منازعه دموکراتها و جمهوریخواهان درعرصه دانش

چشمانداز کلی وضعيت علم در دوران «دونالد ترامپ»

Salnameh Shargh - - علم - عرفان کسرایي پژوهشگر مطالعات علم و فناوری دانشگاه کاسل

سياست علمی دولت جدید آمریکا هنوز هم برای بسياری از صاحبنظران روشن نيست. هرچند سخنرانیها و شعارهای «دونالد ترامپ» در جریان مبارزات انتخاباتی به بحثها و مناقشات بسيار دامن زد، اما پيشبينی اینکه مبنای سياست کالن دولت جدید ایاالت متحده در علم و فناوری چگونه خواهد بود، آنقدرها هم که به نظر میرسد، ساده نيست. مبنای گمانهزنیهای ما غالبا سخنان «ترامپ» و وابستگان سياسی اوست، نه کارنامه سياسی قبلی وی؛ چراکه «ترامپ» برخالف بسياری از سياستمداران، هيچ پيشينه سياسی روشنی ندارد و عمدتا به عنوان یک تاجر شناختهشده است. به هر حال اینک «ترامپ» به عنوان کاندیدای حزب جمهوریخواه به صندلی ریاستجمهوری ایاالت متحده تکيه زده است. سادهتر میشد اگر این امکان وجود داشت که برای مثال فقط سياست علمی دموکراتها و جمهوریخواهان را به لحاظ تاریخی مقایسه میکردیم، اما دشواری کار آنجاست که «ترامپ» به لحاظ سياسی، تفاوتهای آشکاری با جمهوریخواهان پيشين دارد. در این نوشتار نگاهی خواهيم انداخت به تغييرات احتمالی در سياستهای کالن علمی این کشور.

«استيون هاوكينگ»، فيزيکدان مشهور، ماهها پيش از انتخابات آمريکا در گفتوگو با يکی از رسانههای بريتانيا، سخنی به اين مضمون گفته بود كه طرز كار جهان را میفهمم اما محبوبيت «دونالد ترامپ» را نه؛ و در ادامه «ترامپ» را فردی عوامفريب ناميده بود كه ســخنانش فقط باب طبع ناآگاهترين قشرهای پايين جامعه اســت. نگاهی به نظرات اكثريت جامعه علمی در آمريکا و ســاير كشورهای دنيا نشــان میدهد كه بسياری ديگر نيز نظر مشابهی با «هاوكينگ» دارند. «دونالد ترامپ» از ديد رســانههای علمی و از ديدگاه دانشمندان بسياری، نهتنها بــه علم عالقهمند نيســت، بلکه اين واهمه وجــود دارد كه نخستين رئيسجمهوری اياالت متحده باشد كه علنا ضدعلم است. مسئله فقط بر سر شخص «ترامپ» نيست؛ اطرافيان و همکاران او نيز در ضديت با علم دستكمی از «دونالد ترامپ» ندارنــد. مثال «هارولد هام» كه از توليــد و بهرهبرداری هرچه بيشتر از سوختهای فسيلی حمايت میكند، يا «مايک پنس»، معاون اول «ترامپ»، كه در يک مصاحبه تلويزيونی پنجم می 2009 صراحتا اعالم كرده بود به نظريه تکامل داروين، يکی از پايهایترين نظريات زيستشناســی مدرن، باور ندارد. «پنس» معتقد اســت روايت راســت مذهبی بايد به صورت موازی با نظريه تکامل در مدارس تدريس شــود، مناقشه ديرينهای كه از مدتها پيش در نظام آموزشــی اياالت متحده بحثبرانگيز بوده اســت. «ترامــپ» گرمايش زمين را افســانهای میداند كه چينیها به گســترش آن دامن زدهانــد تا اقتصاد آمريکا را ضعيف كننــد. از اطرافيان «ترامپ»، «مايــرون ابل» نيز منکر پديده گرمايش زمين است. در حالی كه گرمايش جهانی يکی از بزرگترين دغدغههای دانشمندان جهان است و در گزارشی كه سازمان جهانی هواشناسی )WMO( در ادامه توافقهای كنوانســيون پاريس )COP21( منتشــر كرد، اعالم شد خطر گرمايش زمين بيش از آنچه كه بتــوان تصور كرد، به مرحله هشدار نزديک شده اســت. گزارش دانشمندان نشان میدهد سطح آب اقيانوسها به دليل ذوبشدن يخچالهای طبيعی قطب جنوب، بهشــدت در حال افزايش است. در اين صورت ادعای «ترامــپ» و مشــاوران و وزرای او، بهوضوح برخالف همه نتايج پژوهشهای علمی دانشــمندان در سراسر جهان اســت. «مايکل لوبــل»، مدير روابط عمومــی انجمن فيزيک آمريــکا در واشــنگتن، در مصاحبــهای با نيچــر گفته بود كه «دونالد ترامپ» نخستين «رئيسجمهوری ضدعلم» است كه ما تاكنون داشتهايم. پيامدهايی كه در دوران رياستجمهوری وی برای علم رخ میدهد، فوقالعاده بد و شديد خواهد بود. «كنت تروتمان»، اقتصاددان آمريکايی از دانشــگاه پرينستون، كه هماكنون در انستيتو پژوهشهای اقتصادی برلين فعاليت میكند، میگويد هرچند كه «ترامــپ» در جريان مصاحبهها از حمايت از رشــتههای علوم انســانی و زبان انگليسی و هنر صحبت كرده، اما كسی چه میداند كه او در بيان اين اظهارات تا چه ميزان جدی بوده اســت. اما اظهــارات «ترامپ» درباره مســئله گرمايش زمين را گويا واقعا بايد جدی گرفت. مشکل بزرگ ديگری كه از ديد «تروتمان» ممکن اســت در آمريکای دوران «ترامپ» پيش بيايد، اعطای ويزا به دانشمندان خارجی اســت. او میگويــد: «اين خبر بســيار بدی اســت، زيرا نقش پژوهشــگران خارجی برای توســعه علم در ايــاالت متحده بینهايت مهم اســت». «ديويد دی وينســنزو»، فيزيکدان در زمينه نظريه كوانتومی كه اهل پنسيلوانياست، میگويد: «من از سياست علمی ترامپ بیاطالعام، با اين وجود بايد صبر كرد و ديد چه پيش میآيد». او در ادامه ميافزايد: «من درحالحاضر در آمريکا زندگــی نمیكنم، ولی اگر هنــوز در آمريکا زندگی میكردم، حتما از اين بابت نگرانیهای جدی داشتم».

