وضع آنقدرها هم بد نيست

گفتوگو با احمد میدری درباره وضعیت آسیبهای اجتماعی كشور :

Salnameh Shargh - - جامعه -

شرق: پس از باالگرفتن موضوع بحران آسیبهای اجتماعی در کشور و همچنین ادغام وزارت رفاه با کار و تعاون، پای مسئله آسیب اجتماعی به وزارت کار هم باز شد، ایجاد دفتر کل آسیبهای اجتماعی در این وزارتخانه هم بعد از این تلفیق بود. احمد میدری، اقتصاددان و معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. او معتقد است نگاه به بحث آسیبهای اجتماعی کار دولت نیست؛ چون نمیشود به این موضوع کالسهشده نگاه کرد. مسئله آسیبهای اجتماعی مسئله انسانهاست و برای همین نمیشود کارمندی به آن نگاه کرد. با میدری گفتوگویی در ارتباط با آسیبهای اجتماعی و توجه نهادهای مختلف انجام دادهایم که در ادامه خواهید خواند.

در سالهای گذشته شکل آسیبهای اجتماعی در کالنشهرها تغییر کرده، با توجه به تغییر آسیبهای اجتماعی، آیا نگاه مسئوالن نیز تغییری دراینباره داشته؟ نگاه رايجی که در مســئوالن وجود داشــت و براساس آن سياســتگذاری کردهاند که به نظــر من بايــد آن را تعديل کرد، اين بوده که آنها در نظر داشــتند آســيب اجتماعی را از طريق نهادهــای فوقانی حل کنند؛ مثال ما برای مســئله مواد مخدر، ســتاد مواد مخدر تشــکيل دادهايم. در سالهای اخير، برای کنترل آسيبهای اجتماعی، مطابق گزارشی که به مقام معظم رهبری داده شــد، ســازمانی برای آسيبهای اجتماعی درست کرديم که اين ســازمان مسئول هماهنگی در عرصه سياســتگذاری باشد، در واقع اين ديدگاه شايد به عنوان بخشــی از راهحل باشــد، اما معموال بخشــی که ايجاد میشود، بخش مکمل خــود را ايجاد نمیکند و ما احتياج داريم بقيه نهادهای متصل و الزم را تأســيس کنيم. در واقع ما به دنبال تأسيس نهاد باالدستی بايد نهادی را تأسيس کنيم که نگاه مسئوالنه داشــته باشد، در واقع در ايجاد نگاه مسئوالنه به بحث آسيبهای اجتماعی موفق عمل نکردهايم و تســليم آسيب شــدهايم. ما در حوزه آســيبهای اجتماعی سه ناهماهنگی داريم؛ ناهماهنگی اول، عمودی است، يعنی باال تصميمی میگيرد که وقت اجرا، سطح اجرائی کار ديگری میکند؛ مثال من دستور میدهم بيمه معتادان راهاندازی شود، سامانه را تأسيس میکنم، پولش را هم میدهم، اما در شهرستان کار جلو نمیرود و پولش صرف کار ديگری میشــود، اين ناهماهنگی، ناهماهنگی عمودی است و در سيستم اجرا خيلی وجود دارد، بحث بعدی ناهماهنگی افقی است. ما در آسيبهای اجتماعی مسائلی مانند طالق، اعتياد، ايدز، حاشيهنشينی ...و داريم. آن چيزی که ما بايد رويش متمرکز شويم، بايد به فراخور فراوانی باشــد؛ يعنی در ميان آســيبها، آسيب ايکس فراوانی بيشتری دارد و بايد روی آن کار شــود، اما ما روی آسيب ديگری کار میکنيم. دستگاههای مسئول به يک يکپارچگی نمیرســند که اولويت چيســت. اگر قرار است من اعتياد را کم کنم، آموزش و پرورش بايد در اين حوزه آموزش بدهد، وزارت بهداشــت مسئله درمان را برعهده بگيرد، وزارت کار بايد حمايت اجتماعی بکند، در واقع همه دســتگاهها بايد بهمثابه يک زنجيره کار بکنند که ما به نتيجه برســيم، اما اين زنجيره کار نمیکند، اينجا هم يک ناهماهنگی افقی ايجاد شــده. ناهماهنگی ديگر ناهماهنگی نهادی است؛ يعنی اينکه دولت و مردم، در حوزه کاهش آســيب کار میکنند. اما مِن دولت با نهادهای مردمی در ارتباط نيســتم. آنها کارهايی را انجام میدهند که من در جريان نيستم؛ در واقع مشکل جايی ديگر است و آنها کار ديگری را میکنند.

