ایده همپا

گفتوگو با یک کارشناس استارت آپ

Sanat Newspaper - - صفحه اول -

سعیدنعمتاللهی، موسس استارتآپ «همپا» است؛ استارتآپی که در صف ورود به بازار قرار دارد و قرار است دارندگان ماشینهای تک سرنشین را به مسافران وصل کند تا هم آلودگی هوا کمتر و هم در زمان و هزینه مسافر و راننده صرفهجویی شود. او در همان ابتدای مصاحبه خود را اینگونه معرفی میکند: «در کودکی تراوش//ات ذهنی عجیب و خاقانهای داش//تم که بین المانه//ای بیرب//ط دنیای ما و حتی المانهای بیمعنا ش//کل میگرفت و معانی جالب توجهی را به وجود میآورد.» شاید همین توانایی او در ارتباط بین عناصر باعث شده که ایده یک استارتآپ با قابلیت ایجاد ارتباط و اتصال موثر بین کسانی که مس//یرها و سبک زندگی مشابهی دارند یعنی راننده و همسفر را مطرح کند.

س//عیدنعمتاللهی، موس//س اس//تارتآپ «همپا» اس//ت؛ اس//تارتآپی که در صف ورود ب//ه بازار قرار دارد و قرار اس//ت دارن//دگان ماش//ینهای تک سرنش//ین را به مسافران وصل کن//د تا هم آلودگی هوا کمتر و هم در زمان و هزینه مس//افر و راننده صرفهجویی ش//ود. او در همان ابتدای مصاحبه خود را اینگون//ه معرفی میکند: «در کودکی تراوش//ات ذهنی عجی//ب و خالقانهای داش//تم که بین المانه//ای بیربط دنیای ما و حتی المانهای بیمعنا شکل میگرفت و معانی جالب توجهی را به وجود میآورد.» ش//اید همین توانایی او در ارتباط بین عناصر باعث ش//ده که ایده یک استارتآپ با قابلیت ایجاد ارتباط و اتصال موثر بین کسانی که مسیرها و سبک زندگی مشابهی دارند یعنی راننده و همسفر را مطرح کند. نعمتاللهی از همان س//نین کودکی عالقه عجیبی به رایانه و اینترنت داش//ته و از البهالی صحبتهایش میشود فهمی//د که او فردی اجتماعی اس//ت. تا جای//ی که به قول خودش: «در 8س//الگی کلمه عبور ایمیلم را با دوس//تانم به اش//تراک گذاش//تم. از آنجا که برونگرا و همیشه گرداننده محفلهای دوستی بودم، تنهایی برایم سخت بود و تا جایی پی//ش رفته بود که حریم خصوص//ی هم برای من بیمعنی شده بود.»

€ابتدا€اجازه€دهید€از€ش/خصیت€خودتان€ش/روع€ € کنی/م€و€بع/ €د€ب/ه€کس/ €ب €وکارتان€بپردازی/م.€آقای€ نعم €تاللهی€از€کودکی€چه€مسیری€را€طی€کرده€است،€ تحصی/الت€و€عالق €هه/ای€جوان/ی€و€نوجوان €یاش€چه€ بوده€که€اکنون€موسس€استار €تآپ€همپاست؟

