میراث ما «روایت» میخواهد

رفتیم که کلی سؤال بپرسیم، اما همان سؤالهای اولمان، کلی جواب داشت! کلی جواب که گاهی درد دل بود و گاهی راه حل و البته بیشترشان اطلاعاتی که نداشتیم! محمودرضا سلیمانی رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سبزوار، کسی بود که این شماره مهمان ستاره شرق شد

Setare Shargh - - پرونده - علی ششتمدی

1( از ابتدای ورودتان شروع کنیم. اداره میراث فرهنگی سبزوار چه بود و شما چه مسیری را پیش گرفتید؟

در زمانی که من وارد این جایگاه شدم، سیاست من در حوزه میراث فرهنگی، خروج اداره از انزوا در سطح ادارات سبزوار شد. این اداره یکی از منزویترین ادارات در سبزوار بود.

2( بحث را از بناها آغاز کنیم. شرایط بناهای تاریخی شهرستان از نظر نگهداری، مرمت و ... چه وضعیتی است و چه برنامههایی در آینده در مورد آن دارید؟

در رابطه با بناهای تاریخی صحبت بسیار زیاد است. ما دیدمان و نگاهمان دو بُعد دارد یکی علایق ما است و تعهد انسانی، یک بعد هم تعهد و نگاه سازمانی. در دیدگاه سازمانی بناهایی که ثبت ما است مورد مواظبت قرار میگیرند و به دنبال حفظ آن هستیم. تا جایی که بودجه باشد نگهداری میکنیم. بعضی بناها هم ثبت ما نیستند اما از دیدگاه انسانی و وجدانی نسبت به آنها تعهد داریم؛ مانند باغ اسکویی و مانند آن، که ثبت ما نیست ولی ما ضمن پیگیری برای ثبت آن، از بنا مراقبت هم میکنیم. وقتی شما صحبت از ابنیه تاریخی میکنید باید دقت کنید که این مفهوم در ایران با یونان یا ایتالیا یا انگلستان یا فرانسه ... فرق میکند. ایران یک کشور پر بنا و زرخیز به این لحاظ است؛ زیرا در محل آمدوشد کاروان و اقوام بوده. بنابراین در هر دوره، معماریهای شاخص و اصیل و عمیقی را میبینید که در سرتاسر کشور ساخته شدهاند و باقی ماندهاند. در واقع اینطور بگویم که وسعت و تعداد این بناها آنقدر زیاد است که اگر میلیاردها دلار پول به سبزوار بیاورید باز هم نمیتوانید فقط بناهایی که در خود سبزوار هست را شناسایی، حفظ و مرمت کنید. صرف اینکه یک نفر میآید میگوید فلان بنا خراب شده، ملاک عمل نیست. بلکه باید ببینیم با چه پول و تمهیداتی باید حفظ و احیا شود؟ راهها به دو مسئله ختم میشود یک راهحل، دخالت بخش خصوصی است و دومی هم مسائل سرمایهگذاری دولتی؛ یعنی بودجهای که ما این کار را جذب کنیم.

3( و شما در هر دو زمینه ورود کردهاید؟

به نظر ما سه مرحله بااهمیت در این مسیر وجود دارد: حفظ، احیا و راهاندازی مجدد این بناها. صرف مرمت آثار کافی نیست. مگر چقدر بودجه وجود دارد که یک بنا را مرمت کنید و باز تخریب شود؟ این بنا باید مخاطب داشته باشد و حرکت ذاتی خود را شکل دهد. نمیتوانید پول بیتالمال را مصرف کنید و باز اولین باد یا باران آن را خراب کند! نظر من حفظ تامه بناها است. اینها جزء ارزشهای معماری، معنوی و فنی ما است؛ اما یک بحث مهمتر وجود دارد و خدمت شما میگویم: قبل از اینکه راجع به بناهای تاریخی در سبزوار اطلاعات کسب کنید باید در مورد مردمشناسی و «گفتمان میراثی» در سبزوار دقت کنید. سبزوار ما چقدر «میراثی» میبیند، میراثی میاندیشد و چقدر میراثی مطالبه میکند؟ در یک شهر مربوط به استان یزد خانههای مربوط به دهه 50 را مردم میآیند درخواست میکنند از اداره میراث فرهنگی که شما بیایید این خانه را ثبت کنید! اما در سبزوار خانه مربوط به دوره قاجار، نصف شب آب در آن رها میشود و ... در سبزوار «هویت» در برابر «معیشت» قرار گرفته. فرد برای بقای معیشت، نوک تیز را به سمت هویت حرکت میدهد. وضعیت «اقتصاد فرهنگی» در اقلیم ما یک جهت دیگر غیر از مسائل «فرهنگی» گرفته است. جهتی علیه مسائل فرهنگی گرفته نتیجه این میشود که اینها را تخریب میکند. ساختوسازها را در چند سال اخیر در سبزوار تصور کنید. کنار عظیمیان، چنین غول عظیمی ساخته شده که در این محل هیچ توجیه فرهنگی ندارد. ساختوسازهای مشابه را هم ببینید! ما در این شهر داریم زندگی میکنیم!

