طرحهایی برای موزههای آینده

Salnameh Shargh - - هنر - هﺎﺩي ﺁذﺭي

اســت. در شهری مانند تهران با این ترافیک اگر بخواهید از نقطهای به نقطه دیگر بروید، مدتها زمان نیاز اســت و باید برنامهریزی کنیــد. اگر آمار بگیرید؛ در روز چند نفر در تهران از موزهها بازدید میکنند؟ دلیل اصلی، ترافیک و نبود وقت اســت. در شمال کشــور مردم میتوانند در نیمســاعت به هر کجا که میخواهند بروند و از آنجاها دیدن کنند. دلیل اینکه در کنار موزه، رستوران، کافیشاپ و خانه کتاب ساختهام، این است که چند کار را میتوانند در یک مکان انجام دهند. آمار گردشــگری ایران بســیار جالب است. ســاالنه حدود 22 میلیون نفر به مازندران ســفر میکنند. اگر از این تعــداد 10 درصد را جذب کنید، کارتان را انجــام دادهاید و این اتفاقی اســت که خواهد افتاد. موزه از شیشــه ساخته شده و میتوانید از همهجا دریا، شــالی، جنگل و کوه را ببینید؛ زیباییای که در اروپا هم نمیبینید. شــمال این موزه دریــا و جنوبش بزرگراه، شالی، جنگل و کوه است که آنجا هم جایی مانند دهکده ساختهام ولی توجیه اقتصادی ندارد». از سخنان او چنین بر میآید که در راهاندازی این موزه تالش کرده از فضای ســوداگرانه بری باشــد. معادله خیلی سادهای میگوید برای بقا در بازار هنر، باید روی منفعت حســاب باز کرد، او اما معتقد است چنین طرز فکری ندارد؛ «چون خودم وارد هنر نشــدهام، دنبال فروش این آثار نیســتم». نقطه عطف این موزهگالری، نگهداری آثار هنرمندانی است که گمنام هستند. اهمیت یک فضای هنری در این نیست که از تعدادی هنرمند معروف کار داشته باشد. این موزه این پیام را میدهد که مــن دنبال «بیزینس» نبودم. چون در غیر این صورت از کارهای افراد گمنام استفاده نمیکردم. در آن به هنرمندان جوان و گمنام بها داده میشود.

از افسانه فلزی دنیای گلوبالیزهشده تا گنج هنری شمال

مــوزه گوگنهایم نیویــورک را دینامیکتریــن موزه جهان نامیدهاند. این دینامیســم البته نــه در کارکردها و نقش اجتماعی و شــهری آن که بیشــتر بابت رعایت اصولی چون پالستیسیته و اســتمرار است که از اصول حاکم بر فرمهای ارگانیک محســوب میشــود. با این حال سطح شیبدار گالریهایش، نصب تابلو و استقرار مجسمهها را در این موزه مشــکل کرده و از همین رو مایه دردســر برگزارکنندگان نمایشــگاهها و مایه سرخوشی مخاطبان بوده است. دیوید هاروی در کتاب «شهرهای شورشی» با استفاده از مفهوم «هنر اجاره» از شهرهایی مانند نیویورک یاد میکند که با ســاختن یادمانها و بناهای اغواگر شبیه «گوگنهایم» در پی القای توهم خاصبودن و یونیکبودن هســتند تا با این حربه پول بیشــتری بابت خدمات خود از مسافران و توریســتها طلب کنند. این وضعیت را ما در شــهرهای عربی هم شــاهدیم. در دهههای اخیر بار ارزشگذاری و نهادسازی فرهنگی از کشورهای تاریخمند عرب مصر، سوریه و تونس به امارات و قطر منتقل شده اســت. اگر امــروز از ابوظبی به عنــوان پایتخت فرهنگ مدرن عرب نام برده میشــود، دالیلی روشــن دارد: آنها توانســتهاند در گفتوگویی پیوســته و روشمند با غرب، زمینههــای شــکلگیری نوعی فرهنگ مختلــط را پدید آورند که مبتنی بر نظام بازار اســت. مــوزه لوور ابوظبی و همینطور ســاختمان اپرای دوبی که بهتازگی احداث شده، نشانههای این اختالط هستند؛ اما سؤال اینجاست که آیا فرهنگ و نیروی انتقــادی آن میتواند بدون آنکه مغلوب نظام بازار شود، به نتایج چشمگیر برسد؟ موزهها همواره محلی برای نگهداری و بهنمایشگذاشــتن گنجینههای تاریخی و هنری بودهاند و به همین خاطر شاید کمتر موجودیت مستقلشــان مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی اســت که شــکل ظاهری و ســاختار موزهها تأثیر زیادی بر نحوه تعامل مــا با آثار به نمایش درآمده در آنها دارد. موضوع فضای نمایــش از اواخر دهه 1970 و با مطرحشــدن ایده مکعب سفید نگاهها را به خود معطوف کرد. در واقع ایده مکعب ســفید بر این مســئله انگشــت میگذاشــت کــه فضای نمایــش آثار هنری بایــد فضایی یکدست و عاری از هرگونه شکست، فرورفتگی و برجستگی باشــد؛ بهطوریکه بتواند اثــر را در تمامیتش به مخاطب عرضه کند. در این تعریف، هیچ عنصری در فضای نمایش نباید نگاه مخاطب را از اثــر به خود معطوف کند تا بیننده بتوانــد در نهایت تمرکز و توجه با اثر مواجه شــود. از دیگر سو، آنچه به نظر در دهههای اخیر تجدید نظر و بازنگری در طراحی موزهها را به یک دغدغه جدی بدل کرده، شکلگیری اشکال نوینی از هنر از قبیل هنر اجرا و چیدمان است که در فضای سنتی و متعارف نمایشی مجالی برای بروز نمییابند. در ایــن رابطه میتوان به کتاب طرحهایی برای موزه تاریخ ملی اشــاره کرد که مدتی پیش به بازار آمد. بااینحال، بعد از تورق کتاب و صحبت با معماران جوانی که در این کتاب آثارشان به چاپ رسیده، به این نتیجه رسیدم که میتوان این کتاب را «طرحهایی برای موزههای قرن بیســتم و یکم» نام نهاد. سه شــرکت معماری نوپای اروپایی سه ایده متفاوت برای معماری موزههای آینده دارند که در ادامه به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

