ترامپ خواهان همكاري چين و روسيه است

«محمد صدر» مشاور رئيس دولت اصالحات و تحليلگر بينالملل:

Salnameh Shargh - - جهان -

«آمریکای ترامپ» سؤالی است که این روزها ذهن نظام بینالملل را به خودش مشغول کرده است. اینکه ساکن نابهنجار کاخ سفید چقدر بر مواضع تند و آنچنانیای که در ایام تبلیغات طرح کرد، پایبند خواهد بود و نیز اینکه سیاستهای پسااوباما چه فضایی را به جامعه جهانی تحمیل خواهد کرد ...و سؤالهایی است که این روزها در اقصا نقاط جهان با نگرانی زیادی پیگیر آن هستند. «سیدمحمد صدر»، مشاور رئیس دولت اصالحات، با تأکید بر اینکه «آمریکای ترامپ اصال شبیه آمریکای اوباما نیست» ابراز امیدواری میکند که ساختار سیاسی و مدیریتی ایاالت متحده اجازه تحرکهای آنچنانی را به رئیسجمهور خاص ندهد. سیدمحمد صدر درباره ویژگیهای ایاالت متحده آمریکا در زمان قدرتداری دونالد ترامپ، به سؤاالت «شرق» پاسخ میگوید.

آمریکایی که ادعای پیشــرفت و ســردمداری در دنیا را دارد، چطور به جایی میرســد که چهرهای چون ترامپ را، به عنوان رئیسجمهوری، تصمیمگیِر اول خود میبیند؟ بــا توجهی حتی ســطحی به فعاليتهــای تبليغاتــی- انتخاباتی دونالــد ترامپ، نكتهای ملموس میشــود کــه در قواعد سياســی نمیگنجد. ترامــپ در انتخابات رياســتجمهوری مخاطبهای خودش را از جامعه ســفيد کشــورش انتخاب کرد. 07درصد آمريكايیها را ســفيدها تشكيل میدهند و بقيه سياهها و مهاجران هستند که اتفاقا اقليت شــامل نخبگان و فرهيختگان میشــود و قشر بيشتر را عوام تشكيل میدهند و کســانی هستند که به دليل برجستگیهايشــان در طول چند دهه توسط دولتهای آمريكا جذب شــدهاند و 07درصد ســفيدها نسبت به آن اقليت، به لحاظ ســرمايه و همچنين علم و انديشــه، عقبتر هســتند. نتيجه اين قضيه باعث شده تا 03درصد به دليل اســتعدادهای باالترشــان، مدارج باال در دانشــگاهها، شرکتها و مراکــز تحقيقاتی را از آِن خود میبينند. حتی در بخش پايين جامعه هم فرصتهای شــغلی را در اختيار خود گرفته و درواقع جای ســفيدها را تنــگ کردهاند تا بیکاری بين 70 درصدی که در اکثريت هستند، به عنوان مسئلهاي جدی، دشواریهايی را به آنها تحميل کند. ترامپ با تيزهوشــی، برای اينكه از جانب اکثريت جدی گرفته شود و بتواند رأیهايشــان را به سمت خود هدايت کند و از همان اولين روزهای تبليغات با شــعارهای ضدمهاجران به آنها اين پيام را بدهد که فرصتهای ازدسترفتهشان را برخواهد گرداند. در راســتای همين شــعار به محض اينكه در کاخ ســفيد مستقر شــد، اقدامهای ضد مهاجرت را آغاز کرد و جنجالی بزرگــی در دنيا به راه انداخت. اتفــاق جالب هم اين بود کــه 55 درصد از آن 07درصد به ترامــپ رأی دادند و در کمال تعجب همه او را به عنوان رئيسجمهور آمريكا و جانشين باراک اوباما انتخاب کردند. بنابراين بايد گفت مهمترين دليل رأیآوری دونالد ترامپ همين نكته بود.

