پرسشهایی از آینده

هنرهاي تجسمي در سالي كه گذشت

Salnameh Shargh - - هنر - عﻠﯽ ﻓﺮﺍﻣﺮﺯﯼ

هنرهای تجســمی در ســاختار اجتماعی ایران از دو وجه خصوصی و دولتی تشــکیل یافته است؛ دو بخشی که در عین مستقلبودن به نوعی به یکدیگر وابسته نیز هستند و بر هم تأثیر تعیینکنندهای خواهند داشت. اگر به آثار نقاشی به عنوان محصول بنگریم و برایش پروســه تولید، توزیع و عرضه را تعریف کنیم، باید گفت از این نظر کاالیی است که به خودکفایی رســیده است و هر سه مرحله آن به وسیله بخش خصوصی انجام میشود، اما از آنجا که در بسیاری از قسمتها هنوز دولت متولی انجام و تصمیمگیری است، بنابراین هرگونــه فعلوانفعال و تغییر و تحولی در بخش دولتی میتواند تا حد زیادی بر این مراحل تأثیرگذار باشد. از آنجایی که 69، ســال انتخابات ریاستجمهوری است، طبیعتــا اینکه چه دولتی بر ســر کار آید یــا اینکه چگونه مســئوالنی، فرهنگ جامعه را مدیریت کنند میتواند خود از موارد تعیینکننده بخش دولتی تجســمی ما باشد؛ پس هرگونه پیشبینی از قبل، میتواند بهگونهای دیگر نیز بروز کند. اگر فرض را بر این قرار دهیم که همین دولت با ساختار فعلی یا در همین حدود بر سر کار بماند، آنگاه باید رفتارها و سیاستگذاریهای چهار ســال گذشته را مالک و معیار سال آینده قرار داد و با بررسی و تحلیل گذشته به استقبال آینده رفت و چنانچه دولتی دیگر با تفکری متفاوتتر زمام امور را در دســت بگیرد، باید نشست و منتظر سیاستها و رفتار فرهنگی آن بود و دید چه پیش میآید. اگر شــرایط به لحاظ اقتصادی در حد قابل قبولی بود، به این شــکل که طبقه متوســط جامعه با شیب مناسبی به ســمت رفاه بیشتر در حرکت بود و میتوانست هم از پِس هزینههــای زندگیاش برآید و هــم اندوخته و پساندازی برای خود داشته باشد، در آن صورت میتوانستیم امیدوار باشــیم چرخه اقتصادی هنر روال طبیعی و روبهرشدی را در ســال پیشرو تجربه میکند و میتواند بدون وابستگی به بخش دولتی، حرکت خود را به ســمت رشد بپیماید و با پتانسیلی که وجود دارد، نهتنها در داخل جایگاه خود را به عنوان یک هنر پیشــرو بعد از سینما تثبیت کند، بلکه در خارج از این سرزمین نیز به جایگاه و پایگاه بسیار بهتری از آنچه هست دست یابد؛ چراکه طبقهای که اقتصاد هنر به معنی اقتصاد بدنه را به حرکت درمیآورد طبقه متوسطی

است که از آینده خود بیم ندارد و مقداری هم مازاد درآمد در حــدی که بتواند آثار هنری ارزانتری ابتیاع کند در توان خود دارد؛ چراکه جامعه ایران از طبقه شهریای برخوردار شــده که اگر دغدغههای اقتصــادی امانش دهد، حرکت فرهنگی عظیمی را پیش خواهد برد. شــاهد بر این مدعا، اســتقبال و فروشی است که ســینما و تئاتر در حال تجربه آن هستند، ولی از آنجا که محصوالت و آثار نقاشی گرانتر اســت و از عهده خرید این طبقه خارج؛ بنابراین میبینیم در این حوزه نهتنها وضعیت اقتصادی خوب نیست، بلکه الزم است بخش دولتی چنانچه دغدغه فرهنگی در عمل داشته باشد، سیاستگذاریها و تمهیداتی را در پیش گیرد که این قشــر خــالق و تولیدکننده، بتوانــد به حیات هنری خویش ادامه دهد. واقعیت این است که نقاشی ما اگر بیشترین افراد مشغول به خود را نداشته باشد، باید یکی از پرتعدادترینها باشد و برای بررســی چگونگی اقتصاد آن الزم است که به آماری درســت و صحیح دسترسی داشته باشیم تا بتوانیم نظری دقیقتــر، واقعبینانهتر و کارشناســیتر بدهیم و در صورت نبود این ابزار ضروری و الزم، طبیعتا آنچه ارزیابی میشود، اطالعاتی اســت متکی بر شــنیدهها، تجربیات شخصی و

