زد تشتوک بههربایکاب شهاوریبه دا وتاد رهیکانتخ عج

چند یادداشت کوتاه درباره یک انتخابات ساده و عجیب

Setare Shargh - - صفحه اول - امیر مسکنی

درهرحال، با تمامی حاشیههای این لیست، جلسات ارائه برنامه نامزدها، در ساختمان شورای شهر و بهصورت علنی برگزار شد. جلساتی که با کمترین دقت میشد حدس زد فرمالیته بوده و انتخابها از قبل انجام شده است؛ تا حدی که برخی اعضا حتی در جلسات حضور نداشتند و یا در معدود ساعاتی که بهظاهر مستمع برنامهها بودند؛ در حال چرت زدن و خاراندن سروصورت خود دیده میشدند.

پسازاینکه کسی «نجفیِ سبزوار» نشد و منتخبان «راستگو» رأی به ریاست کسی دادند که حرکاتش در جلسات ارائه برنامه، شباهت زیادی به «عباس شیبانی » داشت، تعدادی «جوانفکر» پیدا شدند و از مقایسه تهران با سبزوار ناراحت شدند و داد زدند که: «سبزوار تهران نیست!»؛ که اگر نبود این روشنگریها، تعداد زیادی از همشهریان همچنان دربهدر به دنبال ورودی مترو در حاشیه میدان امام حسین سبزوار بودند.

منتخبان تحصیلکرده و تازهنفس شورا که بیشترین اقبال مردمی را داشتهاند و در شعارهایشان وعده تغییر دادهاند، در مقابل طیف سنتی که اکثراً با آرای ناپلئونی به شورا ورود پیدا کردهاند مغلوب شدند؛ و مهمترین دلیل این اتفاق، تغییر موضع ناگهانی، عجیب و دور از انتظار تنهای بانوی حاضر در شورا به سمت طیف «پا به سن گذاشتهها» بود.

در سبزوار هم خیلیها معتقدند که قاسم حسین زاده از شورای شهر خارج نشده است، بلکه به دلیل اثبات شایستگی هایش، دلیلی برای شرکت در انتخابات وجود ندارد. 9 عضو شورای پنجم حتی با پادرمیانی فرماندار سبزوار هم نتوانستند برای انتخاب شهردار به توافق برسند تا اینکه عصر روز یکشنبه، پنجم شهریورماه هزار و سیصد و نود وشش، حاج قاسم حسین زاده با حضور نیمساعته خود، تکلیف شهرداری سبزوار را مشخص کرد.

* مایکل: وقتی جانی اول راه بود، یه قرارداد شخصی با رهبر یه گروه بزرگ موسیقی امضا کرد؛ و وقتی کارش بهتر و بهتر شد، میخواست از اونجا بیرون بیاد. جانی پسرخونده پدر منه. پدرم رفت تا این رهبر گروه رو ببینه و یه پیشنهاد ده هزار دلاری برای فسخ قرارداد با جانی داد. ولی رهبر گروه جواب رد داد. پس روز بعد، پدرم رفت تا اون رو ببینه؛ اما این بار به همراه لوکا براتسی. در عرض یک ساعت، اون یه قرارداد ترخیص رو با یه چک تضمینی 1000 دلاری امضا کرد.

کِی: چطور این کار رو کرد؟ مایکل: بهش پیشنهادی داد که نمیتونست رد کنه. کِی: چه پیشنهادی؟ مایکل: لوکا براتسی یه اسلحه به طرف سرش نشونه گرفت و پدرم گفت یا مغزش میاد پای قرارداد و یا امضاش!