در همین روزهای اول، نشــانههای ریاست ترامپ مشخص شد. سؤال این است که ایاالت متحده آمریکا در چنین فضایی به چه سمتوسویی میرود؟ ترامــپ با توجه بــه ويژگیهــای جنجالیاش، تيپی اســت که برای درگيرشــدن با بحــران هيــچ احتياجی به تحــرکات مخالفين و رقبــا ندارد. رئيسجمهــور آمريكا خــودش بهتنهايــی دولتش را با بحــران مواجه میکند و درواقــع در همان فضای جنجالی انتخابات مانده اســت و فكــر میکند در مديريت هــم میتواند رفتارهای راديكالی موفقيتش را تكرار کند. به همين دليل از همين روزهای اول جنجالســازی را شــروع کرده که تبعات روشــش معلوم اســت؛ االن وضعيتی به وجود آمده که عالوه بر داخل شــهرهای آمريكا، در کشورهای ديگر هم شاهد حرکتهای اعتراضی گســتردهای هستيم. فرهيختگان آمريكا، اعضای حزب دموکرات و حتی تعداد زيادی از جمهوریخواهان کنگره هم نگرانی عميق خود را بروز میدهند. برکناری مســئول وزارت دادگستری در همان هفته اول فعاليتش نشان داد ترامپ کابينهاش را هم در قالب منتقدی جدی درآورده اســت. اينها نشانههايی جدی از اين است که آمريكا به سمتوســويی میرود که هم در نظام سياســی و مديريتی و هم در جامعه بحرانی جدی را تجربه کند. ترامپ بايد در رفتارش تغييرهايی به وجود بياورد تا آمريكا را به مسير تنش و چالش نرساند.

شــدت نگرانی باعث نمیشــود که ســاختار سیاســی آمریکا به فکر چارهاندیشی باشد؛ اصال به لحاظ قانونی این امکانپذیر است؟ رئيسجمهــوری در ايــاالت متحــده آمريــكا، قــدرت زيــادی دارد و از خيلــی از رؤسایجمهور و نخســتوزيران کشــورهای مختلف قدرتمندتر است و دستی بازتر دارد. بــه عنوان مثال میتواند خيلی از مصوبات کنگره را هم وتو کند. البته آنجا هم

عوامل فشــار بر رئيسجمهوري زياد است. خوِد کنگره با وجود همحزبیبــودن با ترامپ، مخالفتهايی جدی را با روش رئيسجمهوِر جمهوریخواه کشورشان دارد.

فضای رســانهای آمریکا تا حدی از آزادی برخوردارند. مطبوعات و تلویزیون چه سهمی در تلطیف احتمالی شرایط میتوانند داشته باشند؟ مطبوعات و تلويزيون بیشک ساکت نمینشينند و حتما ساز مخالفت را کوک خواهند کرد. از همين حاال فضای مجازی به طــور گســتردهای به کارهای غلــط ترامپ واکنش نشان داده و اميد دارند که بتوانند رئيسجمهور جنجالی را به عقالنيت بيشتر ترغيب کنند.

این نوع تحرکها چقدر میتواند تأثیرگذار باشد؟ بههرحال در دنيای امروز نقش رسانهها انكار نمیشود و به مرور زمان شــاهد اين خواهيم بود که واکنشهای اجتماعی تغييرهايــی در رويكرد دولت پُرايراد دونالد ترامپ به وجود خواهد آورد و حتی اعتراض به داخل کابينه و درون کاخ سفيد هم راه پيدا خواهد کرد.

پوپولیسم مشاهدهشــده در آمریکا چه اثری بر انتخابات دیگر کشورها و بهویژه اروپاییها خواهد گذاشت؟ رأی مــردم بريتانيا برای خروج اين کشــور از اتحاديه اروپا هم تصميمی پوپوليســتی تعبير شد که البته معلوم نيست اين ذهنيت صحيح باشد؛ چراکه رأی مردم اين کشور در راستای نگاه ناسيوناليستی و البته تا حدی با افراطیگری همراه بود، چون معتقد بودند عضويت در اتحاديه باعث تضعيف اقتصادشــان میشد. مسئله کلی البته اين است که پوپوليسم پديدهای است که بهراحتی رسوخ پيدا میکند؛ بااينحال به عنوان مثال، «آنگال مرکل» در آلمان و «فرانســوا اوالند»، رئيسجمهوری فرانســه، شــديدا نسبت به پوپوليسم و روشهای پوپوليستی موضع دارند و در هر شرايطی بعيد است اين کشــورها درگير اين فضای هزينهساز شوند. در کل بايد اذعان داشت فضای اروپا با آمريكا تفاوت دارد و مردم اين کشــورها به کانديداهايی با اين خصيصه بیتوجهی نشــان میدهند. شرح اين شرايط نشان میدهد که ترامپيسم اروپا را تهديد نمیکند. البته اين توضيح هم الزم است که پوپوليسم ريشه در «ناسيوناليسم افراطی» دارد که کشورها را به طور جدی در شرايط بدی قرار میدهد.

