نبايد بهانه دست ترامپ بدهيم

وزیر امورخارجه در گفتوگو با «شرق»:

Salnameh Shargh - - ديدار -

يک فرصت نيمساعته برای گفتوگو با وزيری که يا در سفر است يا ميزبان مقامات خارجی، مغتنم است و بايد پشتسرهم و سريع سؤال کرد تا مطلبی از قلم نيفتد؛ از برجام و سرنوشت آن در آمريکای دوران ترامپ گرفته تا اوضاعواحوال منطقه. با حوصله و با دقت جواب میدهد؛ با دقتی دوچندان. روی واژهها تأکيد دارد. خودش دليل اين حساسيت و دقت را دنيای عجيب امروز که در آن نمیشود مخاطب را انتخاب کرد، میداند. معتقد است بايد طوری صحبت و واژهها را انتخاب کرد که هيچ گروهی از مخاطبان داخلی و خارجی نرنجند. با همين حساسيت تأکيد داشت که هنوز برای صحبت از ائتالف دنيا در مقابل ترامپ زود است. با همين حساسيت از تمايل ايران برای بهبود روابط با همه کشورهای شورای همکاری خليج فارس گفت و با همين حساسيت ضرورت انسجام داخلی در مباحث حوزه سياست خارجی و امنيت ملی را يادآور شد.

