اقتصاد نیازمند گروه امداد و نجات

برادرانشرکا، اطهاری و عسلی از چشمانداز ایران 96 میگویند

Salnameh Shargh - - اقتصاد -

شرق: اقتصاد ایران نخستین سال پسابرجام را در سال 95 چشید. سالی که با چاشنی رکود و بیکاری ...و همراه بود و به تعبیر حمیدرضا برادرانشرکا، رئیس پیشین سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، «روزمره»گی را تجربه میکرد. او معتقد است، شیوهای که در مسیر توسعه ایران طی میشود به سبب رفتارهای سلیقهای دولتها، «حرکت در مدار صفردرجه» را برای کشور به همراه میآورد. آنچه بر این اقتصاد رفته تنها کمی بهبود ظاهری و رشدهای ناپایدار است که کارشناسان متفقالقول بر آناند که احتمال عدم پایداری آن درحالیکه هنوز اصالحات نهادی صورت نگرفته، بسیار زیاد است. حمیدرضا برادرانشرکا، عضو بازنشسته هیئت علمی دانشگاه عالمه طباطبایی، مهدی عسلی، اقتصاددان و مدیرکل پیشین امور اوپک و مجامع انرژی وزارت نفت و کمال اطهاری، اقتصاددان در میزگردی حضور یافتند تا اقتصاد ایران را در این سال که روزهای پایانی خود را سپری میکند، ارزیابی کنند. آنها البته نگاهی هم به آینده داشتند، به سال 96 که بستری برای تغییر دولت و روزهای پرالتهاب انتخاباتی است، روزهای انتخاباتی که میتواند منجر به رفتارهای گاه کوتاهمدت از جانب دولتها شود، هرچند هر سه کارشناس حاضر در این نشست، معتقدند این دولت عقلرستر از آن است که رفتارهای انتخاباتی را پیشه خود کند. عسلی دراینباره میگوید: «در دولت فعلي تابهحال ندیدهام برای کوتاهمدت کاري انجام دهند و سیاستهایش تابهحال سیاستهای متعادل و سازگار با اهداف توسعه بلندمدت اقتصاد بوده». اطهاری، رفتار دولت را در سال آتی اینگونه تفسیر میکند: «دولت کنوني از عرصه اقتصاد نميخواهد براي بقایش استفاده کند و بلوف اقتصادي بزند». او در بخشی از سخنانش به این نکته هم اشاره میکند که: «هر انتقادي که به دولت روحانی وارد باشد، متأسفانه در مورد جناح مقابلش دوچندان وارد است». ماحصل این میزگرد را در ادامه بخوانید.

دیدگاه شــما دربــاره اقتصاد در ســالی که گذشت، چیست؟ چشــمانداز اقتصاد در سال آتی بهعنوان نخستین سال پس از برجام را چگونه میبینید؟

برادرانشــرکا: برای بررســی اقتصاد در ســالی كه گذشت، بايــد ببينيم چارچوب اقتصاد ايران چگونه اســت. به نظرم بخشي از مســائلي كه به آن مبتال هستيم ناشي از آن است كه هنوز سيســتم اقتصادي منسجم و مطالعهشده براساس چارچوب علمي و دقيق نداريم. سيستم اقتصادمان بهشدت «روزمره» است. از اقتصاد روزمره هم خيلي نميتوان انتظار بهرهوري و شكوفايي داشت. در علم مديريت ميگويند وقتي ميخواهيد فعاليتي را شروع كنيد مستلزم طي مسيري است. اول بايد اهداف مجموعه مشخص شود. وقتي اهداف آرماني مشخص شد، بايد اســتراتژيها را تدوين و برنامهريزي كنيم و بعد از آن، براســاس مطالعه صورتگرفته نيازهاي نيروي انســاني و مالي را تعيين كنيم. بحث نيازهاي مالي را اينجا بودجه ميناميم، اما در ســطح كالن كشــور چطور برخورد ميكنيم؟ بهزعم من هنوز اهداف كالن اقتصاد كشورمان مشخص نيست. يعني اجماعي بين تصميمگيران، مسئوالن و كســانيكه بايد كشور را اداره كنند، در زمينه اهداف كالن اقتصادي مدون، نداريم. مرحله بعد اينكه هنوز در كشــور ما استراتژيها مشخص نشدهاند. استراتژي ارزي، پولي، تجاري كه بايد ما را به اهداف كالن برســاند، حداقل مدون و مصوب نشده است. در نتيجه برنامهريزيای كه در كشور ما صورت ميگيرد، معلوم نيست براي چه اهدافي و بر اساس چه اســتراتژيهايي صورت ميگيرد. بنابراين عجيب نيســت كه برنامهها در كشــور ما اجرائي نميشوند. با اين مقدمه ميخواســتم بگويــم وقتي ميگوييــد اقتصاد ايران را در سالي كه گذشــت ارزيابي كنيم، استاندارد و روشي كه ميخواهيم ارزيابي كنيم بر چه اساســي اســت. اين مشكل فقط در بحث سيســتم اقتصاد نيست. اساسا در جامعهمان در همه موارد اينطور است. اگر اكنون بپرسند شما عملكرد رئيسجمهور را چطور ميبينيد، يكي ميگويد خوب اســت و يكــي ميگويد بد اســت و مبناي اصولــي و منطقي براي قضاوتهايمان وجود ندارد. اگر اهداف كالن و اســتراتژيها موجــود بــود و در داخل برنامه يكســري اهــداف كّمی و معيارهاي برنامهريزي مشخص ميكرديم، شايد ميتوانستيم در مورد اقتصاد قضاوت كنيم اما وقتي چنين مواردي وجود ندارد اساسا چطور ميتوانيم قضاوت كنيم؟ شايد برای همين اســت كه هنوز در مدار صفردرجه هســتيم. اگر از اين بحث بگذريم، سال بعد از برجام، وقتي حدود 10 سال دچار تحريم و تنگنــا بوديم، مراودات بينالملليمان كم بود و با ظرفيتهاي خالي اقتصاد روبهرو بوديم، اينكه بايد رشد اقتصادمان نسبت به سال قبل بيشتر و نرخ تورم كمتر باشد كامال طبيعي است. سال گذشته وقتي ظرفيت توليد بهشدت پايين بود و امكان فعاليت نداشتيد، معلوم است با برداشته شدن فشار، نرخ رشد بايد دورقمي ميشد نه يكرقمي. بعد از جنگ تحميلي عراق عليه ايران دو، سه سال نرخ رشد اقتصادمان دورقمي بود. اما در تعريف اقتصادي ميگوييم وقتي يك كشور از رشد مستمر برخوردار است كه 10 سال رشد بااليي داشته باشد.