-

آخرین بازمانده انتخاب شهردار سبزوار با عجیبترین شیوه ممکن، برگزار شد و در نهایت سیدعلی کوشکی برای یک دوره 4 ساله، در این پست ابقا شد. طبق گفته زهرا بخشی، سخنگوی شورای اسلامی شهر سبزوار، در اولین مرحله انتخاب شهردار، هر کدام از اعضای منتخب، 3 نفر را جهت تصدی این پست معرفی کردند و با استفاده از شیوه نمره دهی اختصاصی شورای سبزوار به پنج گزینه نهایی رسیدند: جواد برادران بنا، محمود پسندیده، بهرام سیاوشپور، سیدعلی کوشکی و مسیحاله معصومی. اینکه در لیست اولیه چه کسانی حضور داشتهاند و نحوه امتیازدهی چگونه بوده است که خروجی آن، لیست فوق است جزو محرمانههایی است که نه خبرنگاران و نه مردم، مجاز به دانستن آن نبوده و نیستند. گرچه بعید است کسی بتواند این لیست را درست رمزگشایی و هضم کند. درهرحال، با تمامی حاشیههای این لیست، جلسات ارائه برنامه نامزدها، در ساختمان شورای شهر و بهصورت علنی برگزار شد. جلساتی که با کمترین دقت میشد حدس زد فرمالیته بوده و انتخابها از قبل انجام شده است؛ تا حدی که برخی اعضا حتی در جلسات حضور نداشتند و یا در معدود ساعاتی که بهظاهر مستمع برنامهها بودند؛ در حال چرت زدن و خاراندن سروصورت خود دیده میشدند. مسیح اله معصومی اولین نامزدی بود که نامه انصرافش در کانالهای تلگرامی منتشر شد. نامزدی که با اعلام لیست مشاورانش، حداقل یک رأی قطعی را برای خود ثبت کرده بود. محمود پسندیده هم پس از ایجاد حاشیههای سنگین و انواع نقدها )و تخریبها( از خیر نامزدی تصدی این پست گذشت. محمود پسندیده بیشتر از دشمنیهای با خودش، چوب دشمنیها و اختلافات دیگران با برادرش را میخورد. بهرام سیاوش پور که یکی از دو گزینه اصلی تصدی پست شهرداری سبزوار بود هم قبل از رأیگیری نمایندگان مردم، بیانیهای صادر کرد و خود را از گردونه انتخابات خارج کرد. بیانیهای از جواد برادران بنا منتشر نشد )و یا اینکه بهصورت گسترده دیده نشد( اما قبل از شروع رسمی جلسه انتخاب شهردار، انصراف ایشان هم اعلام شد تا 8 عضو شورای پنجم، به صورت یکدست رأی به ابقای کوشکی بدهند. علیاصغر محمدی تنها فردی بود که به دلیل مسافرت )و شاید هم قهر( در جلسه حاضر نبود و در این نمایش وحدت و همدلی!!! شراکت! نکرد.

سبزوار، تهران است؟ نیست؟

پسازاینکه کسی «نجفیِ سبزوار» نشد و منتخبان «راستگو» رأی به ریاست کسی دادند که حرکاتش در جلسات ارائه برنامه، شباهت زیادی به «عباس شیبانی» داشت، تعدادی «جوانفکر» پیدا شدند و از مقایسه تهران با سبزوار ناراحت شدند و داد زدند که: «سبزوار تهران نیست!»؛ که اگر نبود این روشنگریها، تعداد زیادی از همشهریان همچنان دربهدر به دنبال ورودی مترو در حاشیه میدان امام حسین سبزوار بودند. در کنار تمام این نمونهها و مشابهات، باید یادی کنیم از «بهروز افخمی» که زمانی با حرکات و گفتارش برای اصلاحطلبان هزینهتراشی میکرد و امروز در کنار «فراستی» پرچمدار رسانهای جناح دیگر است.

آبستراکسیون خوب، آبستراکسیون بد

چهار عضو شورای پنجم برای اعتراض به روند انتخاب شهردار و همچنین هیئترئیسه، در اولین جلسه شورا حاضر نشدند و بهنوعی جلسه را از رسمیت انداختند. اتفاقی که در ابتدای دوره چهارم هم با شدت بیشتر افتاده بود. در آن بازه زمانی هم اعضای شورای شهر و رئیس آن، به مدت چندین ماه از برگزاری جلسات رسمی و انتخاب شهردار، پرهیز میکردند. این عمل منتخبان دوره پنجم و بیانیه منسوب به ایشان، باعث معرفی کلیدواژه «آبستراکسیون» شد. واژهای که بعدها توسط برخی رسانهها، به عنوان فحش استفاده میشد! سؤالی که در این ماجرا برای برخی پیش آمد این بود که چرا برخی از مخالفان «آبستراکسیون چند روزه» در این دوره، چندین ماه تعطیلی شورای چهارم را به سکوت برگزار کردند.

اکثریت در اقلیت

یکی از مهمترین مسائل مطرحشده در چند روز اخیر، بداخلاقی اقلیت شورا و عدم احترام به رأی مردم توسط 4 عضو معترض بود. نکته جالب اینجا است که مجموع آرای 4 عضو معترض شورا بیش از ۵9000 رأی است درحالیکه گروه ۵ نفره متحدین، در مجموع حدود ۵۵600 رأی کسب کردهاند. منتخبان تحصیلکرده و تازهنفس شورا که بیشترین اقبال مردمی را داشتهاند و در شعارهایشان وعده تغییر دادهاند، در مقابل طیف سنتی که اکثراً با آرای ناپلئونی به شورا ورود پیدا کردهاند مغلوب شدند ]اختلاف آرای نفرات اول و چهارم حدود 7۵00 رأی است و اختلاف بین نفر پنجم تا پانزدهم حدود 2200 رأی و فاصله رئیس شورا با اولین عضو علیالبدل کمتر از 1۵0 رأی[ و مهمترین دلیل این اتفاق، تغییر موضع ناگهانی، عجیب و دور از انتظار تنهای بانوی حاضر در شورا به سمت طیف «پا به سن گذاشتهها» بود. تقسیم کرسی های هیئترئیسه بین اعضای این گروه «اکثریتِ تشکیلشده از اقلیت»، یادآور شیوه انتخاب ترامپ در آمریکا بود. وقتیکه آرای مردمی «هیلاری کلینتون» 3 میلیون بیشتر از «دونالد ترامپ» اعلام شد اما آرای الکترال، نماینده جمهوریخواهان را رئیسجمهور آمریکا کرد.