4( گفتمان میراثی چه گفتمانی است؟ تصوری که همه داریم دیدگاه حفظ و ارزشگذاری است. روی این مسئله بیشتر بحث کنیم.

سال 94 که آمدم اول باید سخن از میراث فرهنگی میکردم و فرهنگ آن را مطرح کن. دوم آنکه سعی کنم این میراث را حفظ کنم و سوم اینکه دلیل برای حفظ بیاورم! با مالک که صحبت میکنیم، میپرسد چرا باید حفظ کنم؟ میگویند: پول میدهید؟ سؤال من این است که چرا در جاهای دیگر مثل یزد و کاشان کسی نمیآید بگوید پولش را بدهید؟ اگر ما شهر دانش یا ملک بیداری هستیم این دانش و بیداری کجاست؟ دوستان را دعوت کردیم تا مناظره صحبت کنیم و در مورد برند سبزوار صحبت کنیم! وقتی میگوییم سبزوار ملک بیداری است یعنی بقیه خوابند؟ وقتی میگوییم سبزوار شهر دانش است یعنی بقیه شهرها دانش ندارند؟ ما 43 هکتار بافت تاریخی داشتیم چه مقدار آن مانده؟ این چه طور شهر دانشی است؟ این روراستی به درد ما میخورد. این روراستی آبروریزی نیست! این گفتمان باید به یک گفتمان بزرگی تبدیل بشود که در این گفتمان ما بتوانیم همه کارها را همزمان جلو ببریم. ما ابتدا آمدیم گفتمان میراثی را ایجاد کردیم! این گفتمان در هر جغرافیا لحن خودش را دارد. در سبزوار ما باید لحنش «اقتصادی» باشد. گفتیم میراث فرهنگی از نوع ترویج اقتصاد مقاومتی و اقتصاد فرهنگی است. درآمد زیاد دارد. اعتراض شد ما شروع کردیم به کار کردن و بومگردی شروع شد! امروز من اعلام میکنم که در هفته در بومگردی طبس 30 کیلو کمه مصرف میشود! فقط طبس! الآن ما سه مرکز بومگردی در حال کار داریم و دو مرکز دیگر در حال مجوز گرفتن و راهاندازی و در شرف انجام مراحل اداری هستند. در طبس، روز جمعه گذشته دو نفر روسی صبحانه مهمان بودند. از ابوالفضل طبسی بپرسید که آیا توان گرداندن آن را به صورت تکنفره دارد؟ نه! چندین خانم در آنجا کار آشپزی انجام و خدمات انجام میدهند. در زعفرانیه و مزینان هم همین کار را کردیم. در آزادوار، دشت جوین و سبزوار بزرگ این کار را انجام میدهیم. شما میتوانید مطالبات رستورانها و نهادهای گردشگری سبزوار را در سالهای ‪95 94،‬ و 96 با قبلتر مقایسه کنید. پس ما در ارائه و راهاندازی و تصویرآفرینی گفتمان میراث عمل کردیم. رفتیم به این سمت. چون تنها در اقتصاد فرهنگی است که معیشت در کنار هویت حرکت میکند. بهمحض آنکه زاویه بگیریم و وارد حرفه دیگری شویم، باید بدانیم که اقتصاد صنعتی یا هر چیز دیگر مهم نیست برایش که هویت را ارّه کند! اگر هویت به پول تبدیل شود اشکال ندارد که ارّه هم شود! وقتی خانه اسکویی خراب شد آن زمان که مدیرعامل موزه شهر بودم دو تا یادگار کاج دکتر غنی را با هزار حیله از دست آنها نجات دادم و گذاشتم در موزه شهر سبزوار. الآن فقط دو کاج از دکتر قاسم غنی برای ما مانده! وقتی اقتصاد آن مبنای فرهنگی را از دست میدهد هویت را هم در تیررس قرار میدهد!

