانی افشا شود. تا چه زمانی بايد منتظر افشا باشــيم، چون تمام صاحبنظران و عموم متفقالقول هستند که اين فرد نقش يک ويترين و حتما پشت پرده دارد. اخيرا وزارت نفت گزارشــی به من داده که بدهی بابک زنجانی حدود ســهميلياردو 900 ميليون دالر اســت. من در جلسهای گفتم اين بزرگترين فساد قرن است که به برخیهــا برخورد که من میخواهم نظام جمهوری اســالمی را بد جلوه دهم. من هم گفتم اگر شــما کسی را پيدا کرديد که يک دالر بيشتر از اين فرد فساد داشته، من حاضرم عذرخواهی کنم و حرف خودم را پس بگيرم. قطعا رســيدن يک فرد به اين حجم از منابع حتما در يک همکاری با عدهاي رخ داده اســت. اتفاقات عجيب و غريبی هم افتــاده؛ مثال يک شرکتي که انتهاي اســمش کلمه « Bankers » بوده است، عمليات بانکي انجام داده و السی باز میکرده؛ آقايان انگار اصال به اين موضوعات توجه نداشــتند، ما با رئيس قوه قضائيه صحبت کرديم و در جلســه ستاد هماهنگي مبارزه با مفاســد اقتصادي هم با مسئوالن قضائی اتفاق نظر داشــتيم. برداشت من اين است که تا به حال مسئوالن قضائی درباره قضيه بابک زنجانی خوب عمل کردنــد. اولويت اول ما اين بود که بايد اين پول برگردد و گفتيم هيچ موضوعی از برگشت اين پول به بيتالمال مهمتر نيســت. اولويت دوم اين است که اگر میخواهيد اين پديده تکرار نشــود، مشــخص شود اين ورود چگونه اســت و چه جريانی پشــت آن بوده است. موضوع ســوم هم اين است که دستگاه قضائی دربــاره فردی که تخلف کرده اســت، مجــازات صادر کنــد که ما ديگر در آن ورودی نداريم و قطعا قاضی به هر حکمی برســد، حکمش را صادر میکند. درحالحاضر، ما روی اين ســه موضــوع اصرار داريم. فکر کنم کل دارايی که توانســتهاند تا به حال از اين فرد در داخل و خارج از کشور شناسايی کنند، هزار و 600 تا 700 ميليارد تومان بيشــتر نيست، بخشي از اين هم يک زمين بزرگ در غرب تهران اســت که پروانه ساختی به آن داده شده و االن شورای عالی شهرسازی هم مخالف اســت و میگويد اين با همه اصول شهرســازی مغايــرت دارد و اجازه ساخت با آن تعداد طبقات را نمیدهد. اگر اين کاربری را هم از زمين بگيرند، ارزش بسيار پايينی خواهد داشت. حاال اينکه اين زمين چگونه به اين فرد واگذار شده است خودش يک مســئله جداست. به هر حال اين سه موضوع همچنان در دستور کار ما قــرار دارد و قوه قضائيه در هر ردهای هر همکاریای از ما بهعنوان دولت خواســته است، بدون کمترين محدوديتی انجام داديم اما پرونده دست قوه قضائيه است.

اينکه رئيسجمهور درخواست داشــتند بابک زنجانی در اختيار وزارت اطالعات باشد اما اين اتفاق نيفتاده است، چقدر صحت دارد؟ بــه دليل اهميت اين پرونده برای مردم ايران خيلی عالقهمند نيســتم يکســری از مسائل آن را رسانهای کنم که در سرنوشت پرونده تأثير منفی بگذارد، ولی بههرحال مــا در دورهای گفتوگوهايی انجام داديم. خود من بــا رئيس قوه قضائيه صحبت کــردم کــه دولت بايد در اين پرونده حضور داشــته باشــد چون باالخــره دولت به نمايندگی از ملت مالباخته است.

