مرد شماره يک تشنجزدايي

نگاهي به سیاست خارجي جمهوري اسالمي ایران در دوران ریاستجمهوري آقاي هاشميرفسنجاني

Salnameh Shargh - - يادبود - قاسم محبعلي سفير پيشين ايران در مالزي

ترديدي نيست که نقش و عملکرد آقاي هاشميرفسنجاني در جمهوري اســالمي ايران در ميدان سياســت خارجي، تنها به دوران هشتساله رياستجمهوري ايشان محدود نميشــود. آن مرحوم از ابتداي پيروزي انقالب اســالمي و تشکيل جمهوري اســالمي در ايران، همواره در تمامي مراحل تصميمســازي، تنظيم و اجراي سياست خارجي کشــور، نقشــي تعيينکننده و در برخي مــوارد بيبديل داشــتند. وي در موارد متعددي، چــه در دوران جنگ و چه پــس از پايان رياســتجمهوري، نهتنها يــک بازيگر تصميمســاز بود، بلکه در موارد متعددي نيز مســتقيما در امور اجرائي روابط خارجي مداخله مســتقيم داشت. از جملــه اين موارد ميتوان به مســائل سياســي جنگ هشتساله عراق عليه ايران، قضيه مک فارلين، موضوع ياريرســاني به آزادي گروگانهــاي آمريکايي در لبنان و از همــه مهمتر قضيه پذيرش قطعنامــه و پاياندادن به هشــت سال جنگ، مذاکره با پادشــاه و وليعهد عربستان سعودي قبل و پس از دوران رياستجمهوري اشاره کرد. بااينحال اين نوشته قصد دارد عملکرد سياست خارجي دوران ســازندگي يا هشتساله رياســتجمهوري آقاي هاشمي را بررسي کند.

دوران پس از جنگ

رحلت امام خميني(ره) در فاصله کمتر از يک ســال پس از پايان جنگ هشتساله عراق عليه ايران رخ داد. بالطبع عالوه بر مسائل و موضوعات ناشي از جابهجايي قدرت در جمهوري اســالمي ايران و بازتنظيم سياستهاي داخلي و خارجي، مهمترين مســئله دولــت در عرصه داخلي و خارجي، حلوفصل مسائل و قضاياي باقيمانده از جنگ يا متأثــر از آن بود. در عرصه داخلي بازگرداندن شــرايط سياســي، اقتصادي، اجتماعي و امنيتي کشــور به حالت طبيعــي و عــادي در اولويت بــود. در عرصه سياســت خارجي، پيشبرد موضوع سخت و سراسر چالش مذاکرات صلح با عراق تحت نظارت ســازمان ملل و در چارچوب اجراي قطعنامه 598 و عالوهبرآن بازســازي مناســبات بعضا تخريبشــده ايــران با ديگــر کشــورها، از جمله کشورهاي عرب خليج فارس، جهان عرب، اروپاي غربي و نحوه برخورد با معضل مناســبات با آمريکا بود که عالوه بر خصومتهاي ناشــي از تحوالت پس از انقالب، قضيه اشــغال ســفارت آمريکا و حــوادث دوران جنگ، حمله موشــکي ناو جنگي آمريکايي به هواپيماي مســافري در آســتانه پايان جنگ بهشــدت روابط ايران و آمريکا را تيره کرده بود. همين امر خواســته يا ناخواســته بر مناسبات جمهوري اسالمي با جهان خارج سايه افکنده بود. مشکالت باقيمانده از گذشته، تنها منحصر به موضوعات باقيمانــده يا مرتبط با جنگ در عرصه سياســت خارجي نبود، بلکه قصه سلمان رشدي و فتواي مهدورالدمبودن نويسنده هنديتبار تبعه انگليس و واکنش يکپارچه بازار مشــترک وقت و اتحاديه اروپاي فعلــي در قبال اين فتوا، مسئله ديگري بود که بر روابط خارجي جمهوري اسالمي سايه افکنده بوده و مناســبات با کشورهاي اروپايي کامال تحت تأثير اين موضوع قرار گرفته بود. در منطقه نيز ايشان با معضل رابطه با عربستان سعودي در پرتو واقعه کشــتار حجاج ايراني در مکه و حلوفصل مســئله حــج ايرانيــان، ســردي و رکود جــدي روابط با کشــورهاي همســايه عرب و غيرغرب دســتوپنجه نرم ميکرد.

