علم در عصر عدمقطعیت

قربانیکردن علم و فناوری در معبدی به نام بازار

Salnameh Shargh - - علم - پوریا ناظمي

حاال دیگر داستان واقعی است. «دونالد جان ترامپ» با ایستادن بر فراز پلههای آذینبسته ساختمان مجلسان (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) ایاالتمتحده در شهر واشنگتن، سوگند ریاستجمهوری خود را به زبان آورده و اکنون چهلو پنجمين رئيسجمهور این کشور شده است. دیگر او در طبقه باالی برج ترامپ در شهر نيویورک زندگی نمیکند؛ او اکنون ساکن شماره 1600 خيابان پنسيلوانيا در شهر واشنگتن است، خانهای که در جهان به نام کاخ سفيد شناخته میشود.

انتخاب «دونالد ترامــپ» بهعنوان رئيسجمهور موجی از عدمقطعيت را در جهان ايجاد كرده اســت. مردی كه تاكنون هيچ ســمت انتخابی را بر عهده نداشــته است، كسی كه شهرتش بهواسطه فعاليتهای معامالتملکی در نيويورک و ســاير شهرهای آمريکا و عطش بینظيرش برای شهرت رسانهای بوده است، مردی كه سالها ميزبان نمايشــی تلويزيونی بوده و حداقل هفت ســال از هشت سال رياســتجمهوری «باراک اوباما» رهبری جنبشی به نام «جنبش سند تولد» را برعهده داشت و بر طبل نظريه توطئهای میكوبيد كه «باراک اوباما» زاده آمريکا نيســت و رياســتجمهوریاش ازنظــر قانونی، نامعتبر اســت و حتی زمانی كه گواهی تولد او ارائه شــد، بازهم بر ادعای خود پا فشرد و تنها در زمانی كه نامزد جمهوریخواهان شــده بود، تولد «اوباما» در آمريکا را قبول كرد؛ مردی كه زمانی از حاميان رسمی دموكراتها بود و «بيل كلينتون» و «هيالری كلينتون» ميهمانان مراســم سومين ازدواج او بودند و داستان دوســتی دختر بزرگ او (كه اينک نقشی اساســی در آينــده آمريکا بــازی خواهد كــرد) با دختر «كلينتون»ها داستان معروفی در نيويورک بود؛ مردی كه بارها در تجارتی كه به آن مفتخر است، اعالم ورشکستگی كــرده و بارها از او به داليلی، مانند اجاره ندادن امالک به رنگينپوســتان، رفتارهای غيراخالقی و حملههای شديد زبانی به افراد حقيقی و حقوقی، شــکايت شــده است. مردی كه عاشــق رسانه اســت و با 70 ســال سن، يکی از مهمتريــن چهرههــای دنيای توييتر به شــمار میرود و از برنامــه هفتگی تلويزيونی تا شــركت در مســابقات كشــتیكج و خردكردن صندلی بر ســر ديگر بازيگران آن نمايــش تا ترتيبدادن مســابقات ملکــه زيبايی، از هيچ فرصت رسانهای غفلت نکرده و در همان حال خود را در جنگی دائم با رســانهها میداند، اكنون سکاندار اجرايي اياالتمتحده شده است. او در زمانی به رياستجمهوری رســيد كــه از ابتــدای اعــالم نامــزدیاش در حــزب جمهوریخواه، بســياری او را به چشم شوخی میديدند؛ رقبای قــدر و باتجربــه او در حــزب جمهوریخواه باور نمیكردند كه او با برهمزدن بازی بتواند همه آنها را يکی پس از ديگــری از عرصه خارج كند. او با حداقل حمايت حزبی، به نامزدی رســيد. در مبارزه نهايی ميان «هيالری كلينتون» باتجربه و آشــنای قديمی دنيای سياست كه از حمايت همه سياستمداران دموكرات، هنرمندان، فعاالن سياســی و اجتماعی و اقليتها برخوردار بود، و «دونالد ترامــپ» كه خــود را بازيگری بيــرون از دنيای بازیهای سياســی واشــنگتن معرفی میكرد كه آمده است همه آنچه را كه همگان پيشتر ساختهاند، خراب كند و طرحی نو درافکند، عوامل بسياری دستبهدست هم داد تا يکی از شگفتانگيزترين انتخابات سالهای اخير در جهان به وقوع بپيوندد. اشــتباهات حزب دموكرات، انتشار اسنادی كــه حکايت از جانبداری اين حــزب در دور مقدماتی از «كلينتون» و عليه رقيب محبوب او «برنی سندرز» میكرد، بیتوجهــی رأیدهنــدگان و بهخصــوص نســل جوان، اســتفاده «ترامپ» از احساســات بخش سنتی جامعه و بهخصوص طبقه كارگر، تحريم انتخابات، بیتوجهی نسل تــازه به رويدادها و اخبار و اسيرشــدن در دام حبابهای اطالعاتی شخصیشده،... همهوهمه دستبهدست هم داد تــا در يکــی از مهمترين و تأثيرگذارتريــن رويدادهای سياسی سالهای اخير، «هيالری كلينتون» با وجود كسب ســه ميليون رأی بيش از رقيبش، بازی را (به دليل شيوه انتخابات آمريــکا) در كالج انتخاباتی، به «دونالد ترامپ» واگذار كند.