دلیل این همه ناهماهنگی در چیست؟ مسئله اصلی اين است که گفتوگو بين دولت و بخش خصوصی اتفاق نمیافتد؛ بنابراين آن همافزايــی که بايد بين دولت و بخش خصوصی باشــد، انجــام نمیگيرد و ما به اين مسئله شکست در هماهنگی میگوييم و به دليل اين ناهماهنگیها در کنترل آسيبهای اجتماعی موفق نمیشــويم. ما در واقع بايد از يک سيســتم ناهماهنگ، به يک سيســتم هماهنگ برســيم، چگونه میشــود اين گذار را صورت داد؟ بايد به سمت تمرکززدايی و تفويض اختيارات در شهرستانها برويم. بايد نهادهايی را که در شهرستانها درگير مسئله هستند وارد ماجرا بکنيم. بين آنها تبادل و يکپارچگی وجود ندارد؛ چون در سيستم اداری ما شــهرداری نقش هماهنگکنندهای را که بايد در کشور داشــته باشد، در شهرستانها ندارد. شهرداری در کشورهای خارجی، آموزشوپرورش و بهزيستی و امنيت را زير دست دارد، امــا در ايران اينگونه نيســت و شــهرداری قدرت چندانی ندارد، آيا حاال میشــود آسيبهای اجتماعی را به شهرداری واگذار کرد؟ نه! چون دستگاههای ما عمودی هستند.

با تمام این توصیفها چه باید کرد؟ در واقع بايد فرايندهايی را که هرکدام از اينها برای حل مسئله طراحی کردهاند بررسی کنيم و ببينيم برای کاهش اعتياد و در سطح عمليات هرکدام بايد چه کاری بکنند و اينها چطور بايد

با هم پيوند برقرار کنند. چيزی که میتواند به ما کمک کند بحث فناوری اطالعات است. ما به کمک فناوری اطالعات بايد شفافسازی اطالعات داشته باشيم. بايد بدانيم در شهرستانها چند معتاد داريم، چند معتاد درمان میگيرند و نتيجه اثربخش بوده يا نه. متأســفانه ما اين چرخــه را نداريم، درحالیکه اين شفافســازی اتالف منابع را برای ما مشــخص میکند، از طريق تجميع اطالعات میتوانيم به حل مسئله نزديک شويم. در واقع شفافسازی اطالعات چينــش ارتباطات را تغيير میدهد و ما میتوانيم به ارتباطات هماهنگتر در ســطح اقدام دست پيدا کنيم. در همين زمينه کشورهای ديگر پروندههای اجتماعی را چنان تجميع کرده و داشبوردهای مديريتی برايش ايجاد میکنند که تصميمگيریها بهسرعت امکانپذير میشود. داشتن يک سيستم اطالعاتی مديريتی بعد از تجميع اطالعات کمک میکند دستگاهها بتوانند اقدامات خود را اثربخشتر کنند. اقداماتی را که در کشورهای ديگر انجام شده است، ما هم در حــدی انجام دادهايم، ولی باز بايد پيش برويم. يکی از اينها بحث محلهمحوری اســت؛ يعنی بهزيستی در محالت مختلف نهادهايی را به وجود آورده است که همه با هم در حال کارکردن هستند و به مردم سرويس ارائه میدهند، اما اينها در بستر ساير نهادها نمینشيند؛ يعنی شبکه بهداشــت و درمان جداگانه کار میکنند، شبکههای بهزيستی هم جداگانه کار میکننــد و آموزشوپرورش هم هميــن رويه را دارد. اما ما بايد به ســمتی برويم که اگر در يک جايی شــبکه بهداشــت و درمان وجود دارد، درهايش را به سوی بهزيستی باز کنيم که ايــن کار بايد صورت بگيرد و برای وقوع آن آیتی میتواند کمککننده باشــد. اما در کل اين ناهماهنگــی بين نهادها با يکديگر و نهادها با مردم، قدرت ما را در مواجهه با آســيبهای اجتماعی کم کرده و ما به جای اينکه روی اين مسائل کار کنيم، باز میخواهيم با سازمانهای بزرگ در تهران کار کنيم. درحالیکه اين سازمانها پولها را بر میدارند، تبديل به ساختمانها میکنند و متأسفانه منجر به اتفاق سودمندی نمیشود.