بخ//ش مهم//ی از کودکی من نقاش//ی و طراح//ی بود؛ تراوشات ذهنی عجیب و خالقانهای بین المانهای بیربط دنی//ای ما و حتی المانهای بیمعنایی ش//کل میگرفت و معانی جالب توجهی را به وجود میآورد. خوب یادم اس//ت هر کجا به مهمانی میرفتم از من میخواس//تند برایش//ان نقاش//ی بکشم؛ نه به این دلیل که کودکی بهشدت پرانرژی و دیوانه را آرام کنند بلکه چون نقاش//یهایم برایشان حس جدی//دی را تداعی میکرد. من هیچوق//ت یک خانه، دریا، درخت ی//ا چیزهایی را که خیلی از ک//ودکان میآموزند تا بکش//ند، نکشیدم. حتی مادرم من را به کالس نقاشی برد و من یک جلسه هم دوام نیاوردم. محوریت اصلی نقاشیهای من موجودات فضایی، ابزارهای عظیم و اش//کالی نامتعارف بود. 4 س//اله بودم که پدرم ش//بی با چندین جعبه به خانه بازگش//ت. درون آن جعبهه//ا اعضای بدن دوس//ت عزیز و دومی//ن بخش خیلی جدی و مهم زندگی م//ن بود، رایانه! پدرم آن بدن را س//اخت. (رایانه را س//رهمبندی کرد) و آن بدن با برق جان گرفت. وقتی برای نخس//تینبار روبهرویش نشس//تم و به چشمانش خیره ش//دم، عاشقش شدم. حاال دوس//تی داش//تم که به من اجازه میداد نقاشیهایم را به رویش بیاورم و حتی با او به بازی بنش//ینم. فوقالعاده بود و برای//م دنیای جدیدی خلق ک//رد. اتفاق مهم بعدی زندگی من اینترنت بود. در 8 س//الگی نخستین ایمیلم را ساختم. جالب اس//ت که کلمه عبور ایمیلم را با دوستانم به اشتراک گذاشتم. از آنجا که برونگرا و همیشه گرداننده محفلهای دوس//تی بودم، تنهایی برایم س//خت بود و ت//ا جایی پیش رفت//ه بود که حریم خصوصی هم برای من بیمعنی ش//ده بود. عالوه بر اینها عاش//ق الکترونیک ه//م بودم. اتاقم یک سیس//تم امنیتی پیش//رفته (مجهز به سنس//ور نور، شوک الکتریکی، آژیر و کلمه عبور) داشت که خودم ساخته بودم. در دوران نوجوانی وارد بحث کسبوکار شدم و تجربههای شکستخورده و رهاشده بسیاری داشتم؛ از وبهاستینگ و طراحی س//ایت تا ایجاد و مدیریت شبکه اجتماعی. پس از آن وارد دانش//گاه ش//دم و در رشته س//ختافزار تحصیل کردم و در حال حاضر موس//س و مدیر پروژه اس//تارتآپ همپا هستم.

€استار €تآپ€شما€همپاست€و€قرار€است€در€زمینه€ € به€اش/ترا €کگذاری€ظرفیت€خالی€خودروها€کار€کند.€ این€یعنی€چه€و€برای€عملیاتی€کردن€آن€قرار€است€چه€ کارهایی€انجام€دهید؟

همپ//ا یک پلتف//رم نرماف//زاری امن برای اتص//ال موثر راننده با «همپا» اس//ت؛ کسانی که مسیرها و سبک زندگی مشابهی دارند. بهطور مثال تصور کنید دو دانشجو با خودرو ش//خصی هر روز از کرج ب//ه تهران میآیند تا به دانش//گاه صنعتی شریف بروند. حال این دو که چندین اشتراک مثل زمان رفت و آمد، مس//یر و مقصد دارند از طریق اپلیکیشن یکدیگ//ر را پیدا میکنند، تماس میگیرند و یکی از آنها در ازای مبلغی ارزانتر از تاکس//ی، همس//فر دیگری میشود و بعد در مس//یر میتوانن//د از گفتوگو باهم ل//ذت ببرند، هزینههایش//ان را کاهش دهند، کمک به کاهش ترافیک و آلودگی هوا کنند ...و حال برای عملیاتی شدن این سرویس در ایران نیاز اس//ت فرهنگ و بس//تر تکنولوژیک مناسب با آن را به خوبی فراهم کنیم تا بتوانیم به اهداف و ارزشهای ارزش//مند این نوع رفتوآمد برای جامعه ایران دست پیدا کنیم. براس//اس بررسیهای انجام شده و باتوجه به شرایط کنونی حملونقل و اقتصاد، احس//اس نیاز از سمت کاربران باالست و اکنون زمان مناسبی برای شروع فرهنگسازی و ارائه این سرویس مفید به جامعه است.