تاالر بزرگ

یک تــاالر بزرگ مرکزی ما را بهســرعت به یــاد موزه تیت مــدرن میاندازد. اگر این نوع از معماری را دوســت دارید، پس شــاید این طرحی باشد که در آینده نزدیک رؤیای شما دربــاره موزهها را به حقیقت بدل کنــد. این طرح با عنوان «تاالر تاریخ» از یک دیوار بلند 01طبقه با فضاهایی نمایشی تشکیل شده که بر فراز یک تاالر عظیم ساخته میشود که در آن نمایشگاههایی در اندازه مختلف را میتوان ترتیب داد. از خود دیوار هم بازدیدکننده میتواند ببیند در تاالر چه اتفاقی میافتــد و همین طور بالعکس. در واقع ایــن ایده، امکان بهنمایشدرآمدن آثار بزرگ را ممکن میکند. حتی میتوان آن دیوار را به گاهشــماری از تاریخ هنر بدل کرد که بتوان در هر فضا آثاری از یک دوره تاریخی خاص را مشاهده کرد.

یک میدانگاه رومی مدرن

شــرکت ایتالیایی «باکوه» به نظر به همان اندازه که ملهم از گذشــته بوده، از آینده نیز الهام گرفته است. شاید بهترین تعبیر برای طرح پیشــنهادی آنها با عنــوان «فروم اوالند»، فروم یا میدانگاه رومی باشــد. در یک ســوی میدان، اتاق و فضایی برای یک مجموعه دائمی وجود دارد؛ درحالیکه در خود میدان میتوان رویدادهای مختلفی از قبیل نمایشگاه، کنســرت یا حتی تجمعات اعتراضی را ترتیب داد. در واقع این طرح از انعطافپذیری باالیی برخوردار است که تا حدی زیــادی در تقابل با ســاختار صلب موزههــای امروزی قرار میگیرد که بیشتر برای هنرهای تجسمی متعارف (نقاشی، عکاسی و مجســمه) طراحی شــدهاند و کمتر با هنرهای جدیــد از قبیل اجــرا (پرفورمنس) و چیدمان ســنخیت و هماهنگــی دارند. عالوهبراین، این طرح فضای گشــودهای دارد کــه مردم را به داخل خود فرامیخواند و از این طریق میکوشد موزه را از فضایی نخبهگرا به فضایی برای حضور مردم عادی بدل کند.

اتاقهای متصل

سومین طرح بیشتر شبیه یک موزه سنتی است با یک تفاوت و تمایز عمده. شرکت معماری «مونادناک» ساختمانی فاخر با صدهــا اتاق متصل بــه هم طراحی کرده اســت که نوع حرکــت بازدیدکننده در فضای مــوزه را دچار تحولی عظیم میکنــد. در واقع، به لطف ارتباطهــای تقریبا بیپایان میان اتاقها، مســیرهای متفاوت بســیاری در موزه پدید میآیند که این مســئله در تقابل با مســیرهای ازپیشتعیینشده در موزهای ســنتی قرار میگیرد. از دیگر سو، تنوع اندازه اتاقها امکان برگزاری نمایشگاههایی در ابعاد و اندازههای مختلف را فراهــم میآورد. آنچــه درباره این طرح نظــر را به خود جلب میکند، این اســت که این طرح پاسخی است به میل روزافزون مردم برای داشــتن تجربه شخصی از فضای موزه. هر بازدیدکننده میتواند مسیر خود را انتخاب کند بدون اینکه ملزم باشد حتما مسیری خاص را برای دیدن آثار هنری طی کند. عالوهبراین، خود امکان گمشــدن در این فضا، به تجربه بازدید از مــوزه و مواجهه با آثار هنــری جذابیتی دوچندان میبخشــد. در پایان گفتنی اســت تمامی این طرحها با این هدف طراحی شدهاند که ما را به اندیشیدن پیرامون معماری موزههــای آینده ترغیب کنند و اگر از این منظر، بخواهیم این طرحها را ارزیابی کنیم، به نظر نمره قبولی میگیرند.

عﮑس: gettyimages

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.