برادرانشركا: هنوز اهداف كالن اقتصاد كشورمان مشخص نيست. يعني اجماعي بين تصميمگيران، مسئوالن و كساني كه بايد كشور را اداره كنند، در زمينه اهداف كالن اقتصادي مدون، نداريم. اگر اهداف كالن و استراتژيها موجود بود و در داخل برنامه يكسري اهداف كّمی و معيارهاي برنامهريزي مشخص ميكرديم، شايد ميتوانستيم در مورد اقتصاد قضاوت كنيم اما وقتي چنين مواردي وجود ندارد اساسا چطور ميتوانيم قضاوت كنيم؟ شايد برای همين است كه هنوز در مدار صفردرجه هستيم

شاید بهتر بود میپرسیدم اقتصاد ایران را چطور میبینید؟

اطهاري: دســتگاه نظري حاكم بر اقتصاد ايران را به فرانكشــتاين تشبيه ميكنم. در رمانی با اين نام، او دكتري نابغه بود كه ميخواست حيات را دوباره بسازد. خيليها در ايران وقتي به دولت رسيدند، خواستند حيات نويي را براي اقتصاد ايران تصوير كنند. فرانكشتاين از گورستان و جاهاي مختلف تكههاي بدن افراد مختلف را جمعآوري كرده، دستگاهي ميگذارد و آنها را به هم جوش ميدهد و حيات در آن دميده ميشــود. وقتي اين موجود بلند ميشود چون زشــت بوده، خشمگين میشود و قصد جان ســازندهاش را میكند. اقتصاد ايران هم همين حالــت را دارد. يك عده به نــام اقتصاددان از جناحهاي مختلف جمع شــدهاند و تكههاي سيستم منسوخي از چند جا را گرفتهاند. افراد بدي هم نبودند، خصوصا در دهه اول انقالب و اوايل دهه دوم. بدن فرانكشتاين را خلق كرده، بورژوازي ملي را نفي ميكنند و به طبقه كارگر ميگويند وارد دور نشــو. سرانجام دستگاه درهمي از اقتصاد دولتي و آزاد را به وجود آوردند كه آزادياش براي تجاريها و رانتجوها بود، نه بخش مولد اقتصاد. تراكمفروشي كه شروع شــد در اين بدن حيات دميدند. هنوز هم خيلي از نمايندگان مجلس آن ســودا را دارند و از دوران طاليي رونق مسكن صحبت ميكنند. يك نوع از دنبال كردن فرانكشتاينی، بابك زنجاني اســت. نوع ديگر آن، گسترش سكونتگاههاي غيررسمي و فقر و اعتياد است كه سازندهاش را دنبال ميكند و سازنده ميترسد. در مقابل بخش مولد هم زمينگير و كارگر بيكار شده است. همه اينها ناشــي از اين است كه غروري بر حاكميت برای خلق اقتصادی مندرآوردی وجود داشته است. اين سيستم درهم نه در جهت مولدكردن اقتصاد گام برداشته، نه نهادسازی در جهت ازبينبردن فقر و نه توانسته عدالت را رعايت كند، چون ابعاد گسترده اسكان غيررسمي را شــاهد هستيم و نه تنزل رشد نيروهاي مولد را توانسته كنترل كند. هنوز هم عبرت نگرفته. دولت آقاي روحاني مجبور بود گذشته را سامان دهد اما در برنامه ششم چيزي نميبينيم كه بتواند كاري كند. آقاي روحاني اعتدال را بين جناحهاي حاكميت برقرار كرده. در نظريه بازيها وقتي برد- برد مطرح ميشــود، چون از لحاظ رياضي معنايي ندارد، مجبورند بازنده مجازی بگذارند كه به آن ميز يا متن ميگويند تا از لحاظ رياضي قابل حل شود. در بازي ما بين اين دو جناح، هر بردی برای آنها تبديل به باخت ملت شــده است چون اعتدال بين طبقات جامعه نيســت. اين جنگ اشباح دو جناح است كه در عمل بر سر توزيع رانت به ضرر متنی كه روي آن قرار دارند (جامعه ايران) با هم مصالحه ميكنند و اين جامعه روزبهروز پايينتر ميرود. ما دچار اين مشكل اساسي هستيم. موضوع اين است كه وضعيت اقتصاد به اين شيوه، اصالح نمیشود. در برنامه ششم، استراتژيای نداريم كه بخش پيشران اقتصاد را تعريف كنند. اينكه بخش مسكن لوكوموتيو اقتصاد است، اشتباهی است كه بايد دور ريخته شود. از طرف ديگر، نهادسازی الزم برای برنامه را نميتوانند اجرا كنند چون سيستم ندارند و به همين دليل آن را به احكام تبديل ميكنند. احكام كه برنامه نيســت. احكام را ميشود در سخنرانی هم گفت. علم اقتصاد تخصيص منابع اســت، نه صدور احكام. اســتراتژي اين اســت كه برنامه دست ياريدهنده بازار باشــد يا برعكس. تكليف را بايد روشن كرد. اين اقتصاد درهم، پيوند و حتي گفتمان حداقلي را هم با جامعه ندارد. اين مجموعه است كه بدن فرانكشتاينی را ساخته كه

نه دستگاه اقتصادي را درست دارد و نه شفافيت را. ميگويند بايد همه چيز را به بازار بسپريم چون بازار بهتر از همه عمل ميكند. هر سال به يك نفر جايزه نوبل اقتصاد ميدهند كه دست نامرئي بازار را بهتر آشكار ميكند، نه اينكه از دست نامرئی بازار تعريف میكند.

شما به رشــدی اشاره کردید که بعد از یك دوره فشــار تحریم رخ داده است. دولت ميگوید این امر دستاورد من است. آیا درست است؟

