درهای موزهها به روی پناهجویان باز میشود

رمزگشايی از سياستهای جديد موزهها در قبال مهاجرت

Salnameh Shargh - - هنر - ﺗﺮجﻤﻪ ﻭ ﺗألﯿف: ﺍﻓﺮﺍ صﻔﺎ

در زمانی که مهاجرت بیشــتر از هر وقت دیگری تبدیل به یک مســئله بغرنج شده است، موزهها و دیگر مراکز میراث فرهنگی میتوانند مکانی باشند که در آن گروههای گوناگون گرد هم بیایند و برای رســیدن به جامعــهای قدرتمندتر و آیندهای روشنتر همکاری کنند. متخصصان میراث فرهنگی و هنــری در رویارویی با یک مســئله اجتماعی، پیش از هر چیزی به عنوان یک انسان بیداردل، مسئولیتی فردی دارند و در گام بعدی میتوانند مراکز هنری و فرهنگی را به مکانی بــرای نوآوریهای اجتماعی تبدیل کنند. این پیام نشســتی در ســال 2016 با نام «کنفرانس سیاســتگذاران موزههای اروپا» با 700 شــرکتکننده بود و نوشته پیشرو چکیدهای از موضوعهای مطرحشده در این نشست است. پناهجویان و واکنش اروپا به ســیل فزاینــده مهاجرت از موضوعهایی اســت که تنها بــا گفتوگو حل نمیشــود. سالهاســت سیاســتمداران درباره قایقهایی که غیرقانونی و از راهی خطرنــاک مهاجران را از آبهــای مدیترانه عبور میدهند حرف میزنند و درباره استراتژی بازگذاشتن مرزها سخنوری میکننــد، اما در عمل نتوانســتهاند کاری از پیش ببرند. در سال گذشــته این ماجرا از اساس دگرگون شد؛ چراکه افراد در سرتاســر اروپا تصمیم گرفتند بخشی از مسئولیت را به دوش بکشــند و کاری بکنند. همزمان با اروپاییانی که درها را باز گذاشتند و برای کمک داوطلب شدند، موزهها و مراکز میراث فرهنگی به دنبال راهی بودند که با آن بتوانند کاری اثربخش انجام دهند. در اینجا موضوع درباره رابطه موزهها و مهاجران اســت و باید توجه کرد پناهجویــان افرادی در بحران هســتند. نگاهی به آمارها انــدازه عظیم این بحران را به دســت میدهد. اکنون حدود ســه درصد از جمعیت جهــان مهاجر اســت. در کل جهــان، 60 میلیــون پناهجو وجود دارد که 5.13 میلیون آنها ســوریهای هســتند. یکی از تأســفبارترین آمارهای بهدســتآمده این است که پس از امضای توافق اروپا با ترکیه برای نگهداشــتن پناهجویان، احتمال مرگ کســانی که تالش میکنند از دریای مدیترانه عبور کنند، یک نفر از 23 نفر اســت. تنها تصور کنید کســی چنیــن احتمالی را بــه جان بخــرد. در رابطــه موزهها با مهاجران، این مراکز باید به شــرایط ایــن افراد توجه کنند. در برخورد بــا افرادی بحرانزده، تنها کاری که بهســرعت میتوان برایشــان انجام داد این اســت که آنها را از بحران بیرون کشــید. پناهجویان به جایی برای خوابیدن نیاز دارند. حمام، غــذا و امنیت میخواهند. برای اینها ما اســتراتژی نمیخواهیم، ما انســانیت نیاز داریم. یک مثال از این دست موزهها، یادگار هولوکاســت بیناریو12 در میالن است که در اواخر سال گذشته درهای خود را به روی 35 پناهجو گشود و به آنها جای خواب داد تا از سرما در امان باشند. هنگامی کــه باالخره بحران اولیه بگــذرد و پناهجویان بتوانند جایی بــرای ماندن پیدا کنند و بــرای پناهندگی اقدام کنند، آنگاه موزه میتواند برای کمک به آنها نقشی دیگر بازی کند. مراکز فرهنگــی نباید تالش خود را تنهــا روی تازهواردان ســوریهای و افغــان متمرکز کنند، بلکه بایــد تمام جوامع مهاجری را که شــاید دههها پیش مهاجــرت کردهاند نیز پوشــش دهند. مهاجــرت و پناهندگی تنهــا مختص اروپا نیســت و پدیدهای نو هم به شــمار نمیآیــد. در برخی از کمپهــای پناهجویی آفریقا افرادی به دنیا میآیند، رشــد میکننــد و بچهدار میشــوند بدون آنکه هرگــز بتوانند به جایی کــه از آن آمدهاند بازگردند یا گامی به پیش بگذارند. بیشــتر مهاجران در آمریکای شــمالی، اروپا و آسیا زندگی میکنند و بریتانیا میزبــان بزرگترین گوناگونی فرهنگی در میان مهاجران اســت. ســازمان جهانی مهاجرت بهتازگی نقشهای طراحی کرده است که جریان مهاجرت مردم میان کشورهای گوناگون را نشــان میدهد. هنگامی که از درون عینک مهاجرت به این تصویر آشــنا نگاه میکنیم، نقشــه جهان کامال با آنچه میشناسیم متفاوت میشود.