االن نيست؟ نه، نيست. اين داستان زمانی میتواند در جامعه قابل تبيين باشد که همه از اتفاقاتی که در پرونده میافتد، حتی اگر به پول نرســند، برای ملت شفافســازی کنند. ما با کمک هم اين مجموعه اقدامات را انجام داديم اما به نتيجهای نرسيديم.

به خود بابک زنجانی دسترسی داريد؟ نه، قوه مجريه هيچ دسترســیای ندارد. مگر اينکه مســئوالن قوه قضائيه همراه با قاضی برای مذاکره با بابك زنجاني در مورد حســابهاي بانکي که وي ادعا ميکرد پول در آنها دارد، رفته و از نماينده دولت خواســته باشند آنها را همراهی کند. من معتقدم اين پول قابل مصرف در اين مدت کوتاه نبوده است، اين پول در جايی پنهان اســت و بايد جای آن کشف شــود. تا به حال بهانههای تحريم بود که الحمداهلل آن هم برطرف شــد. بابک زنجانی در اين مدت خيلی قــوه قضائيه را اذيت کرد. اخيرا دوباره تيمهای وابســته به ايشان گفتند پول وجود دارد و آن را پس میدهيم. به هر حال هر وقت که بابک زنجانی ادعا ميکند که در جايي پول دارد، دســتگاه قضائی، بانك مرکزي و وزارت خارجه پيگيــری میکنند که ببينند چنين چيزی وجود دارد يا نــه. نکته مهم ديگر اينکه نبايد حکم اعدام وي را تضعيف کرد، متأســفانه برخی از مقامات قضائی خودشــان میگويند که تا بابک زنجانی اين پول را ندهد، حکم اجرا نمیشــود، اين حرف خوبی نيست. حکم داده شــده و بايد طرف بداند عزم دستگاه قضائي جدی است و ترديدی در کســی وجود ندارد. ممکن است عدهای عالقهمند باشــند اين حکم مشمول مرور زمان شود اما اين غيرممکن است. اين پول زياد است و حتما بايد به بيتالمال برگشت داده و پشت صحنههای اين پرونده مشخص شود.

چه زمانی قرار اســت اين اتفاق بيفتد؟ االن ســه ســال از اين ماجرا میگذرد. برخی از پروندهها خيلی طول میکشــد ولی من مأيوس نيســتم چون اين عزم را در مقــام معظم رهبری میبينم که ايــن پرونده حتما بايد شفاف شود. ايشان به خود من، هم در جلسه خصوصی و هم در جلســه رسمی گفتند که شــما و ستاد مبارزه با مفاســد اين قضيــه را پيگيری کنيد، قــوه قضائيه و دولت هم عزمشــان جدی است. البته کانالهای پشت صحنه هم جدی هســتند، اخيرا آقــای هندی نماينده حقوقی وزارت نفت در جلســه ســتاد مبارزه با مفاسد گفت با نماينده دادستان که به ديدن بابک زنجانی رفته بوديــم، در زندان با من به تندی برخورد کرد و گفت اين ايميلهايی که میزنيد چيست!

بابک زنجانی؟ بلــه، آقای هنــدی گفت من بــه زنجانــی گفتم کدام ايميلهــا را میگوييــد که ديدم از داخــل کيفش تمام ايميلهای من را که پرينت گرفته بود، نشــان داد. يعنی پيداســت هنوز قدرت دارد و ايميلهايی را که مســئول حقوقی وزارت نفت فرستاده، هک کرده است. زنجانی

من معتقدم اصالحطلبان يک جريان قدرتمند و پرنفوذ در چارچوب نظام جمهوری اسالمی و عالقهمند به نظام هستند. آنها سابقه مديريتی در نظام دارند و در اين مجموعه جانباز، خانواده شهيد و انقالبی وجود دارد. در آنها هم طيف وسيعی از افراد عادی اصالحطلب با جهتگيریهای معتدالنه وجود دارند و ممکن است برخي نيز تا حدودی گرايشهای تندتر هم داشته باشند. اين مجموعه ممکن است نتوانند با رهبری در رأس نظام ارتباط و تعامل داشته باشند. نظرات مقام معظم رهبری، نظرات بسيار روشنی راجع به افراد و جريان اصالحطلب بود

هنوز احســاس میکند به مراکز مهمی وابســته است و میتواند با دســتگاهها اينگونه رفتــار کند و احتماالً اميدهايي به او دادهانــد که با مرور زمان بلکه خود را نجات بدهد.