برادرانشــرکا: اينكه دولت ميگويد دستاورد من اســت به اين خاطر است كه برجام تالش دولت آقاي روحاني بوده. از اين بابت كه ايشــان توانســته شــرايط تحريم را بردارد ميتوان گفت دســتاوردش اســت اما اينكه به عنوان دستاوردي تلقي شود كه نشانه بهبود وضعيت اقتصاد كشور اســت محل ســؤال خواهد بود. وقتي صحبت از اقتصاد ميكنيم توقع داريم اقتصادي مولد باشــد. در اين اقتصاد مولد كه براساس اســتفاده حداكثري از منابع توليد در كشــور است- اعم از سرمايههاي فيزيكي، انساني، سرزميني،...- همه امكانات و منابع را بايد بــا بهترين وجه ممكن به كار گرفت تا تبديل به اقتصاد مولد شــده و اقتصاد مولد، اشــتغال مولد به وجود بياورد. ســرمايهگذاري بايد مولد باشــد و اشــتغال مولد به وجود بياورد. بايد به توزيع درآمدها توجه و اصول برنامهريزي را رعايت كنيم. اهداف اقتصادي بايد مشــخص باشند. توقع داشتيم در برنامه ششــم به اين موارد پرداخته شود. اگر من ميخواستم برنامه ششــم را بنويســم پارادايمي برايش در نظر ميگرفتم. اگر بررسي كنيم در كشور ما مهمترين مشــكلي كه با سرنوشت بسياري از انسانها سروكار دارد، مسئله بيكاري است. بايد پارادايم برنامه ششــم را اشتغال ميگذاشتيم و تمام برنامه حول اشتغال نوشته ميشد چون وظيفه حكومت اســت تا زندگياي را كه از كرامت انساني برخوردار باشد براي شهروندانش فراهم كند. در جامعهاي كه بيكاري زياد ميشود، انواع فسادها و جنايتها صورت ميگيرد. سرمنشأ بسياري از نابسامانيهاي اقتصادي، سياســي، اجتماعي و فرهنگي بیكاری است. اما آيا اين برنامه توانســته به اين مشكل اساســي توجه كند يا نه؟ بحث ديگر، بحث نظام تدبير كشور اســت. اينكه دور هم بنشــينيم و هدفگذاري كنيم ما را به جايي نميرساند. نظام تدبير بايد بگويد مثال شوراي اقتصاد باالترين شوراي اجرائي است كه تدوين اهداف را برعهده دارد و بعد تمام مجموعه نظام پشت سر آن شورا بايستد و اهداف را عوض نكند. از اين سيستم سليقهاي كه هر رئيسجمهور يا هر مســئول منويات خودش را ارائه و تمام امكانات جامعه را در اين راه صرف كند و نفر بعد آنها را عوض كند، چيزی جز حركت در مدار صفر بيرون نمیآيد.

نظر شما در مورد اقتصاد پسابرجامی چیست؟

عســلي: نكتهاي كه بعد از برجام خيلي واضح اســت اين است كه كشــور ميتواند نفت را صــادر كند يا راحتتر تجارت خارجي انجام دهد و كمي ريســك ســرمايهگذاري در كشــور پايين آمده؛ اما اين واقعيت كه هنوز نرخ ســرمايهگذاري در كشور مثبت نشده نشان ميدهد آنقدر اين ريســك هنوز باالست كه بخش خصوصي و سرمايهگذاران خارجي حاضر نيستند سرمايهگذاريشــان را در ايران افزايش دهنــد. بنابراين اگر بخواهيم تأثير برجام را افزايش دهيم، بايد سعي كنيم به انحاي مختلف ريســک را كاهش دهيم؛ مثال سالهاســت مخالفت شــده كه ايران وارد ســازمان تجارت جهاني شــود، در حالي كه در مذاكــرات برجام بحث اين بود كه كشــورهاي مخالف بــا ورود ايران به ســازمان تجارت جهانــی موافقت كنند. ايــن موضوع از آن جهت مهم اســت كــه عضويت در اين سازمانها درجهاي از ريســك سرمايهگذاري را در ايران كم ميكند، تجارت را بهبود بخشــيده و ممكــن اســت قاچاق را كاهــش دهد. بنابرايــن كاری كه دولت بايد انجام دهد آن اســت كه هزينههاي سرمايهگذاري را كــم كند. در برخــی از بخشها ما همچنان با شكســت بازار و در كنار آن با شكســت سياستگذاریهای دولــت مواجهيم. جايــي ممكن است دولت مقررات خوبي داشته و سياســت اقتصاد كالنش خوب باشــد اما به دليل وجــود انحصار، بــازار قادر نيســت منابــع را بهينه تخصيص دهد (يعنی شكست بازار وجود دارد) و دولــت آنجا مجبور به قيمتگذاری میشود. مشكل ما اين اســت كه عــالوه بر اينكه در بســياری از بخشهــا به داليل مختلف، شكســت بازار وجود دارد شكســت دولت هم هســت؛ يعنی رانتخواريها مانع اصالح ميشــود و دولت هم قادر نيست به دليل وجود رقابتهاي سياسي، نهادها را ايجاد كند. بنابراين پيشنهاد من اين است كه يک برنامه اصالح ساختار و افزايش كارايی دولت تنظيم كنيم. يعني تم اصلي برنامه ما بايد توانمندكردن دولت باشد چون قرار است دولت بازارها را اصالح كند كه اقتصاد راه بيفتد.

اشــاره کردید صادرات نفت افزایش پیدا کرده. پیشبیني ميشود سال آینده صادرات گاز بیشــتر شود (البته نه تا پایان ســال) و با بحران رشد اقتصادي مواجه ميشویم، چون ظرفیتها پر شده. نظر شما در این رابطه چیست؟

عسلي: درآمدهای صادراتی گاز به هيچ وجه با نفت قابل مقايسه نيست، چون افزايش قابل توجه صادرات گاز واقعا مشــكل است و در حال حاضر به قطعيت در مورد روش استفاده از خط لوله يا الانجی نميتوان سخن گفت. دوم اينكه قيمت گاز و حجمي كه صادر ميشود با نفت قابل مقايسه نيست. طبق آخرين رقمي كه در يک گزارش مركز پژوهشهاي مجلس آمده بود، درآمد صادرات گاز در سالهاي آينده ممكن است در حد چهار ميليارد دالر باشد كه هنوز با نفت خيلي فاصله دارد.

دکتر نیلي پیشبیني کردهاند رشد اقتصادي از اواسط سال 96 به بعد با بحران جدي مواجه ميشود و حتي با رشد منفي یا صفر در سال 97 مواجه خواهیم شد. یعني بحران رشد اقتصادي را تا دو سال آینده خواهیم داشت. نظر شما چیست؟