بار قبل با شما در شرايطي گفتوگو کرديم که اصليترين مسئله در سياست خارجي بهثمررسيدن يا نرسيدن برجام بود، اما االن چگونگي استفاده از دستاوردهاي برجام مسئله اصلي است. صحنه کارزار ديپلماسي در زمان مذاکرات به نحوي بود که ايران در يك ســوي ميدان قرار گرفته و ائتالف شش کشور را در مقابل داشت. با هوشمندي ديپلماتيك از شــکاف يا تضاد ميان منافع آنها اســتفاده کرديد و نهايتا به يك توافق مرضيالطرفين رســيديد. اکنون با رويکارآمدن ترامپ به نظر ميرســد اين صحنه دستخوش تغيير شده اســت. اظهارات و مواضع او گاه در خود آمريکا نيز موجب نارضايتي ميشود. به نظر شما ممکن است با استفاده از عملکرد ترامپ ترکيب قبلي را تغيير دهيم. منظورم اين است که ايران و پنج کشور ديگر به شکل نانوشتهاي در مقابل آمريکاي ترامپ قرار گيرد؟ فکــر ميکنم هنوز براي تصور اين شــرايط زود اســت. پيروزي آقاي ترامــپ براي خيلي از کنشــگران و بــه اعتقــاد برخي، براي خــود آقای ترامپ يــك تحــول غيرمنتظره بود. رئيسجمهوري ترامپ يك تحول عمده اســت؛ زيرا او نه ســناتور بــوده، نه فرماندار و نه ســابقه خدمت دولتي داشــته است. در 15 سال گذشته ســه بار حزب عوض کرده است؛ اول جمهوريخواه و بعد مســتقل شــده، حتي چندين ســال دموکرات بوده است؛ يعني يك کنشــگر خارج از قاب و محدوده کنشگري سياســي آمريکا بوده است؛ بنابراين تعامل با او نياز به برنامهريزي دارد و کنشــگران سياســي در داخل و خــارج از آمريکا انجام اين برنامهريزي را ديرهنگام آغاز کردند. حتي خيلي از کنشــگران براي تعامل با خانم کلينتون برنامهريزي قطعي داشــتند. دولت قبلي آمريکا نيز از جمله همين کنشــگران بود، آنها تا روز قبل از انتخابات برنامهريزي ميکردند که چگونه به روند خود ادامه دهند. شــايد ما از معدود کنشگراني بوديم که خيلي به رئيسجمهورشدن خانم کلينتون اطمينان نداشتيم. من از مدتي قبل گفته بودم که تحليلها در وزارت خارجه بر مبناي پيروزي خانم کلينتون نباشد؛ چون هنوز مشخص نيست. البته بعضي همکاران ما کماکان نظر خود را داشتند. اکنون رفتار عقالني که ميشــود از کنشــگران داخــل و خارج آمريکا توقع داشــت، اين اســت که اولويتهاي خود را مشــخص کنند. آنها تالش ميکننــد اولويتهاي خود را از خطر نجات دهند. اين اولويتها بر حســب اينکه از چه کشــوري صحبت ميکنيم، تغيير ميکنــد؛ مثال اروپا، ژاپن، چين، مکزيك يا کانادا را در نظــر بگيريد. آنها اولويتهايي دارند که آقاي ترامپ محکم ايستاده و ميگويد که نقضشان خواهد کرد. براي مکزيك و کانادا پيمــان تجاری نفتا، ديــوار مکزيك و توليد در خارج از آمريکا مهم اســت. براي اروپا ناتو، پيمان تغييــرات آبوهوايي، ارتباطات آتالنتيکي و برجام اهميــت دارد. براي ژاپن پيمان فرااقيانــوس آرام، فروش محصوالت و براي چين بحث چين متحد، تايوان و درياي جنوبي چين و مسائل تجاری مهم است. همه اينها محل نگراني است. روسيه نيز يك مجموعهاي از بيم و اميد دارد. روســيه در حوزه کريمه، اوکراين و در بحث تسليحات هستهاي نگراني و در مبارزه با داعش در سوريه و همکاري در اين مورد اميدهايي دارد. برخي از کشورهاي ديگر، مثل کشــورهاي منطقه و رژيم صهيونيستي اميدهايي دارند. البته آنها بيمهايي نيز بايد داشته باشند. رژيم صهيونيستي اميد دارد ايرانهراسي را در اولويت برنامههاي ترامپ قرار دهد. کشــورهاي شکســتخورده در منطقه که به خاطر محاسبات غلط و اشتباهات خود در منطقه - از انتخاب صدام در گذشته تا انتخاب طالبان و داعش - عقب ماندهاند، اميدوارند با حضور ترامپ اشــتباهات ناشــي از انتخابهاي غلط خود را جبران کنند. آنها کــه بيم دارنــد، تالش ميکنند خــود را از صفحه رادار خارج کننــد؛ يعني تالش ميکنند موضوعــات دارای اولويت برای آنهــا، اولويت آقاي ترامپ نباشــد. آنهايي که بيم و اميد دارند نيز تالش ميکنند حوزههاي مورد عالقه خود را در برنامه آقاي ترامپ قرار دهند. ما (ايران)، هم موضوع بسياري از برنامهريزيهاي ديگران هستيم و هم منافع خود را داريم؛ البته با يك خط مشــي مشخص. ما جز در حوزه هستهاي با آمريکا وارد تعامل نميشويم. اين مسئله جديدي نيست و قبال و حتي در دولت آقاي اوباما نيز همينطور بود. البته دولت آقاي اوباما اين شــانس را داشــت که حضرت آقا فرموده بودند اگر ما در اجراي برجام از آنها حسن نيت ببينيم، ورود به ساير موضوعات را بررسي ميکنيم. آنها با اين روش اجراي برجام، فرصت خود را از بين بردند. روش آنها غيراطمينانســاز بود. ما مجبور بوديم همه امتيازاتي را کــه در متن برجام گرفته بوديم، در عمل و در اجرای برجام با جنگيدن از آنها بگيريم. اين مجموعه داليل شــرايطي را ايجاد کرده که پيشبيني امکان شــکلگيري يك ائتالف واقعي ضد سياســتهاي آقاي ترامپ و به نفع برجام، زودهنگام است. اين ائتالف بــه صورت شــکلي اکنون وجود دارد و هر کشــوري را که نگاه کنيــد، نميخواهد برجام نقض شــود؛ حتي بســياري از کشــورهاي منطقه که به دنبال ايرانهراسي هستند به جز رژيم صهيونيستي. آنها نميخواهند آمريکا برجام را نقض کند و ميخواهند آمريکا را وارد سياســتهايي کنند که در نتيجه آن ما برجام را نقض کنيم. اما اروپا، چين، ژاپن، روسيه و ديگر کشورها دوست دارند که برجام حفظ شود. قضاوت درباره اينکه عالقه آنها به حفظ برجام بر ســاير اولويتها و نگرانيهايشان پيشــي بگيرد و بتواند عاملي براي شکلگيري ائتالف در مقابل آقاي ترامپ باشد، نه خوشبينانه و نه بدبينانه، بلکه زودهنگام است.

اما براي تقويت اين احتمال، چه فرصتهايي داريم؟ دستکم براي اينکه مانع شويم ائتالفي عليه ايران شکل بگيرد.