خاورمیانه در نظــام بینالملل جایگاهی اســتراتژیک دارد و بر همین اساس طبیعی است که نگاه دولت حاکم ایاالت متحده به این منطقه امری بااهمیت تلقی شود. آمریکاِی ترامپ چه رویکردی به خاورمیانه خواهد داشت؟ اينكه ترامپ چه نقشــهای برای خاورميانه و به طور مشخص سوريه کشيده، به طور رسمی اعالم نشده است. اما آنچه در طول رقابتهای انتخاباتی اعالم شد، مشخص میکند که ترامپ دشــمنی جدیای با تروريسم دارد و همچنين نظرش اين است که بشــار اسد، به عنوان رئيسجمهور کشــوری که با اين پديده در حال ستيز است، بايد مورد حمايت قرار بگيرد. به همين دليل مشــخص اســت که ترامپ حداقل تا برهه فعلی تصميمی به تالش برای برکناری اســد نگرفته اســت. البته اينكه در آينده چه اتفاقهايــی رخ خواهد داد، هنوز معلوم نيســت و بايد منتظــر ماند و ديد چه پيش خواهد آمد. به همين دليل نمیتوان تحليل درســتی داشــت. البتــه با وجود اينكه ايشــان حتی در روزهای تبليغاتی هم کمتر اسمی از افغانستان برد، استنباط من اين است که نيروهای نظامی کشورش را در آنجا افزايش خواهد داد، چون يکبار عنوان کرد که تصميم اوباما برای کمرنگشــدن حضور نظامی باعث شد تا تروريسم نهتنها سرکوب نشود، بلكه روزبهروز با شدت و حدت بيشتری فعاليت خود را انجام بدهد.

در آمریکا هر دولتی که روی کار باشد، به چین به عنوان رقیبی جدی در بخش اقتصاد نگاه ميکند. دولت پوپولیسم آمریکا چه نقشه راهی برای مقابله با این قدرت بزرگ اقتصادی جهان ترسیم خواهد کرد؟ نكته خيلی مشــخص و واضح اين اســت کــه ترامپ چين را رقيب يا حتی دشــمن اصلــی آمريكا میداند که اين موضوع هم ريشــه در اهداف تجاری و اقتصادی دارد و هم از بعد امنيتی اســت. اکنون چين يكی از کشــورهايی اســت کــه ذهن ترامپ را به خودش مشــغول کرده. اين کشــور نرخ رشــد باال و همچنين صادرات به صد کشــور جهان دارد- از جمله صادرات 006ميليارد دالری به اياالت متحده آمريكا- تا مشــخص شود که آمريكا در رابطه با معامله با چين نتوانسته به توازن برسد و چون ترامپ بر اين باور اســت که رشد اقتصادی چين از طريق سرمايه سرمايهداران آمريكا حاصل شده است، نگاهی توأم با موضع منفی به اين کشور دارد. نكته امنيتیاش هم

ترامپ با توجه به ويژگیهای جنجالیاش، تيپی است که برای درگيرشدن با بحران هيچ احتياجی به تحرکات مخالفين و رقبا ندارد. رئيسجمهور آمريكا خودش بهتنهايی دولتش را با بحران مواجه میکند و درواقع در همان فضای جنجالی انتخابات مانده است و فكر میکند در مديريت هم میتواند با رفتارهای راديكالی موفقيتش را تكرار کند. به همين دليل از همين روزهای اول جنجالسازی را شروع کرده که تبعات روشش معلوم است

اين اســت که ترامپ و آمريكايیها چين را خطری برای متحديــن منطقهای خود قلمداد میکنند و بر اين باورند که اهداف کشــورهايی چون ژاپن، کره جنوبی و سنگاپور را تهديد میکند؛ به همين دليل است که ترامپ تبليغات وســيعی را عليه چين شــروع کرده و ظاهــرا هم ادامه دارد و بعيــد اســت مواضع انتخاباتــیاش در روزهای کاخسفيدنشينیاش هم تغيير کند.

چقدر احتمال دارد که ترامپ جدایی چین از روسیه را هدف قرار بدهد؟ اين احتمال هم بر اســاس قواعد ديپلماسی زياد است. ترامپ قطعا بدش نمیآيد که در مقابله با چين، روسيه را بــه همراهی با آمريــكا ترغيب کند که ايــن با توجه به سياســتهای والديمير پوتين چنــدان عملی به نظر نمیرسد.