برادرانشرکا: نظــر من ممكن است موافق با دوستان نباشد. معتقدم شرايطي در كشور ما به وجود خواهد آمد كه اگر بتوانيم از آن به خوبي بهره بگيريم، در سال 97 وضعيت اقتصادي مطلوبي خواهيم داشــت. البته ممكن است آمدن آقاي ترامپ كمي اين روند را به هم بزند يا بهتر كند. نميخواهم بگويم بايد منتظر شــويم كه ديگران بــراي ما كاري انجام دهند. اما شــرايطي در دنيا به وجود ميآيد كه همه كشــورها ازجمله ما از آن متأثر ميشويم و عاملي برونزاســت. ايران در منطقه خاورميانه ميتواند به شرايط مطلوبتري برسد. اما اكنون بايد به نظام تدبير به صورت جدي پرداخته شــود. ترســم از اين اســت كه بگويم فساد اداري در كشــور ما به مرحله سرطاني رسيده و دكترها كاري از دستشــان برنميآيد. اميدوارم اينطور نباشــد. به نظــرم دولت بايد تصديهايش را واگذار كند؛ با وجــود اينكه در بدنه دولت براي حفظ اين تصديگريها مقاومت ميشــود، دولتي مقتدر بايد بتواند در مقابل اين امر حياتي بايستد. همه دوستان كموبيش موافق هستند كه دولت نميتواند كارايي الزم را داشته باشد اما متأســفانه بخش خصوصي ما هم قانونمند و نهادمند نيســت. ما نيازمند يك دوره گذار هستيم. شايد 10 سال نياز داريم كه بهتدريج نهادسازي كنيم و بهتدريج اين واگذاريها صورت بگيرد. اگر بخواهيم كمي منطقي صحبت كنيم، در طول برنامه ششم حتما بايد تصديهاي دولت را واگذار كنيم اما به موازات اين واگذاريها بايد نهادســازي هم داشــته باشيم و اجازه ندهيــم يك بخش بتواند هــر كاري ميخواهد انجام دهد. هيچ جاي دنيا يك سيستم اقتصاد آزاد نميبينيد. همه تصور ميكنند اقتصاد آمريكا، يله و رهاست و هر كسي ميتواند هر كاري خواست بكند اما اينطور نيســت و مقررات و محدوديتهايــي وجود دارند. اگر بتوانيم در شــرايط فعلي تعديل به وجود بياوريم، موقعيت منطقــهاي ما در خاورميانه از امتيازهای مثبتي در جهت رشــد و شــكوفايي كشــور ميتواند برخوردار باشد. ما تقريبا در حال از دســت دادن بخش متوسط در جامعهمان هستيم و جامعــه در حال دوقطبيشــدن اســت.

اميدوارم اينطور نشود.

دکتر عســلي معتقدند از رکود خارج شدهایم. نظر شما چیست؟

اطهاري: دكتر عســلي نگفتنــد ما از ركود خارج شــدهايم يــا دوران ثبات به وجود آمده، صحبت ايشــان اين بود كه با اين شــرايط رشــد ســهدرصدي كفايــت نميكنــد. مــا دچــار ركــود تورمي هســتيم. بايد هم هسته ســخت تورم را بشناســيم و هم هسته سخت ركود و بيكاري را. هسته سخت ركود از لحاظ وجه اقتصادي، مسلما رانت است چون اقتصاد را پــايدرگل و بانك را بيمار ميكند؛ بانكي كه به 03درصد بازپرداخت ســود معتاد شده و

هزينه ورشكســتگیاش را هم به گردن مردم انداخته است. اين بانکهای بيمار تخصيص منابع نميدهند بلكه رانت را ميچرخانند. بعضيها ميگويند در ايران نئوليبراليسم است، اما من ميگويم در ايران فئوداليسم مالي حاكم است، چون رانت نفت ميآيد در سيســتم بانكي ميشود رانت تراكم و بعد با بهــره 03درصد وام ميدهد. موضوع ثبات سياســي و شــاخصهايي كه ميگوينــد يك طرف اســت، در داخل يك سيســتم گردش رانتي داريم. شكست بازار هم ناشي از اين سيســتم رانتي است. هم شكســت بازار و هم شكست برنامه اجازه نميدهد بخش مولــد راه بيفتد. برنامه و بازار ميتوانند رانتجويانه باشــند و هر دو دســت به دست هم دادهاند. هسته سخت ركود و تورم هم به رانت وابسته است و ناكارآمديهاي ديگر. مورد ديگري كه در هســته ســخت اشــتغال وجود دارد، عدم آموزش است. آموزش نيروي كار بســيار مهم است كه وارد دور كار شــوند؛ كاري كه چينيها انجام دادند و آمريكاييها به داليل مختلف نه. در چين وقتي حجم بااليي از نيروهاي كار در كارخانههاي دولتي و سيســتمهاي غيربازاري وجود داشــت، وقتي خواســتند تعديل نيروي انســاني كنند، به آنها آموزش دادند كه در مناطق آزاد بتوانند كاالهاي صادراتي را توليد كنند و باعث بيكارشــدن آنها نشــوند. در ايران كارگرها را بازخريد ميكنند و آنها با خريدن ماشــينهای كمكيفيت در سيستم آلودگي ايجاد میكنند. در مثالی ديگر، در بخش مســكن، بازار و نهاد وجود ندارد. بازارش رانتي اســت كه سيســتم بانكي را زمينگير كرده. به اين ترتيب ركود دارد و بخش مولد را هم دربر گرفته. اگر اينها را برنداشــته باشيد، ميتوانيد بگوييد ركود را برداشتيم؟ ميگوييد به هسته سخت تورم دست بزنيم، ايجاد مشــكل میكند. درست اســت چون دولت ساالنه مجبور اســت حداقل 01درصد حقوق را اضافه كند و هسته ســخت تورم روشن است كه 01درصد است، چون مابازاي آن دولت بايد كاالهــا و خدماتش را گران كند. پس خيلي هوش بااليي نياز ندارد كه يك وزير اقتصاد بگويد هسته سخت تورم حدود هشت درصد است. البته به نظر من باالي 01درصد است. بعضيها ميگويند 51درصد است. سطح گفتمان اقتصادی بايد باال بيايد. وزرا و كل كساني كه مديريت ميكننــد و كارشناســان درون حاكميت كه هر روز به خاطر بازي جناحي جوانتر و ترســوتر ميشوند و خالقيت خودشان را حذف ميكنند، نشان ميدهد اين دستگاه نميتواند مديريت شايســته كند. هرچند اين دولت حداقل از ســقوط جلوگيري كرده و جامعه هم توان سقوط بيشتر را ندارد، اما در جهان امروز ثبات هم به معنای سقوط است.

اطهاری: خيلي هوش بااليي نياز ندارد كه يك وزير اقتصاد بگويد هسته سخت تورم حدود هشت درصد است. البته به نظر من باالي 10 درصد است. سطح گفتمان اقتصادی بايد باال بيايد. وزرا و كل كساني كه مديريت ميكنند و كارشناسان درون حاكميت كه هر روز به خاطر بازي جناحي جوانتر و ترسوتر ميشوند و خالقيت خودشان را حذف ميكنند، نشان ميدهد اين دستگاه نميتواند مديريت شايسته كند. هرچند اين دولت حداقل از سقوط جلوگيري كرده و جامعه هم توان سقوط بيشتر را ندارد، اما در جهان امروز ثبات هم به معنای سقوط است

