رد پوتين بر شنهای خاورميانه

Salnameh Shargh - - جهان - محمدعلی عسگری

روزنامــه آمريكايــي «فايننشــالتايمز» در رويكــردی کلي نوشت: «ســال ،2016 ســال خوبی، برای ايران و روسيه در خاورميانه، بود و موازنه قدرت جديدی شــكل گرفت. آنها توانســتند رقباي خود را مبهوت کنند». در اين نوشتار - که بايد آن را فشــرده يك مقاله بلند دانست- ضمن اشاره به پيشــينه روابط روسيه و تعدادی از کشــورهای خاورميانه، منهای ايران، کوشش ميشود پيشرفتهای جديد مسكو در ســالهای اخير مورد مداقه قرار گيرد. به طور کلی، روسيه در دوران جنگ ســرد، بهخصوص از دهــه 50 به بعد، به مدت چهار دهه نقشی کليدی در خاورميانه داشت. حضور روسيه در خاورميانه در سالهاي 1985 تا 1991 تا اندازهاي محدود شد. با فروپاشــی اتحاد جماهير شوروی، پايههای نفوذ روسيه در خاورميانه بهتدريج سست شد و به حداقل رســيد. بهقدرترسيدن والديمير پوتين در سال 2000 را بايد سرفصل جديدي در تاريخ تحوالت داخلي و خارجي روسيه تلقي کرد. مليگرايي شــخص پوتيــن و بلندپروازيهاي او مبني بر بازسازي قدرت تاريخي روسيه و نيز رقابت يا مقابله با آمريكا در جاهايي از نــو چالشهاي تازهاي را پيش پاي مقامات کرملين گذاشت. در اين ميان منطقه خاورميانه نيز يک بار ديگر برای مسكو اهميت تازهاي پيدا کرد. کارشناسان میگويند روسيه در خاورميانه جديد، دستکم ســه رويكــرد ژئوپليتيكی، امنيتــی و اقتصــادی را بهطور همزمان دنبال ميکند. در رويكرد نخســت مسكو به دنبال تشــكيل يک يا چند بلوک قدرت در خاورميانه اســت و به همين دليل تحرکات روســيه حول دو محور ايران و ترکيه قابلتأمــل خواهد بود؛ زيرا ايران، از يک ســو، مســكو را به شــيعيان منطقه و نيز محور مقاومت وصــل ميکند و در مقابل ترکيه مســكو را با مســلمانان اهل تسنن در داخل و خارج آشــتي میدهد و از سوی ديگر، به ناتو و اروپا متصل ميسازد. در رويكرد دوم، مخالفت با يکجانبهگرايی آمريكا و دســتيابی به نقش بينالمللی، به عنوان قدرتی جهانی و رفع نگراني از حضور مســلمانان در آسياي غربي معنا پيدا ميکند و در ابعاد اقتصادی نيز روســيه در بسياری از موارد به خاطر کنترل بازار و قيمت نفت و گاز ناچار به همكاری و هماهنگی با کشورهاي توليدکننده انرژي در منطقه است.

از دیروز تا امروز

-1 ترکیه: روابط ترکيه و روســيه پستیوبلندیهای بسياری داشته که در اين مختصر نمیتوان به همه آنها حتی اشاره کرد. بااينحال از سال 2004 اين روابط گرمای تازهای به خود گرفت. در اين سال بود که والديمير پوتين به ترکيه سفر کرد