سیاست علمی احزاب آمريکا

بســياری از علوم و فناوریها برای پيشرفت و توسعه، نيازمند ســرمايهگذاریهای كالن دولتــی هســتند و از همينرو گفته میشود كه علم از سياست جدا نيست. اينجاست كه چرخش قدرت بــرای جامعه علمی اهميت فزاينــدهای پيدا میكند. در آمريــکا به صورت ســنتی هريک از احــزاب دموكراتها و جمهوریخواه، مشــی و نگرش خاص خود را دارد. در جريان چرخش قدرت در كاخســفيد، میتوان تفاوتها و شباهتها در سياســت علمــی دو حــزب را بيش از هر زمان مشــاهده كــرد. ديــدگاه نامزدهــای انتخاباتی در حوزههــای مختلف علم و فناوری برای دانشــمندان بســيار مهم اســت. چهبسا كه فقــدان درک حداقلی از علم در نامــزد حزب پيروز، نتايج فاجعهباری برای توســعه علم به دنبال داشــته باشد. مهم اســت كه «ترامــپ» درباره مســئله انرژیهــای تجديدپذير، اكتشافات فضايی، علوم پايه، بهداشت و درمان، علوم انسانی، فناوریهای ارتباطی ...و چگونه میانديشد. به لحاظ تاريخی، گفته میشود جمهوریخواهان آمريکايی نماينده بخشهايی از جامعه هستند كه ديدگاههای غيرعلمی و حتی ضدعلمی دارند. اين مسئله حتی گاهی شامل علوم انسانی نيز میشود؛ تا جايی كه يک سناتور آمريکايی جمهوریخواه به نام «ماركو