کل حاکميت در ايران به اين نتيجه رســيده اســت که نبايد بهانهاي به دســت آنها بديم. اين به معناي عقبنشــيني از برنامههاي خودمان نيســت. کار خود را ادامه ميدهيم، اما دنبال تنش و تشــنج نيز نيستيم. هيچوقت به دنبال تنش نبودهايم و اين سياست را ادامه ميدهيم. بايد همکاريهايمان با کشــورهاي ديگر را افزايــش داده و منافع تداوم برجام را براي همه کنشــگران افزايش دهيم؛ يعني منافع اقتصادي همــکاري با ايران، البته در حوزههايي که در چارچوب اقتصاد مقاومتي براي جمهوري اسالمي منفعت داشته باشد، برايشــان افزايش پيدا کند. به عبارتي بايد تا جايي که ميتوانيم حفظ برجام را در اولويت

ديگر کشورها قرار دهيم؛ يعني بايد برجام براي کشوري که نگراني تغييرات آبوهوايي و ... دارد نيز در بين چند اولويت نخســت باشد. اين چطور ايجاد ميشــود؟ بخشي از اين به اهميت خود برجام به عنوان تنها مورد پيروزي ديپلماســي بر تحميل، فشــار و جنگ و دعوا در ســاليان گذشته مربوط اســت. اگرچه اروپاييهــا در برجام منافــع اصولي دارند، اما نياز اســت منافع اقتصادي نيز داشــته باشند. هرچه ما تراکم همکاريهــاي اقتصادي بر پايه منافع دوجانبه با اين کشــورها را افزايش دهيم، امــکان برهمزدن برجام کاهش پيدا ميکند.

از افزايش همکاريها با ديگر کشــورها و اثر آن در حفظ برجــام ميگوييد، اما يك گمانه بدبينانه که بعد از رويکارآمدن ترامپ طرح شد، درباره همکاريهاي ايران و روســيه اســت. برخي ميگويند با توجه به نزديکي پوتين و ترامپ ممکن اســت ايران در قضيه سوريه دور زده شود؛ نظرتان چيست؟

بدون اينکه راجع به افراد صحبت کنيم، اعتقاد دارم شــرايط جهان به گونهاي اســت که نه يك قدرت و نه حتي جمعي از قدرتها، نميتوانند با حذف ديگران به نتيجه برســند. اين ربطي به کسي ندارد و صرفا به شرايط بينالمللي مربوط ميشود. جهان امروز ما يك جهان پســاغربي اســت، اما ما هنوز طبق عادت به جهاني فکر ميکنيم که تحوالت آن يا در غرب (به شــمول روســيه) اتفاق ميافتد يا از سوی غربيها شکل ميگيرد؛ درحاليکه اين دنيا گذشــته اســت؛ به عنوان مثال، آقاي کري و آقــاي الوروف، دو نماينده دو قدرت برتر دنيا تصميم گرفتند در ســوريه آتشبس شــود. شد؟ نشــد. اما همان روسيه در کنار ايران و ترکيه تصميم گرفت تا در ســوريه آتشبس شــود و االن نزديك به دو ماه اســت که کمابيش آتشبس داريم؛ بنابراين امکان حذف کنشــگران مؤثر نيســت. اگرچه ممکن اســت ما روزهاي دشوارتري داشته باشيم. شما در سياست خارجي بايد بر توانمنديهاي خود حســاب کنيد. توانمنديها در حوزههاي مختلف به شــمول ديپلماسي عمومي، به عنوان ابزارهاي نفوذ به حساب ميآيد. ميگويند ايران هفتمين کشور داراي نفوذ دنياست، نميگويند هفتمين کشــور داراي توان اقتصادي يا نظامي. برخي اشــتباه برداشت کرده و تصور ميکنند ايران هفتمين قدرت نظامي دنياســت. اگر بنــا بر قدرت نظامي بود، در اين فهرست اول آمريکا، بعد چين و ژاپن و بعد روسيه قرار نميگرفت؛ زيرا توان نظامي روسيه از چين و ژاپن بيشــتر است. نفوذ حرف ديگري اســت و اگر ميگويند ايران هفتمين قدرت بانفوذ دنياســت، يعني عواملي شــامل قدرت نظامي، قدرت اقتصــادي و ابعاد ديگري از قدرت که اصطالحا به آن قدرت معنايي ميگوييم. اين کشور (ايران) بهراحتي قابل حذف نيست؛ البته هوشمندي، درك شرايط و پيشبرد منافع ملي و بينالمللي ما نيز بايد در همه شــرايط لحاظ شــود؛ زيرا ما نهتنها در دوران گذار نظام بينالملــل که معادالت را پيچيده ميکند، قرار داريم، بلکه در دوران گذار در يکي از کشــورهاي قدرتمند دنيا، يعني آمريکا و دوران گذار در اروپا نيز هستيم. باالخره خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا مهم است و تحوالتي که در انتخابات فرانســه و آلمان شــکل خواهد گرفت تحوالت و آينده اروپا را رقم خواهد زد. تحوالت منطقه ما نيز بســيار مهم است. مجموعه اين شرايط اين ضرورت را چند برابر ميکند که شما يك لحظه از رصدکردن و پيشبينيکردن عقب نمانيد.

