ذبح اقتصاد

فرشاد فاطمی هزینه خروج از رکود را مربوط به کل اقتصاد میداند

Salnameh Shargh - - اقتصاد -

شرق: قرار بود از منظر اقتصاد خرد به اقتصاد پسابرجامي بنگرد و چشمانداز اقتصاد ایران را در سال آتي بررسي کند، اما ماحصل این گفتوگو فراتر از اینها رفت و به بررسي شاخصهاي کالن اقتصادي هم رسید. فرشاد فاطمي، مدیر گروه اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و عضو شورای رقابت، در گفتوگو با «شرق» عالوه بر بررسي وضعیت رکودي بنگاههاي اقتصادي، با ابراز نگراني از انباشتهشدن نرخ 25 تا 30 درصدي نرخ نقدینگي پشت سد رکود، نسبت به آغاز فصل رونق در اقتصاد هشدار ميدهد و ميگوید: «اگر این نقدینگي در جامعه تخلیه شود، میتوان انتظار نرخ تورم باال را داشت... خیلي سرانگشتي ميتوان گفت این نرخ تورم حتی میتواند به رکوردهاي 10 سال اخیر نزدیک باشد. بسته به شدت و حدت بازگشت رونق، میزان تورم هم شدید یا کند خواهد بود». فاطمي در بخش دیگري از سخنان خود، نگاهي به عملکرد احتمالي دولت در سال انتخاباتي کرده و ميگوید: «معموال دولتها در دوره دوم ممکن است جسورانهتر عمل کنند. اما من نگران هماهنگي داخلي در دولت هستم. اینکه حداقل در بخشهاي اقتصادي همه کساني که در سیاستگذاري اقتصادي دخیلاند، با هم هماهنگيهاي الزم را دارند یا خیر... . احساس ميکنم بعضي بخشها دچار رخوت و رکود شدید هستند». از سویي او با نگراني به اتفاقات اخیر آمریکا مينگرد و معتقد است باید هوشمندي بیشتري در فضاي بینالمللي به خرج داد: «با مدیریت متفاوتی که در کاخ سفید جدید است و ممکن است فرصتهاي جدیدي در دنیا ایجاد کند، باید حواسمان باشد از این فرصتها بیشترین بهره را ببریم و بهخوبي از تهدیدهایي که برایمان وجود دارد، حذر کنیم. باید دقت کنیم این تهدید و فرصتها ممکن است با تهدید و فرصتهاي دولت قبلي آمریکا متفاوت باشد. بنابراین ممکن است با همان منطق قبلي که با آمریکا در دو سال اخیر برخورد ميکردیم، نتوانیم ادامه دهیم».

امســال نخستین ســال پس از برجام بود. مهمترین اتفاقی که در حوزه اقتصاد خرد رخ داد، چه بود؟

بعد از برداشتهشــدن تحريمها، هنوز اتفاق خاصي در بنگاهها در سطح كشور نيفتاده اســت. يكی از داليل آن، همزمانی برجام با ركود شــديدي اســت كه بر اقتصاد ايران حكمفرماســت. عالوه بر آنكه وضعيت سيستم بانكی ما هم مساعد نيست و بنگاهها برای تحرک نيازمند تأمين مالی هســتند و توانايی بانکها در ارائه تســهيالت محدود اســت. عالوه بر آن واقعيت اين است كه به نظر ميآيد هنوز دسترسي ايران به منابع ارزياش آســان نيست و هرچند بسياری از مشــكالت رفع شده است ولی هنوز از اين لحاظ مشــكالتی وجود دارد. در كنار همه اينها نبايــد فراموش كنيم اقتصاد در ركود شديدی گرفتار اســت كه به معناي كاهش تقاضاست. در حقيقت وضعيت عمومي بنگاههــاي اقتصادی به نحــوی نبوده كه در همــه بخشها وضعشــان تغيير كند؛ اينطور نبوده اما نوسانات در تكتك بازارها رخ داده است. در واقع نوسانات معمول اقتصادی، برخی بنگاهها را با رونق بيشــتر و بعضيها را با ركود بيشــتر مواجه كرده اســت. مثال افزايش قيمت نفت و محصوالت پتروشــيمي وضعيت بنگاههايي را كه در اين زمينه كار ميكردند، كمي بهبود داده اســت. در عين حال آمار ايجاد اشــتغال خالص هم اميدواركننده اســت كه نشــان ميدهد اولين گامها را براي خروج از ركود برميداريم، اما هنوز آنچنان اثرش عميق نبوده كه در كل اقتصاد قابل مشاهده باشد.

