راستگراها تهدیدي براي اروپا نيستند

Salnameh Shargh - - جهان - پیروز ایزدی کارشناس اروپا

اروپا در سالی که گذشت، دغدغههايی را در سر داشت که میتوان به «مهاجرين» و مسائلی که آنها برای کشورهای اروپايی به وجود آوردهاند، اشــاره کرد. همچنين دولتها در شــرايطی که به دليل بیکاری و مشــكالت معيشــتی تحت فشار قرار میگيرند، از مهاجرهايی که در کشورشان حضور دارند، به عنوان ســپر بال استفاده میکنند. آنها در ضمن اينطور عنــوان میکنند که تهديدهــای اقتصادي موجب شــده اســت تا دولتها مالياتهای سنگين وضع کــرده و در نتيجــه مــردم مشــكالت و محدوديتهــای معيشــتی بيشــتری را تجربه کنند و همچنين روزبهروز به آمار بيکاران افزوده شود. اين شرايط موجب شده تا مردم اروپا در کشــورهای مختلف، مخالفت خــود را با پذيرش مهاجرين به دولتها اعــالم کنند، به ويژه اينكه مهاجرين بيشتر از کشــورهای جنگزده خاورميانه میآيند و همين باعث شده تا حساسيت بيشــتری روی آنها باشد. بنابراين میتوان اينطور نتيجهگيری کرد که تا زمانی که اروپايیها از ســبد خريد خود راضی نباشــند و تا روزی که اشتغال را نــه به عنوان يــک دغدغه، بلكه به عنــوان فرصتی برای مشغولشدن خود در يكی از حرفهها نبينند، اروپا همچنان شــاهد اعتراضهايی اســت که درباره پذيرش مهاجرين طرح میشــود، آنهم درحالیکه بــرای مثال آنگال مرکل که يكی از قویترين رهبران اروپاســت، همچنان با تعيين ســقف برای پذيرش مهاجران مخالفــت میکند. از طرف ديگر آنهــا گرايشهای ناسيوناليســتی اقتصــادی دارند؛ معتقدند فرايندهای جهانیشــدن و همگرايی سبب شده اســت که وضعيت اقتصادی کشورها رو به وخامت برود، زيرا تصميمها بهطور برونمرزی از مرکزی مثل بروکســل اتخاذ میشــود و به همين دليل تصميمگيران در شرايطی به تصميم میرسند که تماس مســتقيمی با مردم عادی و اقشــار متوسط و ضعيف ندارند؛ بنابراين از مطالبات آنها اطالع دقيقی ندارند، در نتيجه معموال هرچه آنها در نظر میگيرند، به ضــرر مردم تمام میشــود. از طرف ديگر با طرح اين مســئله که سياستهای احزاب جريان اصلی در کشورهای اروپايی همگی به بنبست رسيدهاند و به همين دليل میتواننــد از بیاعتمادی مردم بــه نخبگان دولتی مستقرشــان بهرهبرداری کنند. آنهــا اينطور ادعا میکنند که در تحريک مشــكالت هيچ نقشی نداشــتند و از مردم میخواهنــد تا به راهحلهايی کــه میدهند، اعتماد کنند. به هر حال يكی از شــاخصههای پوپوليستی اين است که راهحلهايی ســاده برای مسائل پيچيده که مردمپسند هم هستند، در نظر بگيرند. جريانهای افراطی در سالهای قبل البته در حاشيه بودند و به هيچ وجه شرايط اين را نداشتند که تهديدی جدی برای اروپا باشــند و تالشهايشان برای بهدستآوردن کرسیهای پارلمانی با ناکامی توأم میشد. اکنون شرايط فرق کرده است و به نوعی تحرکهای بيشتری دارنــد؛ اما در اين حالت هم نمیتوانند موقعيتشــان را طــوری ببينند کــه بخواهند قدرت را در دســت بگيرند و برای کشــورهای اروپايی تهديدی جدی باشند. بااينحال آنچه مشــخص است، اين اســت که افراطيون راستگرا موانــع اقتصادی را به عنوان فرصتــی بزرگ برای پيروزی در انتخابات میبينند تا با ارائه برنامههای مدون اقتصادی و البتــه تمرکز روی مســئله مهاجرت و امنيــت بتوانند نظر مردم را به ســمت خود جلب کننــد. در همين فضا درحالیکه انتظار میرود «خرت ويلدرز» به عنوان نماينده حزب راســتگرای هلند بيشــترين رأی را بياورد، اما چون برای رســيدن به اين مهم نياز به ائتــالف دارند و احزاب ديگر هم حاضر به همنشينی نيستند، تشكيل دولت برای راستها سخت شده است تا بتوان به اين نتيجه رسيد که اين کشور کوچک در معرض خطر افراطيون قرار ندارد. در فرانســه هم شــرايط به گونهای اســت که اگر حتی «مارين لوپن» از حزب «جبهه ملی» در دور اول بيشــترين آرا را از آِن خــود کنــد، به دليل ائتالف احــزاب ديگر در مرحله دوم نمیتواند اميدی به موفقيت داشــته باشــد و با اتحاد احزاب چارهای جز شكســت نخواهد داشــت. اين شــرايط در حالی است که جامعه جهانی خانم لوپن را نســخه اروپايــی دونالد ترامپی میدانــد که در همان روزهای ابتدايی حضورش در کاخ ســفيد، چهره و وجهه ايــاالت متحده آمريكا را به کلی تغيير داد. در اتريش هم با وجود اينكه رياستجمهوری مقامی تشريفاتی است و از نفوذ چندانی برخوردار نيست، کانديدای حزب افراطی راستگرا شرايط مناسبی را برای خود نمیبيند تا آنها هم از گزند افراطیگری در امان بمانند. درباره انتخابات آلمان هم در شــرايطی که خانم آنگال مرکل برای چهارمينبار خودش را نامزد کرده است، پيشبينی میشود بهراحتی بتوانــد در انتخابات برنده شــده و بــرای چهارمين دوره متوالی قدرتش را تمديدشــده ببيند. البتــه اين احتمال، احتمالی محتمل اســت که از تعداد آراي مرکل کاســته شــود؛ اما واضح است که در آلمان، راستگرايان شانس چندانی برای قــدرتداری ندارند. همچنين بايد اشــاره کرد کــه درحالحاضر، احزاب افراطی چه از نوع چپگرا و چه آنهايی که راســتگرا شناخته میشوند، با توجه به عدم اعتماد نخبگان سياســی و احــزاب جريان اصلی با تهديدهايی بيش از پيش مواجه هستند و دقيقا به همين دليل بهطور کامال ملموسی فعاليتهايشان در شاخههای مختلــف کمرنگ شــده که اين اتفاق هم ناشــی از موج بیکاری است که مخصوصا در بين جوانان بهکرات وجود دارد؛ همچنيــن قدرت خريد مردم بهطور غيرقابلانكاری محدودتر شده است و بر اساس رياضت اقتصادی طبقه متوسط و ضعيف فشــارهای زيادی را متحمل میشوند. مجموع اين عوامل سبب شده است تا افراطيون روزبهروز عرصه را برای خود تنگتر ببينند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.