جنبش «تولید محتوا» درباره سبزوار

کم نیست مواردی که نام «سبزوار» با یک حادثه و اتفاق منفی در سطح ملی و گاه حتی در سطح جهانی مطرح شده است. بهطوریکه برای خیلی از ما این تصور پیش آمده است که «سبزوار» فقط با اتفاقات ناگوار و منفی نامش بر سر زبانها میافتد. مثالها هم کم نیست؛ از کجسلیقگی و بیتد

Setare Shargh - - پرونده -

تا چندی پیش میشد لاپوشانی کرد و میشد با ترفندی از انتشار اخبار منفی جلوگیری کرد اما با ظهور رسانههای جدید و گسترش فضای مجازی دیگر چنین چیزی تقریباً غیرممکن شده است. کار سلبی جواب نمیدهد و کارساز نیست، بنابراین باید «کار ایجابی» کنیم. «کار ایجابی» یعنی ابتدا باید تا میتوانیم «کار» کنیم و بعد کارهای «مثبت و ایجابی» داشته باشیم. به عبارت سادهتر باید «تولید محتوا» داشته باشیم. تا دو سه سال پیش هر چه میگشتی مثلاً حتی یک عکس ساده از بسیاری از آثار معروف منطقه سبزوار پیدا نمیکردی. این فقط یک مثال برای ملموس کردن موضوع بود وگرنه هنوز هم در بسیاری از زمینهها هیچ چیز قابلاعتنا برای ارائه نداریم. سال گذشته، زمانی که پرونده ثبت 11 قنات ایران برای ثبت جهانی در میراث یونسکو در جریان بود، گفتگویی پیامکی با رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری سبزوار داشتم. گفتم: 13 قنات در زیر شهر جاری است که منحصربهفرد است. همچنین سبزوار با دارا بودن 1000 قنات بیشترین قنات را در استان و شاید کشور داشته باشد، چرا دستکم یک قنات منطقه سبزوار در این پرونده نیست؟ اتفاقاً مدت کوتاهی از ثبت جهانی قناتها )با 11 قنات از استانهای مختلف( حادثه قنات کسکن رخ داد و 5 نفر کشته شدند. گفتم: چرا باید شهرهای دیگر قناتهایشان را ثبت جهانی کنند اما قناتهای سبزوار حادثهساز شوند و نام سبزوار باز هم با حادثه منفی و تلخ دیگر بر سر زبانها بیفتد؟ گفت: برای گنجاندن قناتهای سبزوار در پرونده یونسکو ابتدا باید این قناتها ثبت ملی شده باشند، قناتهای سبزوار هیچکدام هنوز ثبت ملی نشدهاند. پروندهای درباره هیچکدام از قناتهای منطقه در میراث فرهنگی نداریم و حتی یک خط مطلب درباره این قناتها نیست تا چه برسد به پرونده. چنین وضعی کموبیش درباره بسیاری از آثار و حوزه دیگر هم وجود دارد. بههرحال پرونده قناتها متشکل از 11 قنات از شهرهای مختلف ثبت جهانی شد و سبزوار باز هم فرصت بینظیر دیگری را از دست داد. یا فرصتی که در دو سه سال گذشته برای انتخاب سبزوار بهعنوان «پایتخت کتاب ایران» از دست دادیم؛ که این فرصتها هم با کمکاری و غفلت و کوتاهی ما از دست رفتند. اینها تنها برای مثال است وگرنه کم نیستند فرصتهای بینظیر و کمنظیری که ما به خاطر اختلافات