بانكها در تسهیالتدهي دچار مشکل هستند. عملکرد دولت را در این زمینه چطور دیدید؟

بانكهاي ما شــديدا دچار مشكل هستند كه ريشــه اصلی اين مشكالت در چند نكته خالصه میشــود. به نظرم اولين ريشه اين مشــكالت، نبود نظارت مناسب بر سيستم بانكي در دهه گذشــته است. دولت به هر حال اقدامات خوبي انجام داده اما به نظر من اقداماتش كند، با اثربخشــي محدود و متأسفانه در بعضي مواقع با مالحظهكاري بيش از اندازه بوده اســت. البته شايد بتوان به دولتمردان تا حدي حق داد چون بازار پول، بازار حساســي اســت و نگراني دارند كه اگر اقدامات دولت، بازار پول را بيش از اندازه به هم بزند، چه اتفاقاتي خواهد افتاد، اما به نظرم ميشــد اقداماتي انجام داد كه مشكالت نظام بانكي را با سرعت بيشتري حل كند.

چه راهکاري؟

اگر بحران بانكها را ريشــهيابي كنيم، به نظر ميآيد بعضــي از بانكهاي ما بيش از اندازه ريســك پذيرفتهاند. به همين خاطر تأكيد روي شاخصهايي كه مشخصكننده ريســك هر بانك است، خيلي مهم اســت. جداكردن بانكهاي خوب از بانكهاي بد بايد جديتر انجام شــود و بايد قبــول كنيم اصالح نظام بانكــي هزينه خيلي بزرگي براي اقتصاد دارد و حاكميت بايد آماده پرداختن اين هزينه باشــد. در واقع كل اقتصاد بايــد اين هزينــه را بپردازد كه از ركود خارج شــويم و زمان پرداخــت اين هزينه بايد مطمئن باشيم سيستم به نحوی اصالح ميشود كه احتمال رخداد مجدد اين مشكل به حداقل ميرسد. اما شاهد چنين اتفاقی نيستيم. به هر حال در ركود هستيم و دولت ممكن است منابع الزم را نداشته باشد اما اگر قبول كنيم جلوگيری از يك بحران بانكي يكي از تصميمات عاجل دولت اســت، به نظر ميآيد اينجا جايي است كه دولت بايد

هزينه كند و ابزارهايش را توسعه دهد. ابزارهايي كه بتواند براي خودش بدهي ايجاد و مسئله بنگاهها را تا حدي حل كند.

رشــد 81درصدي مالیات را در الیحه بودجه 96 داریم. با توجه به اینکه در بنگاههاي کوچك و متوسط با رکود مواجه هستیم، این میزان مالیات منطقی است؟ دولتيهــا ادعا دارند كه نميخواهيم نرخ را بــاال ببريم بلكه ميخواهيم پايه مالياتي را بزرگ كنيم.

