در حضور شكسپير

ادبيات نمایشي

Salnameh Shargh - - كتاب -

چهارصدمين سالمرگ ويليام شكسپير را میتوان مهمترين اتفاق ادبياتنمايشــی در سال گذشــته دانست. در همين ســال چندين اثر از شكسپير يا درباره او به فارسی ترجمه و منتشر شد: «لطف بخشش»، عبارِت مشهور شكسپير، عنوان كتابی اســت از پيتر بروک كه با ترجمه حميد احياء در نشر نيال بهچاپ رســيد. كتاب از نُه مقاله شكل گرفته كه هريک دارای عنوان و ايدهای مجزاست. بروک در هر مقاله روايتی از اجراها و تجربههای خود در مواجهه با شكسپير بهدست داده. از نمايشــنامههاي شكســپير، «حكايت زمســتانی» بــا ترجمه فواد نظيــری در نشــر ثالث درآمــد. «حكايت زمستانی» جزو آندســته از نمايشنامههای شكسپير كه در ايران كمتر شناخته شــده، نمايشنامهای است در پنج پرده. اين نمايشنامه خاصه در سهپرده نخست، تراژدی و بهقول نظيری «سوگنمايشی» است همپای «اتللو». كتابی هم از تری ايگلتون با عنوان «ويليام شكســپير» با ترجمه محسن ملكی و مهدی اميرخانلو از طرف نشــر مركز منتشــر شد. ايگلتــون در كتابش چند مضمون يا ايــده اصلی را در آثار شكسپير برجسته كرده و میكوشد روابط متقابل زبان، ميل، پول و بدن را در آثار شكسپير بررسی كند. از شكســپير كه فاصله بگيريــم، به اثر مهمی میرســيم كه شــامل پنج نمايشــنامه مهــم از «ائوريپيدس» اســت با ترجمــه عبداهلل كوثری كه در نشــر نی منتشــر شــده. ائوريپيدس از مهمترين تراژدینويســان يونان است. كوثری در كتاب تازهاش اين نمايشــنامهها را ترجمه كرده: «مدئا»، «ايپوليتوس»، «الكترا»، «زنان تروا» و «باكخانتها». جز اين، مقاالتی نيز درباره هريک از آنها، همچنين درباره ائوريپيدس و جهان آثارش در كتاب آورده است. ترجمه نمايشنامههايی از هنريک ايبســن توسط بهزاد قادری در نشر بيدگل از ديگر اتفاقات مهم ادبيات نمايشــی بود. «جنزدگان»، «مرغابی وحشی»، «روسمرسهولم» و «وقتی ما مردگان سربرداريم» تاكنون منتشر شدهاند. «ســاوانابای» دوراس ترجمه قاسم روبين نيز در نشر اختران بهچاپ رسيد. «ساوانابای»، از آثار مطــرح دوراس را میتوان پيكاری ميان حافظه و واقعيت تلخ روزمرگی دانســت. پيكاری كه در آن انســان میكوشد آنچه را كه روزی دوســت داشــته از فاجعه و بحران دور كند. «دون ژوان در جهنِم» جرج برنارد شــاو از ترجمههای قديمی ابراهيم گلســتان نيز در نشر بازتابنگار تجديدچاپ شد، نمايشنامهای كه در سال 133۰ به فارسی ترجمه شده. «الكترا»ی اوريپيد، نمايشــنامه كالســيک ديگری است كه با ترجمه غالمرضا شــهبازی در نشر بيدگل درآمد. چندين روايت از اســطوره الكترا توســط درامپــردازان يونانی مثل آيســخولوس، ســوفوكل و اوريپيد نوشته شــده كه هريک براساس نيازهای روايیشان از اين اسطوره بهره بردهاند. چند نمايشنامه مهم ديگر نيز در نشر فرهنگجاويد تجديدچاپ شــده ازجمله: «پرومته در زنجير» اشــيل ترجمه شاهرخ مســكوب، «محاكمــه ژاندارک در روان» برشــت ترجمه عبداهلل كوثــری، «دكتر كنوک» ژول رومــن ترجمه محمد قاضــی، «آوازخوان طاس» يونســكو ترجمــه محمدتقی غياثی. ســال گذشته آثار مهمی از نمايشنامهنويسان ايرانی نيز بهچاپ رسيد كه از مهمترين آنها آثاری از بهمن فرسی بود. «مخزن» جالل تهرانی نيز در نشر مكتب تهران بهچاپ رســيد. «مخزن» نيز مثل ديگر آثار تهرانی متنی درخشــان دارد و تجربهای متفاوت در نمايشنامهنويسی ايرانی بهشمار میرود. دو ترجمه قاسم صنعوی از سارتر نيز در اين سال در نشر پارسه تجديدچاپ شد: «نكراسوف» و «خلوتكده». «نكراسوف» از سياسیترين نمايشنامههای سارتر است و «خلوتكده» از مشهورترين آثار او بهشمار میرود. «دوزِخ» سارتر نيز با ترجمه حميد سمندريان در نشر قطره بهچاپ رســيد. «دوزخ حضور ديگری اســت» از ايدههای اصلی ســارتر است كه در چندين نمايشنامه او و از جمله اين اثر وجود دارد. صحنه اين نمايشنامه، دوزخ است و آدمهای نمايــش هم همگی مردگاناند كه از پيش امكان هرگونه نجاتی را از دست دادهاند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.