روبيــو» گفته بود: «ما به جوشــکار، بيشــتر از فيلســوف نياز داريم». اين گردش قدرت بين دموكراتها و جمهوریخواهان همــواره يکــی از دغدغههای جامعــه علمی آمريــکا بوده است. گاهی محتوای فکری دموكراتها و جمهوریخواهان (دســتكم به لحاظ نظری)، تفــاوت چندانی هم ندارد. مثال در ژوئن ســال 2000 ميالدی كه دانشمندان موفقيت خود در رديفيابی ژنوم انسانی را اعالم كردند، سخنان «بيل كلينتون»، رئيسجمهور وقت آمريکا از حزب دموكرات، نشان میداد او نيز مانند جمهوریخواهان به نظريه آفرينش هوشمند معتقد اســت. در بين شــاخههای مختلف علمی، بيشــترين چالش جامعه و نظام آموزشــی آمريکا بر سر تدريس زيستشناسی بوده اســت؛ چالشــی كــه در 160 ســال اخير همــواره بين قرائتهای آفرينشگرايــی و تکاملگرايی از خلقت و جهان، به كشــمکشهای فراوانی دامن زده است. در اياالت جنوبی آمريکا، بســياری از پروتســتانهای انجيلی از اينکه باورهای خود را با دستاورهای علم معاصر تطبيق دهند، چندان راضی نيستند. كافی است ماجرای مشهور به «محاكمه ميمون» در دهه 1920 را به خاطر بياوريم كه ســايه آن هنوز بر ســر نظام آموزشــی آمريکا مشــاهده میشــود. در ماجرای «محاكمه ميمون» «جان اسکوپس»، معلم زيستشناسی در شهر ديتون ايالــت تنســی، در يکی از كالسهای خود بــه توضيح نظريه داروين پرداخت و به تبع آن مسئوالن دبيرستان از وی شکايت كردند. معلم زيستشناســی در ايــن دادگاه به دليل تدريس تئوری تکامل تدريجی داروين (كه مغاير با قوانين ايالتی بود)، به پرداخت هــزار دالر جريمه محکوم شــد. اين محکوميت نشان داد مخالفان نظريههای زيستشناسی مدرن دست باال را دارند. هرچند قانونی كه «اســکوپس» براساس آن محکوم شــده بود، در سال 1967 لغو شــد، اما اين جدال همچنان تا دهههــا بعد و حتی تا زمــان ما ادامه پيدا كــرد. در دهه 80 ميالدی تصميم بر آن شــد كه در برخی ايالتها، ساعتهای تدريــس دو نظريــه زيستشناســی مدرن داروينــی و نظريه آفرينشگرايی انجيلی به موازات هم و با ســاعات آموزشــی يکسان تدريس شود. اين مســئله تاريخی دقيقا بازنمايی يک شــکاف فکری دوقطبی در جامعه آمريکاست كه پيامدهای آن همچنان در بافت اجتماعی اين كشور وجود دارد. مطالعه منتشرشده انســتيتو پژوهشهای اجتماعی ‪Pew Research(‬ )Center نشان میدهد كه دوقطبی سياسی-اجتماعی جامعه آمريکا تا مرز علم و مذهب نيز ادامه يافته اســت. بســياری از جمهوریخواهان، علــم مدرن و علوم طبيعی را رد میكنند. اين بررسی نشــان میدهد 9۳ درصد از جمهوریخواهان در سال 2009 باور داشتهاند كه انسان از ابتدا به شکل كنونی روی زمين وجود داشــته است. نکته جالبتوجه اينکه اين عدد در ســال 201۳ به 48 درصد افزايش پيدا كرده اســت. اما وضع در بين دموكراتها به شــکلی متفاوت پيش رفته است. ميان آنها میبينم كه ســهم معتقدان به تکامل زيســتی انسان از ســال 2009 تا 201۳ از 64 درصد بــه 67 درصد افزايش پيدا كرده است. اما از اينها كه بگذريم جمهوریخواهان در عمل، بيشتر سد راه توســعه علم بودهاند. جرج بوش در سال 2001 اختصــاص بودجه دولتی در تحقيقات ســلولهای بنيادی را ممنوع كرد و با اين كار پيشــرفتهای علمــی در اين حوزه را برای هشت سال پياپی به بنبست كشــاند. «باراك اوباما» در مراســم لغو اين حکم گفته بود: «سرانجام انتظار هشتساله بسياری از دانشــمندان و پژوهشــگران كه خواهان گسترش تحقيقات ســلولهای بنيادی هســتند، به پايان رسيد و از اين پس بــا اختصاص بودجه فــدرال به اين پژوهشها، شــاهد رشد و شــکوفايی اين شاخه علمی خواهيم بود». همانگونه كــه ذكر شــد، نظــرات «ترامپ» قرائــت هميشــگی از آراء جمهوریخواهان نيست. «اســتيون زالسبرگ» سال 2012 در يادداشتی در جريان مبارزات انتخاباتی وقت آمريکا، در مجله فوربس، نوشته بود كه «ميت رامنی»، نامزد جمهوریخواهان، نيز مانند «اوباما» مســئله تغييــرات آبوهوايی را قبول دارد؛ در حالــی كــه «ترامپ» مســئله گرمايش زميــن و تغييرات آبوهوايی را صراحتا انکار كرده اســت. اين تنها مثالی نيست كه نشــان میدهد جمهوریخواهان در نظرات و ديدگاههای خود يکدست نيســتند. «بابی جيندال»، فرماندار سابق ايالت لوئيزيانا از حزب جمهوریخواه، پس از شکست اين حزب در انتخابات رياستجمهوری گفته بود: «اين حزب نبايد بيش از اين به شعور رأیدهندگان توهين كند. ما بايد به اين مسئله، كه حزب ابلهان باشيم، خاتمه دهيم».