اما پایه گسترش پیدا نکرده، بلکه حجم افزایش پیدا کرده است. اگر دولت موفق شــود بخشی از كســبوكارها را كه ماليات نميدهند، شناسايی كند، اتفاقا فضا براي كســاني كه از قبل ماليات ميپرداختند، رقابتيتر ميشــود؛ يعني اين اقدام لزوما اقدام بدي نيســت و ممكن است به رونق و ركود هم خيلي مرتبط نباشد. نگراني من اين اســت كه عدم شفافيت ما در فضاي كسبوكار، مأموران مالياتي را به ســمتي ببرد كه بدون توجه به اينكه كســبوكارها چطور كار كردهاند، فقط به دنبال افزايش درآمد مالياتي باشــند. سيســتم اخذ ماليات زماني در بزرگكردن پايه مالياتی توفيق خواهد داشــت كه شفافيت را در ســازوكارهاي نظارت و اخذ ماليات افزايش دهد.

االن چنین شرایطي فراهم است؟ خير، فراهم نيست. سالهاست كســبوكارهاي خرد اگر يك پايانه فروش مورد قبول داشــته باشند، همان ميتواند مأخذ اخذ مالياتشــان قرار گيرد. اين كار چندان سختي نيســت. خيلی از كشورهای دنيا سالهاســت اين كار را انجام ميدهند. متعجبم چرا در ســطح خردهفروشي نميتوانيم پايانه فروش قابل اعتماد بگذاريم. حتي ميتوانيم مشــوقهاي الزم را هم بدهيم كه كســبوكارها خود به اين ســمت بروند كه پايانه فــروش اتوماتيــك بياورند و به ايجاد شــفافيت در اين بخش كمــك كنند. اگر بدون شفافيت الزم فقط تالش كنيم رقم كل ماليات تعيينشده در قانون بودجه را بستانيم، ممكن اســت فشــار مضاعفي را به بنگاهها بياورد. اينكه برنامه دولت براي افزايش 81درصدي ماليات چيست، دقيق نميدانم. در اليحه هم به صراحت مشخص نيست از كجا قرار اســت اين افزايش رخ دهد. ديگر اينكه به نظر ميآيد فرايندهاي مالياتي ما هنوز به اندازه كافي براي قرن بيستويكم چابك نيست. هنوز كسبوكارهاي بزرگ از ســازوكار تسويه ماليات ارزشافزوده شاكي هســتند، درحاليكه اين اصال مسئلهاي بغرنج در دنيا نيســت. به ســرعت بايد بتوان حساب كرد هر كســبوكار تا چه اندازه مشمول برگشت ماليات بر ارزشافزوده است و به سرعت هم پرداخت شود.

سخن شما معطوف به آینده است. تا به حال تمرکز دولت روي مالیات و بهویژه اصناف شاکي را چطور ارزیابي ميکنید؟ تا زماني كه فرايند مالياتســتانی شــفاف نباشــد، من نميتوانم درباره صدق ادعاي دولت يا مالياتدهندهها داوري كنم چون اطالعات شفاف نيست؛ بنابراين هر گروهي ميتواند ادعاي خودش را داشــته باشــد. بــه نظرم آنچه درباره ماليــات الزم بود به سمتش برويم، شفافكردن بيشــتر فرايند مالياتگيري است. اكنون با ابزارهاي جديد فناورانه اين كار ديگر دشوار نيســت. اگر ابزارهاي جديد تكنولوژي با مشوقهاي الزم همراه شود، اين اتفاق ميافتد. اين سيستم آنقدر پيچيده و درهمتنيده است كه انسان نميداند بوروكراسي داخل دستگاهي كه ماليات اخذ ميكند، چقدر موافق و مخالف با اين شفافيت است.