بیهوده، کوتاهیها، موقعیتنشناسیها و غفلتها برای سبزوار از دست دادیم و با ادامه این وضع در آینده هم از دست خواهیم داد. لب مطلب آن است که باید «جنبش تولید محتوا» درباره سبزوار ایجاد کنیم. سبزوار آثار، داشتهها، ظرفیتها و استعدادهای زیادی در زمینههای مختلف علمی، کشاورزی، فرهنگی، گردشگری، اقتصادی و... دارد باید برای همه آنها محتوای فاخر، مستند و قابلارائه تولید کنیم. برای تحقق «جنبش تولید محتوا» درباره سبزوار چه باید بکنیم؟ و تحقق این جنبش چه الزاماتی دارد؟ در همین زمینه چند نکته قابلذکر است: .1 سبزوار ا رزا هانچندادزجیهوت تحقضقر «وجرنبیا شستولتیدچموحنتودا » رببارراهی سربشزودارو پبیهششرفدتت فقر محتوا داریم. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی ما حتی درباره مهمترین آثار و بزرگترین ظرفیتها و مزیتهای شهرستان هم یک خط مطلب نداریم تا چه رسد به اینکه در این زمینه محتواهای مختلف در قالبها و شکلهای متفاوت داشته باشیم. اگر بخواهیم یک مثل دمدستی بزنیم کافی است معتبرترین و پرمخاطبترین کتابها یا نشریات حوزه میراث فرهنگی و گردشگری کشور را تورقی بکنیم؛ تاکنون ندیدیم که در این نشریات، چندخطی درباره جاذبههای گردشگری سبزوار نوشته شده باشد. این نشریات وقتی به استان خراسان میرسند یکراست به سراغ مشهد میروند و این شهر را معرفی میکنند. برخیها گاهی بهجز مشهد به کلات نادری یا آرامگاه عطار و خیام هم گریزی گذرا میزنند؛ و یا سبزوار هنوز یک پایگاه ساده برای معرفی آثار تاریخی و ظرفیتهای گردشگری خود ندارد؛ پایگاه اینترنتی امروزه کار بسیار پیشپاافتادهای است. بدون تعارف اگر کسی اتفاقی گذرش به سبزوار افتاد و یا از ما چند خط مطلب درباره آثار سبزوار برای انتشار خواست، آیا چیز قابلاعتنایی برای ارائه داریم؟ چقدر مطلب و محتوا درباره خانههای تاریخی، کاروانسراها و قناتها و دیگر آثار تاریخی شهرستان داریم؟ اگر درباره این آثار، محتوای قابلاعتنایی داشتیم که هر روز شاهد تخریب آنها نبودیم. اگر واقعاً محتوایی هست )و ما خبر نداریم( برای ارائه آنها و معرفی سبزوار در سطح ملی و جهانی چه کردیم؟ ازایندست مثالها در زمینههای مختلف بسیار میتوان ذکر کرد. این جنبش موجب میشود که تولیدات فاخر و قابلارائهای درباره ظرفیتها، آثار و استعدادهای منطقه سبزوار تولید شود. محتواهای تولیدشده همچنین نقش مؤثری در هویت بخشی سبزوار در بخشهای مختلف خواهد داشت. با تولید محتوا میتوانیم سبزوار را با همه ظرفیتها و استعدادهایش در سطح ملی و بینالمللی معرفی کنیم و بشناسانیم. از محتواهای تولیدشده میشود در موقعیتها و برای اهداف مختلف دیگر نیز استفاده کرد.

