مدیریت و استخوانهای در گلو

Sanat Newspaper - - صنعت و اقتصاد -

به ن/ام او که هرچه بخواهد همان میشود

گرگ//ی ک//ه اس//تخوان در گلوی//ش گی//ر ک//رده ب//ود به دنبال کسی میگشت که آن را در آورد.

در ای//ن هنگام ب//ه لکلکی رس//ید و از او خواس//ت ت//ا در براب//ر م//زد او را از ای//ن عذاب نج//ات دهد، لکلک قبول کرد و سرش را در دهان گرگ کرد و استخوان را در آورد و بعد هم مزد و پاداش خواست.

گرگ که راحت ش//ده بود به او گفت: همین که سرت را س//الم از دهان من بیرون آوردی، برایت کافی نیس//ت؟ باز هم مزد و پاداش میخواهی؟ *** ی//ک عزیز ضمن انتق//اد به بعض//ی عملکردهای وزارت صنعت، معدن و تج//ارت، با زبان خاص خود، وزیر محترم را م//ورد تفقد خویش قرار داده و ضمن نامیدن ایش//ان به عن//وان «پدر صنعت ایران» جمالت دیگری هم فرمودهاند که بعضی کارشناس//ان آن را با نگاه منف//ی، انتقاد از وزیر دانس//تهاند و من با ن//گاه مثبت آن را فرصت//ی برای بیان بخش//ی از تالشهای کسی دانس//تهام که در بدترین نگاه سیاس//ی هم با ‪۰۴ ۰۳،‬ س//ال حضور مدیریتی و عاشقانه در س//طح مهندسی و وزارت از زبان دوست و دشمن«پدر صنعت ایران» نامیده شده و بدون شک در تولد پتروشیمی و رش//د آن میتواند «مادر صنعت پتروشیمی» هم نامیده شود.

نماینده محترم ضمن انتقادهایی متنوع و به شکل درهم از رک//ود صنعت، ص//ادرات غیرفعال، خامفروش//ی معادن، واردات کاالها، وجود خودروهای لوکس، ایجاد نمایش//گاه پوشاک ترکیه، حضور آقازادهها در معادن، اقتصاد مقاومتی و امثاله//م که بخش بزرگ آن ب//ه دولتهای قبل مربوط میش//ود، فرمودهاند که «با این اوضاع آیا بهتر نیس//ت که جن//اب آقای مهندس نعم//تزاده اس//تعفا داده تا صنعت کش//ور را نجات دهند، چون در ش//بانهروز اگر ۰۲ ساعت برای شرکت و تجارت شخصی خود کار کنند، باز هم وقت کم دارند.»

ای//ن بیانات ارزش//مند که البته مثل ب//ازار میوه و ترهبار شهرداری به شکل درهم، به طور حتم از باب مردمی بیان ش//ده است، با برداش//ت مثبت من به معنای این است که ایشان به وزیر فرمودهاند: آقاجان، اگر شما شرکت خصوصی داشتید و روزی ۰۲س//اعت هم در آنجا کار میکردید، باز ه//م وقت ک//م میآوردید تا به موفقیت برس//ید، حاال چه برسد به وزارتخانه بزرگی مثل صنعت، معدن و تجارت که ساعتهای بسیار بیشتری نیاز دارد.

بهنظر حقیر، ایش//ان در این جمله، به نکته مهمی اشاره کردهان//د و آن وق//ت و زمان//ی اس//ت که یک نف//ر در هر مسئولیتی میتواند برای هر کاری درنظر بگیرد، حتی اگر وزیر باشد و من میخواهم از این فرصت به موضوع «زمان و کار» بپردازم.

«پدر صنعت ایران» در س//ن حدود ۰۷سالگی از مدیران ۰۳،۰۴ س//اله خود در این وزارتخانه بیش//تر حضور دارند و ت//الش میکنند، و آنط//ور که از زبان هم//کاران دفتر وزیر ش//نیدهام، ایش//ان بعد از نماز صبح راهی مرکز شهر میش//وند و جلس//ات خود را ش//روع میکنن//د و به طور معم//ول از ۷ و ۸ صبح در دفترش//ان حضور دارند و ضمن ش//رکت در انواع جلسات کارشناس//ی و غیرکارشناسی و دی//دار با نمایندگان مردم و س//ایر آدمهای ریز و درش//ت در حوزههای وس//یع صنعت، مع//دن و تجارت، ۸ صبح را به ۸ ش//ب گره میزنن//د و بعد هم تا ۰۱ و ۱۱ ش//ب، به خواندن دهها نامه و گزارش مشغول هستند و به قول آقای حاجیپ//ور، مدیرکل حوزه وزارت//ی، گاهی چند کارتابل را هم همراه خود میبرند و پنجش//نبهها هم س//رکار هستند و گاهی مراس//م و نمایشگاهها در روزهای جمعه و تعطیل است.

این حرفها، یعنی اینکه یک وزیر در شبانهروز، بیش از ۵۱ ساعت کار میکند، یکی، دو ساعتی هم صرف رفتن و آمدن از خانه تا محل کار میش//ود و در نتیجه حداکثر ۷، ۸ ساعتی برای استراحت و زندگی شخصی باقی میماند.

یعنی به همان زبان س//اده بازار میوهوترهبار ش//هرداری، دوسوم شبانهروز را مشغول کار و بدون مرخصی و تعطیلی ب//وده و یکس//وم را حداکثر به خواب و زندگی ش//خصی مشغول است.

حاال یک س//وال باقی میماند ک//ه به طور حتم حق من اس//ت از نمایندگان خودم بپرس//م تا آنها ه//م در تریبون مجلس پاس//خ دهند، آیا هیچک//س، از هیچ فردی، در هر موقعیت و مقامی، بیش از این میتواند انتظار کار و تالش داشته باشد؟

گاهی در برابر تالشها و زحماتی که روزانه میکشیم، از وزی//ر و وکیل تا کارمند و کارگر، در ذهن و دلمان انتظار مزد و پاداش از باالدس//تیها و پاییندستیها داریم، حتی اگر به زبان نیاوریم.

آدم بزرگه//ا و عارف//ان ه//م این پاداش را ب//ه خداوند بخشنده میسپارند و امثال حقیر هم با اندیشه کوتاه خود، از مادر روزگار سپاسگزاریم که بعد از کار روزانه، شب را در خانه گذرانده و فردا صبح باز هم آفتاب درخشان خداوند را میبینیم و سرمان را در دهان گرگ ایام، از دست ندادهایم. وزیر هم یکی از ماست.

ناصر بزرگمهر مدیر مسئول

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.