شما در این زمینه چه اقداماتی را انجام دادهاید؟

ما اطالعات کودکان بازمانده از تحصيل را جمعآوری کردهايم و در اين فرايند مشخص شد 125 هزار کودک به مدرسه نمیروند، ما اين تجميع اطالعات را انجام دادهايم، االن هم به سمت داشبورد مديريتی پيش میرويم که به عنوان مثال اين کودک چرا مدرسه نمیرود؟ اين اطالعات را در اختيار آموزش و پرورش، بهزيســتی و سايرين قرار داديم. با ثبت احوال صحبت کرديم تا برای طالق هم چنين اقدامی انجام شــود که البته آنها يکسری موانع هم دارند. برای درمان اعتياد هم سامانهای راهاندازی کرديم که هر معتادی که میخواهد از بيمه درمانی استفاده کند، اطالعاتش جمعآوری شود. اين شفافسازیها، خيلی کمک میکند که ما بتوانيم سيستممان را به يک سيستم کارآمدتر تغيير بدهيم.

پس از فراگیرشدن بحث آســیبهای اجتماعی در کشور، دیدارهایی با همین محور بین مســئوالن نظام با مقام معظم رهبری انجام دادند کــه آخرین دیدار نیز مربوط به آبان ماه بود و فقط جســته و گریخته درباره ارائه گزارشــی 00۸صفحهای به رهبری در حوزه آسیبهای اجتماعی صحبت شد. به طور کلی در این جلسات به چه نتیجهای رسیدید و نگاه باالترین مسئول کشوری به آسیبهای اجتماعی چه بود و چه دستوری به نهادها برای مقابله با این بحران دادند؟

از وزارت کار، آقای ربيعی، وزير، در اين جلســه حضور داشــتند. آنجا اعالم شــد در بحث آســيبهای اجتماعی پنج حوزه بيشــترين اولويت را دارند. حاشيهنشــينی، اعتياد، طالق، مفاســد اخالقی و اجتماعی و موضوعاتی تحت عنوان نقاط حاد و آســيبپذيری که بيش از ميانگين کشــور هستند که پنج اولويت اصلی در نظر گرفته شدند. نتيجه هم اين بود که بايد کارهای فوقالعاده در کوتاهمدت انجام شــود. برای انجام اين کارهای فوقالعاده هم کميتههای مختلفی در وزارتخانهها تشــکيل شده است؛ مثال در حوزه آسيبها ما مسئول کار هســتيم و در حوزه اعتياد، بهويژه اعتياد کودکان فعال هستيم، شورایعالی انقالب فرهنگی بحث طالق را پيگيری میکند، وزارت بهداشــت روی ايدز و خودکشی کار میکند. تقسيم کار بين دستگاهها انجام شده و وزارت کار نيز در حال پيگيری جدی است. بودجه مقابله با آسيبهای اجتماعی را افزايش دادند، تأکيد بر اين بود که همکاری بين دستگاهها بايد بيشتر بشود که اين اتفاق در حال افتادن است؛ مثال بين دادگستری و بهزيستی تفاهمنامهای امضا شد و... .