.2

«جنبش تولید محتوا» تنها و تنها به دست خود سبزواریها محقق خواهد شد. هیچکس برای ما کاری نخواهد کرد. باید خودمان کمر همت را ببندیم و آستینها را برای کار و تولید بالا بزنیم. باید آنقدر محتواهای مثبت و ایجابی تولید کنیم تا ذهنیتهای منفی شکلگرفته در افکار عمومی و رسانهها درباره سبزوار کاملاً محو شود. باید با تولید محتواهای فاخر آنقدر سبزوار را در ذهنها و چشمها زیبا تصویر کنیم که همه آن ذهنیتهای منفی و تلخ بهتدریج پاک شود و این کار تنها و تنها با تولید انبوه محتواهای مثبت و ایجابی ممکن است. باید آنقدر محتواهای مثبت و ایجابی تولید کنیم تا اگر گاهی خبر منفی یا تلخی از سبزوار منتشر میشود ذهنیت مردم و افکار عمومی درباره سبزوار منفی نشود. باید آنقدر محتواهای مثبت و ایجابی تولید کنیم تا اگر گاهی خبر منفی یا تلخی از سبزوار منتشر میشود در بین انبوه محتواهای مثبت گم شود. بهعبارتدیگر باید با راهاندازی جنبش تولید محتوا، تصویر و انگاره سبزوار را در اذهان و چشمها باز مهندسی کنیم. باید آنقدر محتواهای فاخر تولید و منتشر کنیم که اگر گاهی هم خبر منفی و تلخی منتشر شد خللی در تصویر مثبت و زیبای مردم از سبزوار خدشهای وارد نشود. اگر بخواهیم مثالی در این زمینه بزنیم یزد نمونه خوبی است. با شنیدن نام «یزد» چه چیزی به ذهن میآید، شاید اولین چیزی که به ذهن میآید این است که شهری دیدنی و گردشگری است. برای اینکه بدانیم این تصوری که از یزد در اذهان و افکار عمومی وجود دارد چقدر واقعی است باید آن را به استان همسایهاش سیستان و بلوچستان مقایسه کنیم. اگر یزد، آثار تاریخی 50 و 100 ساله دارد سیستان و بلوچستان آثار 500 و آثار 1000 ساله دارد. اگر یزد آثار 100 و 200 سالهاش را مرتب به ثبت میرساند اما متأسفانه هنوز کم نیست آثار 1000 و 2000 سالهای که در سیستان و بلوچستان به ثبت نرسیدهاند. از نظر جغرافیا هم سیستان و بلوچستان با توجه به گستردگی و موقعیت قرار گرفتنش اصلاً قابلمقایسه با یزد نیست. سیستان و بلوچستان هم کویر دارد هم دریا و هم رودخانه و هم دریاچه. بهجرئت میتوان گفت آثار، ظرفیتها و استعدادهایی که سیستان و بلوچستان در زمینه میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری دارد چندین برابر یزد است. سیستان و بلوچستان از محرومترین استانهای کشور است با مشکلاتی متعددی که همه آن را میدانیم اما بهجرئت میتوان گفت )این را با اطلاع میگویم چون چند بار کل این استان را گز کرده و از نزدیک دیدهام( تنها با میراث فرهنگی و گردشگری میتوان این استان را به آبادترین استانهای کشور تبدیل کرد. حال چرا یزد پیشرفت کرده و به شهر گردشگری تبدیل شده است اما سیستان و بلوچستان محروم مانده و این همه مشکلات دارد؟ از اینها که بگذریم آیا میدانید استان یزد بالاترین آمار دیابت کشور را دارد؟ آیا میدانید یزد بیشترین معلول ناشی از ازدواجهای فامیلی را در کشور دارد. آیا میدانید یزد بیشترین تعداد سرانه چک برگشتی کل کشور را دارد یعنی سرانه چک برگشتی این استان حتی از تهران هم بیشتر است. )منبع: پایگاه اقتصاد آنلاین به نقل از مرجع دادههای بانک مرکزی( از این «آیا میدانیدها» شاید موارد دیگر هم باشد اما چرا کسی اینها را از یزد نمیداند؟ با همه این موارد چرا کسی اینها را نمیداند و یا اگر میداند ذهنیت افکار عمومی درباره یزد چندان منفی نیست؟ یکی از دلایل مهمش آن است که یزدیها تولید محتوای مثبت زیادی درباره شهرشان در رسانهها و افکار عمومی داشتند. یزدیها تلاش کردند که تصویر منفی در افکار عمومی و رسانهها درباره شهرشان شکل نگیرد. از سوی دیگر 3 شهر )میبد، تفت و ابرکوه( از 14 شهر نمونه گردشگری کشور از استان یزد انتخاب شدند. آیا این عادلانه است؟ آیا جای سؤال ندارد که این استان که در مجموع چهار یا پنج شهر دارد چگونه سه شهر آن بهعنوان شهر نمونه گردشگری انتخاب شده است؟ آیا شهرهایی در استانها و مناطق دیگر کشور نداشتیم که بهعنوان شهر نمونه گردشگری انتخاب شود؟ شما چه اثر تاریخی شاخصی از شهرهای تفت، میبد و ابرکوه میشناسید که این شهرها بهعنوان شهر نمونه گردشگری انتخاب شدهاند؟ قطعاً شهرهایی مانند زابل و چابهار از همه نظر، آثار و ظرفیتهای بیشتری برای انتخاب در این فهرست دارند، مثلاً زابل دستکم سه اثر جهانی )شهر سوخته، کوه خواجه و تنگه غلامان( دارد و یا چابهار علاوه بر آثار تاریخی، ظرفیتهای بینظیری برای گردشگری دریایی دارد. واضح است که احتمالاً اعمالنفوذهایی برای انتخاب این شهرها صورت گرفته است. آیا معقولتر و عادلانهتر نبود که دستکم از هر استان یا منطقهای یک شهر را بهعنوان شهر نمونه گردشگری انتخاب کنند؟ اینگونه است که یزد مقصد گردشگری میشود اما بسیاری از مردم آثار تاریخی و جهانی سیستان بلوچستان را هم نمیشناسند. اینگونه است که یزد پیشرفت میکند اما سیستان و بلوچستان با انواع مشکلات امنیتی، فقر، محرومیت و بیکاری دستوپنجه نرم میکند. وجود این شکافهای عمیق بین شهرها و استانهای مختلف نشاندهنده آن است که سیاستگذاریها، برنامهریزیها، تخصیص اعتبارات و عملکردها در کشور ناعادلانه و تبعیضآمیز است. مقایسه این دو استان همسایه فقط برای مثال بود وگرنه از این نمونهها در استانها و مناطق مختلف کشور کم نداریم. حالا یزد را با استان سیستان و بلوچستان و سبزوار مقایسه کنید.