آيا حزب جمهوریخواه ضدعلم است؟

«كريس مونــی»، روزنامهنگار علم كه در ســال 2005 كتابی با عنوان «جنــگ جمهوریخواهان عليه علم» نوشــته بود، در يــک مصاحبه میگويد حزب جمهوریخــواه امروز حزب نومحافظــهكاران آمريکاســت و دو پايه عمــده حاميان آن، سرمايه و راســتگرايی مذهبی اســت. بخشهای بزرگی از صنعت و اقتصاد، مثال توليد قند و شــکر و ســيگار، همواره از اين میترسد كه يافتههای جديد علمی به تصويب قانونهای جديد منجر شوند. راست مذهبی در آمريکا، عليه پژوهشهای سلولهای بنيادی، در اين كشور موضع شديدا مخالفی دارند. اين موضع در قبال مســئله گرمايش زمين نيز به همين منوال پيش میرود. «جو بارتون»، مســئول وقــت كميته اقتصاد و انرژی كنگره از تگزاس، نامههای تهديدآميزی به پژوهشگرانی نوشــته بود كه نشــان داده بودند چگونــه گرمايش زمين به مرحله خطر و هشدار نزديک میشود. «بارتون» در اين نامهها كار اين پژوهشــگران را زير سوال برده و خواستار افشای منابع مالی حامی اين پژوهش شــده بــود. «كريس مونی» میگويد اين تنــش و حمالت دوجانبه راســتمذهبی و ســرمايه به علم، از زمان دولت «رونالد ريگان» مدام بيشــتر شــد. اما در بين جمهوریخواهان، مثال «نيکســون»، هم بــوده كه افکار مدرنتری داشــته و حتی ســازمان حفاظت از محيطزيست )EPA( در زمــان او پايهگذاری شــده اســت. «كريس مونی» میگويد كه جمهوریخواهان با دراختيارداشــتن منابع مالی، اين امکان را دارند كه دانشــمندانی را به سود خود در اختيار بگيرند تا با دســتکاری دادههای پژوهشــی، به افکار عمومی جهت بدهنــد. به عقيده او رویكارآمــدن جمهوریخواهان در مــواردی نظيــر پژوهشهای ســلولهای بنيــادی باعث عقبماندن اياالت متحده از قطار پيشــرفت اين دانش شــد و بســياری از كشورهای ديگر در اين ســالها با سرعت زيادی پيشرفت كردند؛ كشــورهايی كه در آن نه حمالت سياسی به علم وجود دارد و نه فشارهای جريان راست مذهبی. درجازدن آمريکا در پژوهشهای مربوط به ســلولهای بنيادی، آسيب فراوانی به توسعه علم در اين كشور وارد كرده است.