5( در این مسیر دیگران هم همراه شما هستند؟

جلسه اقتصاد مقاومتی داشتیم خود فرماندار هم تأکید میکنند که اصل حرکت ما در حوزه میراث فرهنگی است. گفتمان میراثی شکل گرفته. در پرتو این گفتمان میراثی بود که بعد از 30 سال موفق شدیم، مردم خسته، افسرده و رنجیدهخاطر برآباد را دوباره برگردانیم پشت چرخ سفال تا با پا شروع کنند ظرف تولید کنند. این دو نفر که پشت در اتاق من دیدید کارهای اداریشان را انجام میدادند، متصدی همین هستند. ما سفالهای برآباد را با افتخار میگوییم که بعد از 30 سال احیا کردیم. آنهم با کوره سنتی. برای هرکدام حدود 15 تا 20 میلیون تومان وام موافقت شده برای ساخت کوره و خود نمایشگاهها و جشنوارههایی که در برآباد باید برگزار شود. از بهترین هنرمندان سبزواری دعوت کردیم که طرحها را بیاورند تا کوزه خاص برآباد و سبزوار در جهان مطرح شود.

6( ازایندست مصداقهای عملی موارد دیگری هم هست؟ چون اینطور رفتارها دیگر وارد کار عملیاتی میشوند و قطعاً در کوتاهمدت و بلندمدت تأثیر خود را میگذارند.

در دوره ما در سبزوار 5 یا 6 بار نمایشگاه هنرمندان صنایعدستی گذاشتهشده در بهترین مکانها. یکی از بهترین بخشهای کنگره سربداران که حتی وزیر ارشاد بهترین تشویقها را در مورد انجام داد غرفه نمایشگاه ما بود مربوط به صنایعدستی. تلاش این بود که صنایعدستی سبزوار معرفی شود. از من بعید است آمار بدهم. من مال آمار نیستم که عدد و رقم ارائه نمیدهم. هدف این است صنایعدستی سبزوار باید سبزواری باشد. اگر کسی چیزی تولید میکند که همان چیزی است که در کرمان یا آذربایجان هم تولید میشود این برند ما محسوب نمیشود! صنایعدستی خاص سبزوار را چه کسی مطالعه کرده؟ هیچکس! اصلاً این طرحها شدنی است؟ کسی مطالعه نکرده! اما من فرضیهام این است که شدنی است و انجام دادهام. یکی نگارگری امیرشاهی سبزوار است که داریم کار میکنیم. برای بومی کردن صنایعدستی مطالعه کردیم. برای بومی شدن باید نگارگری سبزوار را تعریف کنیم. امیرشاهی معروفترین کسی است که باید در موردش کار کنیم. کار میکنیم تا مکتب امیرشاهی سبزوار را معرفی کنیم. مکتب نگارگری وابسته به آثار واعظ کاشفی را معرفی کنیم. ایشان موردتوجه نگارگران برجسته قرار گرفت و آمدند داستانهای او را کار کردند. آثار ابن یمین؛ و اصلاً واقعه نهضت سربداران را در 20 کارتپستال نگارگری میکنیم. در خط با استاد علی طوسی برای بومی کردن صحبتها و مراوداتی داریم و معتقدیم میتوانیم از توانمندی ایشان استفاده کنیم. در حوزه سنگتراشی با آقای طیبی همکاری را شروع کردهایم و برای اولین بار اعلام میکنم که تسبیح سی سنگی سبزوار را وارد بازار میکنیم. هر کدام از این دانهها یک سنگ عالی سبزواری است؛ و عقیق و فیروزه سبزوار. 40 نوع سنگ داریم در سبزوار که آقای طیبی مکرر مطالعه میکند و ما وارد میکنیم. در سفال قطب هستیم و روی آن کار میکنیم. روی چرم، لباس محلی در جنبهها صنایعدستی هم مطالعه میکنیم و هم اجرا داریم.

7( بپردازیم به بحث بومگردی. به نظر ما هم این مبحث میتواند آینده اقتصادی خوبی برای منطقه باشد. ابعاد مختلف آن را بررسی کنیم.