فکر ميکنيد ترامپ در آمريکا همان نقشــي را ايفا خواهد کرد که گورباچف در شوروي بازي کرد؟

ايــن يك پيشبيني زودهنگام اســت، اما من فکر ميکنم گورباچــف در واقع عامل تغيير نبود و خودش نيز نشــانه تغيير يك ساختار بود. يك نفر نميتواند يك کشور را زيرورو کند. برخي از دوســتان ما به اشــتباه فکر ميکنند گورباچف، تغيير را به روسيه تحميل کرد، اما به اعتقاد من تغييري ايجاد شــده بود که گورباچف آن را نمايندگي يا حداکثر تســريع کرد. االن در آمريــکا چند رقابت داريم؛ رقابت داخل و خــارج و رقابت در داخل؛ يعني رقابت بين صنايع نو و صنايع کهنه. ترامپ در اين رقابت نماينده صنايع کهنه اســت و بايد ببينيم اين رقابتها واقعا از نظر ســاختاري به شرايط جديدي منتهي ميشود که بگوييم ترامپ نماينده يا تسريعکننده آن است يا خير. من فکر ميکنم هنوز براي اين پيشبيني زود است. ضمن اينکه من متخصص اين حوزه نيســتم تا بدانــم تحوالت اقتصادي در حال وقوع در آمريکا چقدر واقعي است.

از آمريکا فاصله بگيريم، اخيرا به واســطه کنفرانس مونيخ روزهاي پرکاري داشــتيد. در اين کنفرانس بر گســترش همکاريهاي منطقهاي و جلب همکاري کشورهاي منطقه براي افزايش ثبات تأکيد داشــتيد، اما به شــکل غيرمنتظره- البته شايد براي شما غيرمنتظره نبوده باشد- ترکيه و عربستان همسو با اسرائيل عليه ايران موضعگيري کردند.

اصــال غيرمنتظره نبود. به خاطر اينکه ايــران به عنوان يك کنشــگر مؤثر، معقول و منطقي در کنفرانس مونيخ شرکت داشــت؛ بنابراين ما درباره شرايط جهاني و دنياي پساغربي صحبت کرديم. اينها بحثهاي بســيار مهم نظري اســت. يکي از موضوعات اين اجالس پساغرببودن دنياست. اينجا يك تبليغي هم بکنم؛ من و دو نفر از همکاران دانشــگاهی، کتابي بــا عنوان «دوران گــذار روابط بينالملــل در جهان پساغربي» تأليف کردهايم که چاپ شده و آماده توزيع است؛ يعني ما در پنج، شش سالي که اين کتاب در حال تحقيق و نگارش بود، به اســتقبال تفکري رفتيم که کنفرانس امنيتي مونيــخ به عنوان مهمترين کنفرانــس امنيتي دنيا، امروز به آن رســيده و عنوان اجالس 2017 خود را «شرايط پساغرب و پسانظم» قرار داده است. همانطور که گفتم ما در دنياي «پســاغرب» زندگي ميکنيم؛ يعني برخالف دوران گذشــته همه تحوالت در غرب به وسيله غربيها صورت نميگيرد. مــا در کنفرانس مونيخ دراينباره صحبت کرديم و گفتيم در ايــن دنيا و در منطقه ما چه بايد کرد. گفتيم مختصات اين دنيا چيســت و مشــکالت منطقــه و بهويژه خليج فارس را چطور بايد حل کنيم؛ يعني به عنوان يك کنشــگر جدي و مؤثر که نفوذ خود را نيز نشــان داده اســت، براي آينده فکر ميکنيم. کنشــگراني هم هســتند که در گذشته انتخابهاي غلطي داشتهاند. رژيم سعودي و همسايگان ما در ترکيه متأسفانه از اينگونه انتخابهاي غلط زياد داشــتهاند. آنها نســبت به کنشــگر مؤثر (ايران) عکسالعمل نشان ميدهند. طبيعي اســت که وقتي شما کنشگر مؤثر و در حال ترســيم آينده هستيد، کنشگر انفعالي عکسالعمل نشان ميدهد و سنگاندازي ميکند.