وضعیت دنیای علم در دوران «ترامپ»

اكنون رهبــری قویترين اقتصاد جهان و يکی از بازيگران اصلی معادالت جهانی كه ميزبان پيشــروترين نهادهای علمی و فناوری جهان است، در دستان مردی قرار گرفته كه نه به گرمايش زمين اعتقاد دارد، نه به واكسيناســيون كــودكان، نه به لــزوم ســرمايهگذاری بر ســوختهای جايگزين، نه به بهداشــت عمومی، نه به برنامه فضايی و احتماال نه به هر چيزی كــه نتواند آن را در قالب كااليی، سريع بازاريابی كند و به فروش برساند. اما «ترامپ» تنها حادثه انتخابات امســال نيست. زمانی اهميت انتخاب او آشکار میشود كه به ياد بياوريم برای نخستينبار طی چند دهه اخير، كنترل كامل ســه نهاد رياستجمهوری، سنا و مجلس نمايندگان در اختيار جمهوریخواهان قرار گرفته است؛ از سوی ديگر، «باراک اوباما» برای پركردن صندلی خالیمانده قاضی ارشد ديوانعالی اين كشور (كه پس از مرگ قاضی اسکوليا به وجود آمده بود)، كار بررسی نامزد اين پســت را به تعويق انداخته بود و اكنون اين «ترامپ» است كه بايد نامزد مورد اتفاق جمهوریخواهان را برای ايــن نهاد معرفی كند. هشــت قاضــی باقیمانده تقريبا بهطور مساوی در دو طيف سياسی تقسيمشدهاند. قاضی جديد كه حتما از افراد دستراســتی خواهد بود، تعادل را به نفع تصميمهای محافظهكارانه تغيير خواهد داد.