این جلسات چقدر برای رسیدن به یک نگاه مشــترک مؤثر اســت؟ اصال چه اتفاقی افتاده که آنقدر آسیبهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است؟

دليــل اين توجــه روند رو به رشــد آســيبهای اجتماعی در کشــور اســت. روندی که گزارش شــد و برای همين در اولويتهای سياســتگذاری قرار داده شد؛ يعنی مسئله در باالترين سطح به رسميت شناخته شده است. ما میگوييم برای حل مســئله، سه جريان مســتمر بايد صورت بگيرد. اول بهرسميتشناختن مسئله ، دوم عزم تغيير و سوم ارائه راهکارهای کارشناسی و جريان حل مسئله که بعد از تشخيص مســئله، بايد جريان حل مسئله شــکل بگيرد. ما داريم ايدههای مختلفی را ارائه میکنيم؛ مثال دو ايده را وزارتخانه ما ارائه کرده اســت که در حال بررسی است. غير از بحث فناوری اطالعات، پيشنهاد ديگر ما اوراق مشارکت اجتماعی است. اوراق مشارکت اجتماعی شيوه حل مســائل اجتماعی است که حدودا 10 سال است در دنيا فعال شده است. در اين روش دولت تعداد معتادان، تعداد بازگشــتیها به زندان ...و را ارائه میکند. کدام مؤسسه خيريه يا شــرکت خصوصی میتواند اين آمار را کاهش دهد؟ يک شرکت خصوصی میگويد من میتوانم آمار طالق را پايين بياورم، دولت با اين شــرکت قرارداد میبندد تا اگر در دو ســال نــرخ طالق کاهش پيدا کرد، من مبلغی را به تو پرداخت میکنم و در غير اين صورت هيچ مبلغی به تو پرداخت نمیکنم. آن شرکت بايد برای کمکردن اين نرخ يکسری تأمينکننده مالی پيدا کند تا در صورت کاهش نرخ آســيب، بتواند ســودی هرچند ناچيز به آنها بدهد. اين روش بسيار اثربخش بوده؛ چون کسی که میخواهد پول بگيرد، در صورت موفقيت به پول میرسد. در اين طرح مثال گفته میشود آيا تو میتوانی نرخ خودکشی را در ايالم پايين بياوری؟ قرارداد را به صورتی روشن و شفاف تنظيم میکنند و آن شرکت با کمک نيروهای اجتماعی سعی در کاهش آسيب میکند؛ مثال شرکتی که در انگلستان اين وظيفه را بر عهده دارد، اعالم کرده بود کسی که از زندان آزاد میشود همان هفته اول مرتکب جرم میشود، آنها از همان هفته اول او را تحت آموزش قرار میدهند و مشکالتش را حل میکنند که به دليل فقر دوباره مرتکب جرم نشــود. ما فکر میکنيم اگر اين طرح در ايران راهاندازی شود، میتواند مؤثر هم واقع بشود. اين رويکرد جديد ما در نگاه به آسيبهای اجتماعی است.

چرا ســازمانهای مردمنهــاد و مراکز خیریه حوزه آســیبهای اجتماعی فعالتر و موفقتر از دولت عمل میکنند؟

