تحول در آموزشوپرورش چگونه امکانپذیر است؟

Setare Shargh - - یادداشت - مهران صولتی

در آستانه مهرماه، بهار تعلیم و تربیت ایستادهایم. ماهی که یادآور تلاشهای معلمان و دانش آموزان جهت ارتقای دو سطح آموزشوپرورش در کشور است؛ اما واقعیت این است که بهرغم تمام تلاشهای انجامشده همچنان از تحقق آرمانهای متعالی در این دو عرصه بازماندهایم. پرواضح است که امروزه این نهاد رسمی از معضلات ویرانگری همچون کاربردی نبودن درس ها، فقدان آموزش مهارتهای زندگی، مشارکت اندک والدین، دانش آموزان و معلمان در فرآیند مدیریت واحدهای آموزشی و نهایتاً القای حس ناامیدی، ازخودبیگانگی و سرکوب استعدادها و خلاقیتها رنج میبرد. در همه این سالها هم برنامههایی برای تحول در این نهاد طراحی و اجرا شده است ولی نتوانسته بر مشکلات ناشی از عدم کارآمدی این سیستم غلبه کند )آخرین مورد در این زمینه هم تصویب سند تحول است که حتی در مقدمهاش از واقعبینی و ژرفنگری در این زمینه تهی است!(. به نظر میرسد تحول واقعی در آموزشوپرورش کشور منوط به اجرای راهبردهایی است که بتواند بر معضلات ساختاری این نهاد چیره شده و از اتلاف هر چه بیشتر سرمایههای انسانی و اجتماعی در آن جلوگیری کند. برخی از این راهبردها را میتوان به شرح زیر فهرست کرد:

1 - غلبه گفتمانی: در جهان و جامعهای که عرصه کشاکش گفتمانهای مختلف است، هرگونه تحول در آموزشوپرورش منوط بهنوعی چیرگی گفتمانی است. بدون حساسیت عمومی و نخبگانی نسبت به کارکرد آموزشوپرورش در مقولاتی از جمله آسیبهای اجتماعی نمیتوان انتظار اصلاح رویههای رایج را داشت؛ بنابراین تلاش برای تولید محتوای غنی و جذاب در راستای توجه به عرصه تعلیم و تربیت میتواند در چرخش افکار عمومی به سمت و سوی ضرورت تحول در این نهاد موثر باشد!

2 - نهادینه کردن مشارکت: متأسفانه امروزه غایت مشارکت شهروندان در مدیریت این نهاد به کمکهای نقدی والدین، حضور اجباری دانش آموزان و تدریس بیانگیزه معلمان تقلیل یافته است. تمرکزگرایی موجود چنان عرصه را بر نقشآفرینی اصحاب مدرسه تنگ ساخته است که نمیتوان از چشماندازی امیدبخش برای حرکت به سوی یک آموزشوپرورش کارآمد سخن گفت. از همین رو تقویت نقش واقعی شوراهای دانشآموزی، معلمان و انجمن اولیاء میتواند از اهمیت فراوانی در نهادینه کردن مشارکت همگانی در آموزشوپرورش برخوردارباشد!

3 - کنترل مداخله قدرت: متأسفانه عطش قدرت سیاسی برای تبدیل آموزشوپرورش به حوزه نفوذ ایدئولوژیک خود، این نهاد را از کارکرد حقیقی و منطق واقعی خود بازداشته است. تبدیل این نهاد به حیاط خلوتی برای حضور افراد نزدیک به نمایندگان مجلس، ارائه برنامههای ملال آور و کلیشه ای پرورشی، حاکمیت گاه و بی گاه فضای امنیتی، وجود گزینشهای غیر تخصصی در پذیرش نیروهای متقاضی، وضعیتی را به وجود آورده که آموزشوپرورش را از ایفای نقش طبیعی و ذاتی خود باز داشته است!

4 - جستجوی راهی برای رهایی از کنکور: به نظر میرسد امروزه کنکور آنچنان نفوذی بر خانوادهها و مدارس یافته که بسیاری از اقدامات اصلاحی در این نهاد عملاً بلاموضوع شده است. جدایی میان دانش آموزان عادی و تیزهوشان، تقلیل آموزش به مهارتهای تستزنی، سیطره درس های علوم پایه بر هنر، انشاء و ورزش، افزایش رقابتهای استرس زا و کاذب در مدارس، کنکور زدگی زندگی جمعی و خانوادگی و ... از جمله پیامدهای ناگوار سیطره این آزمون زیان بار بر حیات ایرانیان است. امروزه حجم

آسیبهای کنکور آنچنان افزایش یافته است که تا جستجوی راهی برای برونرفت از این وضعیت، بسیاری از اقدامات اصلاحی دیگر بیهوده به نظر میرسد!

نکته پایانی: اصلاح رویههای پراشتباه و آسیبزای آموزشوپرورش موجود در زمره همان «تصمیمهای سختی» است که باید با اجماع در سطوح فوقانی قدرت اتخاذ و اجرایی شود. بدون انجام اصلاحات رادیکال و مبتنی بر راهبردهای ذکر شده، ما همچنان با دستگاهی ناراضی تراش، ناکارآمد و سرمایه سوز مواجه خواهیم بود!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.