شايد درباره عربستان ســعودي قابل انتظار بود، اما ترکيه نيز که بهتازگي با همکاري در چارچوب ائتالف با ايران و روسيه در حوزه سوريه اشتباهات قبلي خود را جبران کرده بود، با آنها همنوا شد.

بايد توجه داشت که در صحنه عمل اتفاقاتي افتاده است. گروههايي که ترکيه به اين معادله (مسئله حل بحران سوريه) آورده از جبههالنصره شکست خوردهاند و خيلي وجود خارجي ندارند. بايد اينها را در يك بازه بلندمدت بررسي کرد. ما کماکان اميدواريم بتوانيم در همکاري با همسايگان ترك خود و روسيه آتشبس سهجانبه را تقويت کرده و ادامه دهيم. دنبال تنش و تشنج با ترکيه نيستيم. دنبال تنش و تشنج با سعودي نيز نيستيم. ما معتقد هستيم آينده منطقه نيازمند همکاري است

در اين مورد هم بايد توجه داشــت که در صحنه عمل اتفاقاتي افتاده است. گروههايي که ترکيه به اين معادله (مسئله حل بحران سوريه) آورده از جبههالنصره شکست خوردهاند و خيلــي وجود خارجي ندارند. بايد اينها را در يك بازه بلندمدت بررســي کرد. ما کماکان اميدواريم بتوانيم در همکاري با همســايگان ترك خود و روســيه آتشبس ســهجانبه را تقويت کرده و ادامه دهيم. دنبال تنش و تشــنج با ترکيه نيســتيم. دنبال تنش و تشــنج با ســعودي نيز نيستيم. ما معتقد هستيم آينده منطقه نيازمند همکاري است، اما شما سؤال کرديــد چرا اين رفتار را کردند، من گفتم چنــدان غيرمنتظره نبود. ضمن اينکه ميخواهند فضاســازي کنند. شاهد بوديم غربيها و اروپاييها که نگرانيهايي دارند، همه بر ضرورت رعايــت برجام تأکيــد و در حوزه نگرانيهاي خــود صحبت کردند، امــا اينها ميخواهند فضاسازي کنند؛ زيرا اميدوار هستند ناکاميهاي گذشته خود را با يك دولت تازهوارد جبران کننــد. قصد توهين به هيچ دولتي را ندارم. هر دولتــي در آمريکا در صد روز اول کار خود تازهوارد است. اين دوره براي آقاي ترامپ ممکن است کمي طوالنيتر شود؛ زيرا هيچکس پيشتر احتمال پيروزي او را نميداد. ما بايد توقع داشــته باشيم همه کنشگران داخلي و خارجي آمريکا و گروههاي فشــار در اين دوران تالش کنند تا بيشــترين اثرگذاري را داشته باشند. آنچه در مونيخ ديديد بخشي از اين تالشهاست. به اين نکته نيز توجه داشته باشيد که نوع شــرکت ما در کنفرانس امنيتي مونيخ، کامال متفاوت بود. بنده در ابتداي روز و در جلسهاي به رياســت رئيس کنفرانس امنيتي مونيخ سخنراني کردم و آن سه سخنران در شرايط ديگري و پس از من صحبت کردند.

به مسائل منطقه بيشتر بپردازيم؛ گفته شد کويت از جانب کشورهاي شوراي همــکاري خليج فارس پيامي براي ايران آورده اســت. بعد هم آقــاي روحاني به عمان و کويت سفر کردند. تا جايي که محرمانه نيست و ميتوانيد از محتواي پيام بگوييد.