دوران سازندگي در داخل و تشنجزدايي در خارج

همانطوري که اشــاره شــد، علياالصول بايد مهمترين مســئله دولت رفســنجاني در ابتــداي کار، پرداختن به مســائل باقيمانده از دوران انقالب و هشــت سال جنگ، بازســازي خرابيهاي ناشي از جنگ و نوســازي اقتصاد بهشــدت آســيبديده کشــور میبــود که د ر 10 ســال اول جمهــوري اســالمي با وقــوع بحرانهــاي پيدرپي هيچکــدام از دولتهــاي قبلي فرصت رســيدگي جدي به آنها را نداشتند؛ بنابراين اســتراتژي يا به عبارتي گراند اســتراتژي برگزيده دولت ايشــان «ســازندگي اقتصادي کشــور» بــود که بعــدا به هميــن عنوان، يعنــي دولت ســازندگي اشــتهار يافته و آوازه يا برند دولت وي دولت سازندگي و شخص وي سردار سازندگي تلقي شد. اما بازســازي اقتصادي کشــور، خصوصا با منابع محدود داخلــي و اقتصــاد متکي به صدور نفــت و صنايع نفتي بهشــدت آســيبديده آن، نميتوانســت نتيجــه درخور توجهي در بر داشــته باشــد. نوســازي کشــور پس از 10 سال جنگ و آشــفتگي، به سرمايه، تکنولوژي و مشارکت فراملــي نيازمند بود. دسترســي بــه منابــع و امکانات خارجي ممکن نميشــد، مگر اينکه در عرصه سياســت خارجــي، وي و دولتش موفق بــه حلوفصل معضالت و چالشهاي برشــمرده در فوق ميشدند؛ ازاينرو آقاي هاشمي سرلوحه و دســتور کار سياست خارجي خويش را «تشــنجزدايي» اعالم کرد. البته ناگفته نماند کمابيش اين گرايش پيشتر هم در رفتار و عملکرد وي به چشــم ميخورد و سياســتورزان و محافل ديپلماتيک خارجي، وي را به عنوان يک سياستمدار عملگرا يا پراگماتيست ارزيابــي کــرده و ايشــان را صرفا يک روحاني مســلمان انقالبــي، هماننــد ديگر رهبــران اوليه انقالب اســالمي محســوب نميکردنــد. طبيعي بــود در آن شــرايط، اين خط مشي، يک خط مشــي چالشبرانگيز در داخل نظام و هواداران انقالب تلقي شــده و مورد انتقاد بســياري از جريانــات اعم از چپگرا يا راســتگراي درون نظام بود. موضــوع صدور انقالب اســالمي، حمايت از جنبشهاي اسالمي و آزاديبخش و جريانات معارض حکومتهاي منطقه، ضدغربي و خصوصا ضدآمريکايي و ضداسرائيلي ميتوانست با سياســت و رويکرد تشنجزدايي در تناقض قرار گيرد. امــا موقعيت و نقــش تعيينکننده وي در آن مقطع خاص تاريخي، بهگونهاي بود که شــايد تنها فردي که ميتوانســت به اتخــاذ اين رويکرد بپردازد، شــخص هاشميرفسنجاني بود. اين