علم اولین قربانی است

علم و فناوری ممکن اســت يکی از نخستين و سادهترين قربانيان مسير پيشرو باشد. برخی از نمونههای مواجهه و ضديت «ترامپ» و همراهان اصلی او در مسائل علمی بارها مطرحشده است، از گرمايش زمين گرفته تا تأكيد او بر ادامه فعاليتهای انرژیهای فسيلی و مبارزه با قوانين حافظ زمين. او در روز دومی كه ساكن كاخسفيد شده بود، پنــج فرمان اجرايی ويژه را امضا كرد كه ســه مورد از آن، موارد بسيار مهم در مسئله محيطزيست به شمار میرود. او در دو فرمان، دستور پيگيری دو خط لوله جنجالبرانگيز كیاســتون و داكوتا را صادر كرد. همين چند ماه قبل بود كه اعتراض بوميان و نهادهای فعال محيطزيست باعث شد دولت «اوباما» دستور توقف خط لوله داكوتا را بدهد. اينک اين قطار دوباره به راه افتاده اســت. فرمان ديگر او حذف قوانيــن و مالحظات محيطزيســتی در پروژههای عمرانی بــود. او و گــروه همراهش با اين اســتدالل كه لحاظكــردن مالحظات محيطزيســتی هنــگام تصويب پروژههای عمرانی و زيرســاختی، باعث تأخير آنها شده و در نتيجه بر بازار كار و توســعه تأثير منفی میگذارد، اين پروژههــا را از رعايت و ضرورت بازبينی زيســتمحيطی معاف كردنــد. او و گروه همراهش وعــده داده از پيمان پاريس خارج شود، اتفاقی كه كليت اين پيمان را زير سؤال خواهد برد. سال ،2016 سومين سال پياپی است كه ركورد گرمترين ســال جهــان را به خود اختصاص داده اســت. عوارض گرمشــدن زميــن را میتوان بهعينــه در مناطق قطبی مشاهده كرد. يخچالهای كوهستانهای برفی كه بخش عمدهای از آب شرب مناطق مركزی آسيا را تأمين میكنند، در مقابل چشمان ما در حال محوشدن هستند. هرروز خبرهای بيشــتری از انقــراض گونههای جانوری میشــنويم و روزبهروز بر فهرســت گونههــای درخطر افزوده میشــود. خروج اياالتمتحده از پيمان شکننده و آسيبپذير (و به اعتقاد بسياری از اقليمشناسان، ضعيف) پاريس بهمنزله فروريختن آن خواهد بود. در ســوی ديگر اين ماجرا، نبردی كه «ترامپ» با چين در پيشگرفته است، به حذف احتمالی توافق زيســتمحيطی اين دو كشــور منجر میشــود كه در آخرين ســال زمامداری «اوباما» به نتيجه رســيده بود. اين توافق شايد اهميتی در حد توافق پاريس داشــته باشــد و اين دو كشــور عمده توليدكننده گازهای گلخانهای را به كاهش تأثيرگذاری خود بر ادامه روند گرمايش تشــويق كند. بر هــم زدن اين توافق، اثری جبرانناپذير خواهد داشت.

کابینهایضدعلم

كابينه معرفیشــده «ترامپ» اگر در يک موضوع مشترک باشــند، جدی نبودنشــان و حتی از آن فراتر، انکار رسمی نقش انســان در تغييــرات اقليــم اســت و از وزير امور خارجه كه رياســت ســابق بزرگترين كمپانــی نفتی در جهان (اكســون موبيل) را بر عهده داشــته است، تا وزير محيطزيست كه در نقش دادستان ايالتی، بيشترين تعداد

شکايتها عليه اين ســازمان را در كارنامه دارد و پيش از اين يکی از اهدافش را حذف اين سازمان اعالم كرده بود، تا وزير جديد انرژی كه نهتنها هدفش حذف اين وزارتخانه بوده كه از منکران گرمايش زمين اســت و درحالیكه دو وزير پيشــين مســئول اين وزارتخانه، هر دو از فيزيکدانان برجســته و يکی از آنها برنده جايزه نوبل بود، وزير جديد حتی تا روز آغاز جلســات اســتماع برای تأييد در سنا خبر نداشت كه قرار است مســئوليت زرادخانه هستهای اين كشــور و نظارت بر توليد انرژی هستهای را برعهده داشته باشد، همگی از چهرههای برجسته ضديت با تالش برای حفظ سياره به شــمار میروند. بااينوجود، محيطزيست تنها يکی از قربانيان احتمالی دولت «ترامپ» خواهد بود.