پیشبیني افزایش نرخ تورم تا پایان سال وجود دارد. نظر شما هم همین است؟

عســلي: آقاي دكتر اطهاری از ديد تئوري راديكال اقتصاد بررســي كردند و من بيشــتر از ديد نظريه متعارف اقتصاد كالن يا نظريه اقتصاد نئوكالسيك به موضوع ركود و تورم نگاه میكنم. به نظرم اقتصاد االن از ركود خارج شــده، چون تعريف كالسيك ركود اين است كه دو فصل متوالي رشد منفي باشــد يا توليد كاهش پيدا كند. اگر دو فصل، پشت سر هم توليد ناخالص داخلي رشــد پيدا كرد، حتي رشد هم كم باشــد اقتصاد از ركود خارج میشود. بنابراين رشد اقتصادي كم اســت. تقريبا در تمام دنيا در سالهاي گذشــته رابطه قديمي رشد اقتصادي و اشتغال يا شكسته يا ضعيف شده است. در سالهاي گذشته در آمريكا هم اين رابطه ضعيف و در ايران هم به داليل مختلف كم شده. مثال رشد اقتصادي ممكن است هفت درصد باشد ولي واقعا بيكاري كم نشــده اســت. در مورد تورم، يكي از دســتاوردهاي دولت فعلي رشد بدون تورم اســت. بنابراين به نظر من از ركود خارج شــديم ولي ركــودي كه چون با بخش مسكن كه يكي از بزرگترين بخشهاي اشتغالزايي ماست ارتباط پيدا نكرده، هنوز رابطهاش با اشتغال خيلي كم اســت. بنابراين از ركود خارج شديم اما رشد، بيشتر ناشی از رشد بخش نفت بوده و نرخ رشــد اقتصادی بدون نفت كمتر اســت. در پاســخ به پرسش شما، يكي از دستاوردهاي دولت كنوني اين بوده كه موفق شده تورم را كم كند. چون تقاضای كل ضعيف بوده به كاهش تورم كمك كرده. ركود تورمي زماني اســت كه هم ركود داريم و هم تورم. ما االن تورم داريم، اما از ركود بيرون آمدهايم هرچند رشــد هنوز ضعيف و شكننده است. وقتي اقتصاد ضعيف رشــد ميكند يا ركود تورمي داريم، معموال سياست مناسب برای مواجهه با آن اتخاذ يک راهبرد سهمؤلفهاي است. اول آنكه سياست انقباض پولي باشد كه جلوي تورم گرفته شــود. در مقابل هم انبساط مالي داشته باشــيد تا با افزايش تقاضای كل به خروج از ركود كمک كند. بهويژه آنكه در مواقعي كه ركود هســت ضريب فزاينده مخارج دولت بيش از مواقع عادي اســت. بنابراين توصيه میشــود در مواقع ركود، دولت در زيرساختها بيشتر خرج كند. ســومين مؤلفه اين اســت كه مخارج دولت در جاهايي باشد كه باالترين بازدهي را در ســرمايهگذاري دارند. اين ســه مؤلفه كمك ميكنند زودتر از ركود تورمی خارج شويم، چون اگر انقباض پولي نباشد تورم پايين نميآيد. متقابل انبساط مالي، چون دولت در جاهايي خرج ميكند كه بازدهياش بيشــتر از بخش خصوصي در شــرايط ركود اســت، به خروج از ركود تورمی كمك خواهد كرد. در ايران، درآمد دولت به خاطر تحريمها و سپس سقوط قيمتها و درآمد نفت كم شــده و قادر نيست اين استراتژي ســهوجهی را با تمام قدرت اجرائي كند. از طرف ديگر چون ركــود بوده و بخــش خصوصي ضعيف اســت، نه مخارج بخش خصوصی میتواند به افزايش تقاضای كل كمک كند و نــه دولت ميتواند مالياتها را افزايش دهد. بنابراين برای افزايش تقاضای كل دو راه داريم، اينكه صادرات زياد شود و اينكه دولت مخارج خودش را از طريق انبساط پولي افزايش دهد كه اين سياســت اخير طبعا به خاطر خطر فشــارهای تورمی رد شــده است. براي افزايش صادرات به دو سياست مختلف برخورد ميكنيم. از زمان رويكارآمدن دولت كنوني نرخ ارز تقريبا ثابت بوده اســت و هر سال تورم روی ريال به مراتب بيشــتر از دالر بوده و بنابراين چون تورم انباشــتهاي داريم، شــايد بهتر باشد بگذاريم نرخ ارز آزادانه افزايش يابد. اگر در كوتاهمدت نتوانيم نرخ ارز را مديريت كنيم ممكن اســت مانند سالهای 1389 و 1390 نرخ ارز جهش پيدا كند. بيشتر موافق هستم كه دولت نرخ ارز را واقعي كند. در ايران متأسفانه افزايش نرخ ارز بهشــدت تورم را تشديد ميكند. يعني به محض باالرفتن نرخ ارز كاالها گران ميشــود. براي جلوگيري از اين امر چارهاي نيســت كه اجازه دهند ســود بانكي هم واقعي شــود. دولت ميگويد سود بانكي باالســت و اين برای سرمايهگذاري خوب نيست اما به نظر من اينطور نيست. در كشورهاي اطراف مثل تركيه گاهي سود بانكي باال بوده اما چون انتظار سود ســرمايهگذاري بيشتر است، مردم سرمايهگذاري كردهاند و اقتصاد رشد كرده. بااينحال، راهبرد مقابله با ركود تورمي كوتاهمدت است. دولت تا چه اندازه ميتواند نرخ ارز را باال ببرد؟ مالياتها را چقدر اصالح كند؟ اصالحات ســاختاري نياز اســت كه سيستم بانكي، بازارهاي مالي و بازار كار شــروع به كار كنند. به نظرم آنچه بهرهوري نيروي كار را در ايران پايين آورده قانون كار است كه اجازه نميدهد بازار كار ايران رقابتي باشد و تا زماني كه قانون كار را اصالح نكنيم، بازار كار ما رقابتي نخواهد شد.