رويکرد بهســرعت و در سطح نسبتا بااليي با استقبال جامعــه جهانــي بهويــژه کشــورهاي اروپايــي و ديگر کشــورهاي صنعتي مواجه شــد. البته عالوه بر اشــتياق دَول مزبور براي حلوفصل مشکالت با جمهوري اسالمي ايران و حضور مجدد در بازار ايران و مشارکت در بازسازي و نوســازي اقتصادي و صنعتي کشورمان، تقويت رويکرد جديد جمهوري اســالمي و خصوصا بازگشــت امنيت و ثبــات به منطقه بحرانــي خاورميانه، ميتــوان تحوالت و حــوادث سرنوشتســاز ديگــري را نيز در پيشــبرد اين سياســت تأثيرگذار دانست. فرصتهايي که معموال کمتر در برهههاي زماني کوتاهمدت تاريخي تکرار ميشود: - تغييــر جهت رژيم صدامحســين از دشــمني صرف با جمهوري اسالمي ايران به سياســت ادعاي ارضي عليه کويت و عربســتان و نهايتا تجاوز به کويت و اشــغال آن. حاصــل اين تغيير جهــت، تخريب مناســبات آن رژيم با جهان عرب و وقــوع بهاصطالح جنگ دوم خليج فارس بين ائتالف تحت رهبري آمريکا و خروج جمهوري اسالمي ايران از تهديد شماره يک در سياست خاورميانهاي آمريکا و دَول عــرب خليج فارس در نتيجه اعــاده روابط عادي بين ايران و کشورهاي عربي، پذيرش مجدد و نسبتا صريح معاهده 1975 الجزاير از ســوی شخص صدامحسين در نامهنگاريهاي مســتقيم با آقاي هاشميرفسنجاني بود که اين امر را ميتوان در زمره مهمترين دستاوردهاي وي در عرصه سياست خارجي دانست. ايران. خروج قواي نظامي شــوروي ســابق از افغانســتان و رفعشدن يکي از مهمترين تهديدات امنيت ملي - فروپاشــي شــوروي ســابق و بلوک شــرق و استقالل جمهوريهــاي قفقاز و آســياي ميانه، عــالوه بر بهبود وضعيت امنيــت ملي ايران، موجبــات ارتقای موقعيت ژئوپليتيــک و اعتبــار منطقهاي و بينالمللي ايران شــد. همچنيــن بــا توجه بــه محاط در خشــکي بــودن اين جمهوريهــا براي تحکيم اســتقالل خويش و نياز آنها و قدرتهاي غربي و جهاني براي يافتن مسيرهاي جايگزين و دور از کنترل و دسترسي مجدد روسيه، موضوع گسترش مناســبات با ايران از ســوي آنان و خصوصا دَول اروپايي در دســتور کار قــرار گرفــت. همه اين موارد باعث شــد معضالت فيمابين ايران و اتحاديه مشــترک اروپا و حتي آمريکا موقتا تحتالشعاع اين تحوالت شگرف قرار گرفته، تجارت خارجي جمهوري اســالمي مجددا رونق گرفته و موانع ســرمايهگذاري و حضور شرکاي سابق اقتصادي و صنعتي ايران تا حد درخور توجهي برطرف شود.