دقیقا بحث این اســت که سیســتم بوروکراتیك ایران کال با شــفافیت مشکل دارد. یک علت آن، نفوذي اســت که خصولتیها در دستگاههاي دولتي دارند چون آنها باید مالیات بیشتري پرداخت کنند. اگــر نتــوان در ســطح سياســتگذاران و تكنوكراتهاي ردهبــاال اين اجماع را به وجــود آورد كه در اين زمينه الزم است شفافيت وجود داشته باشــد، آنگاه از دولتمدارِي مدرن خيلي دور میشــويم. اگر اتفاق نظــر وجود دارد و نميتوانيم پيادهاش كنيم، بايد به سياســتهايي بپردازيم كــه براي پيادهســازي فكر ميكنيم و نهايتــا اينكه به نظر ميآيد به شفافيت بيشتر در همه زمينهها نياز داريم و بايد مطمئن شويم اين شفافيت در سطحي كه الزم است، اتفاق ميافتد. تا وقتي اين اتفاق نيفتد، همين داستان است.

یکــي از بزرگتریــن معضــالت اصناف کوچك و متوســط، قاچاق کاالست. ســال 95 بنگاهها با طرحهای ضربتی مبارزه با قاچاقی مواجه شــدند که بهشدت نســبت به آن شاکی بودند. این عملکرد دولت منطقي است؟ به نظرم مســئله قاچاق نيازمند يك بازنگري در سياســتهاي تجاري ماست. به اين معني كه تا چه ســطحي روي كاالهــاي مختلف تعرفه نياز داريم تا قاچاق نشــود؟ دو نوع قاچــاق داريم. گاهی ما بــرای مقابله با قاچاق و دامپينگ كشــورهای ديگر، تعرفههای خود را افزايش میدهيم، اين تعرفه برای كاالهای همه كشــورها استفاده میشود، درحالیكه در ســطح جهان، تعرفههاي هوشمند استفاده میشود. در واقع فرضا روی كاالی كشــوری (مثال چين) كه دامپينگ میكند، تعرفه اعمال میشــود و نه برای همه كاالها. اين عالوه بر آن اســت كــه تعرفهها در ايران به بهانه حمايت از صنايع داخلی بسيار باالست. اما بايد اين را در نظر گرفت كه تعرفهگذاري روي بعضي كاالها واقعا مؤثر نيســت. قاچــاق برخی كاالها در نواحی مرزی هزينه بســيار پايينی دارد. پيرامون بخشي از اقتصاد كه نميتوان ديوار كشيد. به نظرم اگر سياست تجارت كمی بازتر را دنبال ميكرديم، هم مســئله قاچاقمان تا حدودي حل ميشــد و هم به رقابتپذيــري اقتصادمان كمك ميكرديم. اگر بخواهيم در افق زمانی مشــخصی در آينده، عضو WTO شــويم، بايد كمكم ياد بگيريم موانع تعرفهاي و تجاري را از مقابل همســايگانمان برداريم. از طرفی به نظر ميآيد بخشــي از مسئله قاچاق برميگردد به سيســتم تجاري ما. وقتی كاالها در ابعاد بســيار بزرگ مانند لوازم خانگی به كشور قاچاق میشــوند، خيلي بعيد اســت يك سيســتم تأمين نظاممند آن را به كشور وارد نكرده باشــد. راه برخورد با قاچاق سازماندهيشــده احتمــاال در خيابان امينحضور تهران نيســت. بــه احتمال قوي در اين نوع قاچاق، پولشــويي هم هســت و مبادي ورودي غيرقانوني هم دارد. به نظر ميآيد اگر قانون درســت پولشويي داشته باشيم، ممكن است خودبهخود بخشي از قاچاق هم حل شود.

چه گروههایي در قاچاقهاي سازمانیافته بیشتر حضور دارند؟ اطالع ندارم اما ميتوان حدس زد بايد گروههايي باشند كه قدرت جابهجاكردن پول در ابعاد بزرگ و واردكردن كاال در ابعاد درخورتوجه را به كشور داشته باشند. اين اتفاقات مستلزم سطحي از فســاد در مبادي ورودي كشور است. ميتوان حدس زد بدون اين مشخصات نميتوان انتظار قاچاق گسترده را داشت.