منظورتان از اصالح قانون کار چیست؟

عســلي: در ايران دولت با رأي مردم ســر كار میآيد. بنابراين بهتر اســت مانند همه جوامع دموكراتيک اجازه دهد كارفرما و كارگران با هم مذاكره كنند و دولت فقط نظارت كند كه قانون رعايت شود. در جوامع پيشرفته در كارگاههای بزرگ معموال كارگرها نصف ميشوند. در سال اول 50 درصد كارگران برای دو سال قرارداد ميبندند و 50 درصد ديگر هم سال بعد برای دو ســال و همينطور هر سال 50 درصد كارگران قراردادهايشان را با توجه به بهرهوري و تورم و موارد ديگر اصالح میكنند. اگر در اينجا هم اجازه داده شــود مثل تمام دنيا كارگر با كارفرما مذاكره كند، شايد حاضر شود دستمزدش واقعي شود و از كار بيكار نشود. اما دولت در اينجا همه اينها را مختل كرده. بازار پولی و بانكی ما هم دچار بحران واقعي است. مشخص نيست كــدام بانک ما بتواند طبق قواعد بازل 2 و 3، از استرستســتها موفق بيرون بيايد و بگويند آن بانک ورشكســته نيست. بنابراين نكته اصلی اين اســت كه دولت بتواند اين چهار بازار را اصالح كند و اصالح بازارهای چهارگانه كاال و خدمات، بازار پول، بازار ســرمايه و بازار كار آن اســت كه اين بازارها در جهت رقابتيكردن عمل كنند. در كوتاهمدت برای بيرونرفتن از ركود راهبرد سهمؤلفهاي مبارزه با ركود تورمي را اجرا كند و اجازه دهد نرخ ارز واقعی شود تا جايي كه نشــاندهنده ارزش واقعي ارز در ايران باشد تا صادرات تشويق شود. به اين صورت شايد از ركود تورمي بهطور كامل خارج شــويم. در همه جای دنيا تهيه مسكن بدون وام بلندمدت بانكی برای اكثر خانوارها مشــكل اســت، چون مســكن براي 90 درصد خانوارها بزرگترين سرمايهگذاري عمرشــان است. بعيد است جواني 52ســاله كه وارد بازار كار ميشود بتواند مسكن بخرد. پس اينها بايد وام مســكن بگيرند و در دوره طوالني 52، 03ساله وام را تسويه كنند. اما در اقتصادي كه تورم 40 درصد است كدام بانك قادر است حساب كند 25 سال بعد تورم چطور خواهد بود كه وام بدهد؟ اگر سيستم بانكي بخواهد با اين شرايط وام بدهد، امكان ندارد و بدون وام هم خريد مســكن امكانپذير نيست. اگر بخواهيم پنج، شش ميليون كسري مسكن را حل كنيم بايد در برنامه ششم براي اين امر راهكاري واقعبينانه و بنيادی بينديشيم.

میخواهم نگاهی به فساد هم داشته باشم. عالوه بر اینکه در کشور بستر فساد وجود دارد، گفته میشــود فسادسازی علیه دولت هم در جریان است؛ درواقع تالشها برای نشاندادن اینکه دولت کنونی بیش از دولت قبل درگیر فساد است، درحالیکه همه میدانیم در دولت گذشته چه فجایعی رخ داده. سؤال مشخص من این است که در زمینه فساد دولت توانسته به خوبی عمل کند یا نه، بستر فســاد آنقدر عمیق است که این دولت حتي توانایي کنترل آن را هم ندارد؟

برادرانشرکا: بــه قول مرحوم دكتر عظيمي به برنامهريزي هســتهاي نياز داريم. البته اين مسئله صرفا به بحث فساد ختم نمیشــود. برای مشــكالت ما راهحل وجود دارد، اما متأســفانه ظاهرا ما قائل به ارائه راهحل در كشور نيستيم. روزمرگــي اقتصاد ما را بــه هر نوع فكر و تدبير واداشــته است. تصور ميكنم شب كه ميشود مديرانمان خوشحال ميشــوند و ميگويند «چو فردا شود فكر فردا كنيم». براي هر مشــكل بايد برنامهاي اجرائي در چارچوب برنامه كالن تدوين كرد. بحث فساد هم همينطور. يك برنامه منسجم نياز داريم كه ببينيم چطور ميشــود اين فساد را پيشگيري كرد. بررسي كنيم كه چه عواملي منجر به ايجاد و گستردگي اين فساد شده است. مبارزه با فساد به دليل گستردگي بسيار سخت است. اما اينكه اين فســاد را رها كنيم كه روزبهروز سختتر شود، قابل پذيرش نيست. يك روز بايد بگوييم بس اســت. بايد تأكيد كنيم مادامي كه جلوي اين فســاد گرفته نشده، شايد بتوان گفت توسعه كشور امري محال است. عســلي: در سالهای دهه 1370 كه سازمانبرنامه بودم در اوايل دولت اصالحات، من را به همراه چند نفر از دوســتان در دستگاههاي مختلف، براي بررسی فساد مالي به كشورهاي اندونزي، مالزي، تايلند، ســنگاپور و هنگكنگ فرستادند. در هنگكنگ و سنگاپور دو تجربه خــوب ديديم. رئيس پليس هنگكنگ گفت 30 ســال قبل پليس اينجا يكي از فاســدترين پليسهــای دنيا بود. ميگفت مواردي بود كه پليس از جنايتها چشمپوشــي ميكرد اما االن بعد از 30 سال ادعا ميكنيم پليس ما يكي از بهترين پليسهاي دنياست. پس اينطور نيســت كه فســاد در جاهای ديگر نبوده يا قابل اصالح نباشــد. مقامات پليس هنگكنگ گفتند كه متوجه شديم برای ازبينبردن فساد در سيستم پليس كشور بايد چند قدم برداريم كــه ما در مورد پليسمان ايــن كار را كرديم. از جمله اين قدمهــا اصالح گزينش مأموران پليس و تناســب حقــوق و دريافتیهای آنها با كار و كارايی آنها بــود. در مقالهای خواندم زماني كه گورباچف ميخواست اصالحات را در شوروی آغاز كند برای آنكه به مردم نشان دهد سيستمشــان كار نميكند، به تلويزيون آمد و يک پاکكن ســاخت آلمان و يک پاکكن ساخت شــوروی را آورد و گفت پاككن ســاخت آلمان خوب پاك ميكند، پاككن ساخت شوروي پاك نميكند. گفت پس سيستم اقتصادی ما دچار بحران است و بايد اصالح شود. ولي وقتي خواســت اصالح كند، بخشــنامه و قانون و مقررات صادر كردند اما بدنه دولت شــوروي عكسالعمل مناسبی نشان نميداد. نويسنده مقاله (آقای ويتو تنزی، اقتصاددان بزرگ ماليه بخش عمومی) در پاســخ نوشــته بود آقاي گورباچف، چرا فكر ميكرديد بدنه دولت شــوروي بايد به شما پاسخ دهد؟ شــما وانمود ميكرديد به آنها حقوق ميدهيد و آنها وانمود ميكردند براي شما كار ميكنند. آقاي رئيس پليس هنگكنگي ميگفت اصل قضيه روي حكمرانی خوب اســت. اوال ديديم كه حقوق پليسها كافي نيست و انگيزهاي بــراي كار غيرقانوني دارند. حقوق مردم در قبال پليــس و وظايف پليس در قبال مردم را مشخص كرديم. رؤساي پليس را هم از كساني برگزيديم كه تربيتشده بودند. به نظرم سازمانهای بينالمللی مانند سازمانملل كامال آمادگي دارد در ايران بگويد چه قدمهايي براي خروج از فســاد بايد برداشته شود. فقط دولت بايد بخواهد.

براســاس آخرین آمــار از وضعیت بودجه خانوار در ســال 49، وضعیت بودجه خانوار از سال 91 هم شرایط بدتر شده. با توجه به اینکه همواره تورم مهمترین عامل تاثیرگذار روی افزایش دستمزدها محسوب میشود و اکنون هم با تورم تكرقمي مواجه هستیم، افزایش دستمزد کمتري خواهیم داشت که فشار زیادي بر بودجه خانوار خواهد آورد. وضعیت معیشت خانوار در شرایط حاضر باید به چه صورت باشــد؟ وزیر اقتصاد هم اعالم کردند که ميدانیم در این زمینه شرایط خیلي بد است اما نميتوانیم کاری کنیم.