نقش آمريکا در دنیای علم و فناوری

اياالتمتحــده به دليل قدرت اقتصــادی و ميزبانی مراكز علمی پيشرو در جهان، نقشی مهم در معادالت علمی و فناوری بازی میكند. بسياری از كانونهای مهم تحقيقات علوم بنيادی و پزشکی در اين كشور مستقر است. يکی از داليل موفقيت نهادهای علمی اين كشور، سرمايهگذاری دائم بــر علوم پايه و دارای اثربخشــی درازمدت، تعريف و دنبالكــردن پروژههای عظيــم و روياپردازانه علمی (از نقشــهبرداری ژنوم انســان گرفته تا نقشه مغز يا سفر به ماه) و همچنين دور نگاهداشتن ساحت تحقيقات از حوزه سياست است. «ترامپ» و همکارانش برنامه ويژهای برای حوزه علم اعالم نکردهاند، اگرچه از بين ســخنان پراكنده آنهــا میتوان نگاهی به چشــمانداز آينده انداخت. برای مثال، يکی از دستياران «ترامپ» كه گفته میشود ممکن است مســئوليت ناسا را بر عهده بگيرد، از كاهش حتمی بودجه دفتر نظارت بر زمين و اقليم اين سازمان خبر داده است. از سوی ديگر سازمانهايی همچون سازمان اقليم و هواشناسی اين كشور (كه آمارهای ساالنه گرمايش زمين را اعالم میكنند)، در معرض فشار قرار دارند.

عدم تمرکز بر تحقیقات بنیادی

تمام اين داســتان يکسوی ماجراســت. به نظر میرسد «ترامــپ» و همکارانــش در تالشانــد از فرصــت بهدســتآمده بهترين استفاده را ببرند و تمام تالش خود را بر فعاليتهای زودبازده متمركز كنند. تحقيقات بنيادی و فناوریهــای گرانقيمت آيندهنگر كه از يکســو هنوز بخش خصوصی توان مشــاركت در توليد آن را ندارد و از سوی ديگر رسيدن به نتيجه در آنها در دورهای چهارساله يا هشتســاله امکانپذير نيســت، در انتهای فهرســت اولويتهای اين دولت قرار خواهد گرفت.

صرفهجويی در هزينههای پژوهشی

از ســوی ديگــر، بحران ديگــری نيز حوزه علــم را تهديد میكند. دولت «ترامپ» در وعدههــای انتخاباتی خود از حــذف مالياتهای دهکهای بااليی خبر داده اســت. او نهتنها وعده داده كه مالياتها را پايين بياورد، كه قول داده ماليات شــركتهای بزرگ و ثروتمندان را نيز يکسان كند و به حدود 15 درصد برســاند. اين مسئله به معنی از دست دادن مقدار زيادی از درآمد ســاالنه دولت آمريکاست. اين كشور برای تأمين هزينههای جاری خود، چارهای نخواهد داشــت تا اين بودجه كمشده را ســاماندهی كند. يکی از كارهای پيشرو، كم كردن از خرجهايی اســت كه دولت «اوباما» بر گردن گرفته اســت. يکی از داليل اصلیای كه جمهوریخواهان به دنبال لغــو و تغيير خدمات درمانی مقرونبهصرفه (معروف به تأمين درمانی اوباما) هستند، كم كردن از بار هزينههای دولت فدرال است، اما درعينحال دولــت قول پروژههای گرانقيمــت و كارآفرينی در داخل آمريکا را داده است. كاهش ماليات در كنار سرمايهگذاری در زيرساختها و تشويق كارگاهها و كارخانهها به كار درون خاک آمريکا و خارج شدن از پيمانهای تجاری (كه بخشی از صادرات و واردات اين كشور را با مشکل مواجه خواهد كرد)، همگی نشــان از آن دارد كه دولت اين كشــور بايد در زمينــه مخارج فدرال، اولويتبندی دقيقی انجام دهد. بدين ترتيب يکی از آسيبپذيرترين نقاطی كه ممکن است با كاهش بودجه مواجه شود، بخش علوم و فناوریهای پيشــرو اســت. بهخصوص ايــن احتمال زمانــی تقويت میشــود كه به بخش اصلی و هســته مركــزی حاميان «ترامــپ» در انتخابات نگاه كنيم. عمده آنها از قشــری با تحصيالت كمتر و همچنين دارای دغدغه اصلی در زمينه امرار معــاش و بهبود وضيعت اقتصادی خود هســتند. طبيعی اســت در بين اولويتهای آنهايی كه به «ترامپ» رأی دادهانــد نيز حوزه علوم و فناوری بهخصوص و علوم بنيادی و فناوریهای پيشرو، جايگاه چندان ويژهای ندارد و در شــرايطی كه بعيد به نظر میرسد «ترامپ» در جذب حاميان جديد اقبالی داشته باشــد، يکی از شانسهای او برای ادامه روندی كه در پيشگرفته، تأييد و حفظ پايه آرای مردمی خود است.