قطعا خاطرتان هســت که دولت از ابتداي رویکارآمدن تأکید داشــت کسبوکار را آسان میکند و قواعد زائد را برخواهد داشت، اما اکنون بسیاری معتقدند کاري در این زمینه انجام نشــده. به نظرتان عملکرد دولت تا چه حد مؤثر یا ناکارا بوده است؟ بعضي اقدامات مؤثر بوده و بعضي مؤثر نبوده اســت. بهبود بطيئي را در ســه، چهار ســال گذشــته ميبينيم. آمارهايي كه شــاخصهاي بينالمللي و مركز پژوهشهاي مجلس درباره محيط كسبوكار ارائه ميدهند، بهبودهايي را نشان ميدهد.

اما برخی کارشناسان معتقدند شاخصهای بینالمللی اصالح شدهاند و به همین دلیل کاهش را نشان میدهد و لزوما نشاندهنده بهبود اوضاع نیست. اگر اواخر دهه 80 و 90 را ببينيد، يكي از اين شــاخصها عدم ثبات قيمتها به خاطر تورم باالســت. اين شاخص در سالهاي اخير شــديدا بهبود يافته است. يكي از موارد بهبود فضاي كسبوكار اين اســت كه آينده پيشبينيپذير باشد؛ يعني سياست پولي درست؛ كه بعضيها ممكن است ادعا كنند همزمان با دوره ركود بوده كه اين سياست مؤثر بوده اســت. به هر حال سياست پولي درست در جهت كاهش تورم توانسته در بخش ثبات قيمتها وضعيت را بهتر كند. پس نميتوان گفت با آمارسازي اين اتفاق رخ داده اســت. اما اين اتفاقات به اندازهاي نبوده كه انتظار داشتهايم. قدمهاي اوليه برداشته شــده اما نه در همه بخشها. مثال در زمينه اصالح يكسري مقررات خيلي كند هستيم. توسعه فضاي رقابتي متأسفانه انجام نشد. حتي بعضي اوقات با برخی خصوصيســازیها فضاي رقابتي بدتر هم شــده. تأمين مالي براي بنگاهها در اين ســالها همواره بدتر شده اســت. آن هم برميگردد به مشــكلي كه در نظــام بانكي وجود دارد، امــا برايند به ســمت بهبود اســت. نكتهاي كه وجود دارد اين است كه بايد دقت شــود برداشتن موانع كســبوكار ممكن اســت به ضرر بعضــي از كســبوكارهايي باشــد كه داراي قدرت بــازار انحصاري هســتند و آنها در مقابل سياســتها مقاومت ميكنند. نبايد پيشفرض بگيريم كه همه آحــاد جامعه در كوتاهمدت از سياســتهاي خوب منفعت ميبرند. بههرحال هر سياســتي بازنده و برندههايــي دارد و آنهايي كه بازنده هســتند، در مقابل اعمــال اين سياســتها مقاومت ميكنند و به نســبت اينكه در اقتصاد چقدر قدرتمند باشــند، ممكن اســت

وقتی كاالها در ابعاد بسيار بزرگ مانند لوازم خانگی به كشور قاچاق میشوند، خيلي بعيد است يك سيستم تأمين نظاممند آن را به كشور وارد نكرده باشد. راه برخورد با قاچاق سازماندهيشده احتماال در خيابان امينحضور تهران نيست. به احتمال قوي در اين نوع قاچاق، پولشويي هم هست و مبادي ورودي غيرقانوني هم دارد. ميتوان حدس زد بايد گروههايي باشند كه قدرت جابهجاكردن پول در ابعاد بزرگ و واردكردن كاال در ابعاد درخورتوجه را به كشور داشته باشند. اين اتفاقات مستلزم سطحي از فساد در مبادي ورودي كشور است

مقاومتشان هم شديدتر باشــد. نميشود انتظار داشت اگر دولت (حاكميت) بخواهد كاري كند، همه همراهي خواهند كرد.