فقدان آيــتاهلل هاشمیرفســنجانی شرايط کشــور را دچار دگرگونی کرد، اولين نکتهای که پيش آمد اين بود که ايشــان کانال امين و مهمی برای ارتباط با مقام معظم رهبری بود. ازدســتدادن اين کانــال ارتباطی، اصالحطلبان را بــه اين فکر فرو برده اســت که بايد در پی ايجاد يک کانال بــا مقام معظم رهبری باشند. شنيده میشود که شــما اخير با رهبری ديداری داشتيد و از شما بهعنوان فردی که رئيس ستاد انتخاباتي آيتاهلل هاشمي رفسنجاني و همچنين بسيار به ايشــان نزديك بوديد ياد مي شود که میتواند اين نقش را تا حدودی ايفا کند. ايــن گفته چقدر میتواند صحت داشته باشد؟ اصل مالقات که انجام شــده است. ما با دوســتان و بزرگان اصالحطلب مذاکرهای داشــتيم؛ آنها تأکيــد کردند که اين کار انجام شــود. من هم با آقــای دکتر روحاني رئيسجمهور مشــورت کردم و نهايتا به اين نتيجه رسيدم که اين مالقات انجام شود که انجام هم شد. هم درباره شرايطی که مرحوم آيتاهلل هاشمیرفسنجانی داشت، صحبت شــد و هم شــرايط اصالحطلبان. درباره موقعيت، جايــگاه و نقش آنها در انقالب و نظام و نيز درباره ســران اصالحطلب هم صحبت شد. جلسه بسيار خوبی بود و من گزارش کامل اين ديدار را به سران اصالحطلب دادم.

شما حامل پيغامی بوديد يا رأسا اقدام کرديد؟ من قبلش با دوستان اصالحطلب صحبت کرده بودم.

نکاتی را گفتند که شما منتقل کنيد؟ جمعبندیهايــی بود. در واقع شــرايطی بــود که من در مالقات مطــرح کردم. من معتقدم اصالحطلبــان يک جريان قدرتمند و پرنفــوذ در چارچوب نظام جمهوری اســالمی و عالقهمند به نظام هســتند. آنها ســابقه مديريتی در نظام دارند و در اين مجموعه جانباز، خانواده شــهيد و انقالبی وجود دارد. در آنها هم طيف وسيعی از افراد عــادی اصالحطلب با جهتگيریهای معتدالنه وجود دارند و ممکن اســت برخي نيز تا حدودی گرايشهای تندتر هم داشــته باشند. اين مجموعه ممکن است نتوانند با رهبری در رأس نظام ارتباط و تعامل داشــته باشــند. نظرات مقام معظم رهبری، نظرات بســيار روشــنی راجع به افراد و جريان اصالحطلب بود و اســتقبال خيلی خوبی انجام شد. من به سهم خودم سعی میکنم تا آنجا که امکان دارد، در ايجاد و برقراری اين کانال ارتباطی تالش کنم.