و مورد اســتقبال گرم «رجب طيب اردوغان»، همتاي ترك خود، قرار گرفت. از آن پس تجارت خارجی روسيه و ترکيه از 2.2 ميليارد دالر در سال 1995 به 33.8 ميليارد دالر در سال 2008 افزايش يافت. سال 2010 ارزش مبادالت تجاری دو کشور به 25 ميليارد و 300 ميليون دالر رسيد. روسيه و ترکيه تصميم داشتند سطح مبادالت خود را به صد ميليارد دالر برسانند که بحران سوريه و موضعگيریهای متناقض دو کشــور در قبال نظام اسد روابطشــان را دچار نوسانات جديدی کرد. سرنگونشدن يک هواپيمای روسی در خاک ســوريه اين کشــمكشها را به اوج خود رساند و حتی دو کشــور را در آســتانه جنگی تمامعيار قرار داد. بااينحال، سال گذشــته در يک رويكرد غيرمنتظره، اردوغان نامهای عذرخواهانه به پوتين نوشت و بالفاصله خود نيز به مسكو رفت تا با پوتين به صورت مســتقيم گفتوگو کند. همين رويكرد موجب گرمشدن دوباره رابطه شد تا جايی که اين دو در سوريه به يک وحدتنظر رسيدند. مشارکت ترکيه در ماجرای آزادســازی حلب و بعد مشارکت فعال اين کشور در کنفرانس «آستانه» حاصل اين تعامالت بود. هماکنون به نظر میرســد روسيه و ترکيه در ســوريه يک استراتژی واحــد را دنبال میکننــد و آن ايجاد آشــتی بين دولت و مخالفان و انتقــال نرم قدرت از طريــق تدوين يک قانون اساسی جديد است. اين همكاری اگر همراه با تأييد «دونالد ترامپ»، رئيسجمهوری جديد آمريكا، باشــد بايد ترکيه و روسيه را برنده نهايی بحران سوريه دانست. -2 ســوریه: روزگاري ســوريه مهمترين شريك شوروي در خاورميانه بود. در کنار همكاريهاي اقتصادي و سياسي، سوريه همواره يكي از مهمترين بازارهاي تسليحاتي روسيه بوده است. بهعالوه، شرکتهای روسی در زمينه اکتشاف و توسعه نفت وگاز در سوريه سرمايهگذاری کالنی داشتهاند که با جنگ کنوني به تعطيلي کشيده شد. تجارت اسلحه ميان اتحاد شوروی و سوريه تا دهه 09، در مجموع به 34 ميليارد دالر رســيد. فروپاشی اتحاد شــوروی دوران رکود اين رابطه بود تا اينكه پوتين در ســال 2005 تصميم گرفت روابط مسكو با دمشق را از سر بگيرد. از اين سال به بعد، دو کشــور در زمينههای مختلف قراردادهای زيادی، مجموعا به ارزش 4.5 ميليارد دالر، به امضا رساندند. سال 2015 روسيه در شرايطي که به گفته «سرگئي الوروف»، وزير خارجه اين کشور، نظام «بشار اسد»، رئيسجمهوري سوريه، در حال سقوط بود، به کمك سوريه آمد و حمالت هوايي خود عليه گروههاي تروريســتي، ازجمله داعش را شــروع کرد. درمجموع اگر مسكو بتواند بقاي نظام اسد را در آينده تضمين کند حضور خود را براي سالهاي آينده در اين کشور تضمين کرده است. -3 عــراق: در ســالهای 1958 تا ،1980 مســكو 30.8 ميليــارد دالر، از محــل فروش ســالح به عــراق درآمد داشــت؛ همچنين قراردادهای صنعتی، اقتصادی و نفتی متعددی بين دو کشور منعقد شــد بود که ارزش آنها در آگوست 2002 حدود 40 تا 60 ميليارد دالر برآورد میشد. در دوران پس از اشــغال عراق، روسيه ارتباط محدودی با اين کشــور داشت و اين محدوديت همچنان باقی ماند. با ظهور داعش و نياز اين کشــور به کمکهای تســليحاتی، مقامات عراقی به مســكو رفتند تا قراردادهای تسليحاتی جديدی را امضا کنند. يك بار گفته شــد «نوری المالكی» نخستوزير ســابق عراق، در سفری که به مسكو داشت، موفق شد قراردادی تسليحاتی به مبلغ 591ميليون دالر با روسيه امضا کند. اما بعدها گفته شد اين قرارداد به دليل داشتن «شبههای آشكار و امكان بروز يک فساد مالی» لغو شده است. بعد از بازپسگرفتن الرمادی، «حيدر العبادی»، نخســتوزير عراق، راهی مسكو شد و با پوتين ديدار کرد. بااينحال درخواســت اصلــی مقامات عراقــی، مبنی بر حضور نظامی روســيه در اين کشور برای مبارزه مستقيم با تروريسم، به جايی نرسيد؛ زيرا بايد از پيش مجوز آمريكا برای آن گرفته میشد و اين امكانپذير نبود. -4 مصــر: اتحــاد جماهيــر شــوروي در دوران «جمال عبدالناصر» رئيسجمهوري ســابق مصر، يكي از متحدان قوي و نيرومند اين کشــور به شــمار ميرفت. با ســقوط ناصــر و رويکارآمدن «انور ســادات» ايــن معادله تقريبا معكوس شد؛ مســئلهای که در دوران جانشيني او، يعني «حسني مبارك»، نيز جريان داشت. با سقوط مبارك مدتی مصر دچار تنشهــای داخلی بود تا اينكه با رويکارآمدن «عبدالفتاح السيســي»، رئيسجمهوري کنوني اين کشور، دوران تازهاي در روابط بين مســكو و قاهره شــكل گرفت. امروزه ســفرهای مكرر مقامات مصر و روســيه و برگزاری مانورهای مشترک نظامی بيانگر گرمی روابط دو کشور در سطوح مختلف