صنعت گردشگری و ماهیت میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری. حوزه میراث فرهنگی «سرمایهبر» نیست! «نیرو بر» است. چرا نیرو بر؟ به این دلیل که اگر یک نفر بخواهد بیاید به حوزه گردشگری، کافی است دانشی بر اساس تاریخ، ابنیه تاریخی، رسوم، فرهنگ، داروی گیاهی و ... داشته باشد! کسی که چنین دانشی دارد ما قطعاً در هتل کاملیا از ایشان استفاده میکنیم. یکی از کمبودهای ما نبود لیدر علاقهمند است. چون لیدر وقتی شروع میکند با صحبت کردن میتواند همهچیز را تعیین کند. میتواند خیلی گزارشی و خشک مطالب را ارائه کند؛ اما یک کسی هست که میآید و با علاقه و شوق، روایت میکند! به تعبیر ما آیین به آن بدهد. چرا آدمی مثل من، بعد از 30 سال مطالعه اینهمه از آیینها میگوید؟ ما در گفتمان خود باید آیین را ارائه دهیم. روایت کنیم. یک نمونهاش را میگویم خودتان را جای مخاطب گردشگر بگذارید: مثلاً در خسروگرد. مسجدی وجود داشته و سبزواریان که مسجد نداشتند میآمدند به خسروگرد نماز عید بخوانند. یک سال اختلاف افتاد و سبزواریها ماه را دیده بودند و رفتند نماز عید بخوانند، خسروگردیها مخالفت کردند که ماه را ندیدهایم عید نیست! و نگذاشتند نماز خوانده شود! نزاع خونین پیش میآید. سبزواریها با صورتها و تنهایی مجروح خونین برمیگردند. بانویی میآید میگوید که زمینم را اهدا میکنم برای ساخت یک مسجد! این مسجد همان مسجد پامنار است! این اولین مسجد است در دنیای اسلام که یک بانو بانی میشود. این بانوی گمنام، در تاریخ بیهق روایت شده است. مسجد در قرن سوم بهعنوان جامع سبزوار ساخته میشود، معروف به پامنار! اگر کسی این روایت را نداند و لیدر باشد، گزارشش خام است. آن زمان مناره را صحبت میکنی، وقتی کسی در قرن سوم روایت میکند که بانویی با این جریان این را اهدا کرده بعد در قرن ششم فلان اتفاق دیگر و ... آن زمان مهمان به تکتک این آجرها نگاه میکند غرق حیرت میشود. از فکر، فلسفه، تقوا پرهیزگاری مردم این شهر و ...

گفتمان میراثی شکل گرفته. در پرتو این گفتمان میراثی بود که بعد از 30 سال موفق شدیم، مردم خسته، افسرده و رنجیدهخاطر برآباد را دوباره برگردانیم پشت چرخ سفال تا با پا شروع کنند ظرف تولید کنند. این دو نفر که پشت در اتاق من دیدید کارهای اداریشان را انجام میدادند، متصدی همین هستند.

هر کسی که در هر روستایی، یک خانهای داشت که این خانه استحکام اولیه برای اقامت را داشته باشد، بیاید اعلام آمادگی کند! در انتخاب خانه اصلاً نگاهش به امروز نباشد بلکه به دیروز نگاه کند. به همان کیفیتی که پدربزرگش در آنجا زندگی میکرده خانه را آماده و معرفی کند و سند مالکیت ارائه دهد

8(یک نفر که بخواهد در این حوزه فعالیت کند، دقیقاً باید چه کند و کدام مسیر را برود؟ برای کسی بخواهیم توضیح بدهیم که اطلاعات کافی ندارد.

هر کسی که در هر روستایی، یک خانهای داشت که این خانه استحکام اولیه برای اقامت را داشته باشد، بیاید اعلام آمادگی کند! در انتخاب خانه اصلاً نگاهش به امروز نباشد بلکه به دیروز نگاه کند. به همان کیفیتی که پدربزرگش در آنجا زندگی میکرده خانه را آماده و معرفی کند و سند مالکیت ارائه دهد. منظور از سند، طبق تعریف روستا است )تأیید شورا یا ...(. ظرف یک تا یک و نیم ماه مجوز بومگردی برایش صادر میکنیم. به همین سادگی! از همین امروز همه روستاها میتوانند این کار را بکنند؛ اما آن کسی که اقامت بومگردی میگیرد باید «محتوا» داشته باشد. شما میآیید یک قرمه میخورید در کنارش میخواهید روایت گل محمد و کلیدر را هم بشنوید یا نه؟ البته خانههای روستایی خاص صرفاً برای استراحت داریم؛ اما چه کسی میخواهد مدیریت کند؟ بومگردی مدیریت میخواهد. کسی باشد که وقتی بداند مهمانی در روستا هست؛ خود را با لباس محلی برساند با زبان بیهقی وار بکشاند به محل بومگردی خودش و لحظه و روایت بدهد. صرفاً خوردوخوراک نیست، بومگردی ابعاد دیگری هم دارد که هرکسی علاقهمند بود راهنمایی خواهد شد. ادامه دارد...

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.