محدوديت برای پژوهشگران مهاجر

نکته ديگری كه بر پيچيدگی اين هزارتو میافزايد، تمايل دولت جديــد بر محدود كــردن ورود اتباع كشــورهای ديگر و حتــی آيينها و مذاهب خاص اســت. «ترامپ» در اولين نطق پرحاشيه كارزار انتخاباتیاش، مکزيکیها و بهطوركلیتــر شــهروندان آمريکای جنوبی را مشــتی متجــاوز و جانــی و دزد و دالل مــواد مخــدر خوانده و يکی از مهمترين وعدههای تبليغاتی او، ســاخت ديواری واقعــی و فيزيکــی در سراســر مــرز آمريــکا و مکزيک است. او همچنين به شکل رســمی خواسته بود صدور اجازه ورود به مســلمانها به آمريکا را متوقف كنند و از سياســت انگلستان در خروج از اتحاديه اروپا و همچنين جريانهــای ملیگرايی كه بر كنتــرل مرزها اصرار دارند، اســتقبال كرده بود. او معتقد به افزايش سختگيریها در صدور ويــزا و صدور اجازه ورود به آمريکاســت. اين مســئله برای اقتصاد و فرهنگ چندمليتی و مهاجرپذير آمريــکا نگرانكننده اســت، اما شــايد مهمترين تأثيرش را (در صورت عملیشــدن)، بر جامعــه علمی بگذارد. يکــی از داليلی كه جامعــه علمی اياالتمتحــده را به چنين جايگاه برجســتهای رسانده اســت، ايجاد زمينه و امکان جذب نخبگان از سراســر جهان اســت. اين كشور با ســرمايهگذاری بر زيرســاختها و شــبکههای علمی خود، به مقصدی جذاب برای دانشــمندان، مهندسان و نخبگان بدل شده است كه از سراسر جهان به اين مراكز روی میآورنــد. بخــش عمدهای از ايــن نيروهای فعال علمی اتفاقاً از كشورهای درحالتوسعه يا از اقليتهايی میآينــد كه در مکانهای ديگر فرصت رشــد كمتری در اختيار داشــتهاند. هر محدودسازی كلی و نژادی يا دينی

