مدیریت احساسات و کامیون حمل زباله

Sanat Newspaper - - صنعت و اقتصاد -

به‌نام‌او‌که‌هرچه‌بخواهد‌همان‌م ‌یشود در دنی//ای مج//ازی ی//ک نفر نوش//ته ب//ود: ی//ک روز س//وار تاکسی ش//دم که در هن//گام حرک//ت ناگهان یک ماشین درس//ت جلوی ما از پ//ارک اومد بی//رون... راننده تاکس//ی هم محکم زد روی ترمز و دقیق//ا به فاصله چند س//انتیمتری از اون ماشین ایستاد. راننده مقصر، ناگهان س//رش و برگردون//د ط//رف راننده تاکسی و شروع به داد و فریاد کرد اما راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای اون ش//خص دس//ت تکون داد و به راهش ادامه داد...

توی راه به راننده تاکسی گفتم: شما که مقصر نبودید و امکان داشت ماش//ینتون هم آسیب شدید ببینه و ما هم راهی بیمارس//تان بش//یم، چرا بهش هیچی نگفتید؟ اینجا بود که راننده تاکسی درسی به من آموخت که تا آخر عمر فراموش نمیکنم. او گفت: «قانون کامیون حمل زباله» را میشناس//ی؟ گفتم: یعنی چی؟ او توضی//ح داد: این افراد مانند کامیون حمل زباله هس//تند، اونه//ا از درون لبریز از آشغالهایی مثل ناکامی، خشم، عصبانیت، حسادت، نفرت، عقدههای کودک//ی و اجتماعی و بیماری و هزار درد دیگر هس//تند، وقتی این آش//غالها در اعماق وجودشان تلنبار میش//ود، یک جایی ب//رای تخلیه احتی//اج دارند و گاهی اوقات روی ش//ما خالی میکنند... شما به خودتان نگیرید، فق//ط لبخند بزنید، دس//ت تکان دهید، برایش//ان آرزوی خیر کنید و ادامه داد که آدمهای باهوش اجازه نمیدهند کامیونهای حمل زباله، روزشان را خراب کنند....

کامیونهای حمل زباله همهجا هستند، کنار من و شما، در زندگی اجتماعی و اداری و ش//خصی، اونها از سالهای گذش//ته در تاریخ تلنبار ش//دهاند و از نسلی به نسل دیگر آمدهاند، عقدههای فرومانده در دلهایش//ان، استخوانهای در گلو مانده تاریخ بش//ری هس//تند، با ی//ک روز و دو روز نمیتوان اصالحش//ان کرد، با کالم تنها نمیتوان آرامشان کرد، آنها از یک فحش ساده شروع میشوند و تا اسیدپاشی و کش//تن فرخندههای تاریخ و کودکان مظلوم بوس//نی و هرزگوین و عراق و س//وریه و فلسطین و افغانستان و افریقا زیر پرچم سرخ و سیاه ادامه مییابند.

ه//ر روز در زندگی اجتماع//ی و در این صف و آن صف، کامیونهای حمل زباله را شانه به شانه خود میبینیم، در تاکس//ی، در مترو، در اتوب//وس، در کالس درس، در اداره، در س//ینما، در تئاتر، در مجموعه آپارتمانی، در کوچه، در رانندگ//ی، در ش//مال، در جنوب، در ش//رق، در غرب و در همهجا، حتی گاهی توی دلمون...

برای حل «قانون کامیون حمل زباله» باید همدلی کرد، باید گذشت کرد، باید مهربانی کرد، باید سکوت را انتخاب کرد، باید به بیماران روحی و روانی ترحم کرد، باید لبخند زد، باید صدای آنها را نشنید، باید عبور کرد، باید زیر باران رفت، باید فکر را شست.

مدیری//ت ف//ردی کار مهم و اساس//ی ب//رای نجات یک جامعه است، فحاش//ی و تندگویی افتخار نیست، مدیریت از نوع باال و نگاه تحقیرآمیز به دیگران نش//انه خرد نیست، داش//تن مدرک دانشگاهی بدون تربیت اجتماعی و کنترل شخصیت فردی پشیزی ارزش ندارد، داشتن پست و مقام و میز بزرگ و منش//ی و دفتر و دس//تک بدون ارزشهای انسانی، جز حمل کامیون زباله اندیشه چیز دیگری نیست.

بخشی از زندگی روزانه ما در درون کامیون حمل زباله و یا کنار کامیون حمل زباله میگذرد، باید مواظب باشیم که رانن//ده کامیون حمل زباله خش//م و کینه و نفرت و نادانی نشویم.

خبرهای تلخ ح//وادث رانندگی در بهترین زمان زندگی ما ایرانیان و در ایام نوروز و هر س//ال، که منجربه کش//ته و مجروح ش//دن هزاران نفر هموطن عزیز میش//ود، تنها در بیتوجهی رانندگان، کیفیت اتومبیل، وضع بد جادهها، نبستن کمربند و مانند آن به پایان نمیرسد، حضور قانون کامیون حمل زباله در کنار ما و در جادهها، بخشی از عامل اصلی حوادثی است که دیده نمیشود.

بعث//ت پیامبر مهربان//ی و فرمانهای او، همگی نش//انه مهرورزی خداوند با انس//ان خاکی است، روز باران رحمت بیحد او بر زمینیان اس//ت و نش//انه امید انسان به فردایی روش//نتر و بهتر اس//ت، اوس//ت که نخس//تین آموزههای مدیریت احساس//ات را بر عرب بدوی میآم//وزد و از ایثار و گذش//ت و بردباری و انس//انیت س//خن میراند و تعالیم خ//ود را بر پایه همدلی و همگامی و همراهی و همقدمی و هم قلمی انس//ان با انس//ان معنا میکند ت//ا آدمی بتواند کامی//ون حم//ل زبالهه//ای اندیش//ه نفرت و حس//ادت و بیخردی خویش را در دریای رحمت و بخشندگی خداوند خالی کند و بداند که بهش//ت و جهنم هر انسان در درون هرکس به تنهایی خویش اس//ت. وج//ود پیامبران دیگر و تعالیم آنها نیز لبریز از همین نگرش اس//ت، باید بر جهنم دیگران ترحم کنید و از نادانی آنها بگذرید و سکوت کنید و بگذارید هر روزتان بهشت شما باشد.

ناصر‌بزرگمهر مدیر‌مسئول

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.