ارزيابيها نشــان ميدهد اين دوره اگرچــه کوتاه بود، اما ميتوان آن دوره چندســاله را ماهعسل مناسبات ايران و غرب، همچنين جمهوري اســالمي و جهان عرب دانست که درعينحــال کمک زيادي به اســتراتژي بازســازي و رويکرد ســازندگي اقتصادي آقاي هاشــمي کرد. وامها، ســرمايهگذاريها و مشارکت در طرحهاي عمراني دولت هاشمي عموما در اين سالها و دوره اول رياستجمهوري آقاي هاشميرفسنجاني و سالهاي اوليه دوره دوم و در حد فاصل 1368 تا 1373 انجام شد.

سالهاي آخر رياستجمهوري آقاي هاشمي و بازگشت بحرانها در سياست خارجي

اشــاره شــد که عالوه بــر اســتقبال جهانــي از رويکرد تشــنجزدايي، سلســلهاي از تحوالت به توفيق و پيشبرد سياست تشــنجزدايي دولت هاشمي فقيد ياري رساندند. اما در ســالهاي پاياني دولت ايشــان مجددا يکســري تحــوالت در عرصههــاي داخلــي و خارجي زمينهســاز بازگشــت کدورت و بحران در روابــط خارجي جمهوري اســالمي ايران شد و پيشبرد اســتراتژي تشنجزدايي را در عمل با دشواري و موانع جدي مواجه کرد. به طور خيلي مجمل و بعضا سربســته ميتوان به پارهاي از اين موارد اشاره کرد. اروپا. نبــود پيشــرفت در حلوفصل قضيه سلمانرشــدي و مذاکرات انتقادي فيمابين ايران و اتحاديه - وقوع حوادث مشــکوک و ابهامبرانگيزي مانند انفجار مقر يهوديان در آرژانتين و ديگر کشــورها و نشــانهرفتن انگشت اتهامات به سوي جمهوري اسالمي ايران از سوي محافل و البيهاي صهيونيستي. فرانسه. ترور شاپور بختيار در پاريس در آستانه سفر رسمي آقاي هاشمي به - حادثه ترور رهبران جداييطلب حزب منحله دموکرات ايران در رستوران ميکونوس در شهر برلين آلمان (حادثه ميکونــوس منجر به توقف مناســبات ديپلماتيک ايران و اتحاديــه اروپا و فراخواندن متقابل ســفراي کشــورهاي اروپايي و جمهوري اســالمي ايران شد. اين امر در حالي بــود که با وجود مخالفت آمريکا، دولت آلمان با حمايت اتحاديــه اروپا و ژاپن بدهيها و وامهاي حالشــده ايران را اســتمهال کرده و از فروپاشــي اقتصادي خارجي ايران و ارجــاع ايران به کميســيون کشــور بدهــکار در پاريس ممانعت کرده بود. همچنين انتظار ميرفت ســفر آقاي هاشــمي به فرانســه زمينهساز شــروع عصر جديدي در مناســبات جمهوري اسالمي ايران و کشــورهاي اروپايي شود. اما اين حوادث بار ديگر روابط دو طرف را به محاق برد). - آخرين حادثهاي که ضربهاي بســيار جدي به سياست تشــنجزدايي آقاي هاشــمي زد، واقعه تروريستي انفجار مقر نظاميان آمريکايي در شهر ُخبر عربستان سعودي در شرق اين کشور بود. اين حادثه باعث واکنش شديد دولت دموکــرات کلينتون در آمريکا شــد. در نتيجــه آن آمريکا سياســت مهار همزمان ايران و عراق را در پيش گرفت و زمينه آن را فراهم کرد که طرح پيشــنهادي آقاي داماتو، ســناتور تندرو جمهوريخواه براي تحريم تجاري ايران و ليبي، بهويژه در عرصه سرمايهگذاري در بخش انرژي اين دو کشــور در کنگره آمريکا تصويب شد تا مانعي جدي بر ســر راه روابط خارجي جمهوري اسالمي ايران، از جمله توسعه بخش انرژي ايران قرار دهد. ناگفتــه نماند آنچــه باعث شــد خطر تهاجــم نظامي آمريــکا عليه ايــران رفع شــده و مناســبات ديپلماتيک ايران و کشــورها مجددا احيا شــود، واقعــه دوم خرداد 1376 و پيروزي شــگفتانگيز آقاي خاتمي در انتخابات رياستجمهوري آن ســال و احياي سياست تشنجزاديي و اعتمادسازي بود. - يکســري حوادث بعضا بيارتباط با جمهوري اسالمي مثل پيروزي اسالمگرايان تندرو در الجزاير و متعاقبا وقوع کودتاي نظامي در آن کشــور، برکناري دولت اسالمگراي اربکان در ترکيه از ســوی ارتش، ناکامــي دولت ائتالفي مجاهدين در افغانســتان و سلطه طالبان بر افغانستان و حمايت پاکســتان و کشورهاي عرب خليج فارس از آنها، اوجگيري منازعات شــيعي- سني در پاکستان، همگي در ناکامي برخي تالشهاي تنشزدايي از سياســت خارجي ما تأثيرگذار بود.