شايد چون جايگاه دولت اينجا نيست. دولت در اين زمينه اگر بتواند خيلی کار کند همان تسهيلگری مؤسسات است؛ يعنی بعضی از چيزها با ويژگی دولت ناسازگار است. امنيت قطعا در همه جای دنيا مال دولت است، اما کارخانهزدن اصال مال دولت نيست. دولتها نمیتوانند کارخانه بزنند و هرکاری در اين حوزه بکنند خراب میشود، اما خبرگزاریهای موفق در جهان متعلق به دولتهاست، هرچند روزنامهها کمتر متعلق به دولت هستند. مقابلــه با آســيبهای اجتماعی هم کمتر کار دولت اســت و دولت بــه داليل مختلف نمیتواند در اين امر موفق شود. اين کار عشق میخواهد که شما بتوانيد با يک آسيبديده کار کنيــد و او را به زندگی بازگردانيد. به کارمند بايد کار روتين داده شــود، پديده آســيب اجتماعی از فردی به فرد ديگر متفاوت است. کار بايد ماشينی شود که کارمند بتواند رويش کار کند. اين کار خالقيت، نوآوری، عشــق و ارتباط نزديک با فرد آسيبديده میخواهد. در حوزه آسيبهای اجتماعی پزشکی آمريکايی در حوزه بيماریهای واگير در آفريقا فعاليت کرد، وقتی به آمريکا برگشت تصميم گرفت در حوزه آسيبهای اجتماعی کار کند. او گفت آسيبهای اجتماعی مثل بيماریهای واگيردار است؛ يعنی از يک جايی با مقدار کم شروع میشــود و بعد اوج میگيرد. شما اگر بتوانيد، آن زمانی که کم است واکسن بزنيد، موفق شدهايد اما وقتی زياد شود ديگر کاری از دستتان ساخته نيست؛ بنابراين ما بايد به محلهها برويــم و از خود مردم محلهها بخواهيم آســيب اجتماعی را کنترل کننــد. در واقع بايد اجتماعمحور عمل کنيم و اطالعات را براساس هر محله درآورده و بر اساس آن کار کنيم.

فکر میکنید چقدر به خط قرمز آسیب اجتماعی نزدیک شدهایم؟

ما يک مقايســه بينالمللی در زمينه آســيبهای اجتماعی داريم. مــن میگويم تفکری که ايرانیها دارند اين اســت که هميشــه منفی نگاه میکنند. ما هميشــه اين نوستالژی را داشــتيم که قبال از حاال بهتر است؛ چون روشنفکر ما و خود ما هميشه فکر میکنيم دوران قبلی بهتر از حاالست. برای همين خودمان را با بهترين کشورها مقايسه میکنيم، اما وقتی شــما آمارهــا را نگاه میکنيــد، میبينيد اوضاع آنقدرها هم بد نيســت. در حوزه طالق نســبت به خيلی از کشــورها وضــع بهتری داريم، در زمينــه ايدز در جهان خوب هســتيم، در بحث خودکشــی اوضاع خوبی داريم، ولی هرکسی اينها را بگويد باورش سخت است. واقعيت اين اســت که روندها در حوزه آسيب اجتماعی افزايشی و نگرانکننده است. دوم اينکه از کشورهای منطقه وضعيت بهتری داريم، ولی در ايدز بهســرعت سير صعودی را طی میکنيــم و روند ابتال از اعتياد به موارد جنســی در حال تغيير است که خيلی خطرناک است؛ بنابراين بههيچوجه وضــع خوب نيســت، ولی آنقــدر هم که فکــر میکنيم اوضاع خراب است، اينطوری هم نيست.

مسئله اصلی اين است که گفتوگو بين دولت و بخش خصوصی اتفاق نمیافتد؛ بنابراين آن همافزايی که بايد بين دولت و بخش خصوصی باشد، انجام نمیگيرد و ما به اين مسئله شکست در هماهنگی میگوييم و به دليل اين ناهماهنگیها در کنترل آسيبهای اجتماعی موفق نمیشويم. ما در واقع بايد از يک سيستم ناهماهنگ، به يک سيستم هماهنگ برسيم، چگونه میشود اين گذار را صورت داد؟ بايد به سمت تمرکززدايی و تفويض اختيارات در شهرستانها برويم. بايد نهادهايی را که در شهرستانها درگير مسئله هستند وارد ماجرا بکنيم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.