رسانههای كوچک در برابر رسانههای بزرگ

وقت رجوع دوباره به کتاب کالسیک علی محمدی و آنابل سربرنی فرارسیده است

Salnameh Shargh - - رسانه -

یک بار دیگر رسانههای کوچک ایران با رسانههای بزرگ به مقابله برخاستهاند. رسانههای کوچک را میتوان شامل انواع محتواها در شــبکههای اجتماعی و پیامرسانهای تلفنهمراه و دیگر قالبهای رسانههای جایگزین مبتنی بر اینترنت دانست که به رقابت شدید با رسانههای حرفهای و رســمی بزرگ ایــران آمدهاند. رســانههای بزرگی مثل صداوسیما، خبرگزاریهای پرهزینه و مطبوعات باسابقه و سرمایهبر، خود را در مصاف با رسانههای کوچکی مثل کانالهای تلگرامی و صفحات اینســتاگرامی مییابند. اما این اولینبار نیست که چنین اتفاقی میافتد؛ حدود چهار دهــه پیش، رســانههای کوچک آن زمان، که شــامل اوراق پلیکپیشده و نوارهای کاســت و دیوارنوشــتهها بودند، به نبرد با رســانههای بزرگی، مثــل رادیــو و تلویزیــون ملــی و خبرگــزاری پارس، برخاســته بودند. بســتر اجتماعی و سیاســی آن زمان که ناشی از حرکتهای انقالبی بود، اصال قابل مقایســه با دوران کنونی نیســت، اما زمانــه کنونــی، از زاویه تصادم رسانههای ُخرد با رسانههای بزرگ، بــا آن دوران شــباهت زیادی دارد. مرور چگونگی عملکرد رسانههای کوچک در نیمه دوم دهــه 1350 ایران و روشهــای مقابله و تحتتأثیر قرارگرفتن رســانههای بزرگ از آنها، میتواند روشنکننده مســیر و کارکرد رســانههای بزرگ در مقابل رسانه ُخرد کنونی باشــد. برای این منظور، کتاب کالسیک رسانههای کوچــک، انقالب بــزرگ نوشــته آنابل ســربرنی و علی محمدی بسیار راهگشاست. آنابل سربرنی استاد دانشگاه سواس لندن و علی محمدی اســتاد بازنشسته دانشگاه ناتینگهام هســتند. آنها در سال 1994 میالدی، مصادف با 1373 شمســی، کتاب خود را با عنوان کامل رسانههای کوچک، انقالب بــزرگ: ارتباطات، فرهنگ و انقالب ایران، در انتشارات دانشگاه مینهســوتا، منتشر کردند. این کتاب دارای 12 فصــل در چهار بخش اســت که بخش اول به مفاهیم نظری رسانهها در مدرنیزاسیون ایران میپردازد. بخش دوم کتاب نگاهی به اقتصاد سیاســی رسانههای ایران قبل از انقالب و ارتباط رســانهها با دولت طی تاریخ معاصر و ســپس ظهور تلویزیون در کشور انداخته است. بخش سوم استفاده رســانهای مخالفان سیاسی پیش از انقالب از رســانههای کوچک، در مقابل رسانههای بزرگ تحت اختیار حکومت پهلوی را برجســته کرده و بخش چهارم کتاب نیز به اسالمیشــدن رسانهها در دوران بعد از انقالب و فضای فرهنگی جدید رســانههای رســمی و مقاومت فرهنگی در قبال آن پرداخته است. نویســندگان کتاب، ابتــدا بــه تاریخچــه ورود تلگراف، پستمدرن و تلفن به داخل کشور اشاره کردهاند و سپس به افتتاح شــبکه رادیویی در ایران در اردیبهشــت 1319 رســیدهاند. این دوران اوج اقتدار و سیاستهای سرکوب حکومت رضاشاه بود. رادیو اولین رسانه واقعا محبوب در ایران بود و از سوی دیگر، بهخوبی به هژمونی ایدئولوژیک رضاشــاه خدمــت و از دولت مرکــزی حمایت میکرد و دست به یکسانسازی فرهنگ ایرانیان میزد. نویسندگان کتاب در مورد مطبوعات نیز بــه تئوری «دولت ضعیف، مطبوعــات آزاد» اعتقاد دارند؛ به این معنی که هر گاه در ایران دولت مرکزی ضعیف بوده و توان کنترل اجتماعی و فرهنگی را نداشــته، مطبوعات بهخوبی رشد کردهاند و آزادی نســبی در آنها حکمفرما شده است. اما به محض اینکه دولت قوی شده، مطبوعات از حرکت ایستادهاند. ســالهای بعد از کودتای 28 مرداد، زمان مطلوبی برای ارائه محتواهای رســانهای سیاسی نبود، اما بهترین زمان برای کارآفرینی بود. ســربرنی و محمــدی معتقدند که شــروع فعالیت تلویزیون در ایران برای افزایش اقتصادی مصرفی بــود که بخش خصوصی وابســته آن را ترویج میکرد. حبیباهلل ثابتپاســال، یکی از این خانوادههای ســرمایهدار بود که پسرش، فیروز، در دانشکده کسبوکار هاروارد درس خوانــده و عنوان پایاننامهاش نیز «امکان ســازگاری پخش تلویزیون مدرن با نیازهای خاص ایران» بود. ثابتپاسال