در اين راستا، میتواند به ظرفيت جذب اين نهادها آسيب وارد كند. اين آسيب بهســرعت خود را بروز نخواهد داد امــا در ميانمدت و درازمدت اثراتــش را بر پيکر علمی اياالتمتحده وارد میكند و بهخصوص رقبای ديرين اين كشور میتوانند با استفاده از اين فرصت به جذب نخبگان بپردازند تا در مسابقهای طوالنی، رقيب خود را پشت سر گذارند. چنين دســتكاریهايی كه ممکن است از سوی تريبونهای رسمی معرفی و تبليغ شوند، برای كسانی كه خارج از فضای سياسی امروز آمريکا قرار دارند و اطالعات جامعی در زمينه وضعيت سياسی و اجتماعی حاكم بر اين كشور ندارند و همچنين اطالعات خود را با اعتماد به آمار رسمی به دست میآورند، ممکن است تلهای مهم باشد. آنها ممکن است بیخبر از آنچه در حال شکلدادن داستان است، وضعيت معرفیشده از سوی اين مقامات را مطابق واقعيت فرض كنند، به همين دليل تصويری از واقعيت برای آنها بهعنوان امر پذيرفتهشده و مورداجماع جا بيفتد كه نهادهای اصلی با آن موافق نيســتند. برای مثال، در زمينهای مانند گرمايش زمين، اگر همه مقامهای سياسی كه قرار است آمارهای اصلی در زمينه گرمايش زمين را تأييد كنند، بهجای بیطرفی، با هدف اينکه مبادا اين دادهها نشاندهنده و تقويتكننده ايده دخالت انسان در گرمايش زمين باشــد، شروع به انتشار گزينشی دادهها كــرده و با كم كــردن بودجه يا تعطيلــی نهادهايی كه وظيفه اين نظارت را بر عهده دارند، آمارهايی را بســازند كه نشــان دهد گرمايش زمين اتفاق نمیافتد يا حداقل انســان در آن نقشــی ندارد و اين را بهطور رسمی اعالم و تکــرار كنند، ممکن اســت بســياری از ما شــهروندان اينســوی جهان كه فرصت مراجعه به مکتوبات علمی يا رســانههای جدیتر را نداريم، اين اعالمها را بهعنوان واقعيت بپذيريم. اينچنين تبليغات غيرمستندی میتواند بر زندگی شــخصی مــا تأثير بگــذارد: چرا بايــد نگران گرمايش زمين و توليدات گازهای گلخانهای باشيم وقتی كشوری مانند آمريکا و آنهايی كه ممکن است روند آن را دنبال كنند، به ما میگويند اصال مسئلهای وجود ندارد كه بخواهيد با آن مقابله يا آن را حل كنيد؟

آغاز دوران پرآشوب

بدين ترتيب ما وارد دوران پرآشــوب و مهآلودی شدهايم. اين دوران برای همه مردم جهان میتواند خطرناک باشد. برای حوزه علم و فرآيند توســعه علمی نيز قطعا چنين خواهد بود. شايد در اين دوران پرآشوب، نقش شهروندی ما بايد تقويت شود. بايد در مقابل صدای بلند و اثرگذاری كه واقعيت را تنها تا جايی میپذيرد كه بيانگر نظراتش و تقويتكننده آن باشــد و بهمحض آنکه اندک انحرافی از اهداف سياسیاش پيدا كرد، بهجای قبول مسئله، به بيان فکتهای جايگزين میپردازد و ســعی میكند بازی را به هم بزند، بيش ازهر زمانی آگاه و مستعد بود. شايد برخی از راهحلهــای ســاده كمک كند كه از اين ايام پرآشــوب ســالمتر عبــور كنيم. برخــی از اين موارد بــرای جامعه هدف اوليه دولت «ترامپ»، كارآمدتر است اما در نهايت همه آنها به ما كمک میكند هر جای جهان كه باشــيم با حقيقت و چهره واقعی جهان بيشــتر آشــنا شويم و از افتادن به چاه تاريک تنگنظری در امان بمانيم و بتوانيم عقالنيت خود را در عصر جهالت حفظ كنيم.

هر صدايی معتبر نیست

امروزه به لطف فناوریهای نوين و شبکههای اجتماعی، هركسی دارای صدايی قابلشنيدن است، اما به ياد داشته باشــيم هر صدايی معتبر نيســت. اعتبار هــر صدا نه به گوينده آن، كه به استدالل نهفته در بطن آن بستگی دارد. اگر مهمترين و معروفترين دانشمند جهان به شما بگويد گرانش وجود ندارد، يا گرمايش زمين اشتباه است، حرفش تا جايی معتبر است كه بيانگر نظر جامعه علمی و مستند و مستدل به روندها و تحقيقات باشد. رئيسجمهور بودن، وزيربودن، مديربودن و حتی دانشمند بودن، اعتبار و الزام درستبودن هر گفتهای را به همراه نمیآورد. بايد شکاک بود و مواظب بود كه هر صدايی، صدای معتبری نيست. اگر به صحت گفتهای شک كرديد، مدرک بخواهيد و پيش از آنكــه آن را به اشــتراک بگذاريد يــا بهعنوان واقعيت بپذيريد، اندكی درباره آن تحقيق كنيد.