اطهاري: اينجا ســؤال اين اســت كه چرا اولين قرباني بايد كارگران باشند. اين اقتصاد نيازمند اصالح است، اما چرا اول كارگرهايمان را رقابتي كنيم؟ چرا اول سيستم بانكي را رقابتي نميكنيم كه رانت عظيم بخش مولد را پايدرگل كرده؟ مگر هسته سخت ركود، مزد كارگران يــا قانون كار اســت؟ نميگويم تأثيري ندارند اما هســته سخت، رانت است. در برنامه ششم در ورژن اول گفته شده مزدها را به بازار بســپاريد، يعنــي فرمان ميدهد، نه اينكه اختيار بگذارد كه كارگرها در سنديكا شركت كنند و قرارداد اجتماعي ببندند. بايد به مسئوالن گفت تا بخش مالي را از چنگ رانتجويي بيرون نياوريد بخش مولد و مســكن راه نميافتــد، چون با هيچ درآمدي نميتوان مســكني خريد كه وامــش 20 درصد باشــد. وقتي زمين رانتي ميشــود شــما نميتوانيد آن را بخريد. از عهــده رانت برنميآييد. مدام ميگوييم جلوي رانت گرفته شــود اما اين كار انجام نميشود. طرح جامع مسكن در برنامه چهارم تأكيد كرده شرط بازنگري طرح جامع مسكن، جلوگيري از رانت زمين و تراكمفروشــي اســت براي اينكه وام بانكــي اثر كند. اما شــاهديم به جاي اين كار، مزدهاي كارگران را كم ميكنند تا بخــش مولد راه بيفتد. برای اصالح اين روند، جناحهاي سياســي اجازه نميدهنــد. اعتدال هم كافي نيســت. اين سيســتم رانتي است كه اقتصاد را نابود ميكند. دولت بايد جديت بيشتري براي جلوگيري از رانتجويي به كار بگيرد، نه اينكه در اولين كار به جان كارگران بيفتد.

با توجه به اینکه بودجه 69، نخستین بودجه پسابرجامی و آغاز برنامه ششم محسوب میشــود، نگاه دولت را در آینده نشان میدهد. ارزیابی شما از چشمانداز اقتصاد در سال آینده چیست؟

عسلی: مشكل ما اين است كه عالوه بر اينكه در بسياری از بخشها به داليل مختلف، شكست بازار وجود دارد، شكست دولت هم هست؛ يعنی رانتخواريها مانع اصالح ميشود و دولت هم قادر نيست به دليل وجود رقابتهاي سياسي، نهادها را ايجاد كند. بنابراين پيشنهاد من اين است كه يک برنامه اصالح ساختار و افزايش كارايی دولت تنظيم كنيم. يعني تم اصلي برنامه ما بايد توانمندكردن دولت باشد چون قرار است دولت بازارها را اصالح كند كه اقتصاد راه بيفتد

برادرانشــرکا: در كليت بودجه ســال 96 بايد گفت بدنه دولت بهشدت بزرگ شده است. دولــت هم براي خودش وظايفی به وجود آورده يا به او تحميل شــده كه بار مالي بزرگي به همراه دارند. اگر هرچه ســريعتر به فكر چابكشدن و كوچكشدن دولت نيفتيم، درآمد نفت و ماليــات را بايد به اضافه قرضگرفتن، صرف هزينههــاي جاري دولت كنيم. اكنون فعاليتهاي بخش خصوصي را دولت انجام ميدهد و براي من ملموس نيست چرا دولت در فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي حضور دارد. سينما و تئاتر دولتي است. به سازمانهاي فرهنگي پول داده ميشــود تا كارهاي فرهنگي انجام دهند. همه جاي دنيا اين فعاليتها مردمي اســت. اين اقدامات، دولت را از وظايف حاكميتــي دور و وارد فعاليتهاي بخش خصوصي كرده است. به هر صورت ساختار بودجه ساختار قابل قبولي نيست. با اين همه بــار مالی بــر دوش بودجه دولت، نميدانم ايــن بودجه تا به حال چطــور دوام آورده اما بهزودي به بنبســت بزرگي ميرسيم چون اوراق مشاركت كه چاپ ميشود بدهي انباشته براي دولت به وجود ميآورد، زيرا هر سال بايد هم اصل و هم سود اوراق قبلي را پرداخت كنيد كه بحران بدهی را در پی خواهد داشت. اطهاري: دهه 80 آمريكاي التين را تكرار ميكنيم. برادرانشــرکا: اين نگراني وجود دارد كه دولت ما به بالي ونزوئال و يونان دچار شــود. اما فكري براي اين قضيه نميشــود. در ادبيات توســعه ميگوييم هم دولت و هم مردم، بايد توسعهخواه باشند. در كشور ما متأسفانه مجموعه دولت و مردم توسعهخواه نيستند. مطالبه اصلي مردم توسعه نيســت، اگر بود بايد مراحلي از پيشرفت و توسعه را

طي ميكرديم.

مردم توسعه ميخواهند اما ناامید شدهاند.

برادرانشــرکا: به هر حال، بودجه و بزرگي دولت بســيار مسئلهســاز است. به نظرم در برنامه ششم نمايندههاي مجلس بايد مادهاي بگذارند كه دولت تا پايان برنامــه، تمام تصديهايش را واگذار كند و فقط به امور حاكميتي بپردازد. در بحث حاكميت قانون، اجراي قوانين، نهادها، ايجاد نهادها، مقرراتي كه بتواند از انحصار و اجحاف ناشــي از انحصار جلوگيری كند، همه وظايف دولت است و روي زمين مانده، چون تصديها همه امكان و وقت و نيروي دولت را گرفته است. دولت بايد موظف شود تصديهايش را رها كند.