کليات اين پيام طرح پيشــنهاد تعامل منطقهاي بود. پيشــنهاد تعامــل منطقهاي را ايران در ســال 65 داده بود. شــايد خيليها به خاطر نداشــته باشــند که آن زمــان آقاي دکتر واليتــي نامهاي به دبير کل وقت ســازمان ملل متحد نوشــتند. اوج جنگ نفتکشها در خليج فارس بود و پيشــنهاد کرديم براي جلوگيري از گســترش جنگ بايد ترتيبات امنيت منطقهاي داده شــود. آن نامه مبناي بند هشــت قطعنامه 598 کــه مبناي آتشبس در جنگ ايران و عراق بود، شــد. قطعنامه 598 ميگويد کشورهاي منطقه بايد براي ترتيبات امنيت منطقهاي همکاري کنند. از همان زمان، ايران بر اين مســئله اصرار داشت. اگر شما مواضع جمهوري اســالمي بعد از حمله صدام به کويت را بررسي کنيد، مشاهده ميکنيد که ميگفتيم اگر بند هشــت قطعنامه 598 اجرا شــده بود امروز شاهد اين واقعه هولناك (حمله صدام به کويت) نبوديم. بعد از آن نيز هميشــه بر اين اصل اصرار داشتهايم. آقاي

روحاني در ســال اول رياســتجمهوري خود و سفري که بــه عمان داشــتند و بنده در مذاکرات و چنــد مقاله که در نشــريات عربي و غربي نوشتم، به امنيت منطقه و ضرورت همکاريهاي منطقهاي پرداختيم. در جلســه اخير مونيخ نيز همينطور. در واقع از ســال 1365 تاکنون همين نظر را داشتهايم و در اين نظر نيز همواره ديدگاه مشخصي را دنبال کردهايم. کشــورهاي جنوبي حاشــيه خليج فارس به دليل برخي فشارهاي داخلي و خارجي خود کمتر آمادگي تعامل داشــتهاند. امير کويت پيامي را در اين خصوص ارسال کرد و ما نيز آمادگي داريم که با تكتك کشورهاي خليج فارس گفتوگو داشته باشــيم و اميدواريم بشــود راهحلي يافت تا کشــورهاي منطقه به جاي برهــمزدن ثبات و آرامش در جهت امنيت منطقه حرکت کنند.

مــا عمال غيــر از عربســتان با هيــچ يك از کشورهاي منطقه مشــکل ويژهاي نداريم. اين پيام از طرف عربستان نيز بوده است؟ عليالقاعده اگر پيامي از ســوي کشورهاي شــوراي همکاري خليج فارس ارائه ميشود، بايد از طرف عربســتان نيز باشــد. نظر کويت اين بود که اين پيام از ســوي همه کشورهاي اين شوراست.

اگر موافق هستيد درباره ديپلماسي عمومي نيز صحبت کنيم، شما بهخوبي از اين بخش ديپلماسي بهره ميگيريد، اما در ارتباط با آمريکا نميتوانيم از اين ابزار استفاده کنيــم؛ مثال وقتي موضوعي مثل فرمان اخير ترامپ در حوزه مهاجران مطرح شــد، ما مثل ديگران البي و توان رايزني نداشتيم. برنامهريزيای داريد که از ديپلماسي عمومي استفاده بهتري داشته باشيم؟ بله، حتما چنين چيزي مثبت و مفيد است، اما باالخره ما بايد در برابر يک حرکت، مالحظات متعددي داشته باشيم. برخي از اين مالحظات به عزت ملي مربوط است. برخي از مالحظات نيز به حوزه داخلي و توقعاتي که در اين بخش با توجه به چندصداييبودن جامعه ما وجود دارد؛ مربوط ميشــود. بعضي از اين عوامل و پارامترها نيز پارامترهاي فضاي افکار عمومي آمريکاست. بعضي وقتها اين عوامل با يکديگر سازگاري ندارند. ممکن است برخي دوست داشته باشند ما بگوييم هر آمريکايياي که ميخواهد به ايران بيايد. ممکن است اين در چند حوزه تأثير مثبت و در چند حوزه ديگر تأثيري بسيار منفي داشته باشد.