مراقب دام آمارها باشید

بســياری از مديران و سياســتمدارها تالش خواهند كرد تا به كمک آمار و اعداد شــما را فريب دهند. آمار زمانی كه بهطور دقيق و درست بيان شود، ابزار مهمی در درک فضا و چارچوب در اختيار ما میگذارد، اما بهراحتی میتوان با آن بازی كرد. بهراحتی میتــوان فقط با تغيير روش بيان آمارها، بــر ذهن مخاطب تأثير گذاشــت. وقتی آماری در اختيارتان قرار میگيرد كمی درباره آن فکر كنيد. ببينيد آمار چه میگويد و اگر متوجه نشديد، از كسانی كه دركی از آن دارند، ســؤال كنيد يا به رسانههای معتبری مراجعه كنيد كه با كمک نيروهای متخصص آنها را معنیدار میكنند.

دنیای خود را گسترش دهید

همه ما در اطراف خود حبابی از آگاهی را شکل دادهايم. مرزهای اين حبــاب، افق ديد ما از جهانمان را تشــکيل میدهــد و اگــر بخواهيم بــه ســادهترين وضع ممکن ايــن حبــاب را وصف كنيــم، دو محور اصلــی آن يکی معاشــران ما هســتند و ديگری دامنه ارتباطات و كسب محتــوای ما. ما در دنيايی زندگــی میكنيم كه ابزارهای ارتباطی و شــبکههای اجتماعی باعث شده است قدرت شخصیسازی محتوايی را كه هر روز مورد استفاده قرار میدهيم و مصرف میكنيم، به دست آوريم. ما بهراحتی میتوانيم در خبرنامه سازمانها يا گروههايی عضو شويم كه همنظر ما هستند، دوستانی را در شبکههای اجتماعی دنبــال كنيم و اجازه دنبال كردن آنهــا به خود را بدهيم كه با مــا همنظرند. ما قدرت آن را پيدا كردهايم تا نهتنها افــراد، كه محتوايی را كه در معرض ديد ما قرار میگيرد گزينش و تعيين كنيم میخواهيم چه محتوايی را ببينيم و بشــنويم و بخوانيم. اين دنيای شخصیشــده در سوی ديگر در معاشرتهای واقعی ما نيز شخصیتر میشود. وقت خود را كمتر با كسانی میگذرانيم كه با آنها همنظر نيستيم. يادتان میآيد زمانی دور ميز شام در ميهمانیها چه بحثهــای داغــی درمیگرفــت؟ مــا در معرض ديدگاههای مخالف بوديم، اما امروز در ميهمانیها شايد صحنه آشــنای همه ما اين باشــد كه تــا بحث بهجايی برسد كه اندكی مخالفت وجود دارد، يا صدای تلويزيون و موســيقی را بلند میكنيم يا ســر در گوشیهای خود فرومیبريم و از دســت نظرات مخالــف به درون حباب شــخصی خود پناه میبريم. چنين شرايطی كمكم باعث خواهد شد فراموش كنيم بيرون از مرزهای ما و حباب ما، دنيايی واقعی وجود دارد كه مانند ما نمیانديشد، مانند ما حرف نمیزند و مانند مــا رفتار نمیكند. بدين ترتيب بهسرعت شــگفتزده میشــويم. راهحل شايد توسعه مرزهای اين حباب تا حد ممکن است. شايد راه مناسب، توصيه هميشگی باشــد كه بياييد بيشتر بخوانيم، بيشتر ببينيم، بيشتر حرف بزنيم و اتفاقا آن چيزهايی را بخوانيم

كه دوســت نداريم، خود را در معرض نسيم روحبخش مخالفتهای منطقی قرار دهيم و نظرات و استداللهای ديگران را بشــنويم و دنبال كنيم. كار سختی است اما اين كار چشمانداز و چارچوب ما را چنان توسعه میدهد كه ديگر بهسادگی فريب نخواهيم خورد.