نمودهای رفتاری در افراد این رشــته. دیگر مشکل برآورد وضعیت اقتصادی حوزه نقاشی، جوانبودن بحث اقتصاد هنر اســت در ســپهر تجســمی ما که چند ســالی است این چهره فروبســته رخ نموده و هــر روز واقعیت زندگی اقتصادی این بخش از تولیدکنندگان فرهنگی بیشــتر عیان میشــود و همراه خود ســؤاالت و خواستههایی را مطرح میکنــد. از دیگر مواردی که در بســیاری مواقع بررســی اقتصاد نقاشــی را در ایران با مشــکل روبهرو کرده است، مخلوطکــردن اقتصاد حراجها با اقتصاد بدنه تجســمی ایران است. چند سالی اســت که پس از راهیافتن تعدادی از آثار نقاشــی ما به حراجهای بیرون از ایران، در داخل نیز بازارها و حراجهایی شکل گرفته که به لحاظ نیاز تجسمی ما بر تعداد و تنوع آنها هر ســال افزوده میشود و نوعی از عرضــه و اقتصاد را پدید آورده اســت که مثل هر حراجی دیگر از ســازوکار و کارکــرد خاص خود برخوردار اســت. بررسی سود و زیان این چرخه اقتصادی بحثی کارشناسانه و آکادمیک میطلبد که باید در ســطوح دانشگاهی مورد بررسی، دقت و تحلیل قرار گیرد. آنچه در اینجا به کارمان میآید این است که گفته شــود اگرچه اقتصاد حراجها تا حد زیادی توانســته توجه بخش مرفه و متمول جامعه را

به این موضوع جلب کند و نوعی بازار را شــکل دهد، ولی نباید آن را با اقتصاد بدنه کامال منطبق دید و مالک سنجش وضعیــت اقتصادی بخش تجســمی فرض کــرد. درک و تحلیل پروســه تأثیر رشــد فرهنگی و هنری بر رشــد سایر ارکان جامعه و حوزههای زیســتی یک ملت چنانکه باید برای افراد غیرمتخصص واضح، روشن و پذیرفته نیست تا به عنوان امری ضروری و الزم دیده شود و بیشتر به عنوان چیزی و پدیدهای برای تنوع و سرگرمبودن مورد توجه قرار میگیرد و تا زمانی که تولیدات تجسمی به عنوان هنر پایه برای جامعه و تصمیمگیرنــدگان ضرورت نیابد، نمیتوان انتظار داشــت در شــرایط انقباضهای بودجهای چندان توجهی به این بخش مبذول شود. ایــن بخــش از فرهنگســازی تا حــد زیــادی برعهده انجمنهای فرهنگی، هنری و تجسمی است که متأسفانه در ایــن خصوص از آنها نیز حرکت درخوری دیده نشــده است. با شکلگیری مجلس جدید و انتخاب رئیسجمهور در ســال آینده و پیگیری نهادهای حوزه تجســمی، امید اســت این بخش از هنر هم همچون سینما محل توجه قرار گیرد و با قوانین تشویقی و راهبردی بر رشد این رشته پرنفر افزوده شود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.