اســرائیل و دفاع از منافعش اصلی سیاسی در دکترین ایاالت متحده به شــمار میرود. اوباما بهویژه در دولت دومش رویکردی متفاوت داشت. تحلیل شما از رابطه آمریکای ترامپ با اسرائیل چیست؟ شــما نبايد فراموش کنيد که محال اســت اياالت متحده موضعــی غير از حمايت از اين رژيم داشــته باشــد. البته امكان دارد رويكردها شبيه به هم نباشند. اوباما بعد از توافق هســتهای اعالم کرد که در راستای اهداف، ايران را با مذاکره خلع سالح کردم. اين موضوع در حالی بود که بنيامين نتانياهو مخالفت سرســختی با تعامل در پرونده هستهای داشــت. واضح است که نمیتوانيم منتظر تداوم مشی اوباما توسط ترامپ باشيم و بیشک رئيسجمهوری جديد در دفاع از اسرائيل و حفظ امنيت آنها روشی شبيه به بوش پسر را در دستور کار خودش قرار میدهد.

رابطه تنــش و چالش ایــران و آمریکا یکی از مســئلههای مهم نظام بینالملل است. با رویکارآمدن دونالد ترامپ، ایاالت متحده با جمهوری اسالمی چه فضای احتماليای را تجربه خواهند کرد؟ برای جوابدادن به اين ســؤال بايد از دو زاويه به مســئله نــگاه کرد. اول اينكه نگاه آمريكا به جمهوری اســالمی ايران چه نوع نگاهی اســت و دوم اينكه دونالد ترامپ قصدش از رويارويی با ايران چيست. آمريكايیها قضيه اشغال سفارت در سال 1358 را بهانه اين تنازع هميشــگی عنوان میکنند و ايــران هم قضيه کودتای 28 مرداد را پيشمیکشــد و به همين دليل بايد اذعان داشت که اين اختالف، اختالفی نيست که بتوان بهراحتی اميدی به پايانش داشــت. بههرحال اياالت متحده در سیوچندسالی که نظام جمهوری اســالمی مستقر شده، از هيچ کوششــی برای تخريب و تضعيف ايران کوتاهی نكرده، بهطوریکه با دولتهايی که سليقههای مختلفی داشتند، ايران را به طور متناوب تحريم کرده است.

مشخصا ترامپ چطور؟ به هر حال نگرانیهایی درخصوص موضعهای خصمانهاش در مورد ایران طرح میشود. رؤســای دموکرات آمريكا در قبال ايران لحن مناسبی داشتند، اما تحريمهای جدی و نابجايی را به کشــور ما تحميل میکردند. اما جمهوریخواهانی که کاخسفيدنشين شــدند، فقط در اظهاراتشان تندروی میکردند و کمتر انگيزهای برای تحريم از خود نشــان میدادند. ترامپ اما هم لحن تندی درباره ايــران به کار میبرد و هم به طور آشكار و بیپروايی از تهديد و تحديد ايران حرف میزند. او حتی در روزهای انتخاباتی از پارهکردن برجام سخن گفت تا مشخص شود که ايران در طول سالهای قدرتداری ترامپ بايد با هوشياری زياد شرايط را مديريت کند تا کشور مورد تهديد واقع نشود.

اما ترامِپ جمهوریخواه با توافقي که در زمان اوباماِی دموکرات انجام شد، مخالفت شدیدی دارد. در اينكــه اوباما با ترامــپ فرق دارد و رئيسجمهور ســابق را بايد پديدهای متفاوت بدانيم، هيچ شک و ترديدی نيســت. البته هشدارهای ترامپ درباره برجام را چندان نبايد جــدی گرفت. در نظام سياســی ايــاالت متحده صاحبرأیهايی هســتند که بهخوبی بر هزينههای لغو برجام آگاهاند و دقيقا به همين دليل پيشبينی میشود که ساختار نظام سياســی آمريكا به رئيسجمهوری جديد اجازه چنين اشتباه خطرناکی را نخواهد داد.

برای پایان گفتوگو، دونالد ترامپ را در یک جمله تعریف کنید. تاجری که هماکنون کاخسفيدنشين شده است، با روشهای خاص خود، زيادهخواهی هميشــگی اياالت متحده را به طور ملموسی در معرض ديد جهانيان گذاشته است. در پايان تأکيد بسيار دارم که آمريكای ترامپ شبيه آمريكای اوباما نيست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.