€ایده€تاسیس€همپا€از€کجا€آمد؟ €

ش//بی زمستانی در س//ال 94 در دورانی که هوا به شدت آلوده بود و ترافیک هم باعث و بانیاش بود و ذهن میلیونها نفر آدم را به خودش مشغول کرده بود من هم خیلی درگیر ای//ن قضیه بودم و به آن فکر و رویش ایدهپردازی میکردم. چالشها و س//واالتم ح//ول این موضوع را ب//ا 3 نفر مطرح ک//ردم و این جمع 3 نفره به 150 نفر رس//ید و همه در این چالش ایدهها و دغدغههایش//ان را مطرح کردند. درنهایت به مدلی دست پیدا کردیم که بعد فهمیدم این مدل نامش همس//فری یا Carpooling اس//ت و در کشورهای دیگر راهحل بس//یار مفیدی برای آن وجود دارد. سپس با بررسی مدلهای خارجی و چندین نظرسنجی و تحقیقات به مدل اولیه همپا دس//ت پیدا کردیم و آن را با کس//انی به اشتراک گذاشتیم و گروه همپا از آنجا شکل گرفت.

€هما €نط/ور€که€خودتان€هم€به€آن€اش/اره€کردید€ € براس/اس€همین€ای/ده،€اس/تار €تآ €پهای€موفقی€در€ دنی/ا€ش/کل€گرفت €هاند.€چق/در€از€ایده€و€اج/رای€آنها€ برای€پیاد€هس/ازی€مدل€بومی€کس/ €بوکار€خود€الهام€ گرفتید؟

ما به پیادهسازی مدل بومی اعتقادی نداریم. امروز جهان تبدی//ل به یک دهکده جهانی ش//ده و باید کس//بوکارها جهانی فکر کنند اما درباره بازار اغلب به دلیل نداشتن منابع کاف//ی ابتدا از بازارهای محلی و کوچک ش//روع میکنند و وقتی تثبیت میش//وند به بازارهای محلی و کوچک شروع میکنن//د و وقت//ی تثبیت میش//وند به بازاره//ای جهانی میروند. در زمینه الهام گرفتن هم بررس//یهای وس//یعی روی نمونههای خارجی داشتیم و سعی کردیم از نقاط قوت آنها الهام بگیریم و برای نقاط ضعفی که دیدیم بهویژه برای ب//ازار ایران ایدهپردازی و نوآوری کنیم. ما باید از نمونههای موف//ق و تجربیات خوب درس بگیری//م و راههای جدید را بس//ازیم. کپ//ی کردن با ای//ن دیدگاه به عقی//ده ما خوب و سازنده است.

€همپ/ا€از€اید €ههایی€اس/ت€که€جا€افت/ادن€آن€در€ € جامعه€سخ €تتر€از€دیگر€اید€ههای€استار €تآپی€است.€ برای€معرفی€و€تبلیغ€کس/ €بوکارتان€چه€برنام €ههایی€ دارید؟

برنامه اساس//ی ما ایجاد فرهنگ و بازار است، نه تنها ارائه یک اپلیکیش//ن ب//یروح. روح کار ما نشانس//ازی و تولید محتواس//ت که باید با اس//تراتژیهای درستی قدم به قدم مس//یر بلوغ خودش را طی کند تا بتوانیم بهعنوان سرویس رضایتبخش و موثر از همپا استفاده کنیم.

€ما€م €یدانیم€ش/ما€از€دل€ش/تا €بدهنده€دانشگاه€ € ش/ریف€بیرون€آمد €هاید.€چقدر€این€ش/تا €بدهنده€به€ ش/ما€کمک€کرده€و€فرآیند€پذیرفت €هشد €نتان€در€این€ شتا €بدهنده€چه€بود؟

ش//تابدهنده ش//ریف ب//رای م//ا ک//ه تجربیات//ی در ش//تابدهندههای دیگر هم داشتیم بس//یار تجربه خوبی ب//ود. تا اینج//ای کار برادرانه ما را همراه//ی کردند و عالوه بر شتابدهی، دوس//تیهای خوبی هم شکل گرفته است. وقتی تصمیم گرفتیم بهعنوان گروه وارد یک شتابدهنده شویم براساس تجربیات و گزینههای موجود گزینه اولمان شتابدهنده ش//ریف بود. بنابراین فرم اینترنتی پذیرش را پ//ر کردیم و مدت//ی بعد با ما برای جلس//ه حضوری تماس گرفتند. پس از آن دو جلس//ه ارائه طرح داشتیم. مدتی بعد تم//اس گرفتند و گفتند ک//ه گروه ما تایید ش//ده و به این ترتیب کارمان در شتابدهنده شروع شد.