.3

دولتی نق هر شچمنهدم ن یهامدهیتاوانونددسدترگاجهنبهایش ترولسیمدیمحوت وا درباره سبزوار داشته باشند اما کار اصلی را آنها نمیتوانند انجام دهند. کارهایی که دولتیها )افراد و دستگاهها( میکنند معمولاً نمایشی، کم محتوا و سفارشی است.

ادامه صفحه 7

به عبارت سادهتر باید «تولید محتوا» داشته باشیم. تا دو سه سال پیش هر چه میگشتی مثلاً حتی یک عکس ساده از بسیاری از آثار معروف منطقه سبزوار پیدا نمیکردی. این فقط یک مثال برای ملموس کردن موضوع بود وگرنه هنوز هم در بسیاری از زمینهها هیچ چیز قابلاعتنا برای ارائه نداریم

باید «جنبش تولید محتوا » درباره سبزوار ایجاد کنیم. سبزوار آثار، داشتهها، ظرفیتها و استعدادهای زیادی در زمینههای مختلف علمی، کشاورزی، فرهنگی، گردشگری، اقتصادی و... دارد باید برای همه آنها محتوای فاخر، مستند و قابلارائه تولید کنیم.

ادامه از صفحه 6

کار اصلی بر عهده هنرمندان، نخبگان، جوانان، مراکز فرهنگی و هنری مستقل، دانشگاهها، انجمنها و سازمانهای مردمنهاد و در یک کلمه همه «دلسوزان» است. افراد رسمی و دستگاههای دولتی میتوانند زمینهساز باشند و موانع را از جلو پا بردارند. دستگاههای دولتی اگر بتوانند نقش حمایتی، کمکی و تشویقی خود را برای تحقق جنبش تولید محتوا بهخوبی ایفا کنند کافی است و باید ممنونشان بود. البته مدیران و نهادهای دولتی خیال نکنند با حمایت و کمکشان، شاهکار میکنند بلکه این حمایتها و کمکها وظیفه آنهاست که متأسفانه آن را کمتر انجام میدهند. هر سال همایشها و نشستهای متعددی با هزینههای میلیونی برگزار میشود اما دریغ از اینکه کوچکترین و کمترین محتوای ماندگاری تولید کرده باشند. نمیخواهیم با همه این نشستها مخالفت کنیم اما ایکاش این همایشها و نشستها لااقل محتوای ارزشمند و قابلعرضهای هم در سطح ملی یا بینالمللی تولید کنند. ایکاش نهادهای برگزارکننده، قسمتی از بودجههای این همایشها و جلسات را هم برای تولید محتواهای فاخر درباره سبزوار اختصاص دهند. ایکاش نهادها و دستگاههای دولتی بخشی از اعتباراتشان را هم برای تولید محتوا در حوزههای مختلف کنار بگذارند و درست خرج کنند. قابلانکار نیست که گاهی یک عکس خوب، یک فیلم چنددقیقهای یا یک مطلب کوتاه بهاندازه چند همایش پرطمطراق و پرهزینه بُرد دارد و تأثیرگذار است. جنبش تولید محتوا درباره سبزوار، دولتی نیست و نمیشود از نهادهای دولتی انتظار زیادی داشت این جنبش به دست گرهگشا و خلاق جوانان، هنرمندان، رسانهها، خبرنگاران، فرهنگیان و دلسوزان محقق میشود. فقط یک مثال، بر اساس آمار رسمی حدود 30 - 40 خبرنگار در شهرستان مشغول کارند؛ آنها چقدر تولید دارند؟ اگر هر خبرنگاری حتی در ماه هم یک اثر تولیدی )عکس، گزارش، مصاحبه، مقاله، نماهنگ، مستند و ...( درباره شهرستان داشته باشند یعنی در ماه دستکم 30 اثر تولیدی خواهیم داشت و این یعنی تولید محتوا. آیا رسانهها و خبرنگاران شهرستان این رسالتشان را انجام میدهند؟

.4

مختلف «علجنمبی،ش فترولهیندگمیح، ت وشاخدربصایرهتسهبازووامر » شباایهیدر ، درکحشاووزرهزهای، صنایع تبدیلی، گردشگری، اقتصادی، اجتماعی، قطعهسازی و دیگر زمینههایی که جزو ظرفیتها و مزیتهای سبزوار است اتفاق بیفتد. همچنین تولید محتوا باید در قالبهای مختلف صورت گیرد ازجمله کتاب، عکس، مستند، فیلم، گزارش، پژوهش، مقاله، نمایشگاه، رسانهای، فضای مجازی... و به هر شکل ممکن دیگر. با امکانات و شرایط امروز هر کسی در خانهاش هم میتواند تولید محتوا کند و در سطح ملی و حتی جهانی منتشر سازد.