از مهاجرت اشیا تا مهاجران کنشگر

هنگامی کــه درباره رابطــه مهاجــرت و موزهها صحبت میکنیم، ســه دســته برخورد با مســئله مهاجــرت دیده میشــود. نخستین گروه که برخورد سنتی با این موضوع را پیشه کردهاند، مهاجرت را در اشیاي موجود و در مجموعه مــوزه دنبال میکنند. اگــر به این فکر کنیم که همه اشــیا در مجموعــه یک موزه چیزهایی هســتند کــه از زمینه و تاریخچهای جدا شده و برخالف میلشان به جایی دیگر برده شــدهاند، پس میتوان نتیجه گرفت تمام موزهها در واقع درباره مهاجرت هستند. تنها دیوارنگارههای آشوری در موزه

بریتانیا که مهاجرت اجباری بردهها و جابهجایی اشیا میان کشورها را نشان میدهد، گواه این سخن است. گاه این اشیا که از دل تاریخ میآیند، حرفهای تأثیرگذاری درباره مسائل جهان معاصر دارند. میتوان خــرده گرفت که در این نوع برخورد، مهاجرت تنها از جنبه زیباییشناســی مورد توجه اســت، اما داشــتن مجموعههایی که پر از داستانهایی از مهاجرت است، میتواند نقطه آغازی برای موزهها باشد که در زمان معاصر برای طرح مسائل روز از آنها استفاده کنند. از دهــه 1980 میــالدی بــا بهوجودآمــدن نظریههــای نویــن موزهداری میتــوان برخــورد دوم موزهها و مراکز میراث فرهنگی را با مســئله مهاجرت دیــد. در این نوع واکنــش موزهها تــالش میکنند بر مهاجــرت به عنوان یــک «موضوع» تمرکــز کنند. ایــن نوع برخــورد باعث بهوجودآمدن موزههایی شد که تنها درباره عمل مهاجرت هســتند یا بر گروه خاصی از مهاجــران تمرکز دارند. این موزهها بعدها با نام «موزههای مهاجرت» شــهرت یافتند و مراکــزی مانند الیــس آیلنــد ‪)Ellis Island(‬ در ایاالت متحــده و موزه مهاجرت آرژانتین از آن دســت هســتند. موزههای مهاجرت برای انجــام وظیفهای ویژه به وجود میآینــد. برخــی از آنها مانند موزه ملــی تاریخ یهودیان آمریکا تالش میکنند خاطره ســفر دشواری را که جوامع مهاجر روزگاری به جان خریدند زنده نگه دارند. موزههای مهاجرت از مطرحکردن مســائل جهان معاصر هراســی ندارند. حتی گاهی ممکن اســت به آنها عنوان «کنشگر» هم داده شــود. این مراکز همچنین تالش میکنند شکاف میان مهاجران و جامعه میزبان را کاهش دهند. در سالهای اخیر پیشــرفتهای فناوری و پیشروی جوامع باعث شــده نسل سومی از برخوردهای موزهها با مهاجرت نیز شکل بگیرد. رابطه میان موزهها و جوامع در حال تغییر اســت و به همین نسبت رابطه میان موزهها و مهاجران نیز دگرگون میشــود. مردم دیگر تنها بازدیدکنندگانی منفعل نیســتند، بلکه آنها هر روز بیشــتر از پیش در شکلدادن به زیربنــای فرهنگی جامعه خود شــرکت میکننــد. در این برخورد ســوم مهاجرت دیگر نه شــیء است و نه موضوع، بلکه مهاجران در موزه تبدیل به کنشگرانی میشوند که بر جامعه تأثیر دارند.

