در سرزميني ديگر

از جهاِن داستان

Salnameh Shargh - - كتاب -

«حكومت نظامی» خوســه دونوسو با ترجمه عبداهلل كوثری از مهمترين رمانهای ترجمهشــده در ســال گذشته بود كه در نشر نی منتشــر شــد. «حكومت نظامی» از شاخصترين رمانهايی اســت كه شــيلی بعد از كودتا را به تصوير كشيده است. اين رمان، روايت خوانندهای انقالبی است كه در دوران كودتا صدای مردم ســرزمينش شده است. او كه اندكی پيش از كودتای پينوشــه بهطور اتفاقی از شــيلی خارج شده و در پاريس زندگی میكند، در فضای بعد از كودتا صدای وضعيت اســتبدادزده كشــورش میشــود اما يك دهه بعــد از كودتا وضعيت شــيلی او را به ترديد میانــدازد چنانكه ديگر اميد چندانی به آينده ندارد. «حديث شطرنج و رســاله سيسرو» اشتفان سوايگ با ترجمه محمود حدادی ازســوی نشــر نيلوفر منتشر شــد. «حديث شطرنج» داستانی خواندنی از سوايگ است و «رساله سيسرو» گفتاری از او درباره زندگی اين ســخنور كالســيك رومی و اين هر دو محصول دورهای از نويسندگی سوايگاند كه او بهدليل جنگ جهانی دوم تن به مهاجرت داده و در تبعيد و جايی دور از ســرزمين فرهنگیاش روزگار میگذراند. «حديث شطرنج» داســتانی تمثيلی است كه شــمايی از يك دوران بحرانی در آن ديده میشــود. اين آخرين اثری اســت كه سوايگ قبل از خودكشیاش نوشت و ازاينرو رد ترسخوردگی و كندهشدن از خانه در آن ديده میشود. كافكا از آن نويسندگانی است كه هر سال نامش بهشــكلی در ميان كتابهای يكسال حضور دارد. سالی كه گذشت، «مسخ» او با ترجمهای دوباره از فرزانه طاهری در نشر نيلوفر بهچاپ رسيد. طاهری «مسخ» را سالها پيش همراه نقدی از نابوكوف ترجمه كرده بود اما آنچه سال گذشته منتشر شد ترجمهای بهكلی متفاوت از ترجمه قبلی او بود. ترجمه جديد طاهری از «مسخ»، براساس نسخه انتقادی نورتن صورت گرفته؛ اســتنلی كرنگلد اين شاهكار كافكا را از آلمانی به انگليسی برگردانده و در آن جز خود داستان، پيشينه و زمينه «مسخ» همراه نقدهايی مهم از كافكاشناسان معتبر را گرد آورده است. نسخه «نورتن» مسخ هم نشاندهنده حك و اصالحاتی اســت كه كافكا در متن رمان اعمال كرده و هم شــامل مهمترين رويكردهای انتقادی به اين كتاب از 197۰ تا .1995 اما با اتمــام دو پروژه رضا رضايی در ترجمه آثار جين آستين و خواهران برونته، او بهسراغ ترجمه رمانهای جورج اليوت رفته و ســال گذشــته دو رمان اين نويســنده كالسيك ادبيات انگلســتان؛ «ادامبيد» و «سايالس مارنر» با ترجمه او در نشر نی منتشر شدند. رمانهای اليوت بهسياق نويسندگان همدورهاش آثاری رئاليســتیاند اما دراينميــان چند ويژگی خــاص آثار او را متمايز میكند؛ توصيف ذهنيت و انگيزههای درونی شخصيتها از وجوه تمايز رمانهای اليوت هستند. جز اين دو اثر كالســيك، ترجمهای ديگر از رضايی كه به سالها پيش برمیگردد نيز امكان انتشــار يافت: «شاه، بیبی، سرباز» دومين رمانی است كه نابوكوف به زبان روسی نوشت و بعدها زير نظر خود او و با تغييراتی زياد به انگليســی ترجمه شــد. نابوكوف طبق عادت عجيبش بــرای اين رمان نيز مقدمهای نوشــت و اين تعبير را درباره اين كتابش بهكار برد: «اين جانور چموش از همــه رمانهايــم بیخيالتر اســت.» اين جانور چموِش نابوكوف طنزی سياه و قدرتمند دارد و پارودی «مادام بوواری» و «آناكارنينا»، دو رمانی كه نابوكوف عالقه زيادی به نويسندگانشان داشت، بهشمار میرود. اگرچه جولين بارنز از نويســندگان مهم سالهای اخير ادبيات انگلستان است اما تا همين اواخر چندان در ايران مطرح نبود تــا اينكه رمان «درك يك پايان» او با ترجمه حســن كامشــاد در نشــر نو منتشــر شــد و بهواســطه اين كتاب بارنز بهشكل جدیتری در ايران مطرح شد. «درك يك پايان» كه از مهمترين رمانهای بارنز بهشــمار میرود و جايزه بوكر را دريافت كرده، دو بخــش دارد. در بخش اولش راوی خاطرات گذشــتهاش را روايــت میكنــد و در بخش بعــدی به روايــت وضعيت