.5

زمینهها یبامیدختلدربف افرهرهنمزگیی،ت هعالموی، ظرگفیردتشهگاریی، سابقتزواصارددیر، کشاورزی و غیره «برندسازی» کنیم. هر شهر و منطقهای را در سطح ملی به «چیزی» میشناسند اما سبزوار به چه چیزی شناخته شده است؟ وقتی گفته میشود هر شهری به چیزی شناخته شده منظور آن است که با آوردن اسم آن چیز ناخودآگاه به یاد آن شهر میافتیم و برعکس. شهرها و مناطق مختلف تلاش زیادی میکنند که هر طور شده برای خودشان در سطح ملی و جهانی برندسازی کنند؛ حتی شهرها و مناطقی که چیز قابلتوجهی ندارند. سبزوار مزیتها و ظرفیتهای کمنظیری و گاه بینظیری برای برندسازی در سطح ملی و بینالمللی دارد اما متأسفانه در این زمینه تقریباً هیچ کاری نکردیم. متهم اصلی در این کوتاهیها، کمکاریها و غفلتها مسئولان و نهادهای رسمی )مجموعه مدیریت شهری( هستند اما آنها انگار اصلاً در فکرها نیستند؛ بهعبارتدیگر اصلاً توی باغ نیستند. بسیاری از مدیران شهری ما چنان غرق روزمرگیها و اختلافات بین دستگاهی و جنجالهای داخل دستگاهی هستند که اصلاً به این چیزها فکر نمیکنند؛ و اصلاً به این سطح نرسیدهاند. اینکه در جلسه محدود شهرستانی یا در گعدههای خودمانی و یا در گوش همدیگر از خودمان تعریف کنیم به جایی نمیرسیم و اتفاقی هم نمیافتد. اگر میخواهیم اتفاقی بیفتد و سبزوار تکانی بخورد باید افقهای نگاهمان را ملی و بینالمللی کنیم و در این سطح سیاستگذاری، برنامهریزی و کار کنیم.

6. محتواهای تولیدشده باید فاخر، مستند، قابلارائه و در یک کلمه «حرفهای» باشد. روشن است که تا محتواهای تولیدشده «حرفهای» نباشند خوانده و دیده نمیشوند و این کارها حرفهای نباشند ماندگار نخواهند شد. محتواهای ضعیف و سَمبل شده نهتنها بُردی نخواهد داشت بلکه آسیبزننده هست. هدفگذاری ما در جنبش تولید محتوا باید سطح ملی و بینالمللی باشد نه در سطح محدود شهرستانی. افق نگاهمان باید کلان و در حد ملی و جهانی باشد. باید محتواهایی تولید کنیم که در سطح ملی و بینالمللی قابلعرضه باشد. در حال حاضر آنقدر فقر محتوا داریم که وقتی یک اثر کوچک )مثلاً یک عکس یا یک یادداشت و گزارش( و در حد قابلقبول هم درباره سبزوار تولید میشود همه از آن استفاده و بهعبارتدیگر از روی همدیگر کپی میکنیم. باید در زمینه محتواهای فاخر و ارزشمند درباره سبزوار به تولید انبوه برسیم.

.7 اگر بگوییم در سه دهه گذشته، محتوای قابلاعتنا و قابلعرضهای درباره سبزوار تولید نشده است خطا نرفتیم. این جنبش میتواند فقر شدید محتوا را که در طول 30 - 40 سال گذشته ایجاد شده است، جبران کند. محتواهای تولیدشده درنهایت به رشد و پیشرفت همهجانبه منطقه سبزوار ختم خواهد شد. سبزوار اینگونه خواهد توانست مانند گذشته نقش تاریخی و فرهنگی خود را در تمدن نوین اسلامی ایفا کند.

عکاس: هادی دهقانپور منبع: سایت اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

علی نورآبادی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.