اميدوار بوديد بتوانيد اين خأل را پر کنيد؟ البتــه خأل وجود آيتاهلل هاشــمي رفســنجاني بســيار بــزرگ و ســنگين و فقدان ايشــان ضايعهاي جبرانناپذير اســت، درعينحال اينکه هميشــه جريان اصالحات امکان ارتباط داشــته باشــند، از تأکيدات مقام معظم رهبری بود. هيچوقت ارتباط قطع نشــده و اگر هــم اين اتفــاق رخ داده، از طرف جريان اصالحات بوده اســت، درحالحاضر هم همين ارتباط وجود دارد. ايشــان گفتند که وقتي شــخصيتهايی از اصالحطلبــان گفتهاند ما میخواهيم رئيسجمهور شــويم و من پذيرفتم، به اين معناست که اصالحطلبان حضور داشته باشند. ايشان گفتند از نظر من مشکلی برای اصالحطلبان وجود نداشته و االن هم که دوست دارند رابطه مستقيمی با ما داشته باشند، مشکلي نيست. ايشان همچنين از من خواستند که اين نقش را ايفا کنم.

مقام معظم رهبری گفتند؟ بله، من هم در حد بضاعت خودم تمام تالشــم را بــراي تحکيم اين ارتباط خواهم کرد.

پس اين اميد وجود دارد که اين قضيه جدی شــود. آيا صحبتی درباره رفع محدوديتها شد؟ مــن فکر میکنم اصالحطلبان بايد اصولی را بــرای همکاری در داخل نظام رعايت کنند. روی اين اصول هم همه از جمله مقام معظم رهبری و خود اصالحطلبان هم حساسيت دارند. يکی از اين اصول معيارهای امامخمينی(ره) است. ايشان بهعنوان معمار و بنيانگذار نظام جمهوری اســالمی معيارهايی داشــتند که بايد همه آن را در نظــر بگيرند. در بين معيارهای امامخمينــی(ره) چند معيار وجود دارد که ثابت بوده اســت که از جمله؛ مبارزه با اســتکبار و امريکا، مبارزه با اشرافیگری و مبارزه با فســاد بوده اســت. من فکر میکنم اينها معيارهای خوب همکاری اســت. برداشــت من اين است که اينها نهتنهــا مورد قبول اصالحطلبان، بلکــه مورد قبول هر فردی است که میخواهد کار سياسی انجام دهد. ما در روشهای اجرائی اختالف نظر داريم اما در اصل قضيه که دفاع از نظام و رهبري است اختالفی وجود ندارد.

مســائلی وجود دارد که خارج از دســت دولت اســت؛ مثل بحث ريزگردها کــه به نقطه ضعف دولت تبديل شده است. در سال 92 آقای رئيسجمهور برای مطالبات اصالحطلبان شعارهايی دادند اما به نظر میرسد که عملی نشــد، اين امکان هست که در مدت کوتاه باقیمانده از عمر دولت يازدهم، همچنان ســبد رأی مردمی را که به اصالحطلبــی گرايش دارند، برای خود نگه دارد؟ بــه نظر من، آقــای روحانی يــک رئيسجمهور قوی و صاحب فکر اســت. من اين را به دوستان اصالحطلب در جلســات خصوصی گفتهام که ايستادگی آقای روحانی روی خيلی از برنامههای کشور ســبب شد که کارهای بزرگی در کشــور رخ دهد. البته ممکن است در برخی جاها مشــکلی داشته باشند، هيچ وقت همه کارهای موردنظر انجام نمیشود ولی مجموعا نســبت به قبل از 92 در زمينه بحثهايی که در بخش سياســت خارجی، سياســت اقتصادی، انســجام ملی و بازکردن فضای کشور اتفاق افتاده است، خيلی تفاوت وجود دارد و اصال قابل مقايســه نيست. البته مردم کار بزرگی را در انتخابات 92 انجام دادند و آن انتخاب ايشان بود؛ آقای روحانی هم مجموعه اقدامات بزرگی انجام دادند ولی ممکن اســت در جايی هم کمبودهايی وجود داشته باشد. من هر زمان با ايشــان صحبــت و مالقات میکنم، کمترين ترديــدی در وعدههايی که داده اســت ندارند و پايبند هستند و با تمام توان دنبال تحقق آنهاست. حاال ممکن است در برخی جاها کمبودهايی وجود داشته باشد. برخی از مسائل را نمیشود رسانهای کرد و رســانهاینکردن آن به اين معنا نيســت که اصــال نمیخواهد آن موضوع را پيگيری کند. وقتی فردی يکی را بهعنوان رئيسجمهور انتخاب میکند، اين اندازه به او اعتماد دارد که سرنوشت کشور را به دست او داده است. رئيسجمهور هم زمانی که میگويد به فالن موضوع پايبند اســت حتما اينگونه است، حاال حتما با موانعی روبهرو شــده است. ما بايد محدوديتهای رئيسجمهور را هم در نظر بگيريم، آقای روحانی واقعا به همه وعدههای خود پايبند اســت و آنها را دنبال خواهد کرد. فکر میکنم اصالحطلبان هم از مجموعه دولت رضايت نســبی دارند و انتظار هم دارند و ما اميدواريم دغدغههای دوستان اصالحطلب را برطرف کنيم.