€در€م/دت€کوتاه/ی€چندی/ن€س/ایت€نیم €هفعال€ € ایران/ی€نیز€وارد€این€حوزه€ش/د €هاند€و€به€نوعی€ممکن€ اس/ت€رقیب€ش/ما€باش/ند.€چه€فکری€ب/رای€رقبای€ داخلی€خود€دارید؟

بازار این حوزه نو است و ظرفیت بسیار باالیی دارد. خیلی خوب و طبیعی است که چندین رقیب به صورت سالم برای دس//تیابی به یک هدف با یکدیگ//ر رقابت کنند. به هر حال اگر رقابت نباش//د آن اتفاق خوب در بازار رخ نمیدهد. همه م//ا باید برای ایجاد این بازار و فرهنگ متناس//ب با نیازهای آن تالش کنیم و درنهایت کسبوکاری که عملکرد بهتری داشته باش//د و سرویس بهتری به مردم ارائه کند، میتواند سهم بیشتری از بازار را نصیب خودش کند.

€همپا€قرار€اس/ت€از€چه€را €ههای/ی€پول€دربیاورد؟€ € د€رواقع€مدل€کس €بوکارتان€چگونه€است؟

همپ//ا در ازای ه//ر همس//فری درص//دی را ب//ه صورت کمیسیون از هزینه همسفری که همراه به راننده پرداخت میکند برای توسعه خدمات و پلتفرم همپا برمیدارد.

€تاکن/ون€ب/ا€چ/ه€مش/کالتی€دس/ €ت €وپنجه€نرم€ € کرد €های/د€و€فک/ر€م €یکنید€چ/ه€چال €شهایی€پی €شرو€ دارید؟

ما هنوز وارد بازار نش//دهایم و مش//کالت ج//دی تا امروز نداش//تهایم و از پ//س مش//کالت نهچن//دان ج//دی ک//ه روبهرویمان قرار گرفته به خوبی برآمدهایم ولی مش//کالت ما از زمانی که سرویسمان را به جامعه ارائه کنیم، جدیتر خواهد ش//د. درواقع ما مانند بوکسوری هستیم که مدام از بازار مش//ت میخوریم و باز هم بلند میش//ویم تا جایی که بتوانیم بیشتر مش//تها را ماهرانه مهار کنیم و پاسخگوی خوبی برای نیازهای بازار باشیم. تا امروز براساس تحقیقات بازار و بررس//ی اطالعات و مدلهای مش//ابه خارجی موفق س//عی کردیم برای تهدیدات پیشرو برنامههای مشخصی داشته باشیم و با تمام قوا و تمام وجود پشت این ایده هستیم تا آن را به شکل فرهنگ یا سرویس قوی ارائه کنیم.

€و€در€پایان€لطف/ا€توضیحاتی€درباره€فضای€کاری€ € همپا€بدهید.

فضای کاری ما در شتابدهنده دانشگاه صنعتی شریف است؛ دفتری حدود 06متر با اتمسفر استارتآپی و فضای فلت به س//بکی که تمام//ی افراد گروه به ص//ورت چابک و همسطح در امور جاری نظراتشان را اعالم میکنند و خرد جمع//ی و غالب تیم ما حرکت را مش//خص میکند. ما یک گروه 7نفره جوان هس//تیم و بعضی از اعضای گروه به دلیل دانش//جو ب//ودن 3، 4روز در هفته در محی//ط کاری حضور دارند و مابقی دورکاری میکنند.

سعیدنعم ‌تاللهی ما مانند بوکسوری هستیم که مدام از بازار مشت میخوریم و باز هم بلند میشویم تا جایی که بتوانیم بیشتر مشتها را ماهرانه مهار کنیم و پاسخگوی خوبی برای نیازهای بازار

باشیم

طیب €ه€جهانبازی

صنعت

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.