و پسرش تصمیم گرفتند نخستین ایستگاه تلویزیونی را در ایران تأسیس کنند و در سال 1337 اولین شبکه تلویزیونی ایران شروع به کار کرد. حکومت ایران که دریافته بــود تلویزیون ابزاری کارآمد برای تاثیر بر جامعه است، تالش کرد تلویزیون را از ثابت بگیرد. در ســال ،1346 ســازمان رادیــو و تلویزیــون ملی ایران تأسیس شــد و زمینه برای انحصاریشدن فعالیتهای رادیویــی و تلویزیونی بهوجود آمد. ســربرنی و محمدی در کتــاب خود گــزارش میدهند که توســعه تلویزیون به یکی از اهداف عمده اســتراتژی توسعه کشور تبدیل شــد و بودجه زیادی را بــه آن اختصاص دادند. حتی در روســتاهایی که مردم امکانات زیادی نداشــتند، ژنراتور خریده میشــد تا تلویزیون نگاه کننــد. با کاهش بودجه در دهه 1350 همچنان بودجه تلویزیون رشــد میکرد. در ســال ،1355 تلویزیــون ایران بعــد از تلویزیون ژاپن دومین کشور در آســیا بود. بهتدریج، در اواخر دهههای 1340 و ،1350 پروپاگاندای سیاســی در تلویزیون شــدت گرفت. در خالل همین اتفاقات بود که انقالب سربرآورد. انقالبیون که خود را با مطبوعات بهشــدت سانسورشده و تلویزیون انحصاری دردستحاکمیت روبهرو میدیدند، دستبهکار استفاده از رسانههای کوچک شدند. سربرنی و محمدی در کتاب خود نوشــتهاند، رسانههای کوچکی مثل منبرهای مساجد، شــبکههای رسمی و غیررسمی مذهبیون و روشــنفکران، تظاهرات، پالکاردهای موجود در تظاهــرات، پوســترهای روی دیوارهــا، اعالمیههای زیراکسشــده، شــایعات و نوارهای کاســت، به عنوان منبرهــای الکترونیک و نشــریات زیرزمینــی گروههای مختلــف در کنار نــوع ارتباطاتی که رهبــران انقالبی با مردم برقرار میکردنــد و ارتباطات بینالمللی انقالبیون با رسانههای خارجی، همه به آتشبار سنگین معترضان و مخالفان تبدیل شــد که درنهایت توانســت بر رســانههای بزرگ غلبه کند.بخــش آخــر کتاب ســربرنی و محمدی به دوران رســانهای پس از انقالب نیز پرداخته اســت؛ شاید در ایــن دوره، آنها نقش مردم را با مدل مقاومت فرهنگی بهتر توضیح داده باشــند. آنها میگویند که حاکمیت تالش میکند با ســازوبرگ رسانهای خود به عنوان یــک دولت بزرگ، از تلویزیون به عنوان رســانهای بزرگ اســتفاده و نیز مطبوعات را محدود کند تــا فضای فرهنگی کنترل شــود. در این میان، مردم به عنــوان مخاطبان، به نپذیرفتن محتواهای رســانهای جریان اصلی دســت میزنند. بااینحــال، خود گفتهاند که قراردادن مدل مقاومت فرهنگی در برابر مدل دولت بزرگ- رســانه بــزرگ، این کاســتی را دارد که همانقدر کــه در مدل اول در تکصدایی و گســتره نفوذ حاکمیت اغراق میشــود، در مدل دوم، در تأثیــرات واقعی و آثار سیاسی کارهای بسیار کوچکی مخالف آموزههای رسمی نیــز اغراق صورت میگیرد. اما مــدل مقاومت فرهنگی میتواند شروع شکل جدیدی از روابط نیروهایی باشد که منجر به تغییراتی بطئی در نظام رسانهای خواهد شد.با اینکه وضعیت سیاســی و اجتماعی از 40 ســال پیش تا کنون بهشــدت تغییر کرده اســت، اما مدل رســانههای کوچکی که امروز میخواهند راه خود را از رســانههای بزرگ جــدا کنند، همچنان دیده میشــود. شــبکههای اجتماعی و پیامرســانهای تلفنهمراه این روزها تالش میکننــد از روزنامههــا و مخصوصا صداوســیما فراتر بروند. بااینحــال، تفاوتی که بیــن دوران کنونی و دوره مورد تحلیل ســربرنی و محمدی وجود دارد، همگرایی و تداخل مصرف بین رســانههای کوچک و بزرگ است. رسانههای بزرگ از محتوای رسانههای کوچک استفاده میکنند و رسانههای کوچک محتواهای رسانههای بزرگ را بازنشــر میدهند. در این دوران، ما شاهد نوعی تقابل و همزیســتی همزمان بین رســانههای بزرگ و کوچک هستیم. بااینحال، تقابل رسانههای کوچک با رسانههای بزرگ همچنان پررنگتر اســت و اگر رســانههای بزرگ فکری به حال خود نکنند، شاید دوباره با همان شکست تاریخی مواجه شوند.

علي محمدي

کتاب « رسانههاي کوچك، انقالب بزرگ»

آنابلسربرني

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.