اســت. عبدالفتاح السيسي در سفر اخير خود به مسكو موفق به امضای يك توافقنامه تسليحاتي، به ارزش دو ميليارد دالر شد. بااينحال، در 31 اکتبر يک فروند هواپيمای روســی با 224 سرنشين در نزديكی «شرم الشيخ» سقوط کرد. اين حادثه بــراي مدتــي روابط دو کشــور را دچار رکود ســاخت اما عبدالفتاح السيسي موفق شد تقصير را به گردن گروههاي تروريســتي بينــدازد و درنتيجــه روابط خود را با مســكو مستحكم نگه دارد. -5 لیبی: روســيه هنوز زخمدار قطعنامــه 1937 براي ايجاد منطقه «پرواز ممنوع» در ليبي است که سال 2011 تصويب شــد و خالف تصور مســكو، به بهانهای برای حمله هواپيماهاي ناتو به ليبي و سرنگوني نظام قذافي تبديل شــد. روســيه تا آخر از حاميان «معمر قذافي»، ديكتاتور ليبي، بود و در دوران جنگ سرد و پس از آن بين طرابلس و مســكو روابطي گرم وجود داشت. سرهنگ قذافي همواره يكي از مشتريان جدي سالحهاي روسي بود تا جايي که در يكي از آخرين ســفرهايش قراردادي به مبلــغ 3.1 ميليارد يورو امضا کرد. با ســقوط دولت قذافــي، مســكو با حالتــی قهرگونه اين کشــور را ترك گفت. بااينحال به نظر میرســد اخيرا مســكو رويكرد جديدی نسبت به ليبی در پيش گرفته باشد. اين روند با قدرتگرفتن فردي به نام ژنرال «حفتر» در ليبي و ارسال زيردريايي روسيه به سواحل ليبي تقويت شد. از همينرو بايد ماهها و روزهاي آينده شاهد حضور پررنگتر روسيه در ليبي بود. 6 - یمن: روابط ميان روســيه و يمــن، قدمتی بيش از ٥7 سال دارد؛ روابطي مملو از کمکهای نظامی و اقتصادی. «علی عبداهلل صالح»، رئيسجمهوری ســابق يمن، از هر فرصتی برای سفر به مسكو استفاده میکرد. بعد از او نيز جانشينش «عبد ربه منصور هادي» کوشيد همين رابطه را حفظ کند، اما قيام حوثيها در ســال 2014 همه چيز را در اين کشــور بههم ريخت و به دنبال آن عربستان سعودي حمالت هوايي خود را شروع کرد. هماکنون روسيه در يمن نقش ناظری را بازی میکند که منتظر پايان بازی است. -7 کشورهای حاشیه خلیج فارس: روســيه در کل روابط «کجدارومريز»ی با کشــورهاي عرب حــوزه خليج فارس (منهاي اردن) دارد. مسكو با متهمکردن عربستان سعودی و قطر به «ســازماندهی حمالت تروريســتی و حمايت از آنها»، بــه صورت تلويحی از اين کشــورها انتقاد میکند. بااينحال روسيه و عربستان، به عنوان دو توليدکننده بزرگ نفت، هميشه به همكاري يكديگر نياز داشتهاند. همچنين عربستان گاهي از ارتباط با روسيه به عنوان «اهرم فشاري» بر آمريكا يا ديگران استفاده ميکند. تمايل «ملك عبداهلل»، پادشــاه عربستان، به داشتن ارتباط با روسيه در سال 2003 و ســفر پوتين به رياض در همين رابطه معنا پيدا ميکرد. پيشنهاد عربستان به مسكو مبني بر اينكه اگر روسيه از اسد صرفنظر کند، نقش مهمی در خاورميانه پيدا خواهد کرد نيز در همين راستا بود. -8 اسرائیل و فلسطین: اگرچه اتحاد جماهير شوروی در سال ،1948 اســرائيل را به رسميت شناخت، اما پس از جنگ ششروزه در سال ،1967 روابط ديپلماتيک خود را با تلآويو قطع کرد. از اکتبر ،1991 اندکی پيش از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی، دو طرف يک بار ديگر به برقراری روابــط پرداختنــد. روابط روســيه و اســرائيل در دوران زمامداری پوتين همواره در سطح بااليی قرار داشته است؛ براي مثال، در يک ســال «بنيامين نتانياهو»، نخستوزير اين رژيم، چهار بار به مســكو ســفر کرد. درعينحال اين ارتباط در چشم بسياري پرابهام و سؤالبرانگيز است، زيرا مسكو از يك طرف با تلآويو روابطي گرم دارد و از سوي ديگر با محور مقاومت که دشن اسرائيل است در ارتباط است. اسرائيل اما براي مسكو حلقه اتصال با غرب است و رابطه گســترده با تلآويو، روســيه را از انزوای ناشی از خصومتها و تحريمهای غرب خارج میکند. به همين دليل اســت که اســرائيل در برابر دخالت نظامی روسيه در سوريه ســكوت ميکند و مقابل مسكو نيز، نسبت به حمالت هوايي اسرائيل به خاك سوريه، ساکت ميماند. روســيه همواره نقشی کليشهاي را در رابطه با فلسطين حفظ کرده است. در پايان بايد اشــاره کرد هرچند روسيه بار ديگر بر آن شده است تا در خاورميانه نقش تازهاي داشته باشد، اما اينبار، برخالف گذشــته، ديگر اين نقش محتوايي ايدئولوژيک و امپرياليستي را ندارد و نقشش تنها در چارچوب منافع ملي و مستقيم اين کشور معنا ميشود. از همينروست که ديگر از حاتمبخشيهاي گذشته خبري نيست و معادله «هزينهفايده» در آن نقش تعيينکنندهای دارد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.