شما درباره آقای روحانی واژه «مقتدر مظلوم» را به کار برديد، همچنان به اين نظر معتقديد؟ االن هم معتقدم آقاي دکتر روحانی، رئيسجمهوری اســت که بيشترين فشارها بر او وارد شده است. من در دولت آيتاهلل هاشمیرفسنجانی استاندار بودم، در دولت اصالحات هم هشت ســال به عنوان وزير حضور داشتم. در دولت احمدینژاد هم بــا وجود اينکه نبودم ولی کامال شــرايط کشــور را رصد میکــردم، به نظر من هيچ رئيسجمهوری به اندازه آقای روحانی تحت فشــار قرار نگرفته اســت. من هميشه گفتــهام آقای روحانی و جريان حامی ايشــان قادر اســت با جريان سياســی مقابل خــودش در يک فضای رقابتــی کامال چارچوبدار رقابت کند و هيچ مشــکلی هم ندارد و به هر نقدی پاســخ مناسب داده خواهد شد. فقط جايی کار سخت میشود که کفه برخی از دســتگاههای رسمی کشــور به نفع رقيب سنگين ميشود و در اين شــرايط نمیشود رقابت کرد، به اين معنی که دســتگاههای رسمی کامال در اختيار آنها قرار دارد و خيلی راحت سياهنمايی میکنند. در اين شرايط فشارها سنگين است و رئيسجمهور دارند اين فشارها را تحمل میکنند و لب به اعتراض نمیگشايند.

به انتخابات رياســتجمهوری نزديک میشويم اما فضای کشور اصال نســبت به دورههای ديگر انتخاباتی نيست، اين خوب اســت يا نه؟ و فکر میکنيد دولت در اين زمينه بايد چه کار کند؟ چيزی که تابهحال در ايران رسم بوده اين است که رياستجمهوری دودورهای بوده اســت. البته بیرقيبی هم در اين رابطه نقش دارد. من فکر میکنم ايران در شرايط فعلی ملی، منطقهای و بينالمللی به يک انتخابات پرشــور احتياج دارد و با حضور پرشور مردم میتواند پاسخگوی بخش وسيعی از تهديدهای منطقهای و بينالمللی باشد.

برخی از پروندهها خيلی طول میکشد ولی من مأيوس نيستم چون اين عزم را در مقام معظم رهبری میبينم که اين پرونده حتما بايد شفاف شود. ايشان به خود من، هم در جلسه خصوصی و هم در جلسه رسمی گفتند که شما و ستاد مبارزه با مفاسد اين قضيه را پيگيری کنيد، قوه قضائيه و دولت هم عزمشان جدی است. البته کانالهای پشت صحنه هم جدی هستند، اخيرا آقای هندی نماينده حقوقی وزارت نفت در جلسه ستاد مبارزه با مفاسد گفت با نماينده دادستان که به ديدن بابک زنجانی رفته بوديم، در زندان با من به تندی برخورد کرد و گفت اين ايميلهايی که میزنيد چيست!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.