ارزيابي سريع ديدگاههاي آقاي هاشميرفسنجاني در سياست خارجي

پيشتر اشــاره شــد که محافل و کارشناسان خارجي در اين نکته اتفاق نظر داشــتند که رويکرد آقاي هاشمي در مناسبات با ديگر دولتها نگرش و رويکردي عملگرايانه يا به عبارتي مبتني بر کسب منافع متقابل و دستاوردهاي حداکثــر ممکــن، خصوصــا اقتصادي بــراي جمهوري اســالمي ايران استوار بوده و ايشــان کمتر در مذاکرات و گفتوگوهايشان با دولتمردان خارجي از ديالوگ انقالبي و تهاجمــي ســود ميبردنــد. اين گفتمــان خصوصا در مناسبات ايران با برخي کشورهاي اروپايي مؤثر واقع شده و آنان نيز در تالش بودند پاسخ مثبت و سازندهاي به اين رويکرد آقاي هاشميرفسنجاني بدهند. اين رفتــار و رويکــرد، بهويژه در مناســبات با عربســتان سعودي در چند مورد بســيار کارساز بود و شايد از همين رو، بسياري ايشــان را معمار تجديد رابطه دوستانه ايران و عربستان ســعودي پس از وقايع حج و حادثه مشکوک و تروريســتي «ُخبر» ميدانند. اعتماد و برداشــت مثبت رهبــران وقت عربســتان، از جمله امير عبــداهلل، وليعهد وقت عربستان و پادشاه سابق عربستان نسبت به ايشان، از جملــه عوامل مديريت کنترل آثار واقعه خبر از جانب آن کشور و همراهينکردن با آمريکا در متهمکردن جمهوري اسالمي در اين حادثه بود. در واقع دو امر تأثيرگذار نقش و رابطه دوســتانه ايشــان با دولتمردان وقت سعودي و رويکارآمــدن اصالحات و احياي رويکرد تشــنجزدايي و اعتمادسازي در سياست خارجي جمهوري اسالمي ايران، آن حادثــه خطرناک را تبديل بــه محملي براي همکاري سياســي و امنيتي ايران و عربســتان سعودي کرد و باعث شــد شــخص امير عبداهلل که به دليل پيري مفرط پادشاه وقت، عمال همهکاره پادشاهي عربستان سعودي بود، در اجالس ســران کنفرانس اســالمي در تهران حضور يافته و متعاقبــا ضمن همکاري با جمهوري اســالمي ايران در سازمان اوپک، روند نزولي قيمت نفت را به روند افزايش قيمت تبديل کرده و اين امــکان را براي دولت جمهوري اســالمي ايران فراهم بياورد که بتوانــد از عهده پرداخت بدهيها و قسطهاي استمهالشده خود برآيد. البته آقاي هاشــمي بار ديگر در دولتهاي نهم و دهم و حتــي يازدهم تــالش کرد تــا ظرفيــت و تواناييهاي خويش را براي احياي روابط بهشــدت تخريبشده ايران و عربســتان سعودي به کار گيرد که موانع داخلي، وي را از اين امر کامال حياتي در عرصه سياســت خارجي کشور بازداشــت. همچنين ايشان تالش وافري کردند که برنامه هســتهاي ايران به يک معضل و مناقشــهاي تهديدآميز تبديل نشــود که نهايتا ديدگاههاي ايشان در دولت آقاي روحاني تا حد درخور توجهي محقق شد. در يک جمله ميتوان گفت آقاي هاشمي اگرچه همانند ديگــر دولتمردان و سياســتورزان جمهوري اســالمي ايران، مراحــل و تغييرات مختلفي در عرصههاي نظري و عملي طي کرده، اما حداقل از زمان برگزيدهشــدن به عنوان رياستجمهوري تا بعد در ميدان سياست خارجي به سياست تشنجزدايي، تعامل سازنده با جهان خارج و گفتوگو براي حلوفصل اختالفات قائل بود. اين اجماع را در بيــن ديپلماتهــاي وطني و خارجي که با ايشــان مالقات يا در دولت داراي پستهاي ديپلماتيک داخلي و خارجي بودهاند، ميتوان يافت که ايشان همواره از بهبود مناسبات ايران با دول خارجي استقبال کرده و در تمامي ديدارها بر گسترش رابطه اقتصادي و سياسي با دولتها و دوريجســتن از رفتارهاي خارج از عرف و تحريکآميز در ارتباط بــا ديگر دولتها و ملتها تأکيد داشــتند. از جمله آرزوهاي برآوردهنشــده وي، حلوفصل معضالت فيمابيــن ايران و آمريکا بود که اگرچــه در مقاطعي بر پايه رويکرد تشــنجزدايي موفق به کاهش مخاصمات و جلوگيري از وقوع درگيري نظامي بين طرفين شد، اما در نهايت نتوانست شاهد تشــنجزدايي کامل از مناسبات دو کشــور و رفع تهديدات ناشي از مخاصمات آمريکا عليه امنيت و منافع ملي ايران باشد. فقدان آقاي هاشــمي بهمثابه يک سياستمدار تأثيرگــذار کــه در مواقع بحراني تأثير نقشــش شــناخته ميشــد، در شــرايطي کــه يــک رئيسجمهوري با کابينــه تندرو و نظاميگرا در آمريکا قدرت را در دســت گرفته احتماال در آينــده نزديــک بيشازپيــش ملموس خواهد شد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.