اشــاره کردید به اینکه در بعضي بنگاهها بهبود حاصل شده اســت. آیا دستهبندي خاصي وجود دارد که بررسي کنیم این رشــد در کدام بخشها بیشتر بوده است؟ حتما وجود دارد اما برای كار با دادههاي رســمي سال 95 هنوز زود اســت. بعيد ميدانــم وضعيت عمومي خيلــي مثبت بوده باشــد، بــه جز بخش نفــت، گاز و پتروشــيمي. احتماال در اكثر بخشهاي صنعت ممكن است اتفاق خاصي رخ نداده باشد.

افزایش نرخ ارز کــه در یکی، دو ماه پیش آن را تجربه کردیم و در نهایت کنترل شد، نمیتواند روي بنگاههاي کوچك و متوسط تأثیر منفي بگذارد؟ با توجه به اینکه بنگاههاي خرد و متوســط مــا اغلب صادراتي نیستند. وقتي پول ملي شما هشت، 9 يا 10 درصد بر اثر تورم در مقابل كاالها تضعيف ميشود، نميتوانيد انتظار داشــته باشــيد در مقابل ارز خارجي اين تضعيــف رخ ندهد. بانك مركزي به نســبت قدرت مداخلهاي كه دارد، ممكن اســت گاهي اين را كنترل كند اما هميشگي نيست. به نظرم ثبات براي كسبوكارها مهم است نه تثبيت. تصور ميكنم سياســت ارزي مناســب كه بتواند نرخ ارز حقيقي ما را تقريبا ثابت نگه دارد و در عين حال جلوي نوســانات شــديد بازار را هم بگيرد، سياســت ارزي خوبي است. بنابراين حدسم اين است كه ممكن است اين اتفاق همزمان با محدوديتهاي مداخله دولت در بازار رخ داده باشــد نه اينكه اتفاق خاصی در طــرف تقاضا يا طرف عرضه افتاده باشد.

درحالحاضر بخشــي از بنگاهها به هر علتي دچار ضرر و زیان شدهاند؛ آنها که کاالي واسطهايشان وارد ميشــود؛ با افزایش نرخ ارز قیمتها باال ميرود و عموما خاصیت اقتصاد ماســت که بعد از افزایش قیمت، کاهش آن اتفاق نمیافتد. این اتفاق موجب ضرر و زیان مضاعف نميشود؟ واقعيت اين اســت كه اگر در اقتصادمان تورم داريم كه تورم پديدهاي پولي اســت، با سياســت ارزي نميتوانيم جلوي تورم را بگيريم. يعني نميتوانيد انتظار داشته باشيد قــدرت خريد پول در مقابل همه كاالها كم شــود اما در برابــر ارز ثابت بماند. ارز هم بايد با پول ملي ما مبادله شــود. اگر به اين ســمت برويد كه سياستي داشته باشيد كه تــورم را كمتر از پنج درصــد كنيد، ميتوانيد از ثبات نــرخ ارز خيلي خوب دفاع كنيد. يعني ميتوانيد انتظار داشته باشيد نرخ ارز هم خيلي تغيير نكند. اما نميتوانيد تورم داخلي داشته باشيد و تالش كنيد نرخ ارز را ثابت نگه داريد.