باورهایغیرعلمیجمهوریخواهان

نگاهی به آمارها درباره ديــدگاه عمومی مردم و ميزان فهم عمومــی در آمريکا نيز قدری گيجكننده اســت. گزارش بنياد ملی علوم آمريکا در ســال 2001 نشــان میداد كه 81 درصد از مردم اين كشور معتقدند «دانشمندان میخواهند زندگی را برای مردم بهتر كنند»؛ همچنين 72 درصد آمريکايیها اعتقاد دارند كه «فوايد علم بيشتر از زيانهای آن است». اما گزارش همين بنياد در ســال 2014 روی ديگر اين ســکه را نيز نشــان میداد. طبق اين گزارش 52 درصد از مردم آمريکا نمیدانند انســان امروزی از گونههــای ابتدايیتر انســان تکامل يافته است. طبق همين گزارش در حدود 26 درصد از مردم آمريکا نمیدانند زمين به دور خورشــيد میگردد. اين يعنی بهرغم ديدگاه مســاعد اكثريت در قبال علم، سطح سواد عمومی و پايهای چندان اميدواركننده نيست. با اين پيشفرض، شنيدن ايدههای غيرعلمی و شبهعلمی و ضدعلمی از سياستمداران آمريکايی نبايد چنــدان مايه حيرت باشــد. «دونالد ترامپ» جمهوریخواه تقريبــا همه باورهای شــبهعلمی هواداران تئــوری توطئــه را يکجا در خود جمع كرده اســت. گرمايش زمين تنها يکی از اين موارد بود. مســئله ديگر باور شبهعلمی و مردودی است كه میگويد واكسن سهگانه يا MMR با بروز اُتيسم در كودكان مرتبط است. «ترامپ» در جريان يک مناظره تلويزيونی با بهرهگيری از توســل به تجربه شخصی (يکی از مهمترين پايههای شــبهعلم)، گفته بود كودكی را میشناسد كه در دو سالگی، تنها يک هفته پس از دريافت اين واكسن به تب شــديد و پس از آن به اُتيسم مبتال شد. اين باور خطرناک شبهعلمی در سالهای اخير حتی منجر به شيوع سرخک در اطفال نيز شده است.

آينده علم و فناوری در دوران «ترامپ»

ظاهرا داســتان تنها به مســئله باورهای شبهعلم «ترامپ» و اعضای كابينهاش ختم نمیشــود و آنگونه كه از خبرها برمیآيد، «دونالد ترامپ» عالقه چندانی هم به توسعه ناسا ندارد. او در جريان مبارزات انتخاباتی گفته بود: ما مســائل مهمتری داريم و در آن حد ثروتمند نيستيم كه بودجههای هنگفتی را صرف پروژههای فضايی كنيم. البته از نظر تا عمل تفاوت هست؛ ولو اينکه اين برنامه جرج بوش جمهوریخواه بود كه بــا روی كارآمدن «باراك اوباما»ی دموكرات به دليل هزينههای بســيار باال كنار گذاشــته شــد. مقصــود برنامه «كانستليشن» )Constellation( در زمان «جرج بوش» است كه طرحی برای فرستادن دوباره انسان به ماه و سپس مريخ بود. اين مثال نشان میدهد كه نمیتوان از روی دموكرات يا جمهوریخواه بودن رئيسجمهوری منتخب، مشخص كرد چه بر سر برنامههای آينده فضايی ناسا میآيد. «رابرت واكر» كه مشاور ارشد سياست فضايی «ترامپ» است، پيشتر و در زمان رياستجمهوری «جرج بوش»، يکی از كانديداهای او برای مديريت ناســا بود. از واقعيتهای موجود و همچنين اظهارنظرهای دانشمندان میتوان نتيجه گرفت كه انتخاب «ترامپ» به مذاق جامعه علمی آمريکا خوش نيامده است و بسياری از پژوهشگران نسبت به سياستهای علمی آينده در دوران «ترامــپ» خوشبين نيســتند. بايد صبر كرد و ديد چه پيش میآيد.

ديدگاه نامزدهای انتخاباتی در حوزههای مختلف علم و فناوری برای دانشمندان بسيار مهم است. چهبسا كه فقدان درک حداقلی از علم در نامزد حزب پيروز، نتايج فاجعهباری برای توسعه علم به دنبال داشته باشد. مهم است كه ترامپ درباره مسئله انرژیهای تجديدپذير، اكتشافات فضايی، علوم پايه، بهداشت و درمان، علوم انسانی، فناوریهای ارتباطی ...و چگونه میانديشد. به لحاظ تاريخی، گفته میشود جمهوریخواهان آمريکايی نماينده بخشهايی از جامعه هستند كه ديدگاههای غيرعلمی و حتی ضدعلمی دارند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.