شبهعلم را علم ندانیم

توسعه فناوری و علم و تأثير چشمگير آن بر زندگی روزمره ما باعث شده است بسياری كه سعی دارند از هر فضايی به نفع خود بهرهبرداری كنند، از نام و اعتبار علم سوءاستفاده كننــد. برخــی ناآگاهانه و برخــی عامدانه، بــر جنس و محتوای نادقيق و سودازده خويش، لباسی شبيه به علم به تن میكنند و میكوشــند خود و رفتار و محتوايشــان را علمی تبليغ كنند. مراقب باشــيد به دام سودازدگان و شــبهعلم نيفتيد. علم راه و روش مؤثر و مشخصی دارد. علم از ســؤال اســتقبال میكند و برای ســؤالهای شما پاســخهايی را كه در اختيار دارد، بــدون هراس در ميان میگذارد، ُدگم نيســت و آماده گفتوگوست. علم معبد مقدسی نيست كه اجازه ورود شما را به خود ندهد بلکه خانهای است كه هركسی ســؤال دارد، میتواند وارد آن شــود. راهنماهای زيادی برای تشخيص علم از شبهعلم وجود دارد كه میتوانيد به آنها سری بزنيد. علم براساس روش مشخصی عمل میكند و شناخته میشود.

مراقبشبهژورنالیسمباشید

همانطــور كه هر چيزی كه به نام علم ارائه میشــود و شبهعلم اســت، علم نيســت، هر چيزی كه در رسانهای منتشــر میشود و به خود اســم ژورناليسم میدهد، هم ژورناليسم نيست. مراقب باشــيد در فضای تازه، بسياری سعی میكنند هر چيزی را به نام اطالعات از رسانه خود به شــما برســانند. همه اين محتوايی كه ممکن است از رسانههای مختلف توليد شود، ارزش يکسانی ندارند. به اعتبار رســانه نگاه كنيد، ببينيد در گذشته چقدر اطالعات درســت و تأييدشده داده اســت. به تيترها و مطالب نگاه كنيــد، ببينيد چقدر هر گزارشــی را برای جذب توجه آنی و كليک بيشــتر منتشــر كرده و چقدر به آگاهی شــما در طول مدت فعاليتش احترام گذاشــته اســت. ببينيد يک رسانه برای يک گزارش چقدر داده تهيه كرده و اطالعات را بررســی كرده و چند بار چيزی را كه منتشر كرده است، مجبور شــده پسبگيرد؛ هرچند كه هميشــه تشــخيص اين موضوع ســاده نيســت، اما ما هم در دوران سادهای نيســتيم. البته دهها پيشنهاد ديگر نيز در اين مسير وجود دارد كه حتما به آن اشاره شــده و میشود؛ اما واقعيت اين است كه جهان ما وارد عرصهای مهآلود شده است. تصميمهــای «ترامــپ» و دولت او مشــخص و قطعی نيســت. او در زمانی به قدرت رسيده كه زمين سالهای مهمی را پيــشرو دارد. روزهايی كــه میتواند آينده ما، بهخصوص در حوزه اقليم و محيطزيست، را برای هميشه مشــخص كند و شايد آخرين فرصتهای ما برای اصالح روند موجود همين ســالهايی باشــد كه بايــد با دولتی نامهربــان با واقعيات علمی، در نقــش يکی از بازيگران ايــن بازی، كلنجار رويم. به هميــن دليل هم امروز بيش از هرزمانــی آگاهی و تقويت آگاهی عمومی، اعتباردادن بــه واقعيتهــای مســتند و آشــکار، مشــخصكردن مستند اشــتباهات و دادههای غلط و مشاركت فعال در گفتوگويی جهانی بر سر واقعيت و دروغ ضروری است، برای همه ما كه زمين را خانه خود میدانيم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.