برگردیم به بحث تورم. بــا توجه به کاهش مداوم نرخ تورم، این کاهش براي بنگاهها قابل لمس بوده یا مثل مردم که اعتقاد دارند کاهش تورم ساختگي است؟ تــورم ميانگين افزايش قيمت ســبدي از كاالســت. ممكن اســت گروههاي مختلف درآمدي احســاسهاي متفاوتي داشته باشند چون سبد كاالهاي متفاوتي را خريداري ميكنند. اما يكسري كاالهاي مصرف روزمره مردم مثل گوشت، مرغ و برنج مشخص اســت كه تورم ســیوخردهاي درصد به هفت، هشــت درصد رســيده است. ممكن اســت تورم ساالنه بعضي از اين كاالها 15 يا پنج درصد باشد. به هر حال كاالها گران شــدهاند اما سرعت گرانشدنشان كند شده است. نكتهاي كه وجود دارد اين است كه بخشــي از افزايشنيافتن تورم توليدكننده كه روندش اتفاقا خيلي شــديدتر از كاهش تــورم مصرفكننده بوده، به دليل شــرايط ركود در بازار بود. ايــن نگراني وجود دارد كه افزايش نقدينگي كه در چند ســال اخير از ســمت افزايش بدهي بانكها به بانك مركزي در پايه پولي آمده، اگر همزمان با يك دوره رونق اقتصادي شــود، ممكن است آن فشــار در اقتصاد تخليه شــود و مجددا انتظار تورم خيلي باال را در همه بخشها داشته باشيم. نگراني عمده اين اســت كه عمال سياســتگذار پولي ما چقدر آمادگي و ابزارهاي الزم را دارد كه اگر به دوران رونق رســيديم، بتواند سياست انقباضي مناسب پولي را داشته باشــد و اجازه ندهد تــورم باال اتفاق بيفتــد. اكنون چند نــرخ ‪30 52،‬ درصد افزايش نقدينگي، پشــت سد ركود مانده است و اگر رونق ايجاد كنيم و اين نقدينگي در جامعه تخليه شــود، میتوان انتظار نرخ تورم باال را داشــت. بنابراين نيازمند هوشياري بانك مركزي هســتيم كه در زمان الزم وارد شــود و بتواند نقدينگي را جذب كند كه به تورم

معموال روز بعد از برندهشدن در انتخابات تازه فكر میكنند افرادمان چه كساني باشند و اين افراد با خود، سياستهايي را ميآورند كه ممكن است در سطح دولت با هم هماهنگ نباشند، درحاليكه مسير بايد برعكس باشد. افرادي بالقوه داريم كه ميتوانند در كابينه هر دو طرف قرار گيرند و خيلي سخت است كه بگوييم سياستهاي دولتي كه از هر كدام از اين گروهها ميآيد، به چه صورت خواهد بود. متأسفانه تا زماني كه به بلوغ سياسی بازيگران عرصه سياست نرسيم، همچنان اين عدم قطعيتها براي مردم و بنگاههاي اقتصادي وجود خواهد داشت

خيلي باال منجر نشــود. سياستگذار بايد اطالعات كالن اقتصادي را كه به عنوان پيشرانهاي اتمام دوره ركود و شروع رونق هستند، خيلی نزديک دنبال كند و به محض مشاهده آنها وارد شود و جلوي سيل نقدينگي را بگيرد.

اشــاره کردید که تورم افزایش شــدیدي خواهد داشت؛ مثال در چه محدودهاي؟ خيلي ســخت است. مسئله اين اســت كه شدت رونق چه ميــزان و مداخالت بانك مركزي چه قوتي داشــته باشــد. خيلي سرانگشــتي ميتوان گفت اين نرخ تورم حتی میتواند به ركوردهاي 10 سال اخير نزديک باشد. بسته به شــدت و حدت بازگشت رونق، ميزان تورم هم شديد يا كند خواهد بود.

سال آینده انتخابات را در پیش داریم. با توجه به اینکه چه دولتي روي کار بیاید، سیاســتهاي دولت در حوزه اقتصادي در رابطه با بنگاهها چه تغییري خواهد کرد؟ آیا همین روند ادامه خواهد داشت؟ خيلي سخت اســت از االن ارزيابي كنيم. متأســفانه طيفهاي سياسي ما حزبهاي شناختهشده نيستند كه برنامه اقتصادي داشته باشند. معموال روز بعد از برندهشدن در انتخابات تازه فكر میكنند افرادمان چه كساني باشند و اين افراد با خود، سياستهايي را ميآورند كه ممكن اســت در سطح دولت با هم هماهنگ نباشند، درحاليكه مسير بايد برعكس باشــد. اين يكي از مشكالت ماست. افرادي بالقوه داريم كه ميتوانند در كابينه هر دو طرف قرار گيرند و خيلي سخت است كه بگوييم سياستهاي دولتي كه از هركــدام از اين گروهها ميآيد، به چه صورت خواهد بود. متأســفانه تا زماني كه به بلوغ سياسی بازيگران عرصه سياست نرسيم، همچنان اين عدم قطعيتها براي مردم و بنگاههاي اقتصادي وجود خواهد داشت.