امروزش میپردازد. گذشــته و شــيوه مواجهه با آن و نيز سبك داستاننويسی بارنز در اين رمان از نكات حائز اهميت آن است. «هياهوی زمان» رمان ديگری از بارنز است كه اين كتاب نيز سال گذشته با ترجمه سپاس ريوندی در نشر ماهی بهچاپ رسيد. اين رمان را میتوان جزو ادبيات آرمانشهری انگلستان قلمداد كرد و البته با اين تفاوت كه در اينجا بهجای توصيف مدينه فاضله، روايتی از مدينه غيرفاضله بهدست داده شده است. «افیبريســت» تئــودور فونتانــه از مهمتريــن رمانهای قرن نوزدهم ادبيات آلمان است كه بهلحاظ درونمايه با سه شاهكار ديگر اين قرن يعنی «آناكارنينا» تولســتوی، «نانا» زوال و «مادام بوواری» فلوبر قياس میشــود. ســال گذشته «افیبريست» با ترجمه كامران جمالی در نشــر نيلوفر بهچاپ رسيد. رئاليسم فونتانه را بهدليل طنزی كه در روايت رمانهايش بهكار گرفته و همچنين شيوه توصيفاتش، «رئاليسم ادبی طنزآميز» ناميدهاند. ســال گذشته «شــهر فرنگ» گونتر گراس نيز با ترجمه كامران جمالی در نشــر چشمه بهچاپ رسيد. «شــهر فرنگ» در سال ۰1۰2 منتشــر شــد و مثل ديگر آثار گونتر گــراس مورد توجه زيادی قرار گرفت. «ســوی ديگر» رمانی از آلفرد كوبين اســت كه علیاصغر حداد آن را ترجمه كرده و ســال گذشته در نشر

ماهی بهچاپ رسيد. كوبين طراح و نقاش مشهور اتريشی است و «سوی ديگر» تنها رمان او بهشمار میرود. كوبين كه همعصر كافكا بوده، در اين رمان با بهكاربســتن عنصر وحشت جهانی فانتزی- ذهنی آفريده و روايت او كه دارای وجهی ســمبوليك است را میتوان نوعی رمان فانتزی دانست. دو كتاب از فاكنر هم امسال بهچاپ رسيد. ابتدا مجموعهداستان «جنگل بزرگ» با ترجمه احمد اخوت در نشــر افق منتشر شد و در روزهای پايانی ســال نيز رمان «پيرمــرد» با ترجمه تورج ياراحمدی در كتابسرای نيك. «جنگل بزرگ» مجموعهای از داستانهای فاكنر است كه درباره شكار و طبيعتاند. «پيرمرد» نيز داستانی است كه در آن فاكنر از قلمرو يوكناپاتافا بيرون آمده و به روايت كســانی پرداخته كه قبل و بعد از اين داستان كاری با آنها نداشته است. اوايل سال گذشته رمان «نقال فيلم» ارنان ريورا لتليئر با ترجمه بيوك بوداغی توسط نشر آگه منتشر شد. اين نويسنده شيليايی در «نقال فيلم» سينما را دستمايه روايت قرار داده اســت. در «نقال فيلم» پيوندی ميان سينما و ادبيات برقرار شــده و نويســنده در روايتش از تكنيكها و فانتزیهای مختص بهخود استفاده كرده اســت. «بازگشت به كيلیبگز» سورژ شــاالندن با ترجمه مرتضی كالنتريان در ماههای پايانی

سال در نشر آگاه منتشر شد. شاالندن از نويسندگان معاصر فرانسوی اســت كه تجربه ســهدهه روزنامهنگاری دارد و گزارشهای او درباره ايرلند شــمالی مورد توجه زيادی قرار گرفته بودند. رمانهای شــاالندن و از جمله «بازگشــت به كيلیبگز» موفق به دريافت جوايز متعدد ادبی شدهاند. بعد از انتشــار رمانهای «واحه غروب» و «عشق در تبعيد» بهاء طاهر با ترجمه رحيم فروغی، مجموعهداستانی از اين نويســنده مصری با عنوان «زمســتان ترس» در نشر ناهيد بهچاپ رسيد. داستانهای اين كتاب هريك نمونهای از يك دوره نويسندگی بهاء طاهر بهشمار میروند. كاوه ميرعباسی مدتی اســت كه بهسراغ ترجمه تمام آثار ماركز رفته و سال گذشته دو رمان «صدسال تنهايی» و «عشق در روزگار وبا» با ترجمه او توسط انتشارات كتابسرای نيك منتشر شد. سال گذشته آثار مهمی نيز بازچاپ شدند ازجمله: «آرزوهای بربادرفته» بالزاك ترجمه ســعيد نفيســی، «چرم ساغری» بالــزاك ترجمه بهآذيــن، «درخت و بــرگ» تالكين ترجمه مراد فرهادپــور، «مامور معتمد» گراهام گرين ترجمه تورج ياراحمدی و «داســتان دوســت من» هسه ترجمه سروش حبيبی و «بووار و پكوشه» فلوبر ترجمه افتخار نبوینژاد.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.