گفته ميشود بودجه امســال به دلیل رشد 01درصديای که داشــته، واقعي اســت. اما همان بودجه سال قبل است با درنظرگرفتن تورم. این پایبندي دولت به همان دستاورد تورم نیست؟

برادرانشــرکا: وقتي بودجه متعادل و منطقي ميشود كه از روي يك برنامه نوشــته شده باشــد. هنوز برنامه تصويب نشده اســت. بودجهاي دادهايم كه با برنامه تناسبي ندارد. با اصالحاتي كه مجلس داده، دولت ميگويد اين برنامه، برنامه من نيســت. نميدانم چطور ميگويند منابع ما كفايت ميكند

يا منابع و هزينه درآمدهايمان باالنس اســت. قطعا اين بودجه هم مثل بودجه ســالهاي قبــل، غيرمتعادل خواهد بوده و كســري خواهد داشــت. آنچه بهعنــوان بودجه عمراني نام ميبريم، محقق نخواهد شــد. چون دولت حتی نميتوانــد حقوق را پرداخت كند. 90 درصــد بودجه جاري صرف پرداخــت حقوق كارمندان دولت میشــود. دولت نميتواند حقوق افراد را پرداخت نكند. در نتيجه مسلم است تا پايان سال آينده يا اصال منبعي براي سرمايهگذاريهاي زيربنايي وجود ندارد و اگر هم باشد بخش كوچكي خواهد بود. عســلي: هر بودجــهاي دنبال اهدافي اســت كه قانونا بايد در برنامه لحاظ شــده باشــد. سياستهاي دولت در رفتار تكتك افراد جامعه بالفاصله مشخص ميشود. بودجهاي كه ميبينيم حفظ وضع موجود اســت و اهداف اعالمشده واقعي را دنبال نميكند كه بگوييم امســال قرار اســت با ابزار مالياتي و مخارج دولت اين اهداف را تحقق ببخشــيم. يكي از بارزترين ويژگيها اين است كه بودجهاي كه اقتصاد در ركود را خارج ميكند، بايد ضدركود باشــد. در كشــوري كه ركود وجود دارد بودجه بايد انبساطي باشد اما اينطور نيست، چون درآمدهای دولت به دليل كاهش قيمتهای نفت كاهش يافته است. درواقع بودجه جاري سرانه دولت با قيمتهاي واقعي خيلي كم شده. معتقدم اگر دولت ميخواهد قفل نشود، بايــد بودجه جاري را از لحاظ واقعي به جايي برســاند كه كارمنــدان دولت با حقوقی كه میگيرند بتوانند زندگي كنند تا كار كننــد. براي اين كار بايد كارخانهها به بخش خصوصی واقعي ســريعتر واگذار و از طرف ديگر نظام مالياتها اصالح شــود. در كشور ما ماليات به معناي واقعي گرفته نميشــود و دولت تازگيها به ماليات هفت، هشت درصد (نسبت به توليد ناخالص داخلی) رســيده است. به همين خاطر فشار روي نفت ميافتد و ثروت آينده صرف امور امروز ميشود.

ســال آینده انتخابات برگزار خواهد شــد. با توجه به ایــن قضیه، عملکرد انتخاباتي از سوي دولت مشاهده کردهاید؟

عسلي: اگر دولتي واقعا سعي كند رفاه اجتماعي باال برود تا مردم به او رأي دهند، خيلي هم خوب است. اما گاهي در جوامع توسعهنيافته ممكن است دولتها سياستهايي با هدف افزايش رأي انجام دهند و در بلندمدت مناســب با افزايش رفاه اجتماعي نباشد. در دولت فعلي تابهحال نديدهام در كوتاهمدت كاري انجام دهند و سياستهاي دولت فعلي تابهحال سياستهای متعادل و سازگار با اهداف توسعه بلندمدت اقتصاد بوده. دولت تورم را كنترل كرده و رشــد اقتصادي را به تدريج ايجاد ميكند. خوشبختانه در سياستهاي دولت مورد منفــي نديدهام. اميدوارم اگر دولت ميخواهد كاري براي افزايش رأي انجام دهد، از طريق سياستهاي واقعي توليد و اشتغال باشد.

با نزدیكشدن به انتخابات ممکن است گزینههاي اصولگرا هم کاندیدا شوند. با رویکارآمدن هر کدام از این افراد، جهت اقتصاد تغییر خواهد کرد؟

اطهاري: خوشــبختانه دولت حاضر از عرصه اقتصاد نميخواهد براي بقايش استفاده كند و بلوف اقتصادي بزند. اين نكته مثبت اســت. دولــت كنوني به نظرم دچار عقده نيســت و نميخواهد خودش را بهتر از آنچه هست نشان دهد و عقلرس شده است. هر انتقادي كه به دولت روحانی وارد باشد، متأسفانه در مورد جناح مقابلش دوچندان وارد اســت. بخش مهمــي از رانتجوييها از جناح مقابل اســت. اينكه يك اقتصاد دروننگر و برونزاســت، بخش مهمي ناشي از نگاه گذشته اصولگراها و آنهايی است كه خود را به اصولگرايی منســوب كردهاند. از سوی ديگر، خود دولت نيز داراي تئوري اقتصادي منسجمي نيست. اكنون اقتصاد ايران اقتصادی رانتي است كه به آن «طعنه تاريخ» گفته میشــود. حذف بورژوازی ملی و ظهور بابک زنجاني طعنه تاريخ اســت. در دولتي (به معنای )state كه ناكارآمدياش خيلي روشــن است، جناح اصالحطلب به اين شــعور نزديكتر است كه اقتصاد درونزا و بروننگر داشته باشيم. تأكيد ميكنم مســلم اســت فرمان دولت ديگر جاي چرخاندن تند ندارد. درســت است كه قابليت و ظرفيت و فهم در اين جامعه براي اينكه بســامان شــويم وجــود دارد، اما ارادهاش هــم بايد در دولــت بهوجود آيد. كال در حاكميت هم ايــن اراده بايد به وجود بيايد كه بتوانيم حركت كنيم وگرنه سرنوشت بدي براي جامعه خودمان ميبينم، چون آخرين فرصتها بــراي جامعه باقي مانده براي اينكه بتواند حياتش را ادامه دهد. شــوخي كه نداريم، حتی ابرقدرت شــوروی هم فروپاشيد. درايتهايي كه دولت آقاي روحاني برای دوری از پوپوليسم و تنشزدايی خارجی نشان داده، اين اميد را بهوجود آورده كه بتواند گفتمانهای جدیتر و عينیتری را برای مديريت مشاركتی اقتصادی و اجتماعی (بهخصوص مشــاركت بورژوازی ملی و طبقه متوسط و كارگر)، جايگزين گفتمانهايی انتزاعی مثل اعالم منشور حقوق بشر كند. برادرانشــرکا: با دوستان موافق هســتم كه دولت ميتوانسته كارهاي بهتري انجام بدهد اما عملكردش خوب بوده اســت. به نظر من در شرايط كنونی، بايد شورای اقتصاد متشكل از گروههای مختلف تشــكيل شود. شــوراي اقتصاد بايد به دور از جنجالها و زدوبندهاي سياسي، با نگاهي ملي و حفظ منافع ملي، با نگاه رو به جلو و آيندهنگري مسائل را بررسي كند. يادمان باشــد زود دير ميشود. اين شرايط هميشه نيست. اگر حواسمان را جمع نكنيم ممكن است به مشكالت يونان دچار شويم. بايد هرچه سريعتر گروه امداد و نجات تشكيل دهيم كه ما را از اين بحرانها خارج كنند تا خداي ناكرده پشيمان نشويم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.