اگر دولت کنوني باز هم بر سر کار باشد، همین سیاستها را ادامه خواهد داد؟ معمــوال دولتها در دوره دوم ممكن اســت جســورانهتر عمل كننــد. اما من نگران هماهنگي داخلي در دولت هستم. اينكه حداقل در بخشهاي اقتصادي همه كساني كه در سياستگذاري اقتصادي دخيلاند، با هم هماهنگيهاي الزم را دارند يا خير.

االن که اختالف نظر وجود دارد. اختالف نظــر با نبود هماهنگي سياســتي متفاوت اســت. منظور اينكه سياســتها و برنامههاي اقتصاديشــان با هم هماهنگ باشــد. عالوه بر اينكه احســاس ميكنم بعضي بخشها دچار رخوت و ركود شديد هستند.

بهصورت کلي چشمانداز اقتصاد در سال آتي را چطور ميبینید؟ نفت ميتوانســت كمكي به اقتصاد كند كه در ســال 95 اين كار را كرد و نرخ رشــد فعلی حاصل آن اســت. بعيد ميدانم نفت بتواند در سال 96 باز هم اين اثر را داشته باشــد. اگر بخواهيم نرخ رشــد هفت، هشــت يا حتي چهار درصد داشته باشيم، بايد در بخشهــای ديگر اقتصاد اتفاقاتي بيفتد. يكي اينكه بايــد روي بازارهاي صادراتي كاالهايمان كار كنيم چون به نظر نميآيد بازار داخلي تكافوي ظرفيتهايمان را بدهد. نكته دوم اينكه بايد به دنبال ســرمايهگذاري خارجي باشيم. بعضي اوقات دست اين دو در دست هم است؛ يعني سرمايهگذاري خارجي كه بياوريد، بازار دنيا به رويتان باز ميشود. اين اتفاق آرزوي من براي سال آينده است. اگر در اين دو زمينه اتفاقی جدي رخ ندهد، بعيد ميدانم در سال 96 بقيه بخشهاي اقتصادي به جز نفت، متفاوتتر از سال 95 شوند.

ممکن است افول هم داشته باشند؟ بلــه؛ البته بســتگي دارد به اينكه سياســتهاي كوچك به چه صــورت كار ميكنند. اگــر نرخ رشــد بين يك تا منهاي يك درصــد را در نظر بگيريم، بايد دقت كنيم ســال آينده همزمان با ســال اول دولت جديد در آمريكا هم هســت و واقعيت اين است كه سياستهاي اقتصاديمان از سياست خارجيمان مستقل نيست. درباره همه كشورها اينطور اســت. اما در ســال آينده در فضاي بينالمللي نيازمند هوشــمندي بيشتري هســتيم. با مديريت متفاوتی كه در كاخ سفيد جديد است و ممكن است فرصتهاي جديدي در دنيا ايجاد كند، بايد حواســمان باشــد كه از اين فرصتها بيشترين بهره را ببريــم و به خوبي از تهديدهايي كه برايمان وجود دارد، حذر كنيم. بايد دقت كنيم اين تهديد و فرصتها ممكن اســت با تهديد و فرصتهاي دولــت قبلي آمريكا متفاوت باشد. بنابراين ممكن است با همان منطق قبلي كه با آمريكا در دو سال اخير برخورد ميكرديم، نتوانيم ادامه دهيم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.