بخشي از افکار عمومي نيز خواستار مقابله به مثل بود. بله، بخشي از افکار عمومي، حتي بخشي از افکار عمومي داخل آمريکا، بخشي از ايرانيان داخل آمريکا يا برخي از آمريکاييهاي مخالف ترامپ اين توقع را داشــتند و ميخواستند روشــن شــود که اقدام ترامپ بدون هزينه نيســت. الزاما اين طور نيست که اگر در مقابل حرکت تند طرف مقابل يك حرکت خيلي روشــنفکرانه انجــام دهيد، طرف مقابل خيلي متأثر شود؛ بنابراين خيلي از مخالفان ترامپ از کشورهاي موضوع اين فرمان، توقع داشتند با واکنش خود به ترامپ نشان دهيم اين حرکت هزينه دارد. مجموعه اين پارامترها باعث ميشود شــما اقداماتي کنيد که معموال منتقداني دارد. از همين انتقادها ميتوان فهميد اقدام درســتي انجام شده اســت. وقتي عدهاي ميگويند حرکت شــما زيادي نرم بوده و گروهي ميگويند زيادي تند بوده معلوم ميشود اقدام معتدلي انجام دادهايد. مثل همان کاري که درباره کشــتيگيران آمريکايی کرديم و تأثير خيلي مثبتي هم داشــت. البته جمع بين آن و اقدام اوليه ما تأثير مثبتي داشت. چند جا گفتهام اين روزها مسئله مهم در ديپلماسي عمومي و به طور کلي در روابطعمومي و مخاطبشناســي اين است که شــما ديگر نميتوانيد مخاطب خود را انتخاب کنيد. هر حرف شما و هر اقدام شما همزمان مخاطبان گسترده، متنوع و ناهمگونی دارد؛ يعني شما در مســجد ســخنراني کنيد يا بانك جهاني تفاوتي ندارد. وقتي در بانك جهاني سخنراني ميکنيد، فکر ميکنيد براي چند ســرمايهگذار صحبــت ميکنيد و بايد حرفهايي بزنيد که آنها خوششــان بيايد و در مسجد نيز فضاي ديگري است، اما همان صحبتي که در مسجد ميکنيد، فورا به گوش ســرمايهگذاران نيز ميرســد؛ يعني اگر در مســجد صحبتي کرديد، مبني بر اينکه محيط ســرمايهگذاري ايران امن نيســت و گفتيد کــدام آدم عاقلي در ايران ســرمايهگذاري ميکند، سرمايهگذاران هم ميشــنوند و فکر ميکنند اگر عاقل هستند بايد در تصميم خود تجديد نظر کنند. اکنون مشــکل همه کنشگران عالم سياست اين است که نميتوانند مخاطب حرف و اقدام خود را انتخاب کنند. درحاليکه بايد بدانند هر حرفي که ميزنند هم در کساني اثر دارد که پاي سخنراني نشستهاند و هم کساني که فردا سخنراني را ميشــنوند. حتي زودتر از فردا. وقتي ســفير روسيه در ســازمان ملل فوت کرد، در کمتر از نيمســاعت همه باخبر شــدند. ديگر حتي نيازي به روشــنکردن تلويزيون هم نيست و موبايل را که برميداريد از اخبار مطلع ميشــويد. اين دنياي عجيبي است و خيلي دقت الزم دارد. يك توييت 041حرفي ممکن اســت بيش از 140 دقيقه از شــما وقــت بگيرد؛ زيرا ميخواهيد که هر حرف آن بر همه مخاطبان اثرگذار باشد. وقتي ميخواهيد درباره فرمان ترامپ توييت کنيد يا موضع بگيريد، بايد جهان اســالم را در نظر داشــته باشــيد. فرمان ترامپ توهين به جهان اســالم و همه ايرانيان و حتي مردم و شــهروندان آمريکا که فاميل يا دوســتاني در اين کشورها دارند، بود. به همين خاطر بايد همه ابعاد را در نظر داشــته باشــيد و تالش کنيد هيچيك از مخاطبان، از صحبت شــما نرنجند يا تأثير بدي نگيرند.

گريزي هم به حوزه سياســت داخلي بزنيم؛ از الزامات سياســت خارجي براي حفظ برجام صحبت کرديم، براي بهرهمندشــدن از دســتاوردها و چيدن ميوه برجام در داخل کشور چه اتفاقي بايد بيفتد؟ فکر ميکنم مســئله ما در داخل کشــور، از برجام فراتر است. در حوزه سياست خارجي و امنيت ملي بيش از هر چيز نياز به انســجام داريــم. بهويژه اينکه در حال ورود به يك دوره داغ مبارزات انتخاباتي نيز هســتيم. همه افرادي که در اين حوزه وارد معرکه افکار عمومي ميشوند، بايد همواره به اين واقعيت توجه کنند که مخاطب صحبتهاي آنها، تنهــا رأيدهندگان ايراني نيســتند. تصور نکنند که فقط براي تشــويق و تهييج مخاطب داخلي صحبت ميکنند. حوزه سياســت خارجي و امنيت ملي بايد حوزه انسجام باشد. نميگويــم همه همصدا باشــند. جامعه ما هيچ وقت يك جامعــه تكصدايي نبوده و نخواهد شــد؛ منفعتي نيز در تكصداييبودن، نيست. اما بايد محدوده و خط قرمزهاي امنيــت ملــي در همه صحبتها در نظر گرفته شــود. بعد از آن ميتــوان انتقاد کرد يا پيشنهاد و راهکار ارائه داد.