قاسم سخن نگفت...

مردم کره شمالی معتقدند که کیم ایل سونگ )بنیانگذار جمهوری دموکراتیک خلق کره( نمرده است و از سال 1994 به بعد، وی به خورشید پیوسته و فرزندش )کیم جونگ ایل( تنها به عنوان معاون او منصوب شده است؛ به همین خاطر همچنان وی را با عنوان «رئیسجمهور ابدی کره شمالی» میشناسند. در سبزوار هم خیلیها معتقدند که قاسم حسین زاده از شورای شهر خارج نشده است، بلکه به دلیل اثبات شایستگی هایش، دلیلی برای شرکت در انتخابات وجود ندارد. 9 عضو شورای پنجم حتی با پادرمیانی فرماندار سبزوار هم نتوانستند برای انتخاب شهردار به توافق برسند تا اینکه عصر روز یکشنبه، پنجم شهریورماه هزار و سیصد و نود وشش، حاج قاسم حسین زاده با حضور نیمساعته خود، تکلیف شهرداری سبزوار را مشخص کرد. به نظر میرسد «رئیس ابدی شورای اسلامی شهر سبزوار» هنوز فوت کوزهگری خود را به دیگر اعضا یاد نداده است و در بزنگاههای حیاتی باید شخصاً مشکلات را حلوفصل کند.

وحدت نمایشی

یکی از عجیبترین بدعتهای شورای شهر سبزوار، الزام )غیررسمی( به رأیهای حداکثری است. قانونی نانوشته در شورا وجود دارد که تصمیمات مهم باید با رأی اکثریت باشد. بسیار دیده شده که ساعتها با مخالفان صحبت میشود تا برای نمایش وحدت و همدلی، رأیی موافق و یکدست ثبت شود. تنها راه فرار مخالفان نیز در این سالها مسافرت و عدم حضور در جلسات رسمی بوده است.

نیمه پر لیوان

حضور یک بانوی تحصیلکرده در هیئترئیسه شورای پنجم یک اتفاق نو و مهم در عرصه سیاسی و اجتماعی شهر سبزوار است. فرصتی برای اثبات توانمندی بانوان این شهر که باید با مطالبه گری آن را تقویت کرد. تعیین سخنگوی شورا، برای اولین بار در سال های اخیر و الزام به برگزاری علنی تمامی جلسات رسمی، مهمترین دستاورد شورای پنجم تا به اینجا است که ثمره پافشاری رسانه ها و افکار عمومی بود. رسانه های سبزوار باید از این فرصت استفاده کنند و با اطلاعرسانی درست، سعی در تعمیم آن به دیگر نهادهای دولتی و اجتماعی داشته باشند. و در آخر باید تشکر کنیم از حاج قاسم حسین زاده بابت تعیین تکلیف شهرداری سبزوار در سریعترین زمان ممکن و بدون اتلاف وقت و جلوگیری از فرصتسوزیها بابت انتخاب سرپرست و دیگر حواشی. و ای کاش ایشان این سرعت عمل را در دوره ریاست خودشان )در ابتدای شورای چهارم( هم داشتند و شهر را بیش از 6 ماه بدون شهردار به امان خدا رها نمیکردند. کاش آن روزها هم به فکر وحدت و همدلی و تعامل و پیشرفت و ... بودند. -

** دُن لوچِسی: بذارین من دوست شما باشم. حتی قویترین مرد هم احتیاج به دوستانی داره. وینسنت: باعث افتخارمه! شما مرد سیاست و سرمایه هستین؛ چیزایی که من درکشون نمیکنم. دُن لوچِسی: شما اسلحه رو درک میکنی؟ وینسنت: بله. دُن لوچِسی: خب، دارایی یه اسلحه است. سیاست، دونستن اینه که کِی ماشه رو بکشی.

---

* فیلم پدرخوانده )1972( - کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا - نویسنده: ماریو پوزو ** فیلم پدرخوانده: قسمت سوم )1990( - کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا - نویسنده: ماریو پوزو

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.