موزه در جایگاه کنشگر اجتماعی

رکن اصلی نســل ســوم برخــورد موزهها و مراکــز میراث فرهنگــی بــا مهاجــرت ایــن اســت که خــود را نــه با مجموعههایشان یا مأموریتهایشان، بلکه با رابطه خود با مخاطبانشان و تأثیری که میخواهند از طریق فرهنگ، هنر و میراث تاریخی بر جامعه داشته باشند تعریف میکنند. آنها بیشتر اوقات مرز میان سازمانهای اجتماعی و سازمانهای فرهنگی هســتند. هنگامی که موزهها مهاجران را به چشم همکارانی بالقوه بنگرند، میتوانند برنامههای نوینی را اجرا کنند. یکی از نمونههای موفق چنین همکاریای نمایشگاه «مرز بسته اســت» در شهر بلگراد در 2015 بود که در موزه هنرهای آفریقا انجام شــد و کاری مشترک میان هنرمندان ســاکن بلگراد و پناهجویانی بود که در کمپهای پناهندگی بودند. این پروژه باعث شد این موزه گامی استوار در راه طرح مسائل روز اجتماعی بردارد و همزمان از روند نمایشگاههای تاریخــی خود هم خارج نشــود. این برنامه نهتنها نقشــی پرمعنا به مهاجران داد، بلکه باعث شــد اعتبار موزه بیشتر شــود. نمونه دیگری از این دست، همکاری هنرمند مشهور اوالفور االیزون است که پروژه «چراغهای سبز» را در اتریش به راه انداخت. در روند این برنامه 35 مهاجر از افغانستان، ســوریه، نیجریه، تاجیکســتان، ســومالی و عراق به همراه شــهروندان دیگر شــهر وین در یک تجربه آموزشی شرکت کردنــد که در آن کپیهای زیادی از یک المپ ســاختند که اوالفــور االیزون طراحی کــرده بود. ایــن المپها که حاال داســتانی زیبا بــرای گفتن داشــتند، برای کمــک به مراکز غیردولتی کمک به پناهجویان فروخته شدند. هنگامی که موزهها برای طرح مسائل اجتماعی با جامعه خود همکاری میکننــد و زمانی که در رونــد یک نوآوری اجتماعی شــرکت میکنند، دارند در راه رســیدن به صلح پایدار در جامعه خود گام برمیدارند. هر پروژهای که بتواند جامعه را نیرومندتر و رابطه میان گروههای مختلف مردم را استوارتر کند میتواند فعالیتی در راه صلح به شمار آید. این حقیقت بیشتر زمانی به چشم میآید که چنین برنامههایی گروههایی را کنار هم میآورند که میانشان تنش وجود دارد؛ مانند مهاجران و جامعه میزبان.

ﺗخﺖهﺎﯾي ﺑﺮﺍي ﭘﻨﺎﻩ جﻮﯾﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺯﻩ «ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ هﻮلﻮﮐﺎﺳﺖ ﺑﯿﻨﺎﺭﯾﻮ12» ﺩﺭ ﻣﯿالﻥ

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.