انتخاب شهردار یا شهرداران انتخاباتی؟

Setare Shargh - - یادداشت - مصطفی غلامی

حدود سه ماه از انتخاب اعضای شورای شهر پنجم سبزوار )یا فرنگیتر آن پارلمان شهری( میگذرد. هرچه که بود و شد، گذشت و انتخاباتی به نسبت قابلقبول برگزار شد. خوشبختانه شاهد یک پوستاندازی و گذاری بودیم که با راه یابی افراد جدید و تازهنفستر به شورا رقم خورد. مثلاً در شورای قبلی دکتر نداشتیم ولی در این شورا چند دکتر داریم؛ که امیدواریم وجودشان حال عمومی شهر را بهتر و بیماریهای آن را درمان کند؛ به امید خدا همینطور هم هست. به عبارتی مصداق آن مثل معروف یعنی «استخوان لای زخم» نشود که طرف عضو شوراست ولی صرفاً هر چهار سال یکبار و آن هم دقیقاً در زمان مجاز تبلیغات انتخابات ظاهر شده و مشکلات شهر را از موضع روشنفکرانه و کارشناسانه، موشکافانه و یکبهیک تشریح و برای هرکدام راهحل ارائه میکند. اصلاً انگارنهانگار که ایشان چهار سال و یا حتی مضاربی از این چهار سال را داشته از مالیات این مردم حقوق میگرفته که حالا به جای اتخاذ مواضع انتقادی نسبت به مسائل شهری، از عملکرد خود دفاع کند. البته نگارنده بر این باور است که بنا بر سنت «ان ا... لایغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم» و نعمت دموکراسی، مردم فهیم دیار سربداران نیز با نگاهی به تجارت گذشته و تخصص و سوابق اجرایی نامزدهای حاضر در صحنه، هر بار نسبت به دور قبلی، قطعاً آگاهانهتر انتخاب کرده و مسلماً مطالبهگرتر نیز شدهاند. ترکیب و چینش جدید نفرات حاضر در شورا هم نوید روزهای بهتری را به همگان میدهد. روزهایی که مردم از طریق رسانههای مکتوب و مجازی، میتوانند با دقت عملکرد، رفتار و مواضع گوناگون منتخبین و مسئولین خود را رصد کنند. اکنون مثل سابق نیست و دیگر برای پیر و جوان و زن و مرد مهم است که چه کسی مخالف شفافیت در امور است و بهطور مثال با حضور خبرنگاران در شورا مخالفت میکند. مسئلهای که چهار سال تعداد معدودی از اعضای شورابرای آن زحمت کشید ولی نهتنها به ثمر نرسید که در نشست خبری اخیر سخنگوی منتخبین شورای پنجم هم نوید ادامۀ همان روند )در جلسۀ انتخاب شهردار( داده شده است )که امید میرود در آن تجدیدنظر شود(. وقتی منتخبین یک جامعه، «دانستن» که حق طبیعی اعضای آن جامعه است را از آنان دریغ میکنند، طرح آن سایر مواردی که در نامۀ سرگشادۀ اخیر جناب پسندیده خطاب به رئیس شورا مطرح شده، برای این مردم محلی از اعراب ندارد. وقتی دانستن از مردم دریغ شود، بهتبع آن مطالبهگری و پرسش نیز عقیم و خنثی میگردد. باور کنید، مردم برایشان اهمیت دارد که چرا فلانی شهردار میشود و شورای شهر چگونه بر او نظارت میکند؟ دیگر دوست ندارند کسانی را در شورا یا شهرداری ببینند که امکانات و زیرساختهای شهر را همچون پلۀ ترقی و پیشرفت خود برای کسب جایگاهها و مناصب بالاتر میدانند! بهعنوانمثال: به همین نامۀ سرگشادۀ اخیر آقای پسندیده خطاب به رئیس شورا رجوع شود. جایی که دربارۀ تعداد و نحوۀ استخدامیها در دورۀ شورای سوم مطالبی مطرح شده. عزیزان مسئول! خطاب به شما با صدای بلند میگوییم: «برای جوانان این شهر، آن هم به طور ناعادلانه، ماهی نگیرید! ماهیگیری را یادشان بدهید » در نشست خبری مذکور، زهرا بخشی از نامزدهای نهایی برای سمت شهرداری سبزوار نام بردند. )که البته اشاره به حضور گزینههای قویتر غیربومی در فهرست اولیه نیز جای بحث و گفتگو دارد( گزینههای مطرحشده همگی در جای خود قابلاحترام و به حتم سوابقی درخور نیز در کارنامه دارند؛ اما چند نکته هست که عنایت به آنها برای منتخبین بزرگوار و گرامی این مردم نیز، در این انتخاب مهم چندان خالی از لطف نیست. نخست اینکه تقاضا میشود از کسانی دعوت به همکاری گردد که «کارنامهسازی » کردهاند، نه «کارنامه بازی ». شهردار که نباید به توصیۀ فلانی و به خاطر عضویت در فلان نهاد انتخاب شود. در انتخاب شهردار، هم تجربه و سوابق اجرایی باید مدنظر قرار گیرد و هم مهمتر از آن تحصیلات و تخصص. مثلاً در یک سازمان مثل همین شهرداری سبزوار که حتی معاونت فرهنگی ندارد )به گواه سایت شهرداری(، انتخاب شهرداری که الهیات خوانده باشد و آنقدر هم جوان باشد که کولهبار تجربهاش کفۀ ترازو را به نفع او پایین نبرد، چقدر توجیهپذیر است؟ همانقدر توجیهپذیر است که انتخاب یک کارشناس علوم سیاسی! شرح وظایف شهرداری با ادارۀ ارشاد و نظایر آن تفاوت دارد. آنهم در شرایطی که افرادی همچون سیاوشپور را در چنته داریم! ضمناً این افراد ترجیحاً از کسانی نباشند که در انتخابات شرکت کردند ولی از مردم رأی اعتماد نگرفتند. این یعنی مردم این شهر آنان را، هرچند محترم و کاردان و متخصص و لایق، ولی مناسب خدمت در جایگاه شورا و شهرداری ندانستند. لازم به یادآوری این مهم نیست که برای تعاملی پویا و دوسویه میان مردم و اعضای شورای شهر، رأی و تصمیم مردم بایستی از همین ابتدا محترم شمرده شود. در آخر باید گفت توقع میرود شهرداری که انتخاب میشود، شهردار همۀ شهر باشد. شهرداری برای همۀ مردم سبزوار. درست است که خیل عظیمی از عزیزان مسئول و خادمین بیمنت این شهر و مردمش، برای اینکه صبحها خدایناکرده دیر به محل کارشان نرسیده و امورات اربابرجوع بر زمین نماند، و نیز برای اینکه مبادا در شهری که هستند هنوز کودکان کاری که از سن تحصیلشان گذشته و یا زنان سرپرست خانواری که تحت پوشش هیچ جا نیستند و خرج خود و فرزندانشان از همان یارانۀ ناچیز ماهانه است و اگر هنوز بر صراط اخلاق و عصمتاند از سر شرفی است که خدا به آنها کمی بیشتر از بعضی دیگر داده، مصداق صادق اشرافیت و طبقه مرفه شوند، به کلبههای محقری در محلههای شلوغ، ناامن و پر سروصدای شهر، همچون پاسداران، فرهنگیان و ولیعصر )سونالوکس( بسنده کردهاند، ولی مردم سبزوار در اسلامآباد، قلعهنو، بلوار شهید باهنر )چهلمتری دوم( و گلشن )رازی 23( نیز ساکن هستند. گونههای انسانی در این مناطق هم دیده شدهاند. اگرچه مسئولان کشوری و استانی وقتی به سبزوار میآِیند، هیچوقت گذرشان به علمدار و گلشن نمیافتد و در گردشی مختصر فقط سنگکاریهای میان بلوار رازی، سنگکاری کف خیابانهای اطراف میدانها و گلوبلبلهای زیبا و همیشهسبز میدان صاحبالزمان را میبینند؛ اما باور کنید اعضای شورای شهر و شهردار منتخبشان با رأی ایشان بر سر کار نیامدهاند که دلشان را خوش کنند به آن الواح تقدیری که بابت «زیباسازی احجام و فضاهای شهری» دریافت میکنند. این چیزها وقتی ارزش دارد که عضو شورای شهرمان نامهای ننویسد که در آن از عدم ارائۀ گزارش مالی و املاک متعلقۀ شهرداری توسط شهردار بنالد. ضمناً مسئله دانشگاه )که دانشگاه هم در محدودۀ همین شهر است( نیز دستکم گرفته نشود. از یک مسئول شهری پذیرفته نیست که بگوید «من منتخب مردم سبزوارم و از دانشگاه رأی نیاوردم، پسفردا هم در برابر اینها مسئولم و باید پاسخ دهم )اگر بدهم(، لذا دانشگاه در حیطۀ من نیست.» در نقض این فرمایش باید گفت برای مثال، بنا به آمار، عدۀ کثیری از دانشجویان دانشگاه حکیم سبزواری، بومیان همین دیارند. از آن گذشته مگر ارتباط با دانشجو و مجالست و انس با قشر دانشگاهی، چقدر هزینه داشته و دارد؟ جز این است که با تزریق روح دانش و خلاقیت در بدنۀ مدیریت شهری، ضمن آشنایی با نیازهای روز جامعه و استفاده از دانش به روز در بهبود بهرهوری، مردم و علیالخصوص جوانان صاحب فکر و اندیشه، مجموعۀ شهرداری را از خود جدا ندانند؟ و نهایتاً آیا این مسئله در تجاربی نظیر کیچه ، موفقیتآمیز نبود؟ )بهعنوان اثباتی بر این ادعا، با نگاهی به تبلیغات اغلب نامزدهای شورای شهر، مشاهده میشود که عبارت «مدرس دانشگاه» را به یدک میکشند. اینکه کی و کجا و چه درس دادهاند بهجای خود، اما همین نشان از اقبال مردمی و خواست عموم در مورد این مسئله، یعنی ارتباط سیستم مدیریتی با جامعۀ آکادمیک دارد( لذا در پایان مجدداً از منتخبین محترم درخواست میشود که ضمن در نظرگیری تخصص و مقبولیت مردمی در انتخاب شهردار ، «لطفاً شهردار منتخب نیز، خود را شهردار همۀ مردم سبزوار بداند». از دانشگاه حکیم سبزواری تا صالحآباد.

طرف عضو شوراست ولی صرفاً هر چهار سال یکبار و آن هم دقیقاً در زمان مجاز تبلیغات انتخابات ظاهر شده و مشکلات شهر را از موضع روشنفکرانه و کارشناسانه، موشکافانه و یکبۀک تشریح و برای هرکدام راهحل ارائه میکند

از سر شرفی است که خدا به آنها کمی بیشتر از بعضی دیگر داده، مصداق صادق اشرافیت و طبقه مرفه شوند، به کلبههای محقری در محلههای شلوغ، ناامن و پر سروصدای شهر، همچون پاسداران، فرهنگیان و ولیعصر )سونالوکس( بسنده کردهاند، ولی مردم سبزوار در اسلامآباد، قلعهنو، بلوار شهید باهنر )چهلمتری دوم( و گلشن )رازی 23( نیز ساکن هستند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.