اين گفتوگو در سالنامه روزنامه «شرق» منتشر خواهد شد، به همين خاطر اجازه ميخواهم چند پرسش ويژه به مناســبت پايان سال 95 مطرح کنيم. سختترين لحظه در سال 95 براي شما کدام لحظه بود؟ ســال 95 سال دشواري بود، به خاطر اينکه بايد برجام را اجرا ميکرديم و همانطور که گفتم اجراي آن از مذاکره سختتر بود؛ چراکه آمريکاييها به تحريمها به چشم سرمايه نگاه ميکردند. اگرچه تعهد هم داشــتند، اما فکر ميکردند با لغو تحريمها قســمتي از ســرمايه خود را از دســت ميدهند. به نظر من آنها در اصل تفکر خود اشتباه ميکردند. بههرحال ما در هر مرحلهاي تالش کرديم و با تحمل فشارها و اعمال فشار بر آنها پيش رفتيم. گذشــته از اينها، ســختترين لحظه ســال 95 وقتي بود که باخبر شديم آيتاهلل هاشمي رحلت کردهاند.

چطور خبر به شما رسيد؟ در جلســه هيئت دولت بوديم. در اين جلسات موبايل و کامپيوتر به همراه نداريم و من معموال چند بار از جلســه خارج ميشــوم تا از تحوالت بينالمللي که لحظهاي است، مطلع باشــم. از جلســه بيرون رفته بودم که خبرها را چك کنم و مطلع شــدم آيتاهلل هاشمي به دليل عارضه قلبي به بيمارستان منتقل شدهاند. به جلسه برگشتم و به آقاي واعظي که دوســت قديمي من است خبر دادم. از جلســه بيرون رفت و وقتي برگشت، گفت که خبر خوبي نيســت و گويا نميتوانند ايشــان را احيا کنند. آقاي روحاني بعد از نماز جلسه را ترك کرده بودند و آقاي جهانگيري که گويا از خبر مطلع شده بودند، حدود ســاعت هفت و ربع جلســه را زودهنگام ختم کردند و گفتند اتفاق بدي در حال افتادن است و دعا کنيد که به خير بگذرد. نگفتند چه شده، اما ما ميدانستيم موضوع چيست. جلسه که تمام شد، گفتم به سمت بيمارستان برويم. تا ساعت هفت و نيم براي سالمتي آقاي هاشمي ســوره حمد ميخوانديم که راديو خبر را داد. بعد دوستان محافظ گفتند بيمارســتان نرويم، چون ايشــان را منتقل ميکنند جماران. من هم رفتم منزل و بعد از تعويض لباس با همسرم که از ارادتمندان آقاي هاشمي است، به جماران رفتيم.

عوضکردن فضا- آن هم بيدرنگ- ســخت است، اما ميخواهم بپرسم بهترين لحظه سال 95 براي شما کدام بود؟ بهترين لحظه سال 95 براي من به يك موضوع خانوادگي مربوط بود.

آرزويتان براي خودتان و کشور در سال 96 چيست؟ اميــدوارم که مردم يكبار ديگر با حضور گســترده خود در انتخابــات، قدرت جمهوري اســالمي را در برابر همه فشــارهاي موجود تقويت کنند و با انتخاب هوشمندانه خود، آينده خوبي را براي کشــور رقم بزنند. از نظر شــخصي نيز اميــدوارم بتوانم در حد توان خدمت کنم و هر وقت هم امکان داشت، به کالس و درسدادن برگردم.

از همين انتقادها ميتوان فهميد اقدام درستي انجام شده است. وقتي عدهاي ميگويند حرکت شما زيادي نرم بوده و گروهي ميگويند زيادي تند بوده معلوم ميشود اقدام معتدلي انجام دادهايد. مثل همان کاري که درباره کشتيگيران آمريکايی کرديم و تأثير خيلي مثبتي هم داشت. البته جمع بين آن و اقدام اوليه ما تأثير مثبتي داشت. چند جا گفتهام اين روزها مسئله مهم در ديپلماسي عمومي و به طور کلي در روابطعمومي و مخاطبشناسي اين است که شما ديگر نميتوانيد مخاطب خود را انتخاب کنيد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.